Forwarded from زن و جامعه (زن کارگر)
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
#موسیقی_محلی لرستان
🎼 ترانه ی زیبای لری " تی ناز "
با صدای بانو #آزاده_سلطانی
آهنگ ساز و تنظیم کننده: میلاد علی پور
ترانه سرا: پرستو حراجی اصل
@zan_j
🎼 ترانه ی زیبای لری " تی ناز "
با صدای بانو #آزاده_سلطانی
آهنگ ساز و تنظیم کننده: میلاد علی پور
ترانه سرا: پرستو حراجی اصل
@zan_j
حمایت تمام عیار زنان فوتبالی سوئد از دختر آبی
کوزواره اسلانی بازیکن تیم ملی زنان سوئد نیز پس از هدویگ لیندال، دروازهبان تیم ملی فوتبال زنان سوئد در واکنش به خبر درگذشت سحر خدایاری، هوادار فوتبال در توییتر خود نوشت:
«این یک تراژدی است و نمیتواند ادامه پیدا کند. وقتش است فیفا کاری کند و ساکت نماند.ما باید به زنان ایران کمک کنیم تا با آپارتاید جنسیتی مبارزه کنند.»
فدارسیون جهانی فوتبال، فیفا در واکنش به خودسوزی سحر خدایاری موسوم به «دختر آبی» تلاش زنان ایران برای ورود به ورزشگاهها را «مبارزه مشروع» خواند و از مقامهای دولت ایران خواست که «آزادی و امنیت» زنان را در این مسیر فراهم کند.
در بیانیه فیفا که سهشنبه ۱۹ شهریور (دهم سپتامبر) صادر شده، خودسوزی سحر خدایاری «تراژدی» خوانده و نوشته شده که فیفا با مقامهای ایرانی در این باره تماس میگیرد.
پیش از صدور این بیانیه سه بازیکن تیم ملی فوتبال زنان سوئد در واکنش به خبر خودسوزی سحر خدایاری موسوم به «دختر آبی»، از فدارسیون جهانی فوتبال خواسته بودند که به این موضوع واکنش نشان دهد.
@zan_j
کوزواره اسلانی بازیکن تیم ملی زنان سوئد نیز پس از هدویگ لیندال، دروازهبان تیم ملی فوتبال زنان سوئد در واکنش به خبر درگذشت سحر خدایاری، هوادار فوتبال در توییتر خود نوشت:
«این یک تراژدی است و نمیتواند ادامه پیدا کند. وقتش است فیفا کاری کند و ساکت نماند.ما باید به زنان ایران کمک کنیم تا با آپارتاید جنسیتی مبارزه کنند.»
فدارسیون جهانی فوتبال، فیفا در واکنش به خودسوزی سحر خدایاری موسوم به «دختر آبی» تلاش زنان ایران برای ورود به ورزشگاهها را «مبارزه مشروع» خواند و از مقامهای دولت ایران خواست که «آزادی و امنیت» زنان را در این مسیر فراهم کند.
در بیانیه فیفا که سهشنبه ۱۹ شهریور (دهم سپتامبر) صادر شده، خودسوزی سحر خدایاری «تراژدی» خوانده و نوشته شده که فیفا با مقامهای ایرانی در این باره تماس میگیرد.
پیش از صدور این بیانیه سه بازیکن تیم ملی فوتبال زنان سوئد در واکنش به خبر خودسوزی سحر خدایاری موسوم به «دختر آبی»، از فدارسیون جهانی فوتبال خواسته بودند که به این موضوع واکنش نشان دهد.
@zan_j
🔴لوازمالتحریر میلیونی برای دانشآموزان؛ از کولهپشتی ۷۰۰ تا مداد رنگی ۲۰۰ هزار تومانی !
ابولفظل کمالی: هماکنون در شهر تهران کولهپشتی ۷۰۰ هزار تومانی و مدادرنگی ۲۰۰ هزار تومانی به فروش میرسد
+درحالی که در مناطق محروم کشور پرداخت ۱۶ هزار تومان بابت هزینه کتابهای کلاس اول دبستان برای خانواده دانشآموزان معضل است!/تسنیم
#آموزش_پرورش_طبقاتی
#نه_به_تبعیض
@zan_j
ابولفظل کمالی: هماکنون در شهر تهران کولهپشتی ۷۰۰ هزار تومانی و مدادرنگی ۲۰۰ هزار تومانی به فروش میرسد
+درحالی که در مناطق محروم کشور پرداخت ۱۶ هزار تومان بابت هزینه کتابهای کلاس اول دبستان برای خانواده دانشآموزان معضل است!/تسنیم
#آموزش_پرورش_طبقاتی
#نه_به_تبعیض
@zan_j
#زنان_جهان
🔻همباشي در جهان عرب، زنان در معرض مجازات
مريم نبوت/برگردان شميم شرافت
📌دیگری: همباشی یا ازدواج سفید در کشورهای مختلف جهان در حال رشد است هرچند احتمالا همباشی در بسیاری از کشورهای جهان چیزی خارج از عرف نیست، اما در کشورهای عربی قضیه کمی فرق دارد. بین بسیاری از افرادی که در این مناطق هستند، زندگی دو نفر خارج از ساختار ازدواج بخاطر مقابله با سنت و دین به معنای «زندگی در گناه» تلقی می شود. با وجود اینکه در سال های اخیر تعداد زیادی از زوج های عرب تصمیم گرفته اند بدون ازدواج کردن با همدیگر زندگی کنند. اما باز هم این مسئله بحث انگیز بوده و در بسیاری مناطق غیرقانونی است. ما با چهار زوجی که این تجربه را در امارات متحده ی عربی، مصر، لبنان و عربستان سعودی داشته اند صحبت کردیم که در ادامه می ایند.
#ازدواج_سفيد
http://yon.ir/HpcjV
@zan_j
🔻همباشي در جهان عرب، زنان در معرض مجازات
مريم نبوت/برگردان شميم شرافت
📌دیگری: همباشی یا ازدواج سفید در کشورهای مختلف جهان در حال رشد است هرچند احتمالا همباشی در بسیاری از کشورهای جهان چیزی خارج از عرف نیست، اما در کشورهای عربی قضیه کمی فرق دارد. بین بسیاری از افرادی که در این مناطق هستند، زندگی دو نفر خارج از ساختار ازدواج بخاطر مقابله با سنت و دین به معنای «زندگی در گناه» تلقی می شود. با وجود اینکه در سال های اخیر تعداد زیادی از زوج های عرب تصمیم گرفته اند بدون ازدواج کردن با همدیگر زندگی کنند. اما باز هم این مسئله بحث انگیز بوده و در بسیاری مناطق غیرقانونی است. ما با چهار زوجی که این تجربه را در امارات متحده ی عربی، مصر، لبنان و عربستان سعودی داشته اند صحبت کردیم که در ادامه می ایند.
#ازدواج_سفيد
http://yon.ir/HpcjV
@zan_j
Telegraph
همباشی در جهان عرب، زنان در معرض مجازات
دیگری: همباشی یا ازدواج سفید در کشورهای مختلف جهان در حال رشد است هرچند احتمالا همباشی در بسیاری از کشورهای جهان چیزی خارج از عرف نیست، اما در کشورهای عربی قضیه کمی فرق دارد. بین بسیاری از افرادی که در این مناطق هستند، زندگی دو نفر خارج از ساختار ازدواج بخاطر…
🔴بیانیه شورای صنفی دانشگاه شیراز در پی فوت دو دانشجوی شاغل به تحصیل در این دانشگاه
🔹 متاسفانه طی روزهای گذشته در دانشگاه شیراز اتفاقات ناگواری افتاد که منجر به فوت ۲ تن از دانشجویان این دانشگاه شد.
🔹شورای صنفی دانشگاه شیراز طی بیانیه ای ضمن تشریح اتفاقات خواستار مطالبه و پیگیری دلایل مرگ این دانشجویان شد که متن بیانیه به شرح زیر است:
🌐 متن کامل در اینستنت ویو 🔻
https://telegra.ph/بیانیه-شورای-صنفی-دانشگاه-شیراز-در-پی-فوت-دو-دانشجوی-شاغل-به-تحصیل-در-این-دانشگاه-09-10
🆔 @Senfi_uni_Iran
🔹 متاسفانه طی روزهای گذشته در دانشگاه شیراز اتفاقات ناگواری افتاد که منجر به فوت ۲ تن از دانشجویان این دانشگاه شد.
🔹شورای صنفی دانشگاه شیراز طی بیانیه ای ضمن تشریح اتفاقات خواستار مطالبه و پیگیری دلایل مرگ این دانشجویان شد که متن بیانیه به شرح زیر است:
🌐 متن کامل در اینستنت ویو 🔻
https://telegra.ph/بیانیه-شورای-صنفی-دانشگاه-شیراز-در-پی-فوت-دو-دانشجوی-شاغل-به-تحصیل-در-این-دانشگاه-09-10
🆔 @Senfi_uni_Iran
Telegraph
بیانیه شورای صنفی دانشگاه شیراز در پی فوت دو دانشجوی شاغل به تحصیل در این دانشگاه
🔶متاسفانه طی روزهای گذشته در دانشگاه شیراز اتفاقات ناگواری افتاد که منجر به فوت ۲نفر از دانشجویان این دانشگاه شد. 🔹شورای صنفی دانشگاه شیراز طی بیانیه ای ضمن شرح اتفاقات خواستار مطالبه و پیگیری دلایل مرگ این دانشجویان شد که متن بیانیه به شرح زیر است : مسئولین…
#یک_سال_گذشت
از ایستاده مردن زانیار و لقمان و رامین یک سال گذشت.
در حالی اولین سالگرد اعدام آنها سر رسید که در کمتر از یک سال مسئولی قتل کرد و بخشیده شد و آزاد شد ولی در این یک سال برای فعالان سیاسی و مدنی و عقیدتی صدها سال حکم زندان صادر شد. چه تلخ است تبعیض! در حالی اولین سال خاموش شدن این ستارگان سر رسید که قاتلان و جانیان آزادند و بسیاری از فعالان مدنی در زندان و من به اتهام حمایت از زانیار و لقمان و رامین و به دلیل برگزاری مراسم یادبودشان حکم دوباره زندانم تایید شد. چه افتخاری بالاتر از این که باز هم به جهت مخالفت با اعدام و دفاع از انسانی زیستن به زندان محکوم شوم؟! خوب میدانم که در بخشی از تاریخی هستم که جواب انسانیت و آزادی خواهی ش شلاق و زندان و تبعید و اعدام است اما با وجود همه این ها باز هم با افتخار آنچه را که شایسته آنیم فریاد میزنم.
مخالف اعدامم، به خاطر این مخالفت در زندانم و به دلیل تاکید بر این مطالبه از داخل زندان، باز هم به زندان محکوم شدم و باکی نیست،ولی درد میکشم که همه با هم برابرند اما برخی برابرترند!. چه بسیارند کسانی که در سیاه چاله های ج ا در قرچک و رجایی شهر و … به اتهام قتل و چه بسا بی گناه در زندانند و با سال های طولانیِ حبس و انتظار اعدام،تاوان بی گناهی شان را پس می دهند، تاوان قوانین ارتجاعی و غیر انسانی را! اما نه صدایشان به جایی میرسد و نه از جیب مردم پولی دارند که رضایت خانواده مقتول و قاضی و … را جلب کنند، نه رسانه ای دارند که با افتخار عکس آنها را منتشر کند، نه محترمند که چای تعارفشان کنند
نه ماله کشانی دارند که مقتول را هر آنچه خواستند معرفی کنند تا قاتل نجات یابد و نه آنقدر مهم اند که برای رهایی شان از اعدام و قصاص حتی موافقان اعدام هم برایشان شعار نه به اعدام سر دهند!! آنقدر فقیرند، آنقدر بی پناهند، آنقدر تحقیر و شکنجه شدند که باورشان شده گناهکارند و خود را لایق هر ظلم و فرودستی میدانند! اما زانیار و لقمان و رامین چه کرده بودند؟! زانیار و لقمان مرادی به جرمی که هیچ وقت ثابت نشد ۹ سال در زندان تحت انواع فشارها و شکنجه ها زندانی بودند، شاهدان بی گناهی آنها را هرگز نپذیرفتند و سرانجام پس از ۹ سال و بعد از ترور پدر زانیار بی رحمانه به همراه رامین حسین پناهی اعدام شدند.
جرمشان چه بود؟! چه کسی یا کسانی را کشته بودند؟! چرا هرگز در مورد آنها و مصادیق جرمشان و اسناد آن در هیچ رسانه ای حرفی به میان نیامد؟! چرا هیچ گاه دادگاه علنی برایشان تشکیل نشد؟!! چرا هرگز کسی از همین مدعیان منفعت طلب که بعضا با آن ها هم بند نیز بودند به دنبال اثبات بی گناهی آنها نرفت و تنها پس از اعدامشان به ذکر فضایل اخلاقی و بی گناهی شان پرداختند؟!. شاید به دار کشیدن این عزیزان را برای بقای ج ا مفید هم میپنداشتند.
زانیار و لقمان و رامین را با دروغ و فریب و با فحاشی و کتک و با لبان بسته به پای دار بردند، به آنها حتی فرصت آخرین دیدار با خانواده شان و هم بندیانشان ندادند، حتی از جنازه آنها ترسیدند و حتی محل دفنشان نامعلوم است، آنها را در کمال بی گناهی و در کمال شقاوت کشتند و چه دردناک همه ما را در بهت اعدامشان فرو بردند، بهتی که هنوز در آن غرقیم.
بسیاری از ما جوانان، دهه۶۰ و جنایت هایشان را ندیدیم و شاید باور آنچه میشنیدیم برایمان دشوار بود اما در طول عمر خود دیدیم که فجیعانه مثل آب خوردن انسانها را به خاطر باور و عقیده و تفکرشان نابود میکنند. ولی یقینا روزی خواهد رسید که باید پاسخگو باشند چرا که ما دادخواه قتل این عزیزان هستیم، خواهان لغو اعدام و قصاص و قتلهای حکومتی، خواهان عدالت و خواهان محاکمه آنانی که آزادی، عدالت، برابری و انسانیت را با اعدامهای دسته جمعی نازی وارشان و سرکوب و خفقان و غارت اموال مردم، به تباهی کشیدند.
زانیار و لقمان و رامین چون بسیاری دیگر توسط عمال حکومت کشته شدند اما همچون سایر کشته شدگان در دلهای ما زندهاند، در تاریخ ما زندهاند و یادشان را همیشه زنده نگه خواهیم داشت چرا که بر خلاف آنچه که قاتلان آنها میخواستند نامشان با نام آزادی و انسانیت گره خورد و ما زندهایم به امید آزادی انسانیت.
آتنا دائمی/ زندان اوین/ شهریور ۹۸”.
@zan_j
از ایستاده مردن زانیار و لقمان و رامین یک سال گذشت.
در حالی اولین سالگرد اعدام آنها سر رسید که در کمتر از یک سال مسئولی قتل کرد و بخشیده شد و آزاد شد ولی در این یک سال برای فعالان سیاسی و مدنی و عقیدتی صدها سال حکم زندان صادر شد. چه تلخ است تبعیض! در حالی اولین سال خاموش شدن این ستارگان سر رسید که قاتلان و جانیان آزادند و بسیاری از فعالان مدنی در زندان و من به اتهام حمایت از زانیار و لقمان و رامین و به دلیل برگزاری مراسم یادبودشان حکم دوباره زندانم تایید شد. چه افتخاری بالاتر از این که باز هم به جهت مخالفت با اعدام و دفاع از انسانی زیستن به زندان محکوم شوم؟! خوب میدانم که در بخشی از تاریخی هستم که جواب انسانیت و آزادی خواهی ش شلاق و زندان و تبعید و اعدام است اما با وجود همه این ها باز هم با افتخار آنچه را که شایسته آنیم فریاد میزنم.
مخالف اعدامم، به خاطر این مخالفت در زندانم و به دلیل تاکید بر این مطالبه از داخل زندان، باز هم به زندان محکوم شدم و باکی نیست،ولی درد میکشم که همه با هم برابرند اما برخی برابرترند!. چه بسیارند کسانی که در سیاه چاله های ج ا در قرچک و رجایی شهر و … به اتهام قتل و چه بسا بی گناه در زندانند و با سال های طولانیِ حبس و انتظار اعدام،تاوان بی گناهی شان را پس می دهند، تاوان قوانین ارتجاعی و غیر انسانی را! اما نه صدایشان به جایی میرسد و نه از جیب مردم پولی دارند که رضایت خانواده مقتول و قاضی و … را جلب کنند، نه رسانه ای دارند که با افتخار عکس آنها را منتشر کند، نه محترمند که چای تعارفشان کنند
نه ماله کشانی دارند که مقتول را هر آنچه خواستند معرفی کنند تا قاتل نجات یابد و نه آنقدر مهم اند که برای رهایی شان از اعدام و قصاص حتی موافقان اعدام هم برایشان شعار نه به اعدام سر دهند!! آنقدر فقیرند، آنقدر بی پناهند، آنقدر تحقیر و شکنجه شدند که باورشان شده گناهکارند و خود را لایق هر ظلم و فرودستی میدانند! اما زانیار و لقمان و رامین چه کرده بودند؟! زانیار و لقمان مرادی به جرمی که هیچ وقت ثابت نشد ۹ سال در زندان تحت انواع فشارها و شکنجه ها زندانی بودند، شاهدان بی گناهی آنها را هرگز نپذیرفتند و سرانجام پس از ۹ سال و بعد از ترور پدر زانیار بی رحمانه به همراه رامین حسین پناهی اعدام شدند.
جرمشان چه بود؟! چه کسی یا کسانی را کشته بودند؟! چرا هرگز در مورد آنها و مصادیق جرمشان و اسناد آن در هیچ رسانه ای حرفی به میان نیامد؟! چرا هیچ گاه دادگاه علنی برایشان تشکیل نشد؟!! چرا هرگز کسی از همین مدعیان منفعت طلب که بعضا با آن ها هم بند نیز بودند به دنبال اثبات بی گناهی آنها نرفت و تنها پس از اعدامشان به ذکر فضایل اخلاقی و بی گناهی شان پرداختند؟!. شاید به دار کشیدن این عزیزان را برای بقای ج ا مفید هم میپنداشتند.
زانیار و لقمان و رامین را با دروغ و فریب و با فحاشی و کتک و با لبان بسته به پای دار بردند، به آنها حتی فرصت آخرین دیدار با خانواده شان و هم بندیانشان ندادند، حتی از جنازه آنها ترسیدند و حتی محل دفنشان نامعلوم است، آنها را در کمال بی گناهی و در کمال شقاوت کشتند و چه دردناک همه ما را در بهت اعدامشان فرو بردند، بهتی که هنوز در آن غرقیم.
بسیاری از ما جوانان، دهه۶۰ و جنایت هایشان را ندیدیم و شاید باور آنچه میشنیدیم برایمان دشوار بود اما در طول عمر خود دیدیم که فجیعانه مثل آب خوردن انسانها را به خاطر باور و عقیده و تفکرشان نابود میکنند. ولی یقینا روزی خواهد رسید که باید پاسخگو باشند چرا که ما دادخواه قتل این عزیزان هستیم، خواهان لغو اعدام و قصاص و قتلهای حکومتی، خواهان عدالت و خواهان محاکمه آنانی که آزادی، عدالت، برابری و انسانیت را با اعدامهای دسته جمعی نازی وارشان و سرکوب و خفقان و غارت اموال مردم، به تباهی کشیدند.
زانیار و لقمان و رامین چون بسیاری دیگر توسط عمال حکومت کشته شدند اما همچون سایر کشته شدگان در دلهای ما زندهاند، در تاریخ ما زندهاند و یادشان را همیشه زنده نگه خواهیم داشت چرا که بر خلاف آنچه که قاتلان آنها میخواستند نامشان با نام آزادی و انسانیت گره خورد و ما زندهایم به امید آزادی انسانیت.
آتنا دائمی/ زندان اوین/ شهریور ۹۸”.
@zan_j
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آرامستان بهشت معصومه قم
مزار دختر آبی
آتش چو به جان خویش کشیدم
زین سوختنم داد ز بیداد کشیدم
چون جوانیم به بند ضحاک کشیدند
خاکستر جان به روی ضحاک کشیدم
#دختر_آبی
#سحر_خدایاری
@zan_j
مزار دختر آبی
آتش چو به جان خویش کشیدم
زین سوختنم داد ز بیداد کشیدم
چون جوانیم به بند ضحاک کشیدند
خاکستر جان به روی ضحاک کشیدم
#دختر_آبی
#سحر_خدایاری
@zan_j
🔶شرط وزیر آموزش و پرورش برای تحصیل دانشآموزان اقلیتهای دینی
به گزارش خبرگزاری ایسنا، محسن حاجی میرزایی، وزیر آموزش و پرورش ایران روز چهارشنبه ۲۰ شهریور (۱۱ سپتامبر) در حاشیه جلسه هیئت وزیران درباره تحصیل دانش آموزان پیرو اقلیتهای دینی در مدارس کشور گفت: «اگر دانشآموزان اظهار کنند که پیروان ادیان دیگری بجز ادیان رسمی کشور هستند و این اقدام آنها به نوعی تبلیغ محسوب شود، تحصیل آنها در مدارس ممنوع است.»
ماه گذشته جاوید رحمان، گزارشگر ویژه سازمان ملل درمورد وضعیت حقوق بشر در ایران از "آزار و اذیت اقلیتهای مذهبی و دینی در ایران" انتقاد کرد. او در دومین گزارش خود به مجمع عمومی سازمان ملل متحد، از دولت ایران خواست تا به آزار اقلیتهای مذهبی رسمی و غیررسمی خاتمه دهد.
#نه_به_تبعیض
@zan_j
به گزارش خبرگزاری ایسنا، محسن حاجی میرزایی، وزیر آموزش و پرورش ایران روز چهارشنبه ۲۰ شهریور (۱۱ سپتامبر) در حاشیه جلسه هیئت وزیران درباره تحصیل دانش آموزان پیرو اقلیتهای دینی در مدارس کشور گفت: «اگر دانشآموزان اظهار کنند که پیروان ادیان دیگری بجز ادیان رسمی کشور هستند و این اقدام آنها به نوعی تبلیغ محسوب شود، تحصیل آنها در مدارس ممنوع است.»
ماه گذشته جاوید رحمان، گزارشگر ویژه سازمان ملل درمورد وضعیت حقوق بشر در ایران از "آزار و اذیت اقلیتهای مذهبی و دینی در ایران" انتقاد کرد. او در دومین گزارش خود به مجمع عمومی سازمان ملل متحد، از دولت ایران خواست تا به آزار اقلیتهای مذهبی رسمی و غیررسمی خاتمه دهد.
#نه_به_تبعیض
@zan_j
Forwarded from زن و جامعه (زن کارگر)
چگونه دوست ندارم من این دیاران را
که هر شقایقش آئینه ای است یاران را
تمامِ هستیِ من در شطِ سَحَر جاری ست
چو یاد آورم آن روشنی تباران را
سپیده آئینه گردانِ روحشان بادا!
که روشنایِ دگر داد روزگاران را
بهارِ زخمیِ این باغ ، دلکٓش است هنوز
اگرچه نغمه به لب خشک شد هزاران را
بهوش باش که خونریزیِ خزان کوشد
که روحِ باغ فرامُش کند بهاران را
#شفیعی_کدکنی
@zan_j
که هر شقایقش آئینه ای است یاران را
تمامِ هستیِ من در شطِ سَحَر جاری ست
چو یاد آورم آن روشنی تباران را
سپیده آئینه گردانِ روحشان بادا!
که روشنایِ دگر داد روزگاران را
بهارِ زخمیِ این باغ ، دلکٓش است هنوز
اگرچه نغمه به لب خشک شد هزاران را
بهوش باش که خونریزیِ خزان کوشد
که روحِ باغ فرامُش کند بهاران را
#شفیعی_کدکنی
@zan_j
#دختر_آبی
✍فریبرز رئیس دانا
وای از آن آتشی که بر تن و جان ما افکنده شد
🍃سحر خدایاری( سارا) خود را به آتش کشید و چهار روز بعد در منتهای درد، درست در عاشورای حسینی که میلیونها نفر در آن از فرط عزاداری از خود بیخود بودند، جان باخت. او نمونه ی باز مانده ی سنت اعتراض بود. وقتی این سنت با بی رحمی تمام در ملک تبعیض ها سرکوب می شود باقیمانده آن چه بسا به گونه ای نا سالم و ویرانگر سر برون می آورد. سارا، "دختر آبی"، دختری با تمایل انسانی و سالم برای شور ورزشی بود. چه بسا پیش از آن بارها سرکوب و محرومیت و بی اعتنائی او را دچار بیماری روانی یا شخصیتی دو قطبی کرده بود. او تاب تحمل تبعیض و تنبیه بیش از این را، آن هم برای آن که به یک خواست انسانی خود پاسخ داه است، نداشت. او در حالی بار تحمل رنج بازجوئی و دادگاه و محکومیت به زندان را بر دوش می کشید که از روانی سخت ضربهخورده و آزرده رنج می برد. او در زمانی بار این نا ملایمت های روارفته بر خود را می دید که حتا یکی از فوتبالیست های با نام و بی نام و ثروتمند و کم توش و یکی از فوتبالدوستان عادی هوشیار یا مسخ شده و بی خیال دست کمک اجتماعی و فردی به سوی او دراز نکرد، که هیچ، اعتنائی هم نشان نداد.
پس از خود سوزی سارا نیز صدائی دراین سکوت کویری و در این زمزمه ی همیشگی عقبمانده های" آبیته وقرمزته" شنیده نشد مگر به استثنای بسیار. و حالا با مرگ او نیز جز نامه ی آبکی یک مسول دولتی به مسول دیگر تا کنون آوائی از دل مردگان در قید حیات، تقریبا هیچ صدائی در نیامده است. باشگاه استقلال که دختر آبی به آن عشق می ورزید دم بر نیاورده است. هنوز نیز، پس از خبر مرگ جانگداز او خبری از ذره ای جوانمردی ورزشی و پر کاهی از "یادگار تختی" نیست. اعتراضی اگر هست فقط از سوی شماری از معدود نمایندگان فکری آزاداندیشی این کشور است. این سکوت بی غیرتی است، بی معرفتی است و ضد اخلاق انسانی و انسانی- ورزشی است.
سارا پروانه وار سوخت و ما را با این دل شکسته و جان رو به پایان سوزاند. مسئول این مرگ رقت بار و تکان دهنده فشارآوران بر آزادی زیست انسانی در این سرزمینند. بی تردید، اما، خاموش ماندگان این عرصه ی فراخ ورزشی و ورزشکارانی که از صدها هزار بل میلیونها نفر هوادار و شیفته به ثروت های کلان و مال و منال و حاشیه ی امن دست یافته اند و بی اعتنا و بزدل توپ می زنند و تماشا می کنند و معترض این رنج جانکاه دختر آبی و همه ی ما و خانواده و یارانش نمی شوند، همان قدر مقصر بلکه خاک بر سراند.
دیگر، از مسولان و با زبان خوش و قانونی چه بخواهیم که تاکنون نخواسته ایم. اما همچنان دوره می کنیم رنج ها را.
#خودسوزی_زنان
#خشونت_خانگی
#خشونت_دولتی
@zan_j
✍فریبرز رئیس دانا
وای از آن آتشی که بر تن و جان ما افکنده شد
🍃سحر خدایاری( سارا) خود را به آتش کشید و چهار روز بعد در منتهای درد، درست در عاشورای حسینی که میلیونها نفر در آن از فرط عزاداری از خود بیخود بودند، جان باخت. او نمونه ی باز مانده ی سنت اعتراض بود. وقتی این سنت با بی رحمی تمام در ملک تبعیض ها سرکوب می شود باقیمانده آن چه بسا به گونه ای نا سالم و ویرانگر سر برون می آورد. سارا، "دختر آبی"، دختری با تمایل انسانی و سالم برای شور ورزشی بود. چه بسا پیش از آن بارها سرکوب و محرومیت و بی اعتنائی او را دچار بیماری روانی یا شخصیتی دو قطبی کرده بود. او تاب تحمل تبعیض و تنبیه بیش از این را، آن هم برای آن که به یک خواست انسانی خود پاسخ داه است، نداشت. او در حالی بار تحمل رنج بازجوئی و دادگاه و محکومیت به زندان را بر دوش می کشید که از روانی سخت ضربهخورده و آزرده رنج می برد. او در زمانی بار این نا ملایمت های روارفته بر خود را می دید که حتا یکی از فوتبالیست های با نام و بی نام و ثروتمند و کم توش و یکی از فوتبالدوستان عادی هوشیار یا مسخ شده و بی خیال دست کمک اجتماعی و فردی به سوی او دراز نکرد، که هیچ، اعتنائی هم نشان نداد.
پس از خود سوزی سارا نیز صدائی دراین سکوت کویری و در این زمزمه ی همیشگی عقبمانده های" آبیته وقرمزته" شنیده نشد مگر به استثنای بسیار. و حالا با مرگ او نیز جز نامه ی آبکی یک مسول دولتی به مسول دیگر تا کنون آوائی از دل مردگان در قید حیات، تقریبا هیچ صدائی در نیامده است. باشگاه استقلال که دختر آبی به آن عشق می ورزید دم بر نیاورده است. هنوز نیز، پس از خبر مرگ جانگداز او خبری از ذره ای جوانمردی ورزشی و پر کاهی از "یادگار تختی" نیست. اعتراضی اگر هست فقط از سوی شماری از معدود نمایندگان فکری آزاداندیشی این کشور است. این سکوت بی غیرتی است، بی معرفتی است و ضد اخلاق انسانی و انسانی- ورزشی است.
سارا پروانه وار سوخت و ما را با این دل شکسته و جان رو به پایان سوزاند. مسئول این مرگ رقت بار و تکان دهنده فشارآوران بر آزادی زیست انسانی در این سرزمینند. بی تردید، اما، خاموش ماندگان این عرصه ی فراخ ورزشی و ورزشکارانی که از صدها هزار بل میلیونها نفر هوادار و شیفته به ثروت های کلان و مال و منال و حاشیه ی امن دست یافته اند و بی اعتنا و بزدل توپ می زنند و تماشا می کنند و معترض این رنج جانکاه دختر آبی و همه ی ما و خانواده و یارانش نمی شوند، همان قدر مقصر بلکه خاک بر سراند.
دیگر، از مسولان و با زبان خوش و قانونی چه بخواهیم که تاکنون نخواسته ایم. اما همچنان دوره می کنیم رنج ها را.
#خودسوزی_زنان
#خشونت_خانگی
#خشونت_دولتی
@zan_j
✍رفیقنوشت؛
به خاطر سحر خدایاری دختر آبی و به یاد و خاطرهی او ...
من نوشتهی شخصی زیاد دارم. از رنجهای بسیار و خوشیهای اندک شخصی زیاد نوشتهام. در دو موقعیت از این کار پشیمان شدم. نخستین بار وقتی بود که بازجو مقابلم نشست و با پوزخندی تحقیرآمیز و نگاهی گستاخانه به من گفت: من درک میکنم چرا فمنیست شدی. به هر حال شرایط خانوادگیت تو رو به اینجا سوق داده ... فهمیدم نوشتههای خیلی شخصی مرا خوانده. همانهایی که برای همیشه قرار بود در داکیومنت لپ تاپ بماند.
موقعیت بعدی که پشیمانی دردناکتری بود وقتی بود که فهمیدم این افشاگریها مرا در موضع ضعف قرار داده. من میخواستم رابطه را با کسی که انسان نبود و فقط یک نر بود تمام کنم و او مرا تهدید کرد که با پدرم تماس میگیرد و جزییات رابطه ی ما را برای او فاش میکند. میدانست پدری دارم که اگر بفهمد از خون من نمیگذرد.
موقعیت نخست برای من حالا دیگر اهمیت چندانی ندارد اما از اتفاق بعدی همچنان میسوزم و همچنان با آسیبهای روحی و روانی آن درگیرم.
مصاحبههایِ پدر سحر خدایاری را که خواندم دوباره به اهمیت نوشتن از اتفاقات شخصی برای زنان پی بردم. خشونت و فقر و تبعیض چیزی نیست که ما بابت تحمل و تجربهی آن شرم کنیم. آنهایی که به ما تحمیل میکنند باید شرمگین باشند و افشاگری ما از این بابت مهم است.
پدر سحر خدایاری یک پدر ایرانی واقعی است. سختگیر و متحجر. اولین بار که دخترش خواسته تلویزیون را روشن کند و فوتبال ببیند استفتا کرده. اگر سحر خدایاری از زندگی شخصی خود و از پدر سختگیرش مینوشت نزد همه روشن میشد که افسردگی، اختلال دو قطبی و پریشان حالی زنان ایرانی اغلب یک مسئلهی اجتماعی و عمومی است. ما زنهایی که افسردگی داریم، آنهایی که به دوقطبی مبتلا هستند و زنانی که تن و جانشان را به آتش میزنند از ابتدا افسرده و عصبی و پریشان متولد نشدیم. زمانه با ما چنین کرد. باید بنویسیم تا همه بدانند که خانه ناامنترین مکان برای زنهاست. زنهای افسرده و عصبی و مبتلا به دوقطبی از دل همین خانهها و خانوادهها بیرون میآیند.
باید علیه تقدس پوشالیای که از خانواده و پدر و مادر ایرانی ساختهاند بنویسیم. روز پدرِ ایرانی را مجسم کنید. مثلا من میدانم فلان دختر حق ندارد ساعت هفت شب به بعد بیرون باشد اما روز پدر که میشود همین آدم در وصف پدرش به گونهای مینویسد که انگار ما نمیدانیم آقای پدر یک سرکوبگرِ متعصب بیشتر نیست. همین فرهنگ ارتجاعی در گوش زنان خوانده که تحت هر شرایطی پدر و مادرشان را تکریم کنند. چون به هر حال وظیفهی سنگین زاییدن و تامین خوراک و پوشاک را به عهده داشتهاند. اما رسالت من هم این است که هر سال در روز پدر علیه این رباتهای دستساخته ی پدرسالاری بنویسم.
در این چند روز چندین بار به یاد سحر خدایاری گریه کردم. به یاد او و به یاد خودم و به یاد همه ی زنانی که خانواده، این نهاد ارتجاعیِ سرکوبگر آنها را به افسردگی و پریشان حالی و خودکشی و خودسوزی مبتلا کرد. و بعد جامعه در همدستی با خانواده با گفتن جملهی ای بابا دختره خودش مشکل روانی داشت رنج ما زنها را به مشکلات شخصی و هورمونی تقلیل داد.
من افسرده نبودم اما وقتی مادرم در خانه را به روی دختری ۲۲ ساله قفل میکرد تا مانع دیدار او و مردی که دوستش داشت بشود افسرده شدم. من افسرده نبودم اما وقتی در تمام این سالها صد بار در گوش من گفتند که تو فقط باعث آبروریزی هستی افسرده شدم.
وقتی آن مرد میانسال در ۱۸ سالگی، هفت صبح یک جمعهی پاییزی در مسیر کلاس زبان مرا در مجتمعی تجاری که هیچکس در آن نبود برهنه کرد و بدن مرا چنگ زد و من به هیچکس نمیتوانستم بگویم افسرده شدم. من قوی بودم و شاد و محکم اما وقتی تمام زندگیام خلاصه شد در تلاش برای اینکه ثابت کنم آدمم و تحت هر شرایطی مستحق احترامم خرد و افسرده شدم.
من روزها و شبهای زیادی برای آدم به حساب آورده شدن جنگیدم. من افسرده نبودم اما سالهای سال شاهد رفتارهای خشونت آمیز مردی بودم که سالهاست او را بابا صدا نزدهام. مردی که به مادرم و ما عشق و عاطفه و محبت نداد و همواره باری بود بر دوش مادرم. من همیشه تعجب میکردم که چرا مادرم خودکشی نمیکند. با ذهن نوجوان خودم به این نتیجه رسیده بودم که بالاخره روزی داروهای میگرن و اعصاب و فشارش را در یک لیوان آب حل میکند و خودش را خلاص میکند.
میتوانم به اندازهی یک کتابخانه برای شما از تجربیات زنهای خانهای بنویسم که در آن زندگی میکنم. من ،خواهرم و مادرم، و بعد شما تعجب خواهید کرد که ما سه نفر چرا خودکشی نکردیم. حیرتزده میشوید که چرا خواهری که در ده سالگی مجبور بود مانتوی بلند بپوشد و برای یک وجب مویی که پیدا بود فحش و ناسزا میشنید چرا خودکشی نکرد.
#سحر_خداوردی
به خاطر سحر خدایاری دختر آبی و به یاد و خاطرهی او ...
من نوشتهی شخصی زیاد دارم. از رنجهای بسیار و خوشیهای اندک شخصی زیاد نوشتهام. در دو موقعیت از این کار پشیمان شدم. نخستین بار وقتی بود که بازجو مقابلم نشست و با پوزخندی تحقیرآمیز و نگاهی گستاخانه به من گفت: من درک میکنم چرا فمنیست شدی. به هر حال شرایط خانوادگیت تو رو به اینجا سوق داده ... فهمیدم نوشتههای خیلی شخصی مرا خوانده. همانهایی که برای همیشه قرار بود در داکیومنت لپ تاپ بماند.
موقعیت بعدی که پشیمانی دردناکتری بود وقتی بود که فهمیدم این افشاگریها مرا در موضع ضعف قرار داده. من میخواستم رابطه را با کسی که انسان نبود و فقط یک نر بود تمام کنم و او مرا تهدید کرد که با پدرم تماس میگیرد و جزییات رابطه ی ما را برای او فاش میکند. میدانست پدری دارم که اگر بفهمد از خون من نمیگذرد.
موقعیت نخست برای من حالا دیگر اهمیت چندانی ندارد اما از اتفاق بعدی همچنان میسوزم و همچنان با آسیبهای روحی و روانی آن درگیرم.
مصاحبههایِ پدر سحر خدایاری را که خواندم دوباره به اهمیت نوشتن از اتفاقات شخصی برای زنان پی بردم. خشونت و فقر و تبعیض چیزی نیست که ما بابت تحمل و تجربهی آن شرم کنیم. آنهایی که به ما تحمیل میکنند باید شرمگین باشند و افشاگری ما از این بابت مهم است.
پدر سحر خدایاری یک پدر ایرانی واقعی است. سختگیر و متحجر. اولین بار که دخترش خواسته تلویزیون را روشن کند و فوتبال ببیند استفتا کرده. اگر سحر خدایاری از زندگی شخصی خود و از پدر سختگیرش مینوشت نزد همه روشن میشد که افسردگی، اختلال دو قطبی و پریشان حالی زنان ایرانی اغلب یک مسئلهی اجتماعی و عمومی است. ما زنهایی که افسردگی داریم، آنهایی که به دوقطبی مبتلا هستند و زنانی که تن و جانشان را به آتش میزنند از ابتدا افسرده و عصبی و پریشان متولد نشدیم. زمانه با ما چنین کرد. باید بنویسیم تا همه بدانند که خانه ناامنترین مکان برای زنهاست. زنهای افسرده و عصبی و مبتلا به دوقطبی از دل همین خانهها و خانوادهها بیرون میآیند.
باید علیه تقدس پوشالیای که از خانواده و پدر و مادر ایرانی ساختهاند بنویسیم. روز پدرِ ایرانی را مجسم کنید. مثلا من میدانم فلان دختر حق ندارد ساعت هفت شب به بعد بیرون باشد اما روز پدر که میشود همین آدم در وصف پدرش به گونهای مینویسد که انگار ما نمیدانیم آقای پدر یک سرکوبگرِ متعصب بیشتر نیست. همین فرهنگ ارتجاعی در گوش زنان خوانده که تحت هر شرایطی پدر و مادرشان را تکریم کنند. چون به هر حال وظیفهی سنگین زاییدن و تامین خوراک و پوشاک را به عهده داشتهاند. اما رسالت من هم این است که هر سال در روز پدر علیه این رباتهای دستساخته ی پدرسالاری بنویسم.
در این چند روز چندین بار به یاد سحر خدایاری گریه کردم. به یاد او و به یاد خودم و به یاد همه ی زنانی که خانواده، این نهاد ارتجاعیِ سرکوبگر آنها را به افسردگی و پریشان حالی و خودکشی و خودسوزی مبتلا کرد. و بعد جامعه در همدستی با خانواده با گفتن جملهی ای بابا دختره خودش مشکل روانی داشت رنج ما زنها را به مشکلات شخصی و هورمونی تقلیل داد.
من افسرده نبودم اما وقتی مادرم در خانه را به روی دختری ۲۲ ساله قفل میکرد تا مانع دیدار او و مردی که دوستش داشت بشود افسرده شدم. من افسرده نبودم اما وقتی در تمام این سالها صد بار در گوش من گفتند که تو فقط باعث آبروریزی هستی افسرده شدم.
وقتی آن مرد میانسال در ۱۸ سالگی، هفت صبح یک جمعهی پاییزی در مسیر کلاس زبان مرا در مجتمعی تجاری که هیچکس در آن نبود برهنه کرد و بدن مرا چنگ زد و من به هیچکس نمیتوانستم بگویم افسرده شدم. من قوی بودم و شاد و محکم اما وقتی تمام زندگیام خلاصه شد در تلاش برای اینکه ثابت کنم آدمم و تحت هر شرایطی مستحق احترامم خرد و افسرده شدم.
من روزها و شبهای زیادی برای آدم به حساب آورده شدن جنگیدم. من افسرده نبودم اما سالهای سال شاهد رفتارهای خشونت آمیز مردی بودم که سالهاست او را بابا صدا نزدهام. مردی که به مادرم و ما عشق و عاطفه و محبت نداد و همواره باری بود بر دوش مادرم. من همیشه تعجب میکردم که چرا مادرم خودکشی نمیکند. با ذهن نوجوان خودم به این نتیجه رسیده بودم که بالاخره روزی داروهای میگرن و اعصاب و فشارش را در یک لیوان آب حل میکند و خودش را خلاص میکند.
میتوانم به اندازهی یک کتابخانه برای شما از تجربیات زنهای خانهای بنویسم که در آن زندگی میکنم. من ،خواهرم و مادرم، و بعد شما تعجب خواهید کرد که ما سه نفر چرا خودکشی نکردیم. حیرتزده میشوید که چرا خواهری که در ده سالگی مجبور بود مانتوی بلند بپوشد و برای یک وجب مویی که پیدا بود فحش و ناسزا میشنید چرا خودکشی نکرد.
#سحر_خداوردی
پنج شنبه ۲۱ شهریور #مریم_محمدی #۶۷_روز و #اسرین_درکاله #۴۷_روز است که دستگیر شده اند .
🔻این دو فعال #حقوق_زنان و از اعضای "ندای زنان ایران" به جرم خواسته های انسانی و ابراز حقوق شهروندی خود روزها و هفته هاست که در زندان اوین بسر میبرند .
#جای_فعالین_زندان_نیست
@zan_j
🔻این دو فعال #حقوق_زنان و از اعضای "ندای زنان ایران" به جرم خواسته های انسانی و ابراز حقوق شهروندی خود روزها و هفته هاست که در زندان اوین بسر میبرند .
#جای_فعالین_زندان_نیست
@zan_j
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آواز #علیرضا_قربانی
رقص #خاتون_فلاح
شعر از #هوشنگ_ابتهاج
من آن صبحم که ناگاهان چو آتش در شب افتادم
بیا ای چشم روشن بین که خورشیدی عجب زادم
@zan_j
رقص #خاتون_فلاح
شعر از #هوشنگ_ابتهاج
من آن صبحم که ناگاهان چو آتش در شب افتادم
بیا ای چشم روشن بین که خورشیدی عجب زادم
@zan_j
They are still in detention since May 1st
از ۱۱ اردیبهشت روز جهانی کارگر #مرضیه_امیری ، #عاطفه_رنگریز و #ندا_ناجی همچنان در بازداشتاند
@Maydayarrests
از ۱۱ اردیبهشت روز جهانی کارگر #مرضیه_امیری ، #عاطفه_رنگریز و #ندا_ناجی همچنان در بازداشتاند
@Maydayarrests
معاونت بررسیهای اقتصادی اتاق بازرگانی تهران با انتشار اینفوگرافیکی به بررسی وضعیت اشتغال زنان ایران در سال ۱۳۹۷ پرداخته است. بررسی آمارهای نیروی کار زنان در سال ۱۳۹۷ نشان میدهد تنها ۱۶.۱ درصد از جمعیت در سن کار زنان ایران حدود ۵.۴ میلیون نفر، فعال اقتصادی هستند.
بنابراین حدود ۸۴ درصد از زنان در سن کار ایران جز جمعیت غیرفعال محسوب میشود. یعنی از ۳۳.۳ میلیون نفر زنان در سن کار، ۲۸ میلیون نفر از نظر اقتصادی غیرفعال هستند و در مجموع، از میان جمعیت زنان در سن کار ایران، تنها حدود ۱.۳ میلیون نفر شغل تمام وقت دارند.
#تبعیض_در_بازار_کار
@zan_j
بنابراین حدود ۸۴ درصد از زنان در سن کار ایران جز جمعیت غیرفعال محسوب میشود. یعنی از ۳۳.۳ میلیون نفر زنان در سن کار، ۲۸ میلیون نفر از نظر اقتصادی غیرفعال هستند و در مجموع، از میان جمعیت زنان در سن کار ایران، تنها حدود ۱.۳ میلیون نفر شغل تمام وقت دارند.
#تبعیض_در_بازار_کار
@zan_j
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌺 بزرگداشت یاد و خاطره سحر خدایاری توسط جمعی از مردم امروز پنجشنبه ۲۱ شهریور ۹۸در محل خودسوزی وی در تهران خیابان شریعتی.#دختر_آبی #سحر_خدایاری
@zan_j
@zan_j
گریه نکن خواهرم،
در خانه ات درختی خواهد روئید
و درخت هایی در شَهرت و بسیار درخت در سرزمینت
و باد پیغام هر درختی را به درخت دیگر خواهد رسانید
و درخت ها از باد خواهند پرسید، در راه که می آمدی سحر را ندیدی؟
📚سووشون
سیمین_دانشور
https://t.me/zan_j/3558
در خانه ات درختی خواهد روئید
و درخت هایی در شَهرت و بسیار درخت در سرزمینت
و باد پیغام هر درختی را به درخت دیگر خواهد رسانید
و درخت ها از باد خواهند پرسید، در راه که می آمدی سحر را ندیدی؟
📚سووشون
سیمین_دانشور
https://t.me/zan_j/3558
« #سرخط اخبار پنجشنبه ۲۱ شهریورماه ۹۸»
🔴 اعتصاب کارگران نیشکر هفتتپه در اعتراض به همدستی شورای کارگری حکومتی با اسدبیگی (مدیرعامل) در پی عدم واریز ماهها معوقات مزدی خود
🔴 تجمع و اعتصاب کارگران مناطق ۴، ۵ و ۶ شهرداری اهواز در اعتراض به عدم واریز ۵ ماه حقوق خود، مقابل شهرداری
🔴 تداوم اعتصاب کارگران کنتورسازی قزوین، مقابل دفتر امام جمعه قزوین
🔴 آزادی آرام زندی، فعال کارگری سنندج با قرار وثیقهی ۱۰۰ میلیون تومانی از زندان مرکزی شهر
🔴 آمار ۱۰۰۰ سال حبس، ۱۹۲۸ ضربه شلاق و جزای نقدی فعالین سیاسی در شش ماه ریاست ابراهیم رئیسی در قوه قضائیه
🔴 کمبود بیش از ۷۰۰۰ معلم در آستانهی سال تحصیلی جدید در خوزستان
🔴 عدم سیستم لولهکشی آب و آبرسانی با تانکر بیش از ۳۰۰ روستا در تفت
🔴 نامهی زندانیان سیاسی رجاییشهر کرج به مناسبت سالروز اعدام زانیار و لقمان مرادی و رامین حسینپناهی
🔴 بیهوشی و انتقال هانی یازرلو (زندانی سیاسی سابق) به بهداری پس از گذشت دوماه از دستگیری خود و هود یازرلو در زندان اوین
🔴 صد و سیوششمین روز از عدم آزادی مرضیه امیری، ندا ناجی و عاطفه رنگریز.
#سرخط_خبر
🔴 اعتصاب کارگران نیشکر هفتتپه در اعتراض به همدستی شورای کارگری حکومتی با اسدبیگی (مدیرعامل) در پی عدم واریز ماهها معوقات مزدی خود
🔴 تجمع و اعتصاب کارگران مناطق ۴، ۵ و ۶ شهرداری اهواز در اعتراض به عدم واریز ۵ ماه حقوق خود، مقابل شهرداری
🔴 تداوم اعتصاب کارگران کنتورسازی قزوین، مقابل دفتر امام جمعه قزوین
🔴 آزادی آرام زندی، فعال کارگری سنندج با قرار وثیقهی ۱۰۰ میلیون تومانی از زندان مرکزی شهر
🔴 آمار ۱۰۰۰ سال حبس، ۱۹۲۸ ضربه شلاق و جزای نقدی فعالین سیاسی در شش ماه ریاست ابراهیم رئیسی در قوه قضائیه
🔴 کمبود بیش از ۷۰۰۰ معلم در آستانهی سال تحصیلی جدید در خوزستان
🔴 عدم سیستم لولهکشی آب و آبرسانی با تانکر بیش از ۳۰۰ روستا در تفت
🔴 نامهی زندانیان سیاسی رجاییشهر کرج به مناسبت سالروز اعدام زانیار و لقمان مرادی و رامین حسینپناهی
🔴 بیهوشی و انتقال هانی یازرلو (زندانی سیاسی سابق) به بهداری پس از گذشت دوماه از دستگیری خود و هود یازرلو در زندان اوین
🔴 صد و سیوششمین روز از عدم آزادی مرضیه امیری، ندا ناجی و عاطفه رنگریز.
#سرخط_خبر
در #زاهدان، عده ای از دختران ۱۵ساله دانش آموز که گرافیک می خوانند، بدون کمک هیچ نهادی، دست به ایده ای خلاقانه زدند و شهرشان را با برخی آثار مشهور نقاشی، زیبا کردند؛ مثل تابلوی "جیغ" مونش، یا "شب پرستاره" ونگوگ.
ریحانه زاهدشیخی مسئول این گروه دانش آموزی گفته: همیشه از اینکه چرا شهرمان دیوارهای زشت و کثیف و بی روحی دارد، ناراحت بودیم تا اینکه خودمان تصمیم گرفتیم برای زیبایی زاهدان قدم برداریم. پس با خرید چندین قوطی رنگ آن هم با هزینه های شخصیِ خود، دست به کار شدیم و به جان دیوارهای مرده و کثیف شهر افتادیم. طرح خود را با تصمیم گروهی تعیین کرده و اقدام به رنگ آمیزی می کنیم که بسیار هم موردعلاقه مردم قرار گرفت. در حال حاضر به هیچ وجه دنبال منافع اقتصادی نیستیم و اعلام می کنیم در صورتی که شهروندان، تنها هزینه خرید رنگ را متقبل شوند، تمامی کارهای رنگ آمیزی و تهیه طرح و اجرا را به صورت رایگان انجام می دهیم و امیدواریم همین کار کوچک ما باعث شود شهرمان زنده و باطراوت شود.
عصر هامون
@zan_j
ریحانه زاهدشیخی مسئول این گروه دانش آموزی گفته: همیشه از اینکه چرا شهرمان دیوارهای زشت و کثیف و بی روحی دارد، ناراحت بودیم تا اینکه خودمان تصمیم گرفتیم برای زیبایی زاهدان قدم برداریم. پس با خرید چندین قوطی رنگ آن هم با هزینه های شخصیِ خود، دست به کار شدیم و به جان دیوارهای مرده و کثیف شهر افتادیم. طرح خود را با تصمیم گروهی تعیین کرده و اقدام به رنگ آمیزی می کنیم که بسیار هم موردعلاقه مردم قرار گرفت. در حال حاضر به هیچ وجه دنبال منافع اقتصادی نیستیم و اعلام می کنیم در صورتی که شهروندان، تنها هزینه خرید رنگ را متقبل شوند، تمامی کارهای رنگ آمیزی و تهیه طرح و اجرا را به صورت رایگان انجام می دهیم و امیدواریم همین کار کوچک ما باعث شود شهرمان زنده و باطراوت شود.
عصر هامون
@zan_j