Forwarded from زن و جامعه (زن کارگر)
چگونه دوست ندارم من این دیاران را
که هر شقایقش آئینه ای است یاران را
تمامِ هستیِ من در شطِ سَحَر جاری ست
چو یاد آورم آن روشنی تباران را
سپیده آئینه گردانِ روحشان بادا!
که روشنایِ دگر داد روزگاران را
بهارِ زخمیِ این باغ ، دلکٓش است هنوز
اگرچه نغمه به لب خشک شد هزاران را
بهوش باش که خونریزیِ خزان کوشد
که روحِ باغ فرامُش کند بهاران را
#شفیعی_کدکنی
@zan_j
که هر شقایقش آئینه ای است یاران را
تمامِ هستیِ من در شطِ سَحَر جاری ست
چو یاد آورم آن روشنی تباران را
سپیده آئینه گردانِ روحشان بادا!
که روشنایِ دگر داد روزگاران را
بهارِ زخمیِ این باغ ، دلکٓش است هنوز
اگرچه نغمه به لب خشک شد هزاران را
بهوش باش که خونریزیِ خزان کوشد
که روحِ باغ فرامُش کند بهاران را
#شفیعی_کدکنی
@zan_j
#دختر_آبی
✍فریبرز رئیس دانا
وای از آن آتشی که بر تن و جان ما افکنده شد
🍃سحر خدایاری( سارا) خود را به آتش کشید و چهار روز بعد در منتهای درد، درست در عاشورای حسینی که میلیونها نفر در آن از فرط عزاداری از خود بیخود بودند، جان باخت. او نمونه ی باز مانده ی سنت اعتراض بود. وقتی این سنت با بی رحمی تمام در ملک تبعیض ها سرکوب می شود باقیمانده آن چه بسا به گونه ای نا سالم و ویرانگر سر برون می آورد. سارا، "دختر آبی"، دختری با تمایل انسانی و سالم برای شور ورزشی بود. چه بسا پیش از آن بارها سرکوب و محرومیت و بی اعتنائی او را دچار بیماری روانی یا شخصیتی دو قطبی کرده بود. او تاب تحمل تبعیض و تنبیه بیش از این را، آن هم برای آن که به یک خواست انسانی خود پاسخ داه است، نداشت. او در حالی بار تحمل رنج بازجوئی و دادگاه و محکومیت به زندان را بر دوش می کشید که از روانی سخت ضربهخورده و آزرده رنج می برد. او در زمانی بار این نا ملایمت های روارفته بر خود را می دید که حتا یکی از فوتبالیست های با نام و بی نام و ثروتمند و کم توش و یکی از فوتبالدوستان عادی هوشیار یا مسخ شده و بی خیال دست کمک اجتماعی و فردی به سوی او دراز نکرد، که هیچ، اعتنائی هم نشان نداد.
پس از خود سوزی سارا نیز صدائی دراین سکوت کویری و در این زمزمه ی همیشگی عقبمانده های" آبیته وقرمزته" شنیده نشد مگر به استثنای بسیار. و حالا با مرگ او نیز جز نامه ی آبکی یک مسول دولتی به مسول دیگر تا کنون آوائی از دل مردگان در قید حیات، تقریبا هیچ صدائی در نیامده است. باشگاه استقلال که دختر آبی به آن عشق می ورزید دم بر نیاورده است. هنوز نیز، پس از خبر مرگ جانگداز او خبری از ذره ای جوانمردی ورزشی و پر کاهی از "یادگار تختی" نیست. اعتراضی اگر هست فقط از سوی شماری از معدود نمایندگان فکری آزاداندیشی این کشور است. این سکوت بی غیرتی است، بی معرفتی است و ضد اخلاق انسانی و انسانی- ورزشی است.
سارا پروانه وار سوخت و ما را با این دل شکسته و جان رو به پایان سوزاند. مسئول این مرگ رقت بار و تکان دهنده فشارآوران بر آزادی زیست انسانی در این سرزمینند. بی تردید، اما، خاموش ماندگان این عرصه ی فراخ ورزشی و ورزشکارانی که از صدها هزار بل میلیونها نفر هوادار و شیفته به ثروت های کلان و مال و منال و حاشیه ی امن دست یافته اند و بی اعتنا و بزدل توپ می زنند و تماشا می کنند و معترض این رنج جانکاه دختر آبی و همه ی ما و خانواده و یارانش نمی شوند، همان قدر مقصر بلکه خاک بر سراند.
دیگر، از مسولان و با زبان خوش و قانونی چه بخواهیم که تاکنون نخواسته ایم. اما همچنان دوره می کنیم رنج ها را.
#خودسوزی_زنان
#خشونت_خانگی
#خشونت_دولتی
@zan_j
✍فریبرز رئیس دانا
وای از آن آتشی که بر تن و جان ما افکنده شد
🍃سحر خدایاری( سارا) خود را به آتش کشید و چهار روز بعد در منتهای درد، درست در عاشورای حسینی که میلیونها نفر در آن از فرط عزاداری از خود بیخود بودند، جان باخت. او نمونه ی باز مانده ی سنت اعتراض بود. وقتی این سنت با بی رحمی تمام در ملک تبعیض ها سرکوب می شود باقیمانده آن چه بسا به گونه ای نا سالم و ویرانگر سر برون می آورد. سارا، "دختر آبی"، دختری با تمایل انسانی و سالم برای شور ورزشی بود. چه بسا پیش از آن بارها سرکوب و محرومیت و بی اعتنائی او را دچار بیماری روانی یا شخصیتی دو قطبی کرده بود. او تاب تحمل تبعیض و تنبیه بیش از این را، آن هم برای آن که به یک خواست انسانی خود پاسخ داه است، نداشت. او در حالی بار تحمل رنج بازجوئی و دادگاه و محکومیت به زندان را بر دوش می کشید که از روانی سخت ضربهخورده و آزرده رنج می برد. او در زمانی بار این نا ملایمت های روارفته بر خود را می دید که حتا یکی از فوتبالیست های با نام و بی نام و ثروتمند و کم توش و یکی از فوتبالدوستان عادی هوشیار یا مسخ شده و بی خیال دست کمک اجتماعی و فردی به سوی او دراز نکرد، که هیچ، اعتنائی هم نشان نداد.
پس از خود سوزی سارا نیز صدائی دراین سکوت کویری و در این زمزمه ی همیشگی عقبمانده های" آبیته وقرمزته" شنیده نشد مگر به استثنای بسیار. و حالا با مرگ او نیز جز نامه ی آبکی یک مسول دولتی به مسول دیگر تا کنون آوائی از دل مردگان در قید حیات، تقریبا هیچ صدائی در نیامده است. باشگاه استقلال که دختر آبی به آن عشق می ورزید دم بر نیاورده است. هنوز نیز، پس از خبر مرگ جانگداز او خبری از ذره ای جوانمردی ورزشی و پر کاهی از "یادگار تختی" نیست. اعتراضی اگر هست فقط از سوی شماری از معدود نمایندگان فکری آزاداندیشی این کشور است. این سکوت بی غیرتی است، بی معرفتی است و ضد اخلاق انسانی و انسانی- ورزشی است.
سارا پروانه وار سوخت و ما را با این دل شکسته و جان رو به پایان سوزاند. مسئول این مرگ رقت بار و تکان دهنده فشارآوران بر آزادی زیست انسانی در این سرزمینند. بی تردید، اما، خاموش ماندگان این عرصه ی فراخ ورزشی و ورزشکارانی که از صدها هزار بل میلیونها نفر هوادار و شیفته به ثروت های کلان و مال و منال و حاشیه ی امن دست یافته اند و بی اعتنا و بزدل توپ می زنند و تماشا می کنند و معترض این رنج جانکاه دختر آبی و همه ی ما و خانواده و یارانش نمی شوند، همان قدر مقصر بلکه خاک بر سراند.
دیگر، از مسولان و با زبان خوش و قانونی چه بخواهیم که تاکنون نخواسته ایم. اما همچنان دوره می کنیم رنج ها را.
#خودسوزی_زنان
#خشونت_خانگی
#خشونت_دولتی
@zan_j
✍رفیقنوشت؛
به خاطر سحر خدایاری دختر آبی و به یاد و خاطرهی او ...
من نوشتهی شخصی زیاد دارم. از رنجهای بسیار و خوشیهای اندک شخصی زیاد نوشتهام. در دو موقعیت از این کار پشیمان شدم. نخستین بار وقتی بود که بازجو مقابلم نشست و با پوزخندی تحقیرآمیز و نگاهی گستاخانه به من گفت: من درک میکنم چرا فمنیست شدی. به هر حال شرایط خانوادگیت تو رو به اینجا سوق داده ... فهمیدم نوشتههای خیلی شخصی مرا خوانده. همانهایی که برای همیشه قرار بود در داکیومنت لپ تاپ بماند.
موقعیت بعدی که پشیمانی دردناکتری بود وقتی بود که فهمیدم این افشاگریها مرا در موضع ضعف قرار داده. من میخواستم رابطه را با کسی که انسان نبود و فقط یک نر بود تمام کنم و او مرا تهدید کرد که با پدرم تماس میگیرد و جزییات رابطه ی ما را برای او فاش میکند. میدانست پدری دارم که اگر بفهمد از خون من نمیگذرد.
موقعیت نخست برای من حالا دیگر اهمیت چندانی ندارد اما از اتفاق بعدی همچنان میسوزم و همچنان با آسیبهای روحی و روانی آن درگیرم.
مصاحبههایِ پدر سحر خدایاری را که خواندم دوباره به اهمیت نوشتن از اتفاقات شخصی برای زنان پی بردم. خشونت و فقر و تبعیض چیزی نیست که ما بابت تحمل و تجربهی آن شرم کنیم. آنهایی که به ما تحمیل میکنند باید شرمگین باشند و افشاگری ما از این بابت مهم است.
پدر سحر خدایاری یک پدر ایرانی واقعی است. سختگیر و متحجر. اولین بار که دخترش خواسته تلویزیون را روشن کند و فوتبال ببیند استفتا کرده. اگر سحر خدایاری از زندگی شخصی خود و از پدر سختگیرش مینوشت نزد همه روشن میشد که افسردگی، اختلال دو قطبی و پریشان حالی زنان ایرانی اغلب یک مسئلهی اجتماعی و عمومی است. ما زنهایی که افسردگی داریم، آنهایی که به دوقطبی مبتلا هستند و زنانی که تن و جانشان را به آتش میزنند از ابتدا افسرده و عصبی و پریشان متولد نشدیم. زمانه با ما چنین کرد. باید بنویسیم تا همه بدانند که خانه ناامنترین مکان برای زنهاست. زنهای افسرده و عصبی و مبتلا به دوقطبی از دل همین خانهها و خانوادهها بیرون میآیند.
باید علیه تقدس پوشالیای که از خانواده و پدر و مادر ایرانی ساختهاند بنویسیم. روز پدرِ ایرانی را مجسم کنید. مثلا من میدانم فلان دختر حق ندارد ساعت هفت شب به بعد بیرون باشد اما روز پدر که میشود همین آدم در وصف پدرش به گونهای مینویسد که انگار ما نمیدانیم آقای پدر یک سرکوبگرِ متعصب بیشتر نیست. همین فرهنگ ارتجاعی در گوش زنان خوانده که تحت هر شرایطی پدر و مادرشان را تکریم کنند. چون به هر حال وظیفهی سنگین زاییدن و تامین خوراک و پوشاک را به عهده داشتهاند. اما رسالت من هم این است که هر سال در روز پدر علیه این رباتهای دستساخته ی پدرسالاری بنویسم.
در این چند روز چندین بار به یاد سحر خدایاری گریه کردم. به یاد او و به یاد خودم و به یاد همه ی زنانی که خانواده، این نهاد ارتجاعیِ سرکوبگر آنها را به افسردگی و پریشان حالی و خودکشی و خودسوزی مبتلا کرد. و بعد جامعه در همدستی با خانواده با گفتن جملهی ای بابا دختره خودش مشکل روانی داشت رنج ما زنها را به مشکلات شخصی و هورمونی تقلیل داد.
من افسرده نبودم اما وقتی مادرم در خانه را به روی دختری ۲۲ ساله قفل میکرد تا مانع دیدار او و مردی که دوستش داشت بشود افسرده شدم. من افسرده نبودم اما وقتی در تمام این سالها صد بار در گوش من گفتند که تو فقط باعث آبروریزی هستی افسرده شدم.
وقتی آن مرد میانسال در ۱۸ سالگی، هفت صبح یک جمعهی پاییزی در مسیر کلاس زبان مرا در مجتمعی تجاری که هیچکس در آن نبود برهنه کرد و بدن مرا چنگ زد و من به هیچکس نمیتوانستم بگویم افسرده شدم. من قوی بودم و شاد و محکم اما وقتی تمام زندگیام خلاصه شد در تلاش برای اینکه ثابت کنم آدمم و تحت هر شرایطی مستحق احترامم خرد و افسرده شدم.
من روزها و شبهای زیادی برای آدم به حساب آورده شدن جنگیدم. من افسرده نبودم اما سالهای سال شاهد رفتارهای خشونت آمیز مردی بودم که سالهاست او را بابا صدا نزدهام. مردی که به مادرم و ما عشق و عاطفه و محبت نداد و همواره باری بود بر دوش مادرم. من همیشه تعجب میکردم که چرا مادرم خودکشی نمیکند. با ذهن نوجوان خودم به این نتیجه رسیده بودم که بالاخره روزی داروهای میگرن و اعصاب و فشارش را در یک لیوان آب حل میکند و خودش را خلاص میکند.
میتوانم به اندازهی یک کتابخانه برای شما از تجربیات زنهای خانهای بنویسم که در آن زندگی میکنم. من ،خواهرم و مادرم، و بعد شما تعجب خواهید کرد که ما سه نفر چرا خودکشی نکردیم. حیرتزده میشوید که چرا خواهری که در ده سالگی مجبور بود مانتوی بلند بپوشد و برای یک وجب مویی که پیدا بود فحش و ناسزا میشنید چرا خودکشی نکرد.
#سحر_خداوردی
به خاطر سحر خدایاری دختر آبی و به یاد و خاطرهی او ...
من نوشتهی شخصی زیاد دارم. از رنجهای بسیار و خوشیهای اندک شخصی زیاد نوشتهام. در دو موقعیت از این کار پشیمان شدم. نخستین بار وقتی بود که بازجو مقابلم نشست و با پوزخندی تحقیرآمیز و نگاهی گستاخانه به من گفت: من درک میکنم چرا فمنیست شدی. به هر حال شرایط خانوادگیت تو رو به اینجا سوق داده ... فهمیدم نوشتههای خیلی شخصی مرا خوانده. همانهایی که برای همیشه قرار بود در داکیومنت لپ تاپ بماند.
موقعیت بعدی که پشیمانی دردناکتری بود وقتی بود که فهمیدم این افشاگریها مرا در موضع ضعف قرار داده. من میخواستم رابطه را با کسی که انسان نبود و فقط یک نر بود تمام کنم و او مرا تهدید کرد که با پدرم تماس میگیرد و جزییات رابطه ی ما را برای او فاش میکند. میدانست پدری دارم که اگر بفهمد از خون من نمیگذرد.
موقعیت نخست برای من حالا دیگر اهمیت چندانی ندارد اما از اتفاق بعدی همچنان میسوزم و همچنان با آسیبهای روحی و روانی آن درگیرم.
مصاحبههایِ پدر سحر خدایاری را که خواندم دوباره به اهمیت نوشتن از اتفاقات شخصی برای زنان پی بردم. خشونت و فقر و تبعیض چیزی نیست که ما بابت تحمل و تجربهی آن شرم کنیم. آنهایی که به ما تحمیل میکنند باید شرمگین باشند و افشاگری ما از این بابت مهم است.
پدر سحر خدایاری یک پدر ایرانی واقعی است. سختگیر و متحجر. اولین بار که دخترش خواسته تلویزیون را روشن کند و فوتبال ببیند استفتا کرده. اگر سحر خدایاری از زندگی شخصی خود و از پدر سختگیرش مینوشت نزد همه روشن میشد که افسردگی، اختلال دو قطبی و پریشان حالی زنان ایرانی اغلب یک مسئلهی اجتماعی و عمومی است. ما زنهایی که افسردگی داریم، آنهایی که به دوقطبی مبتلا هستند و زنانی که تن و جانشان را به آتش میزنند از ابتدا افسرده و عصبی و پریشان متولد نشدیم. زمانه با ما چنین کرد. باید بنویسیم تا همه بدانند که خانه ناامنترین مکان برای زنهاست. زنهای افسرده و عصبی و مبتلا به دوقطبی از دل همین خانهها و خانوادهها بیرون میآیند.
باید علیه تقدس پوشالیای که از خانواده و پدر و مادر ایرانی ساختهاند بنویسیم. روز پدرِ ایرانی را مجسم کنید. مثلا من میدانم فلان دختر حق ندارد ساعت هفت شب به بعد بیرون باشد اما روز پدر که میشود همین آدم در وصف پدرش به گونهای مینویسد که انگار ما نمیدانیم آقای پدر یک سرکوبگرِ متعصب بیشتر نیست. همین فرهنگ ارتجاعی در گوش زنان خوانده که تحت هر شرایطی پدر و مادرشان را تکریم کنند. چون به هر حال وظیفهی سنگین زاییدن و تامین خوراک و پوشاک را به عهده داشتهاند. اما رسالت من هم این است که هر سال در روز پدر علیه این رباتهای دستساخته ی پدرسالاری بنویسم.
در این چند روز چندین بار به یاد سحر خدایاری گریه کردم. به یاد او و به یاد خودم و به یاد همه ی زنانی که خانواده، این نهاد ارتجاعیِ سرکوبگر آنها را به افسردگی و پریشان حالی و خودکشی و خودسوزی مبتلا کرد. و بعد جامعه در همدستی با خانواده با گفتن جملهی ای بابا دختره خودش مشکل روانی داشت رنج ما زنها را به مشکلات شخصی و هورمونی تقلیل داد.
من افسرده نبودم اما وقتی مادرم در خانه را به روی دختری ۲۲ ساله قفل میکرد تا مانع دیدار او و مردی که دوستش داشت بشود افسرده شدم. من افسرده نبودم اما وقتی در تمام این سالها صد بار در گوش من گفتند که تو فقط باعث آبروریزی هستی افسرده شدم.
وقتی آن مرد میانسال در ۱۸ سالگی، هفت صبح یک جمعهی پاییزی در مسیر کلاس زبان مرا در مجتمعی تجاری که هیچکس در آن نبود برهنه کرد و بدن مرا چنگ زد و من به هیچکس نمیتوانستم بگویم افسرده شدم. من قوی بودم و شاد و محکم اما وقتی تمام زندگیام خلاصه شد در تلاش برای اینکه ثابت کنم آدمم و تحت هر شرایطی مستحق احترامم خرد و افسرده شدم.
من روزها و شبهای زیادی برای آدم به حساب آورده شدن جنگیدم. من افسرده نبودم اما سالهای سال شاهد رفتارهای خشونت آمیز مردی بودم که سالهاست او را بابا صدا نزدهام. مردی که به مادرم و ما عشق و عاطفه و محبت نداد و همواره باری بود بر دوش مادرم. من همیشه تعجب میکردم که چرا مادرم خودکشی نمیکند. با ذهن نوجوان خودم به این نتیجه رسیده بودم که بالاخره روزی داروهای میگرن و اعصاب و فشارش را در یک لیوان آب حل میکند و خودش را خلاص میکند.
میتوانم به اندازهی یک کتابخانه برای شما از تجربیات زنهای خانهای بنویسم که در آن زندگی میکنم. من ،خواهرم و مادرم، و بعد شما تعجب خواهید کرد که ما سه نفر چرا خودکشی نکردیم. حیرتزده میشوید که چرا خواهری که در ده سالگی مجبور بود مانتوی بلند بپوشد و برای یک وجب مویی که پیدا بود فحش و ناسزا میشنید چرا خودکشی نکرد.
#سحر_خداوردی
پنج شنبه ۲۱ شهریور #مریم_محمدی #۶۷_روز و #اسرین_درکاله #۴۷_روز است که دستگیر شده اند .
🔻این دو فعال #حقوق_زنان و از اعضای "ندای زنان ایران" به جرم خواسته های انسانی و ابراز حقوق شهروندی خود روزها و هفته هاست که در زندان اوین بسر میبرند .
#جای_فعالین_زندان_نیست
@zan_j
🔻این دو فعال #حقوق_زنان و از اعضای "ندای زنان ایران" به جرم خواسته های انسانی و ابراز حقوق شهروندی خود روزها و هفته هاست که در زندان اوین بسر میبرند .
#جای_فعالین_زندان_نیست
@zan_j
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آواز #علیرضا_قربانی
رقص #خاتون_فلاح
شعر از #هوشنگ_ابتهاج
من آن صبحم که ناگاهان چو آتش در شب افتادم
بیا ای چشم روشن بین که خورشیدی عجب زادم
@zan_j
رقص #خاتون_فلاح
شعر از #هوشنگ_ابتهاج
من آن صبحم که ناگاهان چو آتش در شب افتادم
بیا ای چشم روشن بین که خورشیدی عجب زادم
@zan_j
They are still in detention since May 1st
از ۱۱ اردیبهشت روز جهانی کارگر #مرضیه_امیری ، #عاطفه_رنگریز و #ندا_ناجی همچنان در بازداشتاند
@Maydayarrests
از ۱۱ اردیبهشت روز جهانی کارگر #مرضیه_امیری ، #عاطفه_رنگریز و #ندا_ناجی همچنان در بازداشتاند
@Maydayarrests
معاونت بررسیهای اقتصادی اتاق بازرگانی تهران با انتشار اینفوگرافیکی به بررسی وضعیت اشتغال زنان ایران در سال ۱۳۹۷ پرداخته است. بررسی آمارهای نیروی کار زنان در سال ۱۳۹۷ نشان میدهد تنها ۱۶.۱ درصد از جمعیت در سن کار زنان ایران حدود ۵.۴ میلیون نفر، فعال اقتصادی هستند.
بنابراین حدود ۸۴ درصد از زنان در سن کار ایران جز جمعیت غیرفعال محسوب میشود. یعنی از ۳۳.۳ میلیون نفر زنان در سن کار، ۲۸ میلیون نفر از نظر اقتصادی غیرفعال هستند و در مجموع، از میان جمعیت زنان در سن کار ایران، تنها حدود ۱.۳ میلیون نفر شغل تمام وقت دارند.
#تبعیض_در_بازار_کار
@zan_j
بنابراین حدود ۸۴ درصد از زنان در سن کار ایران جز جمعیت غیرفعال محسوب میشود. یعنی از ۳۳.۳ میلیون نفر زنان در سن کار، ۲۸ میلیون نفر از نظر اقتصادی غیرفعال هستند و در مجموع، از میان جمعیت زنان در سن کار ایران، تنها حدود ۱.۳ میلیون نفر شغل تمام وقت دارند.
#تبعیض_در_بازار_کار
@zan_j
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌺 بزرگداشت یاد و خاطره سحر خدایاری توسط جمعی از مردم امروز پنجشنبه ۲۱ شهریور ۹۸در محل خودسوزی وی در تهران خیابان شریعتی.#دختر_آبی #سحر_خدایاری
@zan_j
@zan_j
گریه نکن خواهرم،
در خانه ات درختی خواهد روئید
و درخت هایی در شَهرت و بسیار درخت در سرزمینت
و باد پیغام هر درختی را به درخت دیگر خواهد رسانید
و درخت ها از باد خواهند پرسید، در راه که می آمدی سحر را ندیدی؟
📚سووشون
سیمین_دانشور
https://t.me/zan_j/3558
در خانه ات درختی خواهد روئید
و درخت هایی در شَهرت و بسیار درخت در سرزمینت
و باد پیغام هر درختی را به درخت دیگر خواهد رسانید
و درخت ها از باد خواهند پرسید، در راه که می آمدی سحر را ندیدی؟
📚سووشون
سیمین_دانشور
https://t.me/zan_j/3558
« #سرخط اخبار پنجشنبه ۲۱ شهریورماه ۹۸»
🔴 اعتصاب کارگران نیشکر هفتتپه در اعتراض به همدستی شورای کارگری حکومتی با اسدبیگی (مدیرعامل) در پی عدم واریز ماهها معوقات مزدی خود
🔴 تجمع و اعتصاب کارگران مناطق ۴، ۵ و ۶ شهرداری اهواز در اعتراض به عدم واریز ۵ ماه حقوق خود، مقابل شهرداری
🔴 تداوم اعتصاب کارگران کنتورسازی قزوین، مقابل دفتر امام جمعه قزوین
🔴 آزادی آرام زندی، فعال کارگری سنندج با قرار وثیقهی ۱۰۰ میلیون تومانی از زندان مرکزی شهر
🔴 آمار ۱۰۰۰ سال حبس، ۱۹۲۸ ضربه شلاق و جزای نقدی فعالین سیاسی در شش ماه ریاست ابراهیم رئیسی در قوه قضائیه
🔴 کمبود بیش از ۷۰۰۰ معلم در آستانهی سال تحصیلی جدید در خوزستان
🔴 عدم سیستم لولهکشی آب و آبرسانی با تانکر بیش از ۳۰۰ روستا در تفت
🔴 نامهی زندانیان سیاسی رجاییشهر کرج به مناسبت سالروز اعدام زانیار و لقمان مرادی و رامین حسینپناهی
🔴 بیهوشی و انتقال هانی یازرلو (زندانی سیاسی سابق) به بهداری پس از گذشت دوماه از دستگیری خود و هود یازرلو در زندان اوین
🔴 صد و سیوششمین روز از عدم آزادی مرضیه امیری، ندا ناجی و عاطفه رنگریز.
#سرخط_خبر
🔴 اعتصاب کارگران نیشکر هفتتپه در اعتراض به همدستی شورای کارگری حکومتی با اسدبیگی (مدیرعامل) در پی عدم واریز ماهها معوقات مزدی خود
🔴 تجمع و اعتصاب کارگران مناطق ۴، ۵ و ۶ شهرداری اهواز در اعتراض به عدم واریز ۵ ماه حقوق خود، مقابل شهرداری
🔴 تداوم اعتصاب کارگران کنتورسازی قزوین، مقابل دفتر امام جمعه قزوین
🔴 آزادی آرام زندی، فعال کارگری سنندج با قرار وثیقهی ۱۰۰ میلیون تومانی از زندان مرکزی شهر
🔴 آمار ۱۰۰۰ سال حبس، ۱۹۲۸ ضربه شلاق و جزای نقدی فعالین سیاسی در شش ماه ریاست ابراهیم رئیسی در قوه قضائیه
🔴 کمبود بیش از ۷۰۰۰ معلم در آستانهی سال تحصیلی جدید در خوزستان
🔴 عدم سیستم لولهکشی آب و آبرسانی با تانکر بیش از ۳۰۰ روستا در تفت
🔴 نامهی زندانیان سیاسی رجاییشهر کرج به مناسبت سالروز اعدام زانیار و لقمان مرادی و رامین حسینپناهی
🔴 بیهوشی و انتقال هانی یازرلو (زندانی سیاسی سابق) به بهداری پس از گذشت دوماه از دستگیری خود و هود یازرلو در زندان اوین
🔴 صد و سیوششمین روز از عدم آزادی مرضیه امیری، ندا ناجی و عاطفه رنگریز.
#سرخط_خبر
در #زاهدان، عده ای از دختران ۱۵ساله دانش آموز که گرافیک می خوانند، بدون کمک هیچ نهادی، دست به ایده ای خلاقانه زدند و شهرشان را با برخی آثار مشهور نقاشی، زیبا کردند؛ مثل تابلوی "جیغ" مونش، یا "شب پرستاره" ونگوگ.
ریحانه زاهدشیخی مسئول این گروه دانش آموزی گفته: همیشه از اینکه چرا شهرمان دیوارهای زشت و کثیف و بی روحی دارد، ناراحت بودیم تا اینکه خودمان تصمیم گرفتیم برای زیبایی زاهدان قدم برداریم. پس با خرید چندین قوطی رنگ آن هم با هزینه های شخصیِ خود، دست به کار شدیم و به جان دیوارهای مرده و کثیف شهر افتادیم. طرح خود را با تصمیم گروهی تعیین کرده و اقدام به رنگ آمیزی می کنیم که بسیار هم موردعلاقه مردم قرار گرفت. در حال حاضر به هیچ وجه دنبال منافع اقتصادی نیستیم و اعلام می کنیم در صورتی که شهروندان، تنها هزینه خرید رنگ را متقبل شوند، تمامی کارهای رنگ آمیزی و تهیه طرح و اجرا را به صورت رایگان انجام می دهیم و امیدواریم همین کار کوچک ما باعث شود شهرمان زنده و باطراوت شود.
عصر هامون
@zan_j
ریحانه زاهدشیخی مسئول این گروه دانش آموزی گفته: همیشه از اینکه چرا شهرمان دیوارهای زشت و کثیف و بی روحی دارد، ناراحت بودیم تا اینکه خودمان تصمیم گرفتیم برای زیبایی زاهدان قدم برداریم. پس با خرید چندین قوطی رنگ آن هم با هزینه های شخصیِ خود، دست به کار شدیم و به جان دیوارهای مرده و کثیف شهر افتادیم. طرح خود را با تصمیم گروهی تعیین کرده و اقدام به رنگ آمیزی می کنیم که بسیار هم موردعلاقه مردم قرار گرفت. در حال حاضر به هیچ وجه دنبال منافع اقتصادی نیستیم و اعلام می کنیم در صورتی که شهروندان، تنها هزینه خرید رنگ را متقبل شوند، تمامی کارهای رنگ آمیزی و تهیه طرح و اجرا را به صورت رایگان انجام می دهیم و امیدواریم همین کار کوچک ما باعث شود شهرمان زنده و باطراوت شود.
عصر هامون
@zan_j
#دلنوشته
🍃امروز درد جان باختن سحر ، اين دختر جوان فوتبال دوست از سلولهاي جانم فرياد بر آورده.
ميخواهم فرياد بزنم به مزدوراني كه به اسم حمايت از زنان ، چادر بر سرمان كردند و ما را در گوني پيچاندند، و واژه غيرت را بهانه همه نابرابريها كرده اند . به بهانه واهي غيرت مردانه هر چه ظلم و نابرابري بود بر سرمان هموار كردند،
حال فرياد ميزنم بر سر همان مرداني كه به اسم غيرت ، زندگي را بر خواهران ، مادران و همسران و دخترانشان سياه كردند و از انها بخواهم بخواهم :
⚡️حالا وقتش است كه غيرتتان را نشان دهيد !
استاديومها را خالي كنيد !
تا زمانيكه اين قانون داعشي بر كشور حاكم است از رفتن به استاديومها خودداري كنند!
آيا كار سختي است ؟
كمي هميت ، كمي حس مسئوليت ، كمي تفكر به اينهمه نابرابري ها و معضلات اجتماعي !
آهاي با شما هستم ! با شما !
با شمايي كه زنان همواره در تمامي ناملايمات زندگي فردي و اجتماعي و سياسي در كنارتان هستند و سينه سپر ميكنند.
در دانشگاهها ، در تظاهرات ، در راه پيماييها ، در كارگاهها ، همه جا ، همه جا ولي هميشه آنجا كه براي حقوق خاص خود ميجنگند تنها ميمانند.
تنها . به بهانه هاي مختلف واهي .
چرا فكر ميكنيد كه اينهمه ظلم و محدوديت زنان، مسئله شما نيست ؟
جان دختري جوان براي رسيدن به حداقل ترين حق خود - تماشاي فوتبال در استاديوم - فقط مبارزه براي حق شخصي نيست. بلكه مقابله با يك فاجعه ي انساني است. فاجعه نديدن نيمي از جامعه . آيا اين به غيرت شما بر نميخورد؟
پس به خود بيا و اين حداقل را انجام بده.
تحريم استاديوم !
حمايت از حقوق يكديگر به نفع همه ماست!
به خود بيا !
از صفحه :
طيبه راحلي
#تحریم_استادیومها
@zan_j
🍃امروز درد جان باختن سحر ، اين دختر جوان فوتبال دوست از سلولهاي جانم فرياد بر آورده.
ميخواهم فرياد بزنم به مزدوراني كه به اسم حمايت از زنان ، چادر بر سرمان كردند و ما را در گوني پيچاندند، و واژه غيرت را بهانه همه نابرابريها كرده اند . به بهانه واهي غيرت مردانه هر چه ظلم و نابرابري بود بر سرمان هموار كردند،
حال فرياد ميزنم بر سر همان مرداني كه به اسم غيرت ، زندگي را بر خواهران ، مادران و همسران و دخترانشان سياه كردند و از انها بخواهم بخواهم :
⚡️حالا وقتش است كه غيرتتان را نشان دهيد !
استاديومها را خالي كنيد !
تا زمانيكه اين قانون داعشي بر كشور حاكم است از رفتن به استاديومها خودداري كنند!
آيا كار سختي است ؟
كمي هميت ، كمي حس مسئوليت ، كمي تفكر به اينهمه نابرابري ها و معضلات اجتماعي !
آهاي با شما هستم ! با شما !
با شمايي كه زنان همواره در تمامي ناملايمات زندگي فردي و اجتماعي و سياسي در كنارتان هستند و سينه سپر ميكنند.
در دانشگاهها ، در تظاهرات ، در راه پيماييها ، در كارگاهها ، همه جا ، همه جا ولي هميشه آنجا كه براي حقوق خاص خود ميجنگند تنها ميمانند.
تنها . به بهانه هاي مختلف واهي .
چرا فكر ميكنيد كه اينهمه ظلم و محدوديت زنان، مسئله شما نيست ؟
جان دختري جوان براي رسيدن به حداقل ترين حق خود - تماشاي فوتبال در استاديوم - فقط مبارزه براي حق شخصي نيست. بلكه مقابله با يك فاجعه ي انساني است. فاجعه نديدن نيمي از جامعه . آيا اين به غيرت شما بر نميخورد؟
پس به خود بيا و اين حداقل را انجام بده.
تحريم استاديوم !
حمايت از حقوق يكديگر به نفع همه ماست!
به خود بيا !
از صفحه :
طيبه راحلي
#تحریم_استادیومها
@zan_j
⭕️ ۲۲ هزار نفر در نیجریه مفقودالاثر شدهاند
به گزارش پتر ماورر، رئیس کمیته صلیب سرخ جهانی، از ده سال پیش که گروه تروریستی بوکوحرام دست به عملیات نظامی در نیجریه زده است، ۲۲ هزار نفر در این کشور مفقودالاثر شدهاند.
بنا بر این گزارش از هر ۱۰ نفر مفقود شده، شش نفر آن زیر ۱۸ سال سن دارند و خانوادهها نمیدانند چه بر سر کودکانشان آمده است.
گروه بوکوحرام درصدد ایجاد حکومت اسلامی در شمال نیجریه است. این گروه در کشورهای همسایه با نیجریه که شامل چاد، نیجر و کامرون هستند نیز دست به عملیات میزند.
تاکنون دهها هزار نفر در عملیات بوکوحرام کشته شدهاند و تقریبا دو میلیون و ۴۰۰ هزار نفر در این منطقه آواره شدهاند.
@zan_j
به گزارش پتر ماورر، رئیس کمیته صلیب سرخ جهانی، از ده سال پیش که گروه تروریستی بوکوحرام دست به عملیات نظامی در نیجریه زده است، ۲۲ هزار نفر در این کشور مفقودالاثر شدهاند.
بنا بر این گزارش از هر ۱۰ نفر مفقود شده، شش نفر آن زیر ۱۸ سال سن دارند و خانوادهها نمیدانند چه بر سر کودکانشان آمده است.
گروه بوکوحرام درصدد ایجاد حکومت اسلامی در شمال نیجریه است. این گروه در کشورهای همسایه با نیجریه که شامل چاد، نیجر و کامرون هستند نیز دست به عملیات میزند.
تاکنون دهها هزار نفر در عملیات بوکوحرام کشته شدهاند و تقریبا دو میلیون و ۴۰۰ هزار نفر در این منطقه آواره شدهاند.
@zan_j
🔸برای آنها که گزینشی به استادیومرفتند و
#هشداری_به_روانشناسان
🖋پروین محمدی، روانشناس
عده ای با دیوانه خواندن #سحر، خودسوزی و از بین رفتن او را به بیراهه می برند. آنها به دنبال مقاصد سیاسی خود هستند که دیگر بر کسی پوشیده نیست. حال عده ای از روانشناسان بازیچه این بازی شده اند. اگر تحلیل ندارید، سکوت کنید.
قرار ما در این حرفه قضاوت بود یا همدلی؟! کدام یک از شما سحر را از نزدیک ارزیابی کرده اید؟ باچه شواهدی برچسب را به پیشانی سحر زدید و دیوانه خطابش کردید؟ مسائل #روانشناختی نه در خلا شکل می گیرند و نه بیفشار بروز مییابند. روان هر انسان در یک زمینه زیستی-اجتماعی توامان قالب میگیرد و با توجه به شرایطی که اخیرا با آن درگیر است؛ رفتاری را نشان میدهد.
اگر فردی در خانوادهای پرتنش رشد کند، در مدرسه باورها به او تحمیل گردد، در عرصه عمومی به خاطر #جنسیت قضاوت شود و ... سپس با شکنندگی تمام با ناکامیهای بزرگتر و شدیدتر مواجه گردد، حال در قبال هر رفتار این فرد قبل از همه جامعه با شاخوبرگهای نهادی بیمارش مسئول است.
در اولین مصاحبه پدر سحر بیان کرده است که برای اینکه سحر #فوتبال را از تلویزیون ببیند، از مراجع استفتا گرفته است.
توخود حدیث مفصل بخوان از این مجمل. در تحلیل هاتان سبک وطبقه زندگی و جنسیت سحر را نادیده گرفتید. جنسیتی که در جامعه سنت زده و دین زده ی ایرانی جز سرکوب هیچ ندارد.
سحر #سلبریتی سیاسی نبود. خودش را آتش زد تا شعله اش به چشم کسی بیاید.آن روزها که احزاب سیاسی با دستچین کردن زنان به #استادیوم رفتند؛ سحر پشت درها بازداشت شد. کسی حلقه گل برای او نمیبرد.هشتک نمی زد. او از قشر زندانیان بی صدا و گمنام است.از بازداشت که ازاد می شود، برای بازداشت ۲۴ساعته از خدایگان هیچ جنبشی نمی شود. سحر گمنام است. نگاه خانواده و همشهری هایش به استقبال سحر رفته اند. سحر سوخت تا صدای واقعی انهایی که پشت درها ماندند به گوش کسی برسد. نه آن ها که ذوق زده ی گام به گام پیش رفتنشان بودند. همان ها که روزهای بعد روزنامه هاشان را با زنان گل به سر آذین بستند.
حکم خوب وبد دادن به این حرکت کار روانشناس نبود. چرایی این رخداد کار ما بود.
خودکشی خشمی است که فرد آن را به خودش بر می گرداند. چون زورش به کسی نمی رسد. دیگر توان ۶ماه زندان و شماتت های بعدش را ندارد.
واقعیت خودکشی سحر انتقامی تلخ از دیگران است.
سحر دیوانه نبود همان طور امیلی دیوید سون نبود. همان طور که زنان ایلام نبودند. همان طور که ویدا نبود.
#دختر_آبی
#خشونت_خانگی
#خشونت_سازمان_یافته_دولتی
@zan_j
#هشداری_به_روانشناسان
🖋پروین محمدی، روانشناس
عده ای با دیوانه خواندن #سحر، خودسوزی و از بین رفتن او را به بیراهه می برند. آنها به دنبال مقاصد سیاسی خود هستند که دیگر بر کسی پوشیده نیست. حال عده ای از روانشناسان بازیچه این بازی شده اند. اگر تحلیل ندارید، سکوت کنید.
قرار ما در این حرفه قضاوت بود یا همدلی؟! کدام یک از شما سحر را از نزدیک ارزیابی کرده اید؟ باچه شواهدی برچسب را به پیشانی سحر زدید و دیوانه خطابش کردید؟ مسائل #روانشناختی نه در خلا شکل می گیرند و نه بیفشار بروز مییابند. روان هر انسان در یک زمینه زیستی-اجتماعی توامان قالب میگیرد و با توجه به شرایطی که اخیرا با آن درگیر است؛ رفتاری را نشان میدهد.
اگر فردی در خانوادهای پرتنش رشد کند، در مدرسه باورها به او تحمیل گردد، در عرصه عمومی به خاطر #جنسیت قضاوت شود و ... سپس با شکنندگی تمام با ناکامیهای بزرگتر و شدیدتر مواجه گردد، حال در قبال هر رفتار این فرد قبل از همه جامعه با شاخوبرگهای نهادی بیمارش مسئول است.
در اولین مصاحبه پدر سحر بیان کرده است که برای اینکه سحر #فوتبال را از تلویزیون ببیند، از مراجع استفتا گرفته است.
توخود حدیث مفصل بخوان از این مجمل. در تحلیل هاتان سبک وطبقه زندگی و جنسیت سحر را نادیده گرفتید. جنسیتی که در جامعه سنت زده و دین زده ی ایرانی جز سرکوب هیچ ندارد.
سحر #سلبریتی سیاسی نبود. خودش را آتش زد تا شعله اش به چشم کسی بیاید.آن روزها که احزاب سیاسی با دستچین کردن زنان به #استادیوم رفتند؛ سحر پشت درها بازداشت شد. کسی حلقه گل برای او نمیبرد.هشتک نمی زد. او از قشر زندانیان بی صدا و گمنام است.از بازداشت که ازاد می شود، برای بازداشت ۲۴ساعته از خدایگان هیچ جنبشی نمی شود. سحر گمنام است. نگاه خانواده و همشهری هایش به استقبال سحر رفته اند. سحر سوخت تا صدای واقعی انهایی که پشت درها ماندند به گوش کسی برسد. نه آن ها که ذوق زده ی گام به گام پیش رفتنشان بودند. همان ها که روزهای بعد روزنامه هاشان را با زنان گل به سر آذین بستند.
حکم خوب وبد دادن به این حرکت کار روانشناس نبود. چرایی این رخداد کار ما بود.
خودکشی خشمی است که فرد آن را به خودش بر می گرداند. چون زورش به کسی نمی رسد. دیگر توان ۶ماه زندان و شماتت های بعدش را ندارد.
واقعیت خودکشی سحر انتقامی تلخ از دیگران است.
سحر دیوانه نبود همان طور امیلی دیوید سون نبود. همان طور که زنان ایلام نبودند. همان طور که ویدا نبود.
#دختر_آبی
#خشونت_خانگی
#خشونت_سازمان_یافته_دولتی
@zan_j
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دختران افغان در استادیوم کابل برای #همبستگی با #سحر_خدایاری
هشتک #دختر_آبی را در دست گرفتند.
#خواهرانگی
@zan_j
هشتک #دختر_آبی را در دست گرفتند.
#خواهرانگی
@zan_j
📣
نگاهی به تیتر چند روزنامه ↪️
شنبه 23 شهریور 1398
تهیه کننده:محبوبه فرح زادی
اصلاحات✅
جفای دولت در حق معلمان
معاون وزارت آموزش وپرورش:
900 میلیارد تومان به معلمان
بدهکاریم
روحانی ظرف چند ماه سرمایه
اجتماعی خود را از دست داد
فقرِ سرمایه اجتماعی دولت
بخشنامه رئیس قوه قضائیه در
باره نحوه احضار اشخاص حقوقی
ابلاغ شد
همدلی✅
فریادی به قیمت جان برای حق
زنان
ماجرای مرگ دختر آبی و پیامد
های آن ♣️
همشهری✅
تالاب خواری در میانکاله
تالاب خوارها با دست اندازی
به قسمت های غربی میانکاله
بستر این تالاب بین المللی را
تبدیل به زمین های کشاورزی
کرده اند
جوان✅
نبض هفت تپه در دست قوه
قضائیه
بازداشت مدیر هفت تپه به
دستور رئیسی برای تجدید نظر
در احکام کارگران این شرکت در
کنار مشخص شدن فساد دولتی
در این مجتمع تحسین موافقان
و منتقدان را در پی داشته است
دنیای اقتصاد✅
توقف رشد مسکن در کلان شهرها
شرق✅
به جای کارگران هفت تپه به سراغ
خائنان بروید
در خواست از رئیس دستگاه قضا
اتهامات متهمان پرونده های
کارگری فاقد وصف امنیتی است
چالش جدید صادرات نفت
جمهوری اسلامی✅
احتمال موافقت ترامپ با
تخصیص خط اعتباری 15
میلیارد دلاری به ایران
خراسان✅
اضافه دریافتی از مسافران
هوایی باید باز گردانده شود
کدام بانک سود بیشتری میدهد
آرمان ملی✅
ازدواج کمتر از 13 سال باطل
است
آفتاب✅
چرا پروژه های ملی در ایران
طول می کشد ؟
معمای تداوم فروش نفت ایران
ممنوعیت واردات پوشاک باعث
رشد 2/5 میلیاردی قاچاق شد
رسالت✅
کرمانشاه هنوز پراز آه
شما دلسوز ما نیستی
صادرات ایران از ابتدای سال
9 در صد کاهش داشته است
نگاهی به تیتر چند روزنامه ↪️
شنبه 23 شهریور 1398
تهیه کننده:محبوبه فرح زادی
اصلاحات✅
جفای دولت در حق معلمان
معاون وزارت آموزش وپرورش:
900 میلیارد تومان به معلمان
بدهکاریم
روحانی ظرف چند ماه سرمایه
اجتماعی خود را از دست داد
فقرِ سرمایه اجتماعی دولت
بخشنامه رئیس قوه قضائیه در
باره نحوه احضار اشخاص حقوقی
ابلاغ شد
همدلی✅
فریادی به قیمت جان برای حق
زنان
ماجرای مرگ دختر آبی و پیامد
های آن ♣️
همشهری✅
تالاب خواری در میانکاله
تالاب خوارها با دست اندازی
به قسمت های غربی میانکاله
بستر این تالاب بین المللی را
تبدیل به زمین های کشاورزی
کرده اند
جوان✅
نبض هفت تپه در دست قوه
قضائیه
بازداشت مدیر هفت تپه به
دستور رئیسی برای تجدید نظر
در احکام کارگران این شرکت در
کنار مشخص شدن فساد دولتی
در این مجتمع تحسین موافقان
و منتقدان را در پی داشته است
دنیای اقتصاد✅
توقف رشد مسکن در کلان شهرها
شرق✅
به جای کارگران هفت تپه به سراغ
خائنان بروید
در خواست از رئیس دستگاه قضا
اتهامات متهمان پرونده های
کارگری فاقد وصف امنیتی است
چالش جدید صادرات نفت
جمهوری اسلامی✅
احتمال موافقت ترامپ با
تخصیص خط اعتباری 15
میلیارد دلاری به ایران
خراسان✅
اضافه دریافتی از مسافران
هوایی باید باز گردانده شود
کدام بانک سود بیشتری میدهد
آرمان ملی✅
ازدواج کمتر از 13 سال باطل
است
آفتاب✅
چرا پروژه های ملی در ایران
طول می کشد ؟
معمای تداوم فروش نفت ایران
ممنوعیت واردات پوشاک باعث
رشد 2/5 میلیاردی قاچاق شد
رسالت✅
کرمانشاه هنوز پراز آه
شما دلسوز ما نیستی
صادرات ایران از ابتدای سال
9 در صد کاهش داشته است
https://t.me/iv?url=https%3A%2F%2Firanwire.com%2Ffa%2Ffeatures%2F33044&rhash=97782104fed07c
@zan_j
🔹روایت جانان خرم از زندگی خواننده پرآوازهای که مادربزرگش بود؛ زیر سایه #مرضیه بودن
مادر مادرش، «مرضیه»، خواننده پرآوازه ایرانی است و پدر پدرش، «رحیم علی خرم»، موسس «پارک خرم».
میگوید: «بعد از انقلاب اتفاقهایی برای ما افتاد که وقتی بزرگ شدم، متوجه شدم زندگی ما چه قدر با زندگی همسایهها، هممدرسهایها و دیگرانی که میدیدیم، فرق میکرد.»
متولد ۱۳۵۶ است و اولین خاطرات دوران کودکی او به هجوم گاه و بیگاه پاسدارها به خانه خودشان و یا خانه مادربزرگش برمیگردد؛ پاسدارهایی که یا دنبال پدرش میرفتند و یا به خانه مادربزرگش سر میزدند و همه جا را تفتیش میکردند.
جانان خرم چند ماهی است که در توییتر، خاطرات همان روزهای پس از انقلاب را مینویسد. روایتهای تلخ و تکاندهنده او از آن چه پس از انقلاب بر سر خانواده پدری و مادریاش آمده است، مخاطبان زیادی دارد. میگوید: «زندگی در زیرسایه نام مرضیه و خرم افتخار بزرگی است اما سختیهایی هم دارد که کم کم با آن خو گرفتهام. الان دیگر عادت کردهام که در هر میهمانی من را با نام پدربزرگ و مادربزرگم به جا بیاورند و درباره آنها از من سوال کنند.»
بیشتر بخوانید.👇
@zan_j
🔹روایت جانان خرم از زندگی خواننده پرآوازهای که مادربزرگش بود؛ زیر سایه #مرضیه بودن
مادر مادرش، «مرضیه»، خواننده پرآوازه ایرانی است و پدر پدرش، «رحیم علی خرم»، موسس «پارک خرم».
میگوید: «بعد از انقلاب اتفاقهایی برای ما افتاد که وقتی بزرگ شدم، متوجه شدم زندگی ما چه قدر با زندگی همسایهها، هممدرسهایها و دیگرانی که میدیدیم، فرق میکرد.»
متولد ۱۳۵۶ است و اولین خاطرات دوران کودکی او به هجوم گاه و بیگاه پاسدارها به خانه خودشان و یا خانه مادربزرگش برمیگردد؛ پاسدارهایی که یا دنبال پدرش میرفتند و یا به خانه مادربزرگش سر میزدند و همه جا را تفتیش میکردند.
جانان خرم چند ماهی است که در توییتر، خاطرات همان روزهای پس از انقلاب را مینویسد. روایتهای تلخ و تکاندهنده او از آن چه پس از انقلاب بر سر خانواده پدری و مادریاش آمده است، مخاطبان زیادی دارد. میگوید: «زندگی در زیرسایه نام مرضیه و خرم افتخار بزرگی است اما سختیهایی هم دارد که کم کم با آن خو گرفتهام. الان دیگر عادت کردهام که در هر میهمانی من را با نام پدربزرگ و مادربزرگم به جا بیاورند و درباره آنها از من سوال کنند.»
بیشتر بخوانید.👇
IranWire | خانه
روایت جانان خرم از زندگی خواننده پرآوازهای که مادربزرگش بود؛ زیر سایه مرضیه بودن
مادر مادرش، «مرضیه»، خواننده پرآوازه ایرانی است و پدر پدرش، «رحیم علی خرم»، موسس «پارک خرم». میگوید: «بعد از انقلاب اتفاقهایی برای ما افتاد که وقتی بزرگ شدم، متوجه شدم زندگی ما چه قدر با زندگی همسایهها، هممدرسهایها و دیگرانی که میدیدیم، فرق میکرد.»