Forwarded from زن و جامعه (زن کارگر)
💢تجمع مدافعان حقوق زنان در #مادرید در اعتراض به افزایش خشونتهای خانگی
شرکت کنندگان در اعتراضات جمعه، خواستار پایان دادن به مردسالاری در #اسپانیا شدند و اعلام کردند چگونه میتوان در جامعهای که مردان زنان را میکُشند از دموکراسی سخن گفت.
این تجمع بزرگ پس از انتشار اخبار مربوط به افزایش میزان تجاوز به عنف در این کشور همچنین قتل دستکم ۱۹ زن در تابستان سال جاری توسط شریک زندگی کنونی و پیشینشان برگزار شد.
فعالان حقوق زنان، وضعیت کنونی زنان در اسپانیا را یک «وضعیت اضطراری فمینیستی» توصیف کردند و خواستار اقدام جدی مسئولان برای تحقق برابری جنسیتی میان مردان و زنان شدند.
بنا بر گزارشهای رسمی اسپانیا، شمار زنانی که در سال جاری میلادی توسط شریک زندگی کنونی یا پیشین خود کشته شدهاند ۴۲ نفر بوده است و ۳۲ کودک نیز در نتیجۀ خشونتهای خانگی یتیم شدهاند.
آمارها همچنین نشان میدهد که بیش از هزار زن از سال ۲۰۰۳ میلادی تاکنون در اسپانیا کشته شدهاند.
#زنان_جهان
#نه_به_خشونت_علیه_زنان
@zan_j
شرکت کنندگان در اعتراضات جمعه، خواستار پایان دادن به مردسالاری در #اسپانیا شدند و اعلام کردند چگونه میتوان در جامعهای که مردان زنان را میکُشند از دموکراسی سخن گفت.
این تجمع بزرگ پس از انتشار اخبار مربوط به افزایش میزان تجاوز به عنف در این کشور همچنین قتل دستکم ۱۹ زن در تابستان سال جاری توسط شریک زندگی کنونی و پیشینشان برگزار شد.
فعالان حقوق زنان، وضعیت کنونی زنان در اسپانیا را یک «وضعیت اضطراری فمینیستی» توصیف کردند و خواستار اقدام جدی مسئولان برای تحقق برابری جنسیتی میان مردان و زنان شدند.
بنا بر گزارشهای رسمی اسپانیا، شمار زنانی که در سال جاری میلادی توسط شریک زندگی کنونی یا پیشین خود کشته شدهاند ۴۲ نفر بوده است و ۳۲ کودک نیز در نتیجۀ خشونتهای خانگی یتیم شدهاند.
آمارها همچنین نشان میدهد که بیش از هزار زن از سال ۲۰۰۳ میلادی تاکنون در اسپانیا کشته شدهاند.
#زنان_جهان
#نه_به_خشونت_علیه_زنان
@zan_j
💢مرگ «دختر آبی» از نگاه تصویرگران و کاریکاتوریستهای ایرانی
با انتشار خبر درگذشت سحر خدایاری، دختر فوتبالدوستی که چند روز پیش در مقابل ساختمان دادگاه انقلاب دست به خودسوزی زده بود واکنش هنرمندان ایرانی را نیز برانگیخت.
با انتشار خبر درگذشت سحر خدایاری، دختر فوتبالدوستی که چند روز پیش در مقابل ساختمان دادگاه انقلاب دست به خودسوزی زده بود واکنش هنرمندان ایرانی را نیز برانگیخت.
https://t.me/zan_j/11114
🔴 اول ماهمهر ویران، بیخانه و بیمدرسه
نزدیک شدن به اول ماهمهر سال جاری، واجد تبعیضی چندگانه در حق حیات کودکی و حق تحصیلِ جمعیت کثیری از کودکان و دانشآموزان است. طی سالیان گذشته با باز شدن مدارس، حضور کودکان کار محروم مانده از تحصیل، سیاستهای ریسیستی حاکمیت و عدم حضور کودکان مهاجر در مدارس، حق آموزش زبان مادری و نابرابری آموزشی که ماحصل سیاستهای کالاییسازی آموزش است، مورد بحث جدیتر قرار میگرفت.
سال تحصیلی جاری اما کودکان مناطق سیلزدهی خوزستان، گلستان و لرستان را با محرومیت صد در صدی از حق بهرهمندی از تحصیل مواجه کرد.
مدارس شهرها و روستاهای خوزستان شامل: شوش، اهواز، باوی، کارون، حمیدیه، دشت آزادگان، هویزه، شعبیه، شوشتر، زاویه دزفول، شهرک بهروزی دزفول، دارخوین و غرب کارونْ بهار ویرانگری را از سر گذراندند. بهاری با سیل خانمان برانداز که در کنار نابودی خانهها، زمینهای کشاورزی و سیلبندها، اثری از مدارس فرسودهی پیشین نیز به جای نگذاشت.
در لرستانْ شهرهای سرابدیده، معلومان، چگنی و پل دختر با آمار تخریب فزایندهی مدارس روستاهای چم داوود، چم چره، بازید، چمپلک، چمدانه، در مدره، انارستان، ژرپژبان، زورانتل، آفرینه و اسدآباد همراه شد. روستاهایی که مدارس قدیمی هر دو مقطع دبستان و دبیرستان آنان با گل و لای یکی شد.
وضعیت مدارس روستاهای گلستان در آققلا و گمیشان تپه پس از گذشت پنج ماه از سیل ویرانگر به روال پیش باقی است.
رئیس سازمان نوسازی، توسعه و تجهیز مدارس کشور از اختصاص ۱۵ میلیارد تومان اعتبار جهت مدارس سیلزده از مهرماه ۹۸ تا شهریور ۹۹ خبر داده بود. او در ادامه گفته بود که: «بدون کمک خیرین، کار پیش نمیرود».
رضا زینیوند رئیس آموزش و پرورش لرستان در ارتباط با بودجهی تخصیص یافته گفت: «خرین ۲۱۴ میلیارد تومان برای ساخت و ساز مدارس کل کشور هزینه کردند که ۹۰ میلیارد تومان آن مختص لرستان است».
در گذار از پنج ماه ویرانی و زندگی در بیابان، سالنهای رستوران، قرارگاهها و خانههای بی سقف مناطق سیلزده، صحبت از محل تزریق این بودجه و مبالغ کلان واریزی ذیل خیریهگری در قیاس با تثبیت موقعیت بحران طی ماههای متوالی به میان خواهد آمد.
در جریان زلزلهی سرپلذهاب و کرمانشاه، مردم بیچیز شده با دو گزارهی خرید کانکس و یا ثبتنام در طرح ساخت خانههای خود با مافیای اقتصادی سپاه پاسداران مواجه شدند. در صورت تحویل کانکس، آنها از برخورداری از همان خانهها هم بیبهره ماندند.
روحانی، سیل را نعمت دانست. نعمتی سودآور که با مقروض کردن جمعیت فاقد سرمایه به دولت، داشتههای پیشین و زیست محقر گذشته را نیز به او خواهد فروخت.
با آغاز سال تحصیلی ۹۸_۹۹، سهم کودکان و دانشآموزان مناطق سیلزده، محرومیت مطلق از تحصیل و برهم خوردن تمامی امکانهای رشد خود در جامعهی نابرابر موجود است. ۹۰ میلیارد تومان بودجهی بازسازی مدارس در لرستانْ بدل به حضور دو الی سه کانکس در هر شهر و روستا شده است. کانکسهایی بی تخته، بینیمکت و با فقدان هر نوع وسیلهی گرمایشی.
چپاولهای جناحی و سیاست دیرینهی فقیرسازی سیستماتیک طی سالیان گذشته، کودکان این مناطق را با نبود سرپناه و یک کلاس درس مسقف نیز روبهرو کرده است. جایی که مرگ و زوالشان نیز برای دولت وقتْ برکت خواهد بود.
#حق_تحصیل_همهی_کودکان #معشیت_کارگران #معیشت_کشاورزان
«متن از گروه نویسندگان #سرخط »
🔴 اول ماهمهر ویران، بیخانه و بیمدرسه
نزدیک شدن به اول ماهمهر سال جاری، واجد تبعیضی چندگانه در حق حیات کودکی و حق تحصیلِ جمعیت کثیری از کودکان و دانشآموزان است. طی سالیان گذشته با باز شدن مدارس، حضور کودکان کار محروم مانده از تحصیل، سیاستهای ریسیستی حاکمیت و عدم حضور کودکان مهاجر در مدارس، حق آموزش زبان مادری و نابرابری آموزشی که ماحصل سیاستهای کالاییسازی آموزش است، مورد بحث جدیتر قرار میگرفت.
سال تحصیلی جاری اما کودکان مناطق سیلزدهی خوزستان، گلستان و لرستان را با محرومیت صد در صدی از حق بهرهمندی از تحصیل مواجه کرد.
مدارس شهرها و روستاهای خوزستان شامل: شوش، اهواز، باوی، کارون، حمیدیه، دشت آزادگان، هویزه، شعبیه، شوشتر، زاویه دزفول، شهرک بهروزی دزفول، دارخوین و غرب کارونْ بهار ویرانگری را از سر گذراندند. بهاری با سیل خانمان برانداز که در کنار نابودی خانهها، زمینهای کشاورزی و سیلبندها، اثری از مدارس فرسودهی پیشین نیز به جای نگذاشت.
در لرستانْ شهرهای سرابدیده، معلومان، چگنی و پل دختر با آمار تخریب فزایندهی مدارس روستاهای چم داوود، چم چره، بازید، چمپلک، چمدانه، در مدره، انارستان، ژرپژبان، زورانتل، آفرینه و اسدآباد همراه شد. روستاهایی که مدارس قدیمی هر دو مقطع دبستان و دبیرستان آنان با گل و لای یکی شد.
وضعیت مدارس روستاهای گلستان در آققلا و گمیشان تپه پس از گذشت پنج ماه از سیل ویرانگر به روال پیش باقی است.
رئیس سازمان نوسازی، توسعه و تجهیز مدارس کشور از اختصاص ۱۵ میلیارد تومان اعتبار جهت مدارس سیلزده از مهرماه ۹۸ تا شهریور ۹۹ خبر داده بود. او در ادامه گفته بود که: «بدون کمک خیرین، کار پیش نمیرود».
رضا زینیوند رئیس آموزش و پرورش لرستان در ارتباط با بودجهی تخصیص یافته گفت: «خرین ۲۱۴ میلیارد تومان برای ساخت و ساز مدارس کل کشور هزینه کردند که ۹۰ میلیارد تومان آن مختص لرستان است».
در گذار از پنج ماه ویرانی و زندگی در بیابان، سالنهای رستوران، قرارگاهها و خانههای بی سقف مناطق سیلزده، صحبت از محل تزریق این بودجه و مبالغ کلان واریزی ذیل خیریهگری در قیاس با تثبیت موقعیت بحران طی ماههای متوالی به میان خواهد آمد.
در جریان زلزلهی سرپلذهاب و کرمانشاه، مردم بیچیز شده با دو گزارهی خرید کانکس و یا ثبتنام در طرح ساخت خانههای خود با مافیای اقتصادی سپاه پاسداران مواجه شدند. در صورت تحویل کانکس، آنها از برخورداری از همان خانهها هم بیبهره ماندند.
روحانی، سیل را نعمت دانست. نعمتی سودآور که با مقروض کردن جمعیت فاقد سرمایه به دولت، داشتههای پیشین و زیست محقر گذشته را نیز به او خواهد فروخت.
با آغاز سال تحصیلی ۹۸_۹۹، سهم کودکان و دانشآموزان مناطق سیلزده، محرومیت مطلق از تحصیل و برهم خوردن تمامی امکانهای رشد خود در جامعهی نابرابر موجود است. ۹۰ میلیارد تومان بودجهی بازسازی مدارس در لرستانْ بدل به حضور دو الی سه کانکس در هر شهر و روستا شده است. کانکسهایی بی تخته، بینیمکت و با فقدان هر نوع وسیلهی گرمایشی.
چپاولهای جناحی و سیاست دیرینهی فقیرسازی سیستماتیک طی سالیان گذشته، کودکان این مناطق را با نبود سرپناه و یک کلاس درس مسقف نیز روبهرو کرده است. جایی که مرگ و زوالشان نیز برای دولت وقتْ برکت خواهد بود.
#حق_تحصیل_همهی_کودکان #معشیت_کارگران #معیشت_کشاورزان
«متن از گروه نویسندگان #سرخط »
Forwarded from شوراهای صنفی دانشجویان کشور
#فوری
⛔️⛔️ عادل گرجی دانشجوی نمایش دانشکده هنر و معماری دانشگاه آزاد مجددا بازداشت شد!
⭕️هنوز ۱۰روز از خبر آزادی عادل گرجی نگذشته ۳۰ شهریور در آستانه ی آغاز سال تحصیلی جدید، عادل گرجی از سوی شعبه ۷ دادسرا، برای دفاع آخر احضار میشود!
⭕️دادگاه با افزایش کفالت به وثیقه ۲۵۰ میلیونی در حالی که میدانند عادل توانایی تامین این وثیقه را ندارد، او را راهی زندانی میکنند.
9⃣8⃣3⃣
🆔 @senfi_uni_iran
⛔️⛔️ عادل گرجی دانشجوی نمایش دانشکده هنر و معماری دانشگاه آزاد مجددا بازداشت شد!
⭕️هنوز ۱۰روز از خبر آزادی عادل گرجی نگذشته ۳۰ شهریور در آستانه ی آغاز سال تحصیلی جدید، عادل گرجی از سوی شعبه ۷ دادسرا، برای دفاع آخر احضار میشود!
⭕️دادگاه با افزایش کفالت به وثیقه ۲۵۰ میلیونی در حالی که میدانند عادل توانایی تامین این وثیقه را ندارد، او را راهی زندانی میکنند.
9⃣8⃣3⃣
🆔 @senfi_uni_iran
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
⚽️ نام و یاد #دختر_آبی، سحرخدایاری، چندساعت پیشاز آغاز دربی تهران در ورزشگاه آزادی طنینانداز شد: «... دختر آبی اساس ایران... روحت جاویدان»
#سحر_خدا_یاری
#دختر_آبی
#علیه_تبعیض_جنسیتی
#ورزشگاه_برای_همه
@zan_j
#سحر_خدا_یاری
#دختر_آبی
#علیه_تبعیض_جنسیتی
#ورزشگاه_برای_همه
@zan_j
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
"همگی به دور از تعصبات و تعلقات تیمی برای حق ورود زنان کشورمان به ورزشگاهها همراه باشیم"
🔻سرود برابری زن و مرد توسط طرفداران تراکتورسازی تبریز
حمایت هواداران تراکتورسازی از زنان
در استادیوم سهند/ شنبه ۳۰ شهریور
ترجمه فارسی
مادرم، خواهرم و رفیق زندگیم (همسرم)
مرد و زن با هم برابر هستند
حضور در تمامی میادین حق طبیعی تو است
برخیز، برخیز و حقوق خود را بستان
#دربی_دختر_آبی
#نه_به_تبعیض_جنسیتی
#استادیوم_برای_همه
@zan_j
🔻سرود برابری زن و مرد توسط طرفداران تراکتورسازی تبریز
حمایت هواداران تراکتورسازی از زنان
در استادیوم سهند/ شنبه ۳۰ شهریور
ترجمه فارسی
مادرم، خواهرم و رفیق زندگیم (همسرم)
مرد و زن با هم برابر هستند
حضور در تمامی میادین حق طبیعی تو است
برخیز، برخیز و حقوق خود را بستان
#دربی_دختر_آبی
#نه_به_تبعیض_جنسیتی
#استادیوم_برای_همه
@zan_j
یگان اسب سواران حاضر در مجموعه ورزشی آزادی / دربی ۸۵
#نیروهای_امنیتی
در حمایت از حق ورود زنان به استادیوم ها متحد هستیم!
@zan_j
#نیروهای_امنیتی
در حمایت از حق ورود زنان به استادیوم ها متحد هستیم!
@zan_j
زن و جامعه (زن کارگر)
اینجا زنان ماهی ۴٠٠ هزار تومان حقوق میگیرند در بازارچه ساحلی شهر آستارا(استان گیلان) فروشندهها از دستمزد اندکشان میگویند یکی از این زنان که لیسانس فناوری اطلاعات دارد میگوید:اگر کسی تازه کار باشد ۴۰۰ – ۵۰۰ هزار تومان میگیرد. هر روز ازساعت ۹صبح تا ۱۰ونیم…
📌اينجا زنان ماهي ۴٠٠هزار تومان حقوق مي گيرند
✍️ترانه بنی یعقوب
یک ماه سرکار میروم ۴۰۰ هزار تومان حقوق میگیرم، تازه همکارانم ۳۰۰ هزار تومان میگیرند. به من چون فوق لیسانس دارم صد هزار تومان بیشتر از بقیه میدهند. شاید این مشکل همه باشد. میدانم بیکاری همه جای کشور بیداد میکند، میدانم دستمزدها چندان بالا و برابر نیست، اما در شهر ما تفاوت دستمزد زنان و مردان باورنکردنی است.»
این را مرضیه دبیر یکی از مدارس غیرانتفاعی شهر آستارا میگوید. معلم پایه پنجم دبستان است. میگوید دستمزد همه همکارهایش همین قدر است نه فقط مدارس که خیلی جاهای دیگر وضع همین است. اگر زنی در آستارا یک میلیون تومان دستمزد بگیرد، یعنی حقوقی رؤیایی است.زنان آستارا از کمبود فضاهای عمومی شهر هم گلایه دارند. این شهر تنها دو پارک کوچک دارد؛ فضای پارک «معلم» کاملاً مردانه است و آن یکی هم چندان گنجایشی ندارد اما در همین پارک کوچک هم بعدازظهرها دختران زیادی را میبینی که بیکار نشستهاند.
مرضیه میگوید: «یکی از دلایلی که با این حقوق پایین سر کار میروم ترس از خانه نشینی و انزواست. خیلی از زنهای دیگر هم به همین دلیل چنین شرایطی را میپذیرند. میدانی برای بیشتر ما استخدام شدن در شهر خودمان تقریباً غیرممکن است. مگر ادارات دولتی چقدر گنجایش دارند؟ تازه پارتی بازی هم مثل همه جا وجود دارد. عبور و مرور در سطح استان هم برای هرکسی امکان پذیر نیست. بحث پذیرش بومی و غیر بومی هم هست.خوشبختانه چون شهر کوچک است مجبور نیستیم هزینه ایاب و ذهاب زیادی بدهیم. چند باری دوستانم به خاطردستمزد پایین شکایت کردند اما به جایی نرسیدند. شنیدهام در شهرهای دیگر استان اگر کسی شکایت کند حق را به او میدهند و کارفرما محکوم میشود. با این همه ناامید نیستم چون تدریس و کار با بچهها را دوست دارم."
بازارچه ساحلی شهر آستارا پر از غرفهها و مغازههایی است که توسط زنان اداره میشود. برخی صاحب غرفهاند و برخی هم فروشنده. خیلی از فروشندهها از دستمزد اندکشان میگویند؛ یکی از این زنان که لیسانس فناوری اطلاعات دارد و فروشنده لباسهای زنانه است ۷۰۰ هزار تومان در ماه حقوق میگیرد. میگوید چون مغازه صاحبکارش وسط بازار است حقوقش با بقیه که در مغازههای گوشه بازار کار میکنند، فرق دارد: «اگر کسی تازه کار باشد ۴۰۰ – ۵۰۰ هزار تومان میگیرد. هر روز از ساعت ۹ صبح تا ۱۰ و نیم شب سرکار هستم؛ حتی ناهار هم خانه نمیروم. اوایل ۴۰۰ هزار تومان میگرفتم اما کمکم حقوقم زیاد شد و رسید به ۷۰۰ هزار تومان. تعطیلی ندارم، خیلی سخت است. پنجشنبه و جمعه تازه بازار شلوغتر است و حتماً باید سرکار باشم.»-
@zan_j
:http://ir-women.com/16813
#ایحاد_تشکل_زنان_در_محیط_کار به منظور مبارزه برای دستیابی به مطالبات_صنفی خود ضروری است
زن کارگر
✍️ترانه بنی یعقوب
یک ماه سرکار میروم ۴۰۰ هزار تومان حقوق میگیرم، تازه همکارانم ۳۰۰ هزار تومان میگیرند. به من چون فوق لیسانس دارم صد هزار تومان بیشتر از بقیه میدهند. شاید این مشکل همه باشد. میدانم بیکاری همه جای کشور بیداد میکند، میدانم دستمزدها چندان بالا و برابر نیست، اما در شهر ما تفاوت دستمزد زنان و مردان باورنکردنی است.»
این را مرضیه دبیر یکی از مدارس غیرانتفاعی شهر آستارا میگوید. معلم پایه پنجم دبستان است. میگوید دستمزد همه همکارهایش همین قدر است نه فقط مدارس که خیلی جاهای دیگر وضع همین است. اگر زنی در آستارا یک میلیون تومان دستمزد بگیرد، یعنی حقوقی رؤیایی است.زنان آستارا از کمبود فضاهای عمومی شهر هم گلایه دارند. این شهر تنها دو پارک کوچک دارد؛ فضای پارک «معلم» کاملاً مردانه است و آن یکی هم چندان گنجایشی ندارد اما در همین پارک کوچک هم بعدازظهرها دختران زیادی را میبینی که بیکار نشستهاند.
مرضیه میگوید: «یکی از دلایلی که با این حقوق پایین سر کار میروم ترس از خانه نشینی و انزواست. خیلی از زنهای دیگر هم به همین دلیل چنین شرایطی را میپذیرند. میدانی برای بیشتر ما استخدام شدن در شهر خودمان تقریباً غیرممکن است. مگر ادارات دولتی چقدر گنجایش دارند؟ تازه پارتی بازی هم مثل همه جا وجود دارد. عبور و مرور در سطح استان هم برای هرکسی امکان پذیر نیست. بحث پذیرش بومی و غیر بومی هم هست.خوشبختانه چون شهر کوچک است مجبور نیستیم هزینه ایاب و ذهاب زیادی بدهیم. چند باری دوستانم به خاطردستمزد پایین شکایت کردند اما به جایی نرسیدند. شنیدهام در شهرهای دیگر استان اگر کسی شکایت کند حق را به او میدهند و کارفرما محکوم میشود. با این همه ناامید نیستم چون تدریس و کار با بچهها را دوست دارم."
بازارچه ساحلی شهر آستارا پر از غرفهها و مغازههایی است که توسط زنان اداره میشود. برخی صاحب غرفهاند و برخی هم فروشنده. خیلی از فروشندهها از دستمزد اندکشان میگویند؛ یکی از این زنان که لیسانس فناوری اطلاعات دارد و فروشنده لباسهای زنانه است ۷۰۰ هزار تومان در ماه حقوق میگیرد. میگوید چون مغازه صاحبکارش وسط بازار است حقوقش با بقیه که در مغازههای گوشه بازار کار میکنند، فرق دارد: «اگر کسی تازه کار باشد ۴۰۰ – ۵۰۰ هزار تومان میگیرد. هر روز از ساعت ۹ صبح تا ۱۰ و نیم شب سرکار هستم؛ حتی ناهار هم خانه نمیروم. اوایل ۴۰۰ هزار تومان میگرفتم اما کمکم حقوقم زیاد شد و رسید به ۷۰۰ هزار تومان. تعطیلی ندارم، خیلی سخت است. پنجشنبه و جمعه تازه بازار شلوغتر است و حتماً باید سرکار باشم.»-
@zan_j
:http://ir-women.com/16813
#ایحاد_تشکل_زنان_در_محیط_کار به منظور مبارزه برای دستیابی به مطالبات_صنفی خود ضروری است
زن کارگر
کانون زنان ایرانی
اینجا زنان ماهی ۴۰۰ هزار تومان حقوق می گیرند |
#سناریوی تازه اطلاعات سپاه برای خانواده #نیلوفر_بیانی
🔻در پایان یکی از ملاقاتهای اخیر خانوادهها با بازداشتیهای محیط زیستی پارسیان، پس از خروج از زندان اوین، فردی لباس شخصی از ماموران اطلاعات سپاه، نزد مادر نیلوفر بیانی رفته و عکسی از تعدادی زن با حجاب مرسوم یهودیان ارتدوکس مقابل دیوار ندبه در اورشلیم/بیتالمقدس را به او نشان میدهد و از ایشان درباره عکس میپرسد.
مامور امنیتی به یکی از زنان حاضر در عکس اشاره میکند و از مادر نیلوفر بیانی میپرسد این شما هستید؟
مادر خانم بیانی پاسخ میدهد که معلوم است که این تصویر او نیست. مامور این بار میپرسد میدانید این عکس کجا گرفته شده است؟ مادر نیلوفر بیانی پاسخ میدهد او از کجا باید بداند این عکس کجا گرفته شده است.
مامور اطلاعاتی سپاه با گفتن اینکه خودش جز مامورانی بوده است که شب بازداشت نیلوفر، به خانه آنها هجوم برده و خانه را بازرسی کردهاند مدعی میشود که این عکس را از آلبوم عکس خانواده برداشتهاند. مادر نیلوفر بیانی پاسخ میدهد که آشکار است این ادعا دروغ است چون نه این عکس در آلبوم آنها بوده است و نه تا حالا چنین عکسی را دیده است. علاوه بر همه اینها، او و خانوادهاش اصولا در همه زندگیشان به اسرائیل سفر نکردهاند.
از صفحه شاهد علوی
#طراحی_سوخته
@zan_j
🔻در پایان یکی از ملاقاتهای اخیر خانوادهها با بازداشتیهای محیط زیستی پارسیان، پس از خروج از زندان اوین، فردی لباس شخصی از ماموران اطلاعات سپاه، نزد مادر نیلوفر بیانی رفته و عکسی از تعدادی زن با حجاب مرسوم یهودیان ارتدوکس مقابل دیوار ندبه در اورشلیم/بیتالمقدس را به او نشان میدهد و از ایشان درباره عکس میپرسد.
مامور امنیتی به یکی از زنان حاضر در عکس اشاره میکند و از مادر نیلوفر بیانی میپرسد این شما هستید؟
مادر خانم بیانی پاسخ میدهد که معلوم است که این تصویر او نیست. مامور این بار میپرسد میدانید این عکس کجا گرفته شده است؟ مادر نیلوفر بیانی پاسخ میدهد او از کجا باید بداند این عکس کجا گرفته شده است.
مامور اطلاعاتی سپاه با گفتن اینکه خودش جز مامورانی بوده است که شب بازداشت نیلوفر، به خانه آنها هجوم برده و خانه را بازرسی کردهاند مدعی میشود که این عکس را از آلبوم عکس خانواده برداشتهاند. مادر نیلوفر بیانی پاسخ میدهد که آشکار است این ادعا دروغ است چون نه این عکس در آلبوم آنها بوده است و نه تا حالا چنین عکسی را دیده است. علاوه بر همه اینها، او و خانوادهاش اصولا در همه زندگیشان به اسرائیل سفر نکردهاند.
از صفحه شاهد علوی
#طراحی_سوخته
@zan_j
Forwarded from زن و جامعه (زن کارگر)
۲۰ کارگر نیشکر هفتتپه اخراج شدند
براساس گزارش کانال تلگرام «هفت تپه» محمد خنیفر فرزند قاسم که چندی پیش به ۶ سال زندان محکوم شد، رضا پورچنانی، صاحب ظهیری، محمود سعدی، عادل عبدلخانی، محمد عبدلخانی، سمیر احمدی ، حمزه الکثیر ، اشکان گودرزی، مسعود لویمی، فاضل چعبی زاده، ایمان اخضری، کریم میاحی، محمد خنیفر فرزند حمید از جمله کارگرانی هستند که صبح امروز نامه اخراج دریافت کردهاند.
ایران وایر
براساس گزارش کانال تلگرام «هفت تپه» محمد خنیفر فرزند قاسم که چندی پیش به ۶ سال زندان محکوم شد، رضا پورچنانی، صاحب ظهیری، محمود سعدی، عادل عبدلخانی، محمد عبدلخانی، سمیر احمدی ، حمزه الکثیر ، اشکان گودرزی، مسعود لویمی، فاضل چعبی زاده، ایمان اخضری، کریم میاحی، محمد خنیفر فرزند حمید از جمله کارگرانی هستند که صبح امروز نامه اخراج دریافت کردهاند.
ایران وایر
Forwarded from زن و جامعه (زن کارگر)
افسوس زنی که قلم به دست می گیرد، به نظر دیگران موجودی بس گستاخ است. این خطا با هیچ فضیلتی جبران نمی شود.
به ما می گویند درباره ی جنسیت و راه و روش خود به خطا می رویم؛
بچه دارشدن، مُد، رقص، لباس، بازی...
این ها هنرهایی است که باید در آرزویشان باشیم؛
نوشتن، خواندن، فکر کردن، سوال کردن، چون ابر بر زیبایی ما سایه می افکند و وقتمان را تلف می کند، و سدّ راه موفقیت های جوانی ما می شود.
در حالی که مدیریت ملال آورِ خانه ی بندگی، به عقیده ی برخی، مهم ترین هنر و فایده ی ماست .
📙 #اتاقی_از_آن_خود
👤 #ویرجینیا_وولف
🔃 #صفورا_نوربخش
@zan_j
به ما می گویند درباره ی جنسیت و راه و روش خود به خطا می رویم؛
بچه دارشدن، مُد، رقص، لباس، بازی...
این ها هنرهایی است که باید در آرزویشان باشیم؛
نوشتن، خواندن، فکر کردن، سوال کردن، چون ابر بر زیبایی ما سایه می افکند و وقتمان را تلف می کند، و سدّ راه موفقیت های جوانی ما می شود.
در حالی که مدیریت ملال آورِ خانه ی بندگی، به عقیده ی برخی، مهم ترین هنر و فایده ی ماست .
📙 #اتاقی_از_آن_خود
👤 #ویرجینیا_وولف
🔃 #صفورا_نوربخش
@zan_j
زندگی رویا نیست
زندگی زیباییست
میتوان بر درختی تهی از بار، زدن پیوندی
میتوان در دلِ این مزرعه خشک و تهی بذری ریخت
میتوان از میان فاصلهها را برداشت
دلِ من با دلِ تو
هر دو بیزار از این فاصلههاست...
#حمید_مصدق
نقاشی:کامیل پیسارو
@zan_j
زندگی زیباییست
میتوان بر درختی تهی از بار، زدن پیوندی
میتوان در دلِ این مزرعه خشک و تهی بذری ریخت
میتوان از میان فاصلهها را برداشت
دلِ من با دلِ تو
هر دو بیزار از این فاصلههاست...
#حمید_مصدق
نقاشی:کامیل پیسارو
@zan_j
زنگها به صدا در میآیند؛ #کمبود ۱۰۰هزار معلم
۱۴میلیون و ۶۰۰هزار دانش آموز برای سال تحصیلی ۹۹-۹۸ ثبتنام کردهاند. مدارس دو شیفته یا فرسوده، کلاسهایی با تراکم۴۰ محصل، کمبود نیروی انسانی و معلم و تبعیض بین مرکز و پیرامون، چالشهای اصلی آموزش و پرورش هستند.
میلیونها دانشآموز ایرانی در انتظار شروع سال تحصیلی جدید هستند. آمار ثبتنام شدهها، افزایش ۵۰۰هزار نفری محصلان به نسبت سال گذشته را نشان میدهد و این در حالی است که وزیر آموزش و پرورش به کمبود حدود ۱۰۰هزار معلم اذعان میکند. وزیر گفته که با استفاده از آموزشیاران، معلمان پیشدبستانی، خروجیهای دانشگاه فرهنگیان و معلمان حق التدریسی این مشکل برطرف خواهد شد.
@zan_j
۱۴میلیون و ۶۰۰هزار دانش آموز برای سال تحصیلی ۹۹-۹۸ ثبتنام کردهاند. مدارس دو شیفته یا فرسوده، کلاسهایی با تراکم۴۰ محصل، کمبود نیروی انسانی و معلم و تبعیض بین مرکز و پیرامون، چالشهای اصلی آموزش و پرورش هستند.
میلیونها دانشآموز ایرانی در انتظار شروع سال تحصیلی جدید هستند. آمار ثبتنام شدهها، افزایش ۵۰۰هزار نفری محصلان به نسبت سال گذشته را نشان میدهد و این در حالی است که وزیر آموزش و پرورش به کمبود حدود ۱۰۰هزار معلم اذعان میکند. وزیر گفته که با استفاده از آموزشیاران، معلمان پیشدبستانی، خروجیهای دانشگاه فرهنگیان و معلمان حق التدریسی این مشکل برطرف خواهد شد.
@zan_j
#یادداشتهای_اوین
🔸تَهِ ذهنم، نجوایی است آرام از یک کلاس نیمه خالی
1. چشمهام بستهاند. نشستهام روی صندلی. چشمبندم را بالا زدهام و دستم را گذاشتهام روی پیشانی. صدای پایش به گوش میرسد. میپرسد: خوابیدی؟ جوابی نمیدهم. برنمیگردم. نباید برگردم. برگه را میگذارم روی میزش. چند دقیقهای میگذرد و دوباره برگه را برمیگرداند. باز هم همان سوالات تکراری. میگویم: « شش دفعه قبل جواب همین سوال را دادهام.»
میگوید: « برای هفتمین بار بنویس.» جوابم همان است. او هم میداند، بعید است که نداند.
میپرسم: « دنبال چی هستی؟ »
میگوید: « دنبال تَهِ ذهن توام.»
از اتاق که بیرون میرود، باز چشمانم را میبندم. تَهِ ذهنم را میکاوم. کلاسی است شلوغ. همهمهای است از هزاران گفتوگو. خودکارم را برمیدارم و برای هفتمین بار همان جواب را مینویسم.
2. چشمهام بستهاند. نشستهام روی صندلی. سَرَم را خم کردهام و با دست، روی پایم ریتم گرفتهام. منتظرم تا ماشین بیاید و همراه بقیه بروم. همان مینیبوس سفید رنگ همیشگی. سرم را که بلند میکنم چهره آشنایی را میبینم. تَهِ سالن ایستاده است. تکیه داده به دیوار . سرش پایین است و با دستهایش بازی میکند. خودش است، گیرم حالا کمی پیرتر شده باشد. حالا هر دو اینجاییم. من در زندان و او در سوییتی با همه امکانات به اسم زندان.
اسمم را میخوانند. از جایم بلند میشوم و از مقابلش میگذرم. هر دو لباس زردرنگ ملاقات را پوشیدهایم. روزگاری او وزیر وزارتخانهای بود که من معلمش بودم. بودم؟! یعنی حالا نیستم؟!
تَهِ ذهنم را میکاوم. نجوایی آرام از یک کلاس نیمه خالی است.
3. چشمهام بستهاند. نشستهام روی صندلی. انتهای کتابخانه، کنار پنجره. نسیمی خنک تنم را مور مور میکند. چشم باز میکنم و کتاب را ورق میزنم. عمران صلاحی نوشته است:
« گفتم بیا با هم "پاییزبازی" کنیم. پرسید: "پاییزبازی" دیگر چه جور بازی است؟
گفتم: تو میشوی درخت، من هم میشوم باد پاییزی. من هِی میآیم برگهای تو را میریزم زمین....»
دوباره چشمانم را میبندم و فکر میکنم. این دومین مِهری است که اینجایم. پنج پاییز دیگر هنوز مانده. حالا شبها بلندتر میشود و 2296 روز باقی مانده، زودتر میگذرد. تَهِ ذهنم را میکاوم. صدایی نیست. همچون کلاسی خالی است.
31 شهریور 1398
زندان اوین
محمد حبیبی
@zan_j
🔸تَهِ ذهنم، نجوایی است آرام از یک کلاس نیمه خالی
1. چشمهام بستهاند. نشستهام روی صندلی. چشمبندم را بالا زدهام و دستم را گذاشتهام روی پیشانی. صدای پایش به گوش میرسد. میپرسد: خوابیدی؟ جوابی نمیدهم. برنمیگردم. نباید برگردم. برگه را میگذارم روی میزش. چند دقیقهای میگذرد و دوباره برگه را برمیگرداند. باز هم همان سوالات تکراری. میگویم: « شش دفعه قبل جواب همین سوال را دادهام.»
میگوید: « برای هفتمین بار بنویس.» جوابم همان است. او هم میداند، بعید است که نداند.
میپرسم: « دنبال چی هستی؟ »
میگوید: « دنبال تَهِ ذهن توام.»
از اتاق که بیرون میرود، باز چشمانم را میبندم. تَهِ ذهنم را میکاوم. کلاسی است شلوغ. همهمهای است از هزاران گفتوگو. خودکارم را برمیدارم و برای هفتمین بار همان جواب را مینویسم.
2. چشمهام بستهاند. نشستهام روی صندلی. سَرَم را خم کردهام و با دست، روی پایم ریتم گرفتهام. منتظرم تا ماشین بیاید و همراه بقیه بروم. همان مینیبوس سفید رنگ همیشگی. سرم را که بلند میکنم چهره آشنایی را میبینم. تَهِ سالن ایستاده است. تکیه داده به دیوار . سرش پایین است و با دستهایش بازی میکند. خودش است، گیرم حالا کمی پیرتر شده باشد. حالا هر دو اینجاییم. من در زندان و او در سوییتی با همه امکانات به اسم زندان.
اسمم را میخوانند. از جایم بلند میشوم و از مقابلش میگذرم. هر دو لباس زردرنگ ملاقات را پوشیدهایم. روزگاری او وزیر وزارتخانهای بود که من معلمش بودم. بودم؟! یعنی حالا نیستم؟!
تَهِ ذهنم را میکاوم. نجوایی آرام از یک کلاس نیمه خالی است.
3. چشمهام بستهاند. نشستهام روی صندلی. انتهای کتابخانه، کنار پنجره. نسیمی خنک تنم را مور مور میکند. چشم باز میکنم و کتاب را ورق میزنم. عمران صلاحی نوشته است:
« گفتم بیا با هم "پاییزبازی" کنیم. پرسید: "پاییزبازی" دیگر چه جور بازی است؟
گفتم: تو میشوی درخت، من هم میشوم باد پاییزی. من هِی میآیم برگهای تو را میریزم زمین....»
دوباره چشمانم را میبندم و فکر میکنم. این دومین مِهری است که اینجایم. پنج پاییز دیگر هنوز مانده. حالا شبها بلندتر میشود و 2296 روز باقی مانده، زودتر میگذرد. تَهِ ذهنم را میکاوم. صدایی نیست. همچون کلاسی خالی است.
31 شهریور 1398
زندان اوین
محمد حبیبی
@zan_j
#مدرسه
✍دکتر هلاکویی
من برای فرزندم از این کارتهای آموزش لغات فارسی و انگلیسی نمیخرم. از دو سالگی مغزش را با یک مشت فکر مزخرف مثل “یاد نگرفتن لغات فلان مبحث” درگیر نمیکنم. فرزندم را میبرم پارک. میگذارم آزادانه بدود. حتی گاهی زمین بخورد. میگذارم فرزندم با بچههای همسن خودش گرگم به هوا بازی کند. میگذارم بهترین تفریحش وقتهایی که میرویم پیک نیک گل بازی باشد نه پز دادن سطح_زبان انگلیسی به دختر عموهایش. من برای فرزندم خمیر بازی میخرم. خاله_بازی میکنم با او. بعضی وقتها میگذارم دکتر بشود و با چوب بستنیاش معاینهام کند. اما به خاطر چشم و همچشمي او را به كلاس زبان انگليسي و فرانسه، باله و ژيمناستيك نميبرم.
فرزندم که بزرگ تر بشود میگذارمش کلاس نقاشی. کلاس موسیقی. کلاس رقص حتی. فرزندم را برای ۱۵ گرفتن در دیکتهای که کلا هشت تا کلمه است دعوا نمیکنم. بخاطر ننوشتن مشقهایش سرش داد نمیزنم و هیچ وقت خریدن #عروسک را جایزه بیست گرفتنش قرار نمیدهم. با معلمی که بخواهد درس_نخواندن فرزندم را مایه خجالت بداند برخورد میکنم. و مدام به خاطر اینکه توانسته جان مریم را با انگشتان کوچکش به قشنگی بنوازد گونهاش را می_بوسم.
من میگذارم فرزندم توی خانه کنار من شیرینی درست کند. دست زدن به چرخ خیاطیام را برایش #ممنوع نمیکنم. عکس گرفتن با دوربین خودم را ممنوع نمیکنم. همیشه لباسهای#رنگی میدوزم برایش و بهش یاد آوری میکنم که #رسالت بزرگی در #شاد کردن #دل مردم دارد. من #فرزندم را برای انتخاب #رشته دبیرستانش پیش مشاور نمیبرم. بهش زمان #کنکور را یادآوری نمیکنم. تعداد تستهایش را نمیشمارم و میگذارم آن راهی را برود که از ته ته ته دلش دوست دارد.
برای فرزندم و دوستهایش مهمانیهای کوچک خودمانی میگیرم. با دوستهایش دوست میشوم. رفت و آمد با قشر خاصی از افراد یا جنس خاصی از آدمها را #قدغن نمیکنم. به او انقدر محبت ميكنم و به او احترام ميگذارم تا در رابطه با جنس مخالف خودش بتواند تصمیم درست را بگیرد. هر کدام از لوازم آرایشم را که بخواهد بهش میدهم و میگذارم خودش به این نتیجه برسد که با چه ظاهری قشنگ تر است.
من میدانم که فرزندم شاید نابغه بزرگی نشود. شاید دانشجوی نمونهای نباشد. شاید حتی دانش آموز درس خوانی هم نباشد اما بی شک #انسان بزرگی خواهد شد. فرزندم کسی میشود که قدر رنگها را میداند. ارزش بوها را میداند. و تک تک ثانیههایی که چیزهای ریز زندگی را میبیند از خودش، وجودش، تک تک سلولهای بدنش، از من و پدرش، از مردم کشورش و از خدای خودش راضی است. #فرزندم_کسی_میشود_که_دیدنش_حس_خوبی_به_بقیه_میدهد.
ساز و چکامه
@zan_j
✍دکتر هلاکویی
من برای فرزندم از این کارتهای آموزش لغات فارسی و انگلیسی نمیخرم. از دو سالگی مغزش را با یک مشت فکر مزخرف مثل “یاد نگرفتن لغات فلان مبحث” درگیر نمیکنم. فرزندم را میبرم پارک. میگذارم آزادانه بدود. حتی گاهی زمین بخورد. میگذارم فرزندم با بچههای همسن خودش گرگم به هوا بازی کند. میگذارم بهترین تفریحش وقتهایی که میرویم پیک نیک گل بازی باشد نه پز دادن سطح_زبان انگلیسی به دختر عموهایش. من برای فرزندم خمیر بازی میخرم. خاله_بازی میکنم با او. بعضی وقتها میگذارم دکتر بشود و با چوب بستنیاش معاینهام کند. اما به خاطر چشم و همچشمي او را به كلاس زبان انگليسي و فرانسه، باله و ژيمناستيك نميبرم.
فرزندم که بزرگ تر بشود میگذارمش کلاس نقاشی. کلاس موسیقی. کلاس رقص حتی. فرزندم را برای ۱۵ گرفتن در دیکتهای که کلا هشت تا کلمه است دعوا نمیکنم. بخاطر ننوشتن مشقهایش سرش داد نمیزنم و هیچ وقت خریدن #عروسک را جایزه بیست گرفتنش قرار نمیدهم. با معلمی که بخواهد درس_نخواندن فرزندم را مایه خجالت بداند برخورد میکنم. و مدام به خاطر اینکه توانسته جان مریم را با انگشتان کوچکش به قشنگی بنوازد گونهاش را می_بوسم.
من میگذارم فرزندم توی خانه کنار من شیرینی درست کند. دست زدن به چرخ خیاطیام را برایش #ممنوع نمیکنم. عکس گرفتن با دوربین خودم را ممنوع نمیکنم. همیشه لباسهای#رنگی میدوزم برایش و بهش یاد آوری میکنم که #رسالت بزرگی در #شاد کردن #دل مردم دارد. من #فرزندم را برای انتخاب #رشته دبیرستانش پیش مشاور نمیبرم. بهش زمان #کنکور را یادآوری نمیکنم. تعداد تستهایش را نمیشمارم و میگذارم آن راهی را برود که از ته ته ته دلش دوست دارد.
برای فرزندم و دوستهایش مهمانیهای کوچک خودمانی میگیرم. با دوستهایش دوست میشوم. رفت و آمد با قشر خاصی از افراد یا جنس خاصی از آدمها را #قدغن نمیکنم. به او انقدر محبت ميكنم و به او احترام ميگذارم تا در رابطه با جنس مخالف خودش بتواند تصمیم درست را بگیرد. هر کدام از لوازم آرایشم را که بخواهد بهش میدهم و میگذارم خودش به این نتیجه برسد که با چه ظاهری قشنگ تر است.
من میدانم که فرزندم شاید نابغه بزرگی نشود. شاید دانشجوی نمونهای نباشد. شاید حتی دانش آموز درس خوانی هم نباشد اما بی شک #انسان بزرگی خواهد شد. فرزندم کسی میشود که قدر رنگها را میداند. ارزش بوها را میداند. و تک تک ثانیههایی که چیزهای ریز زندگی را میبیند از خودش، وجودش، تک تک سلولهای بدنش، از من و پدرش، از مردم کشورش و از خدای خودش راضی است. #فرزندم_کسی_میشود_که_دیدنش_حس_خوبی_به_بقیه_میدهد.
ساز و چکامه
@zan_j
🔻چطور دختری ۱۶ساله، مردم را برای حفاظت از زمین به خیابان کشاند؟
🔹دو روز پیش، حدود ۴ میلیون نفر که به دلیل گرمایش جهانی از تصمیمهای سیاستمداران عصبانی و نسبت به آینده خود نگران هستند در هزاران شهر مختلف جهان در اقدامی برنامهریزی شده، علیه بحران گرمایش جهانی اعتراض کردند. این ادامه مجموعه اعتراضات دانشآموزان نسبت به این موضوع است.
🔹این جنبشها حدود یک سال پیش توسط دختر سوئدی ۱۶ سالهای به نام گرتا تانبرگ شروع شد. ۲۰ اوت سال ۲۰۱۸، بعد از اینکه سوئد با یک گرمای استثنایی روبرو شد تانبرگ تصمیم گرفت که در اعتراض به تغییراقلیم به مدرسه نرود و هر روز با یک تابلو اعتراضی کنار خیابان بنشیند: «اعتصاب مدرسه برای اقلیم»
🔹همین اعتراض کوچک این دختر ۱۶ ساله ادامه پیدا کرد تا جایی که کمپین «جمعهها برای آینده» راه اندازی شد و جوانان جمعهها در شهرهای مختلف به همان شیوه تانبرگ به تغییر اقلیم اعتراض کردند. حتی چندی پیش این کمپین در برخی از میدانهای ایران هم اجرا شد./خبرآنلاین
@zan_j
🔹دو روز پیش، حدود ۴ میلیون نفر که به دلیل گرمایش جهانی از تصمیمهای سیاستمداران عصبانی و نسبت به آینده خود نگران هستند در هزاران شهر مختلف جهان در اقدامی برنامهریزی شده، علیه بحران گرمایش جهانی اعتراض کردند. این ادامه مجموعه اعتراضات دانشآموزان نسبت به این موضوع است.
🔹این جنبشها حدود یک سال پیش توسط دختر سوئدی ۱۶ سالهای به نام گرتا تانبرگ شروع شد. ۲۰ اوت سال ۲۰۱۸، بعد از اینکه سوئد با یک گرمای استثنایی روبرو شد تانبرگ تصمیم گرفت که در اعتراض به تغییراقلیم به مدرسه نرود و هر روز با یک تابلو اعتراضی کنار خیابان بنشیند: «اعتصاب مدرسه برای اقلیم»
🔹همین اعتراض کوچک این دختر ۱۶ ساله ادامه پیدا کرد تا جایی که کمپین «جمعهها برای آینده» راه اندازی شد و جوانان جمعهها در شهرهای مختلف به همان شیوه تانبرگ به تغییر اقلیم اعتراض کردند. حتی چندی پیش این کمپین در برخی از میدانهای ایران هم اجرا شد./خبرآنلاین
@zan_j