🔻آسانژ سرگشته و معترض به «بیعدالتی» در اولین جلسه دادگاه حاضر شد
⚡️جولیان آسانژ ، بنیانگذار ویکی لیکس ، روز دوشنبه در اولین جلسه دادرسی دادگاه خود در لندن با سردرگمی کامل حاضر شد تا جایی که نام و سن خود را در پاسخ به قاضی به یاد نمی آورد و با لکنت بیان کرد.
به گزارش يورونيوز، این اولین حضور عمومی بنیان گذار ویکی لیکس در جلسه دادگاه در لندن است. در جریان برگزاری این دادگاه مخالفان بازداشت و احتمال استرداد آسانژ به ایالات متحده در بیرون دادگاه وست مینستر دست به تظاهرات زدند.
آسانژ ، ۴۸ ساله ، که هفت سال در سفارت اکوادور اقامت داشت، قبل از آنکه در ماه آوریل در سفارت اکوادور و با همکاری دولت این کشور در لندن بازداشت شود، می دانست که هم چنان با ۱۸ فقره اتهام در ایالات متحده نیزروبرو است. یکی از آنها توطئه برای هک کردن «رایانه های دولتی و نقض قانون جاسوسی در آمریکا» است. تنها این اتهام می تواند جولیان آسانژ را با دهه ها زندان روبرو کند.
برخلاف آخرین تصاویر او پیش از بازداشت در ماه آوریل گذشته، آسانژ با ظاهری کاملا آراسته و مو و ریش اصلاح شده در دادگاه حاضرشد.
با این حال برای عنوان نام و تاریخ تولد خود در آغاز دادرسی مقدماتی در این پرونده ، چندین بار به لکنت افتاد و گفت چیزی بیاد نمی آورد.
هنگامی که قاضی در پایان جلسه از او پرسید که آیا می داند چه اتفاقی افتاده است و چرا بازداشت شده است، آسانژ پاسخ داد «نه دقیقا». همزمان بنیان گذار ویکی لیکس از شرایط موجود در زندان شکایت کرد و گفت که قادر به «درست فکر کردن» نیست.
جولیان آسانژ «عدالت» دادگاه را زیر سوال برد و گفت در شرایط کنونی نمی تواند روی هیچ چیزی تحقیق کند و به هیچ یک از نوشته هایش دسترسی ندارد. یکی از بزرگترین افشاگران چند دهه اخیر ادعا کرد که شرایط بسیار بدی در زندان دارد.
سردبیر کنونی وبسایت ویکی لیکس که در بیرون دادگاه حاضربود اعلام کرد که شواهد و مستندات جدیدی مبنی بر جاسوسی دستگاه های امنیتی ایالات متحده، از جمله سازمان سیا، از وکلای جولیان آسانژ در ماه های اخیر وجود دارد. وی تاکید کرد که جولیان در شرایط ناعادلانه و شرم آوری نگهداری می شود.
⚡️مارک سامرز ، وكیل جولیان آسانژ اظهار داشت كه دادرسی استرداد آسانژ به ایالات متحده که قرار بود در ماه فوریه برگزارشود به دلیل پیچیدگی پرونده باید به مدت سه ماه به تعویق بیفتد. وی به دشواری برقراری ارتباط با آسانژ اشاره كرد و گفت كه وی در زندان كامپیوتر ندارد. قاضی درخواست تعویق جلسه دادگاهی مربوط به حکم استرداد را رد کرده است.
⚡️جولیان آسانژ، در سال ۲۰۱۲ برای جلوگیری از استرداد خود به سوئد برای مواجهه با اتهامات جنسی که به وی وارد شده بود به سفارتخانه اکوادور گریخت. او می گوید که اتهامات ایالات متحده علیه وی تنها یک اقدام سیاسی برای خفه کردن افشاگران و خبرنگاران و ناشران متعهد و مستقل است و ادعاهای دولت سوئد بخشی از توطئه برای دستگیری او بود. سوئد هم چنان در حال بررسی پرونده «تجاوز جنسی» جولیان آسانژ است.
⚡️جولیان آسانژ ۴۸ ساله یازدهم آوریل گذشته پس از همراهی سفارت اکوادور با پلیس لندن بازداشت شد. آسانژ برای بسیاری از روزنامه نگاران، فعالان حقوق بشر و اندیشمندان از جمله نوام چامسکی یک قهرمان و ناجی است. همزمان این شهروند استرالیایی، از نگاه دولت ها و حاکمان کشورهای درگیر در رسوایی ویکیلیکس، و به ویژه ایالات متحده، یک خائن وعنصری نامطلوب برای صلح و امنیت جهانی است. بی دلیل نیست که استرداد احتمالی آسانژ به آمریکا می تواند تبعات فراوانی برای دولت بریتانیا دست کم از سوی هواداران میلیونی بنیانگذار ویکی لیکس داشته باشد.
#آسانژ_بنیانگذار_ویکیلیکس و افشاگر جنایات آمریکا
@zan_j
⚡️جولیان آسانژ ، بنیانگذار ویکی لیکس ، روز دوشنبه در اولین جلسه دادرسی دادگاه خود در لندن با سردرگمی کامل حاضر شد تا جایی که نام و سن خود را در پاسخ به قاضی به یاد نمی آورد و با لکنت بیان کرد.
به گزارش يورونيوز، این اولین حضور عمومی بنیان گذار ویکی لیکس در جلسه دادگاه در لندن است. در جریان برگزاری این دادگاه مخالفان بازداشت و احتمال استرداد آسانژ به ایالات متحده در بیرون دادگاه وست مینستر دست به تظاهرات زدند.
آسانژ ، ۴۸ ساله ، که هفت سال در سفارت اکوادور اقامت داشت، قبل از آنکه در ماه آوریل در سفارت اکوادور و با همکاری دولت این کشور در لندن بازداشت شود، می دانست که هم چنان با ۱۸ فقره اتهام در ایالات متحده نیزروبرو است. یکی از آنها توطئه برای هک کردن «رایانه های دولتی و نقض قانون جاسوسی در آمریکا» است. تنها این اتهام می تواند جولیان آسانژ را با دهه ها زندان روبرو کند.
برخلاف آخرین تصاویر او پیش از بازداشت در ماه آوریل گذشته، آسانژ با ظاهری کاملا آراسته و مو و ریش اصلاح شده در دادگاه حاضرشد.
با این حال برای عنوان نام و تاریخ تولد خود در آغاز دادرسی مقدماتی در این پرونده ، چندین بار به لکنت افتاد و گفت چیزی بیاد نمی آورد.
هنگامی که قاضی در پایان جلسه از او پرسید که آیا می داند چه اتفاقی افتاده است و چرا بازداشت شده است، آسانژ پاسخ داد «نه دقیقا». همزمان بنیان گذار ویکی لیکس از شرایط موجود در زندان شکایت کرد و گفت که قادر به «درست فکر کردن» نیست.
جولیان آسانژ «عدالت» دادگاه را زیر سوال برد و گفت در شرایط کنونی نمی تواند روی هیچ چیزی تحقیق کند و به هیچ یک از نوشته هایش دسترسی ندارد. یکی از بزرگترین افشاگران چند دهه اخیر ادعا کرد که شرایط بسیار بدی در زندان دارد.
سردبیر کنونی وبسایت ویکی لیکس که در بیرون دادگاه حاضربود اعلام کرد که شواهد و مستندات جدیدی مبنی بر جاسوسی دستگاه های امنیتی ایالات متحده، از جمله سازمان سیا، از وکلای جولیان آسانژ در ماه های اخیر وجود دارد. وی تاکید کرد که جولیان در شرایط ناعادلانه و شرم آوری نگهداری می شود.
⚡️مارک سامرز ، وكیل جولیان آسانژ اظهار داشت كه دادرسی استرداد آسانژ به ایالات متحده که قرار بود در ماه فوریه برگزارشود به دلیل پیچیدگی پرونده باید به مدت سه ماه به تعویق بیفتد. وی به دشواری برقراری ارتباط با آسانژ اشاره كرد و گفت كه وی در زندان كامپیوتر ندارد. قاضی درخواست تعویق جلسه دادگاهی مربوط به حکم استرداد را رد کرده است.
⚡️جولیان آسانژ، در سال ۲۰۱۲ برای جلوگیری از استرداد خود به سوئد برای مواجهه با اتهامات جنسی که به وی وارد شده بود به سفارتخانه اکوادور گریخت. او می گوید که اتهامات ایالات متحده علیه وی تنها یک اقدام سیاسی برای خفه کردن افشاگران و خبرنگاران و ناشران متعهد و مستقل است و ادعاهای دولت سوئد بخشی از توطئه برای دستگیری او بود. سوئد هم چنان در حال بررسی پرونده «تجاوز جنسی» جولیان آسانژ است.
⚡️جولیان آسانژ ۴۸ ساله یازدهم آوریل گذشته پس از همراهی سفارت اکوادور با پلیس لندن بازداشت شد. آسانژ برای بسیاری از روزنامه نگاران، فعالان حقوق بشر و اندیشمندان از جمله نوام چامسکی یک قهرمان و ناجی است. همزمان این شهروند استرالیایی، از نگاه دولت ها و حاکمان کشورهای درگیر در رسوایی ویکیلیکس، و به ویژه ایالات متحده، یک خائن وعنصری نامطلوب برای صلح و امنیت جهانی است. بی دلیل نیست که استرداد احتمالی آسانژ به آمریکا می تواند تبعات فراوانی برای دولت بریتانیا دست کم از سوی هواداران میلیونی بنیانگذار ویکی لیکس داشته باشد.
#آسانژ_بنیانگذار_ویکیلیکس و افشاگر جنایات آمریکا
@zan_j
Forwarded from گروه اتحاد بازنشستگان
🍁🍂
🔴 پویایی جنبش بازنشستگان با موضع گیری و اعلام حمایت سندیکاهای کارگری و تشکل های فعالان و همچنین سایر تشکل های بازنشستگان در جامعه خود را نشان داده است. این پویایی باید با خلاقیت و طرح مطالبات و همچنین با ایجاد همبستگی طبقاتی میان جنبش های اجتماعی تقویت گردد. موضوع دیگری که میتواند موجب تقویت جنبش اعتراضی بازنشستگان شود، تلاش برای جلب حمایت شاغلان و ایجاد پیوند و ارتباط مستمر و فعال با سایر جنبشهای اعتراضی و جلب حمایت آنهاست. اتحاد و همکاری و هماهنگی با تشکلهای کارگری و جنبش طبقه کارگر، تشکلها و جنبش اعتراضی معلمان، جنبش دانشجویی و جنبش زنان میتواند در انعکاس گستردهتر صدای اعتراض بازنشستگان نقش بسیار مهمی ایفا کند و اردوی بازنشستگان را تقویت کند.
گروه اتحاد بازنشستگان
https://t.me/GEtehadbazneshastegan
🔴 پویایی جنبش بازنشستگان با موضع گیری و اعلام حمایت سندیکاهای کارگری و تشکل های فعالان و همچنین سایر تشکل های بازنشستگان در جامعه خود را نشان داده است. این پویایی باید با خلاقیت و طرح مطالبات و همچنین با ایجاد همبستگی طبقاتی میان جنبش های اجتماعی تقویت گردد. موضوع دیگری که میتواند موجب تقویت جنبش اعتراضی بازنشستگان شود، تلاش برای جلب حمایت شاغلان و ایجاد پیوند و ارتباط مستمر و فعال با سایر جنبشهای اعتراضی و جلب حمایت آنهاست. اتحاد و همکاری و هماهنگی با تشکلهای کارگری و جنبش طبقه کارگر، تشکلها و جنبش اعتراضی معلمان، جنبش دانشجویی و جنبش زنان میتواند در انعکاس گستردهتر صدای اعتراض بازنشستگان نقش بسیار مهمی ایفا کند و اردوی بازنشستگان را تقویت کند.
گروه اتحاد بازنشستگان
https://t.me/GEtehadbazneshastegan
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📽 ترانه: یاد باد
▪️خواننده: رضا یوسفبیگی
▪️ملودی: جواد معروفی
▪️شعر: ریبوار
🚩روژاوا
https://telegram.me/joinchat/AAAAAEGYUdkL2XwKROwoLQ
▪️خواننده: رضا یوسفبیگی
▪️ملودی: جواد معروفی
▪️شعر: ریبوار
🚩روژاوا
https://telegram.me/joinchat/AAAAAEGYUdkL2XwKROwoLQ
#گزارش
#روایت
"زندگی های آجری و دیگر هیچ"
کوره پزخانه «خاله پزاب» شبیه یک کوچه یکطرفه است، نه اینکه واقعاً یکطرفه باشد که یک سمتش، در کنار هم ردیف به ردیف، اتاقهای ۹ متری ساختهاند و آن طرف، منظرهاش به روی خشتها باز میشود. اما برای رسیدن به کوره پزخانهها باید مسافتی را طی کرد. آنچه دیده میشود البته یک روایت دور از عمق کار کارگرهای کوره پزخانههاست. در خانه سوم، زنی همین که پرده چرک آلود ورودی را کنار میزند، لشگر مگسها به سمت بوی غذای چند روز مانده، حمله میکنند.
نرمی انگشتان دستانم که به زبری دستان «راحله» میگیرد، صدای صیقلی درد را میشنوم. انگشت سبابهاش را آنقدر محکم پیچیده که معلوم نیست اگر باز شود، وصله ناجور کدام بند انگشتش رها شود. هر بندش را با هزار کهنه درهم پیچانده، اما تاریخ زخمهایش برای امروز و دیروز نیست.
17 سال پیش، همان وقت که برای اولین بار با قطار مشهد به تهران آمد، روبنده سفیدش را که برای تازه دامادش بالا زد، شب نشده، پایش به در کورهپزخانه باز شد. چند ساعت میهمان نوعروس خوافیها بود، اما همان چند ساعت هم برایش جهنمی بود که گرمایش کم از کوره پزخانه ها نداشت. آنوقتها تازه فهمیده بود، زن بودن یعنی چه. دلش میخواست یک نفر مثل «ننه مرمر»، صورتش را که از فرط مو و کرک، سیاه و چرکآلود دیده میشد بند بیندازد و از شر این همه نیش و کنایه زنان قوم و خویشش رهایش کند.
دلش لک زده بود که برای خرید النگوهای بدلی بازار حاج عبدالله، جوراب سفید نازکش را از صندوقچه سه قفله ننه جانش در بیاورد وهمان چادر نازک نقش بهارش را پشت و رو، هی در بیاورد و هی روی سرش ورانداز کند. 13 ساله که شد، باباجان که از در آمد بیرون، خلعتی میرزا رمضان را که گذاشتند جلوی رویش، نیشش تا بناگوش باز شد. هم دلش میخواست خلعتیها را بردارد و چهارگوشه حیاط را ببوسد و هی قربان صدقه ننه جانش برود و هم گونههای گل انداخته اش، اجازه نمیداد تا لااقل بقچه گلدوزی شده خلعتی را از سرجایش بلند کند. برای همین آقاجان که صدایش زد به اندرونی خزید و در را محکم پشت سرش چند قفله کرد...
«راحله» اولین پارچه چرکآلود روی انگشتش را که باز میکند، یاد چندمین شبی میافتد که از فرط درد، خرده شیشههای کوره پزخانه را لای انگشتانش جا گذاشته. حالا برایش آنقدر این خاطره تکرار شده که هر وقت خشتهای خام را به هم میزند، زبری انگشتانش که به یک شیء تیزمی خورد، با دندانهایش، گوشهای از چادر کمر پیچش را باز میکند و بدون آنکه صدای جیغ و دادش بلند شود، راه زخم را میبندد. آنقدر میپیچد و میپیچد و میپیچد که بالاخره رد خون لای پارچههای کهنه محو میشود. راحله خودش را جزو اولین ساکنان کورهپزخانه «خاله پزاب» میداند. همان سالهایی که به قول خودش ارباب کوره پزخانه، یک دیوار شمالی را آجرکشی کرد تا اولین خانه که نه اتاق 9 متری برای نوعروس خواف آماده شود. راحله خیلی شبها، پرده آسمان به سیاهی نرسیده، از ترس نیش عقرب و زوزه سگهای هار، خشتها راخشک نشده روی هم هوار میکرد و با پای برهنه روی سنگلاخهای سخت بیابان میدوید، میدانست پایش به اتاق نرسیده، کمربند «رمضان»، بدن نحیفش را کبود میکند، اما آنقدر از سیاهی بیابانهای کوره پزخانهها میترسید که در گرمای 45 درجه تابستانهای خشک، بعد از آنکه کارش لای خشتها و اجرها تمام میشد، لباسهای ضخیم زمستانهاش را میپوشید و خودش را برای عربدهها و مشت و لگدهای تازه داماد آماده میکرد.
«رمضان»، اما گوشش به این حرفها بدهکار نبود، سرکارگرها اگر خشتها را میشمردند و سهم راحله از روز قبل کمتر بود، برایش فرقی نمیکرد، پا به ماه است یا از زور عفونت جانش به لب آمده، کمربند سیاه چرمیاش را که راحله همان وقتها پیش از دیدن چهره زمختش خریده بود، با کراهت در میآورد و چشمهایش را به روی رحم و مروت میبست.
راحله حالا که این حرفها را میزند برای خودش برو بیایی دارد. در اتاقش را برای زنان کوره پزخانه باز میکند و در گوششان نجوا میکند که چگونه حرفهای مردشان را بشنوند و زیربار حرف زور نروند.
«رمضان» چند سالی است که راحله را تنها گذاشته. شنیدهاند اوایل تلفنی میزده، اما کم کم کارش بیخ پیدا کرده و یک شب لای همین جرز دیوارهای کوره پزخانه، از درد خماری یک خشت خیس برداشته و دهانش را گل گرفته.اهالی کوره پزخانه البته چیزی ندیدهاند، اما ضربالمثلش زبان به زبان چرخیده. «آدم گدا، مرگش ندارد صدا».
⚡️... زن روزی به ازای 2 هزار آجر، 60 هزار تومان درآمد دارد. اما ارباب، پولها را حتی به سرکارگرهم نمیدهد. هر خانواده، شویش را جلو میاندازد و به ازای هر تعداد آجر که خشت زده، روزی از 60 هزار تا 100 هزار تومان کاسب میشود.
@zan_j
#زنان_کارگر
#فقر
ادامه 👇
https://www.eghtesadonline.com/n/1vpS
#روایت
"زندگی های آجری و دیگر هیچ"
کوره پزخانه «خاله پزاب» شبیه یک کوچه یکطرفه است، نه اینکه واقعاً یکطرفه باشد که یک سمتش، در کنار هم ردیف به ردیف، اتاقهای ۹ متری ساختهاند و آن طرف، منظرهاش به روی خشتها باز میشود. اما برای رسیدن به کوره پزخانهها باید مسافتی را طی کرد. آنچه دیده میشود البته یک روایت دور از عمق کار کارگرهای کوره پزخانههاست. در خانه سوم، زنی همین که پرده چرک آلود ورودی را کنار میزند، لشگر مگسها به سمت بوی غذای چند روز مانده، حمله میکنند.
نرمی انگشتان دستانم که به زبری دستان «راحله» میگیرد، صدای صیقلی درد را میشنوم. انگشت سبابهاش را آنقدر محکم پیچیده که معلوم نیست اگر باز شود، وصله ناجور کدام بند انگشتش رها شود. هر بندش را با هزار کهنه درهم پیچانده، اما تاریخ زخمهایش برای امروز و دیروز نیست.
17 سال پیش، همان وقت که برای اولین بار با قطار مشهد به تهران آمد، روبنده سفیدش را که برای تازه دامادش بالا زد، شب نشده، پایش به در کورهپزخانه باز شد. چند ساعت میهمان نوعروس خوافیها بود، اما همان چند ساعت هم برایش جهنمی بود که گرمایش کم از کوره پزخانه ها نداشت. آنوقتها تازه فهمیده بود، زن بودن یعنی چه. دلش میخواست یک نفر مثل «ننه مرمر»، صورتش را که از فرط مو و کرک، سیاه و چرکآلود دیده میشد بند بیندازد و از شر این همه نیش و کنایه زنان قوم و خویشش رهایش کند.
دلش لک زده بود که برای خرید النگوهای بدلی بازار حاج عبدالله، جوراب سفید نازکش را از صندوقچه سه قفله ننه جانش در بیاورد وهمان چادر نازک نقش بهارش را پشت و رو، هی در بیاورد و هی روی سرش ورانداز کند. 13 ساله که شد، باباجان که از در آمد بیرون، خلعتی میرزا رمضان را که گذاشتند جلوی رویش، نیشش تا بناگوش باز شد. هم دلش میخواست خلعتیها را بردارد و چهارگوشه حیاط را ببوسد و هی قربان صدقه ننه جانش برود و هم گونههای گل انداخته اش، اجازه نمیداد تا لااقل بقچه گلدوزی شده خلعتی را از سرجایش بلند کند. برای همین آقاجان که صدایش زد به اندرونی خزید و در را محکم پشت سرش چند قفله کرد...
«راحله» اولین پارچه چرکآلود روی انگشتش را که باز میکند، یاد چندمین شبی میافتد که از فرط درد، خرده شیشههای کوره پزخانه را لای انگشتانش جا گذاشته. حالا برایش آنقدر این خاطره تکرار شده که هر وقت خشتهای خام را به هم میزند، زبری انگشتانش که به یک شیء تیزمی خورد، با دندانهایش، گوشهای از چادر کمر پیچش را باز میکند و بدون آنکه صدای جیغ و دادش بلند شود، راه زخم را میبندد. آنقدر میپیچد و میپیچد و میپیچد که بالاخره رد خون لای پارچههای کهنه محو میشود. راحله خودش را جزو اولین ساکنان کورهپزخانه «خاله پزاب» میداند. همان سالهایی که به قول خودش ارباب کوره پزخانه، یک دیوار شمالی را آجرکشی کرد تا اولین خانه که نه اتاق 9 متری برای نوعروس خواف آماده شود. راحله خیلی شبها، پرده آسمان به سیاهی نرسیده، از ترس نیش عقرب و زوزه سگهای هار، خشتها راخشک نشده روی هم هوار میکرد و با پای برهنه روی سنگلاخهای سخت بیابان میدوید، میدانست پایش به اتاق نرسیده، کمربند «رمضان»، بدن نحیفش را کبود میکند، اما آنقدر از سیاهی بیابانهای کوره پزخانهها میترسید که در گرمای 45 درجه تابستانهای خشک، بعد از آنکه کارش لای خشتها و اجرها تمام میشد، لباسهای ضخیم زمستانهاش را میپوشید و خودش را برای عربدهها و مشت و لگدهای تازه داماد آماده میکرد.
«رمضان»، اما گوشش به این حرفها بدهکار نبود، سرکارگرها اگر خشتها را میشمردند و سهم راحله از روز قبل کمتر بود، برایش فرقی نمیکرد، پا به ماه است یا از زور عفونت جانش به لب آمده، کمربند سیاه چرمیاش را که راحله همان وقتها پیش از دیدن چهره زمختش خریده بود، با کراهت در میآورد و چشمهایش را به روی رحم و مروت میبست.
راحله حالا که این حرفها را میزند برای خودش برو بیایی دارد. در اتاقش را برای زنان کوره پزخانه باز میکند و در گوششان نجوا میکند که چگونه حرفهای مردشان را بشنوند و زیربار حرف زور نروند.
«رمضان» چند سالی است که راحله را تنها گذاشته. شنیدهاند اوایل تلفنی میزده، اما کم کم کارش بیخ پیدا کرده و یک شب لای همین جرز دیوارهای کوره پزخانه، از درد خماری یک خشت خیس برداشته و دهانش را گل گرفته.اهالی کوره پزخانه البته چیزی ندیدهاند، اما ضربالمثلش زبان به زبان چرخیده. «آدم گدا، مرگش ندارد صدا».
⚡️... زن روزی به ازای 2 هزار آجر، 60 هزار تومان درآمد دارد. اما ارباب، پولها را حتی به سرکارگرهم نمیدهد. هر خانواده، شویش را جلو میاندازد و به ازای هر تعداد آجر که خشت زده، روزی از 60 هزار تا 100 هزار تومان کاسب میشود.
@zan_j
#زنان_کارگر
#فقر
ادامه 👇
https://www.eghtesadonline.com/n/1vpS
اقتصاد آنلاین
زندگیهای آجری و دیگر هیچ!
کوره پزخانه «خاله پزاب» شبیه یک کوچه یکطرفه است، نه اینکه واقعاً یکطرفه باشد که یک سمتش، در کنار هم ردیف به ردیف، اتاقهای 9 متری ساختهاند و آن طرف، منظرهاش به روی خشتها باز میشود. اما برای رسیدن به کوره پزخانهها باید مسافتی را طی کرد. آنچه دیده میشود…
Audio
سخنان #سپیده_قلیان از زندان قرچک درباره اعتصاب غذا و روند پروندهاش
سهشنبه ۳۰ مهر ۹۸
من از روز یکشنبه، دست از خوردن غذا و آب کشیدهام. دست از آزار من و خانوادهام برنمیدارند. خسته شدهام. مگر من چه قدر توان دارم؟ میخواهم هیاتی از قوه قضائیه برای بررسی وضعیت زندان قرچک بیایند.
- کمپین دفاع از بازداشتشدگان هفتتپه و زندانیان ترقیخواه
@Zendani7Tapeh
@zan_j
سهشنبه ۳۰ مهر ۹۸
من از روز یکشنبه، دست از خوردن غذا و آب کشیدهام. دست از آزار من و خانوادهام برنمیدارند. خسته شدهام. مگر من چه قدر توان دارم؟ میخواهم هیاتی از قوه قضائیه برای بررسی وضعیت زندان قرچک بیایند.
- کمپین دفاع از بازداشتشدگان هفتتپه و زندانیان ترقیخواه
@Zendani7Tapeh
@zan_j
Forwarded from زن و جامعه (زن کارگر)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#رویاها
رویاهاتو محکم بچسب
واسه این که اگه رویاها بمیرن
زندگی عین مرغ شکسته بالی میشه
که دیگه مگه پروازو خواب ببینه.
رویاهاتو محکم بچسب
واسه این که اگه رویاهات از دس برن
زندگی عین بیابون ِ برهوتی میشه
که برفا توش یخ زده باشن.
#لنگستون_هيوز
ترجمه : #احمد_شاملو
@zan_j
رویاهاتو محکم بچسب
واسه این که اگه رویاها بمیرن
زندگی عین مرغ شکسته بالی میشه
که دیگه مگه پروازو خواب ببینه.
رویاهاتو محکم بچسب
واسه این که اگه رویاهات از دس برن
زندگی عین بیابون ِ برهوتی میشه
که برفا توش یخ زده باشن.
#لنگستون_هيوز
ترجمه : #احمد_شاملو
@zan_j
🔴 بیانیه اعلام حمایت از خواستههای برحق #سپیده_قلیان و در خواست برای پایان دادن وی به اعتصاب غذای خشک، با امضای بیش از ۱۵۰ نفر از فعالین مدنی.
⚫ لازم به ذکر است سپیده قلیان پس از پذیرش پیگیری خواستههایش توسط رئیس زندان قرچک و حمایت فعالین و مردم به اعتصاب غذای خود پایان داد.
متن بیانیه حمایت از سپیده قلیان و اسامی امضا کنندگان را در لینک زیر میتوانید بخوانید:
https://bit.ly/33VTgbM
- کمپین دفاع از بازداشتشدگان هفتتپه و زندانیان ترقیخواه
@Zendani7Tapeh
@zan_j
⚫ لازم به ذکر است سپیده قلیان پس از پذیرش پیگیری خواستههایش توسط رئیس زندان قرچک و حمایت فعالین و مردم به اعتصاب غذای خود پایان داد.
متن بیانیه حمایت از سپیده قلیان و اسامی امضا کنندگان را در لینک زیر میتوانید بخوانید:
https://bit.ly/33VTgbM
- کمپین دفاع از بازداشتشدگان هفتتپه و زندانیان ترقیخواه
@Zendani7Tapeh
@zan_j
نگاهش کنید
گریلایِ گیسو بارِ من
گره از قطارِ گلوله گشوده است.
نیمی ماه و نیمی مادر
گهوارهبانِ باران و
گلِ سرخ است هنوز.
این خطِ شیرکو،
این هم نشانِ شوان:
من
قباله ی کردستان را
در محضرِ انار و کبوتر و زیتون
امضاء کردهام!
سیدعلی صالحی
#روژاوا
#زنان_افغانستان_تنها_نیستند
@zan_j
گریلایِ گیسو بارِ من
گره از قطارِ گلوله گشوده است.
نیمی ماه و نیمی مادر
گهوارهبانِ باران و
گلِ سرخ است هنوز.
این خطِ شیرکو،
این هم نشانِ شوان:
من
قباله ی کردستان را
در محضرِ انار و کبوتر و زیتون
امضاء کردهام!
سیدعلی صالحی
#روژاوا
#زنان_افغانستان_تنها_نیستند
@zan_j
♻️در سراوان چه گذشتهاست؟
اعتراض و مقاومت مردم و وعدههای پوچ مسئولین
▫️مسألۀ آلودگی محیط زیست سراوان استان گیلان به بحرانی انسانی برای بیش از دوازدههزار و ۵۰۰ نفر از ساکنین آن و در ادامه مردم رشت و انزلی و به نوعی همۀ گیلان تبدیل شده است.
▫️انباشت بیش از سه دهۀ زباله در دل جنگلهای هیرکانی و نفوذ شیرابه به زمین و آلودگی آب و هوا و محیط زیست، زندگی و معیشت مردم را به خطر انداخته است.
▫️پس از اعتراضات مردمی و مقاومتهایی که برای جلوگیری از انتقال زباله به این محل انجام گرفت و وقتی مردم با بیتفاوتی و حتی اصرار مسئولین استان به تداوم انباشت زباله در سراوان مواجه و همکاری شورای اسلامی دهستان را با آن دیدند، تصمیم به ایجاد شورایی مردمی گرفتند که تعدادی از جوانان فعال و آگاه در آن به نمایندگی از مردم روستا برای جلوگیری از انباشت زباله و یافتن راه چاره پیشقدم شدند.
▫️مردمی که نام فراموششدهٔ مطالعات این طرحها هستند. با آنها مشورتی نمیشود، وضعیت برایشان توضیح داده نمیشود و در نهایت تنها از آنها این توقع میرود که در فیش سالیانهٔ عوارض شهرداری، هزینهٔ لندفیل را بپردازند.
▫️علیرغم تهدید و ارعاب و فشارهای امنیتی و بی تفاوتی مقامات و مسئولین، شورای مردمی سراوان با یاری اهالی محل چند تجمع اعتراضی برگزار کرده و دیدارهایی با مسئولین استانی داشتند که حاصل آن وعدههاییست که هنوز عملی نشده.
▫️حالا که سراوان به وضعیتی بحرانی رسیده و حشرات موذی و رانش زبالهها دامنگیرش شده، گویا تنها راه فوری که به ذهن مسئولان رسیده سمپاشی محل است. غافل از اینکه همین سموم همراه شیرابهها به عمق زمین نفوذ میکنند. لندفیل بهداشتی- مهندسی و زبالهسوز، کلماتیست که از زبان مسئولان مربوطه نمیافتد، برای اولی چندینبار با مشاور داخلی و خارجی کار تحقیقاتی انجام شده اما به گفتهٔ همان مسئولان، مشاورین و پیمانکاران خلف وعده کردهاند! دومین وعده هم، نصب دستگاه زبالهسوزی است که ۱۲۰ تا ۱۵۰ میلیارد تومان بودجه میخواهد و...
▫️نشان این وعدهها، نصب روزشماریست برای تأسیس زباله سوز که اکنون کمتر از سیروز به پایان آن که نشاندهندۀ زمان اتمام کار تصب زبالهسوز است، باقی مانده و هنوز هیچ نشانهای از اقدام و عمل نیست. گویی ارادهای برای این موضوع وجود ندارد.
▫️اگرچه همهٔ مسئولان سالهاست در مراسم و افتتاحیههایی برای زبالهسوز، لندفیل بهداشتی و مهندسی و دهها طرح ساماندهی وضعیت اسفناک سراوان شرکت میکنند، و به تازگی نیز شهردار تازۀ رشت وعدۀ تأسیس تصویهخانۀ شیرابه را داده که کار ساختمانی پیریزی آن در حال انجام است، اما وضعیت هر روز بدتر میشود.
‼️لطفاً این متن را همرسانی کنید. فاجعهای انسانی در شرف وقوع است که برای مقابله با آن همین حالا هم دیر است.
بی تفاوت نباشیم.
اعتراض و مقاومت مردم و وعدههای پوچ مسئولین
▫️مسألۀ آلودگی محیط زیست سراوان استان گیلان به بحرانی انسانی برای بیش از دوازدههزار و ۵۰۰ نفر از ساکنین آن و در ادامه مردم رشت و انزلی و به نوعی همۀ گیلان تبدیل شده است.
▫️انباشت بیش از سه دهۀ زباله در دل جنگلهای هیرکانی و نفوذ شیرابه به زمین و آلودگی آب و هوا و محیط زیست، زندگی و معیشت مردم را به خطر انداخته است.
▫️پس از اعتراضات مردمی و مقاومتهایی که برای جلوگیری از انتقال زباله به این محل انجام گرفت و وقتی مردم با بیتفاوتی و حتی اصرار مسئولین استان به تداوم انباشت زباله در سراوان مواجه و همکاری شورای اسلامی دهستان را با آن دیدند، تصمیم به ایجاد شورایی مردمی گرفتند که تعدادی از جوانان فعال و آگاه در آن به نمایندگی از مردم روستا برای جلوگیری از انباشت زباله و یافتن راه چاره پیشقدم شدند.
▫️مردمی که نام فراموششدهٔ مطالعات این طرحها هستند. با آنها مشورتی نمیشود، وضعیت برایشان توضیح داده نمیشود و در نهایت تنها از آنها این توقع میرود که در فیش سالیانهٔ عوارض شهرداری، هزینهٔ لندفیل را بپردازند.
▫️علیرغم تهدید و ارعاب و فشارهای امنیتی و بی تفاوتی مقامات و مسئولین، شورای مردمی سراوان با یاری اهالی محل چند تجمع اعتراضی برگزار کرده و دیدارهایی با مسئولین استانی داشتند که حاصل آن وعدههاییست که هنوز عملی نشده.
▫️حالا که سراوان به وضعیتی بحرانی رسیده و حشرات موذی و رانش زبالهها دامنگیرش شده، گویا تنها راه فوری که به ذهن مسئولان رسیده سمپاشی محل است. غافل از اینکه همین سموم همراه شیرابهها به عمق زمین نفوذ میکنند. لندفیل بهداشتی- مهندسی و زبالهسوز، کلماتیست که از زبان مسئولان مربوطه نمیافتد، برای اولی چندینبار با مشاور داخلی و خارجی کار تحقیقاتی انجام شده اما به گفتهٔ همان مسئولان، مشاورین و پیمانکاران خلف وعده کردهاند! دومین وعده هم، نصب دستگاه زبالهسوزی است که ۱۲۰ تا ۱۵۰ میلیارد تومان بودجه میخواهد و...
▫️نشان این وعدهها، نصب روزشماریست برای تأسیس زباله سوز که اکنون کمتر از سیروز به پایان آن که نشاندهندۀ زمان اتمام کار تصب زبالهسوز است، باقی مانده و هنوز هیچ نشانهای از اقدام و عمل نیست. گویی ارادهای برای این موضوع وجود ندارد.
▫️اگرچه همهٔ مسئولان سالهاست در مراسم و افتتاحیههایی برای زبالهسوز، لندفیل بهداشتی و مهندسی و دهها طرح ساماندهی وضعیت اسفناک سراوان شرکت میکنند، و به تازگی نیز شهردار تازۀ رشت وعدۀ تأسیس تصویهخانۀ شیرابه را داده که کار ساختمانی پیریزی آن در حال انجام است، اما وضعیت هر روز بدتر میشود.
‼️لطفاً این متن را همرسانی کنید. فاجعهای انسانی در شرف وقوع است که برای مقابله با آن همین حالا هم دیر است.
بی تفاوت نباشیم.
💢ایتالیا؛ تعداد کودکان فقیر در یک دهه اخیر سه برابرشده است
آمارها نشان می دهند که تعداد کودکان فقیر ایتالیا در ده سال گذشته سه برابرشده است. سازمان «نجات کودکان» با انتشار گزارشی در این باره اعلام کرد تنها در سال ۲۰۱۸ بیش از ۱ میلیون و ۲۶۰ هزار کودک، فقر کامل را در ایتالیا تجربه کرده اند.
فقر هم مانند بردهداری
و آپارتاید طبیعی نیست.
دست ساختهی بشر است
و به دست انسان هم میتوان
آن را ریشه کن کرد . . .!
@zan_j
آمارها نشان می دهند که تعداد کودکان فقیر ایتالیا در ده سال گذشته سه برابرشده است. سازمان «نجات کودکان» با انتشار گزارشی در این باره اعلام کرد تنها در سال ۲۰۱۸ بیش از ۱ میلیون و ۲۶۰ هزار کودک، فقر کامل را در ایتالیا تجربه کرده اند.
فقر هم مانند بردهداری
و آپارتاید طبیعی نیست.
دست ساختهی بشر است
و به دست انسان هم میتوان
آن را ریشه کن کرد . . .!
@zan_j
📌یلدا فیروزیان، شهروند #بهایی از اردیبهشت ماه سال جاری بازداشت و به جز مدت کوتاهی حدود ۶ ماه است که در#سلولانفرادی زندان سمنان به سر میبرد.
#سلول_انفرادی مصداق #شکنجه است.
یلدا فیروزیان از داشتن وکیل نیز تاکنون محروم بوده است.
@zan_j
#سلول_انفرادی مصداق #شکنجه است.
یلدا فیروزیان از داشتن وکیل نیز تاکنون محروم بوده است.
@zan_j
زنان كارگر در جزیره بالی اندونزی برای تأمین هزینه زندگی خود در کارهای ساختمانی کار می کنند. این زنان به ازای کار از ساعت 8 صبح 7 شب، 6 دلار دستمزد دریافت میکنند
مبارزه علیه #تبعیض_جنسیتی جدا از مبارزه طبقاتی نیست
@zan_j
مبارزه علیه #تبعیض_جنسیتی جدا از مبارزه طبقاتی نیست
@zan_j
🔻زمان دادگاه ندا ناجی مشخص شد.
طبق ابلاغیهی شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی مقیسه دادگاه رسیدگی به اتهامات ندا ناجی در روز ۲۲ آبان ماه ساعت ۱۲ ظهر برگزار خواهد شد.
ندا ناجی از بازداشتشدگان روز کارگر از ۱۱ اردیبهشت ماه تا کنون در بازداشت موقت به سرمیبرد.
@Maydayarrests
@zan_j
طبق ابلاغیهی شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی مقیسه دادگاه رسیدگی به اتهامات ندا ناجی در روز ۲۲ آبان ماه ساعت ۱۲ ظهر برگزار خواهد شد.
ندا ناجی از بازداشتشدگان روز کارگر از ۱۱ اردیبهشت ماه تا کنون در بازداشت موقت به سرمیبرد.
@Maydayarrests
@zan_j
⭐️گرامیداشت یاد علی اشرف درویشیان در دومین سالگرد درگذشت او
جهان یادگار است و ما رفتنی
نماند به گیتی به جز مردمی
▪️در دومین سالگرد زنده یاد «علی اشرف درویشیان»، نویسنده مبارز و مردمی، معلم دلسوز و یار وفادار توده های کار و رنج، جمعی از دوستداران وی از ساعت ۲ بعدازظهر روز جمعه با نثار شاخه های گل بر مزارش و خواندن شعر و سخنانی چند، یاد و خاطره اش را گرامی داشتند.
علیاشرف درویشیان نویسنده تهیدستان
#ادبیات_کارگری
@zan_j
جهان یادگار است و ما رفتنی
نماند به گیتی به جز مردمی
▪️در دومین سالگرد زنده یاد «علی اشرف درویشیان»، نویسنده مبارز و مردمی، معلم دلسوز و یار وفادار توده های کار و رنج، جمعی از دوستداران وی از ساعت ۲ بعدازظهر روز جمعه با نثار شاخه های گل بر مزارش و خواندن شعر و سخنانی چند، یاد و خاطره اش را گرامی داشتند.
علیاشرف درویشیان نویسنده تهیدستان
#ادبیات_کارگری
@zan_j
دولت مثل موش، روی سکههای اشرفیاش غلت میزند. کیف میکند و ما اینجا از گرسنگی در حال مردن هستیم.
همهی اینها تقصیر خودمان است، یک دست نیستیم، هر کس مشک خودش را میزند، کسی خاک توی سر مرغ نمیکند، مرغ، خودش، خودش را در خاک و خل میپلکاند!
سالهای ابری
«علی اشرف درویشیان»
سوم شهریور زاد روز علی اشرف درویشیان است
#ادبیات_پیشرو
@zan_j
همهی اینها تقصیر خودمان است، یک دست نیستیم، هر کس مشک خودش را میزند، کسی خاک توی سر مرغ نمیکند، مرغ، خودش، خودش را در خاک و خل میپلکاند!
سالهای ابری
«علی اشرف درویشیان»
سوم شهریور زاد روز علی اشرف درویشیان است
#ادبیات_پیشرو
@zan_j
Forwarded from زن و جامعه (زن کارگر)
...وقتیکه خوشحالیم مادرم خیلی خوب میرقصد. زنهای همسایه با تشت دایره میزنند و مادرم رقص کردی میکند و رقص شاطری هم بلد است. اما هیچوقت جلوی پدرم نمیرقصد. پدرم هر وقت عصبانی میشود به ما میگوید :《ای رقاصهای بیآبرو》و معلوم است که از رقص بدش میآید. من نمیدانم که مادر من که اینقدر خوب است چرا هیچوقت عکساش توی روزنامه یا مجلهای نیست و هیچوقت مادر نمونه نشده است. وقتی که سالی یکبار بند می اندازد، خیلی هم قشنگ میشود.
علی اشرف درویشیان
همراه آهنگهای بابام
#علی_اشرف_درویشیان
نقاشی:پیکاسو
@zan_j
علی اشرف درویشیان
همراه آهنگهای بابام
#علی_اشرف_درویشیان
نقاشی:پیکاسو
@zan_j
Forwarded from زن و جامعه (زن کارگر)
پدر بزرگم مردی
آزادیخواه بود
پیش از آنکه تیر بارانش کنند
تمام شعرهایش را
پای درخت انار باغچه چال کرد
هیچوقت شعرهایش را نخواندم
اما از انارهای باغچه میشود
فهمید
"آزادی"
باید
سرخ و شیرین باشد
آزادیخواه بود
پیش از آنکه تیر بارانش کنند
تمام شعرهایش را
پای درخت انار باغچه چال کرد
هیچوقت شعرهایش را نخواندم
اما از انارهای باغچه میشود
فهمید
"آزادی"
باید
سرخ و شیرین باشد
هنرمند گرسنگی
📢 پادکست "هنرمند گرسنگی"
▪️برای #عاطفه_رنگریز که بدن خود را سلاحی کرده در برابر این همه بیعدالتی.
کمپین دفاع از بازداشت شدگان روز جهانی کارگر
@zan_j
▪️برای #عاطفه_رنگریز که بدن خود را سلاحی کرده در برابر این همه بیعدالتی.
کمپین دفاع از بازداشت شدگان روز جهانی کارگر
@zan_j
اعتراضات این روزهای مردم شیلی علیه سیاست های اقتصادی نئولیبرال و علیه خصوصی سازی ...
تانکها در خیابانها مستقر شدهاند. دموکراسی تثبیتشده به سراغ روشهایی رفته است که از دوران تاریک پیشیناش به ارث برده است.
#نئولیبرالیسم
#شیلی
@zan_j
تانکها در خیابانها مستقر شدهاند. دموکراسی تثبیتشده به سراغ روشهایی رفته است که از دوران تاریک پیشیناش به ارث برده است.
#نئولیبرالیسم
#شیلی
@zan_j