در خلوتِ روشن با تو گریستهام
برایِ خاطرِ زندگان،
و در گورستانِ تاریک با تو خواندهام
زیباترینِ سرودها را
زیرا که مردگانِ این سال
عاشقترینِ زندگان بودهاند.
#احمد_شاملو
#خاوران_دشت_عاشقان
#کشتار_سال_67
این تصویر خاوران است، هفته گذشته گرفته شده و پذیرای حضور خانواده ی جانباختگان بود
@zan_j
برایِ خاطرِ زندگان،
و در گورستانِ تاریک با تو خواندهام
زیباترینِ سرودها را
زیرا که مردگانِ این سال
عاشقترینِ زندگان بودهاند.
#احمد_شاملو
#خاوران_دشت_عاشقان
#کشتار_سال_67
این تصویر خاوران است، هفته گذشته گرفته شده و پذیرای حضور خانواده ی جانباختگان بود
@zan_j
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«آتش سوزی عمدی» در تالاب انزلی برای تغییر کاربری
خبرگزاری ایسنا نیز گزارش داده است علفزار و نیزارهای حاشیه تالاب انزلی در محدوده جاده کمربندی این شهر نیمه شب پنج شنبه دچار حریق شد، اما صبح روز جمعه آتش سوزی مهار شد.
#نابودی_محیط_زیست
خبرگزاری ایسنا نیز گزارش داده است علفزار و نیزارهای حاشیه تالاب انزلی در محدوده جاده کمربندی این شهر نیمه شب پنج شنبه دچار حریق شد، اما صبح روز جمعه آتش سوزی مهار شد.
#نابودی_محیط_زیست
https://www.instagram.com/p/B10TznKBy7Z/?igshid=um7zziieceri
همسر مریم محمدی نوشت : امروز ۹ شهریور ۵۵امین روز بازداشت همسرم #مریم_محمدی است #مریم_محمدی سوادآموز زنان و کودکان پنبه چین و مخالف ازدواج کودکان بود و همچنین برای حق طلاق زنان امضا جمع میکرد هیچکدام از اینها جرم نیست بلکه نشانهی انسانیت است
#مریم_محمدی_را_آزاد_کنید
#مریم_محمدی_را_فوری_بیقدوشرط_آزاد_کنید
همسر مریم محمدی نوشت : امروز ۹ شهریور ۵۵امین روز بازداشت همسرم #مریم_محمدی است #مریم_محمدی سوادآموز زنان و کودکان پنبه چین و مخالف ازدواج کودکان بود و همچنین برای حق طلاق زنان امضا جمع میکرد هیچکدام از اینها جرم نیست بلکه نشانهی انسانیت است
#مریم_محمدی_را_آزاد_کنید
#مریم_محمدی_را_فوری_بیقدوشرط_آزاد_کنید
Instagram
@masoud.4546
امروز ۹ شهریور ۵۵امین روز بازداشت همسرم #مریم_محمدی است #مریم_محمدی سوادآموز زنان و کودکان پنبه چین و مخالف ازدواج کودکان بود و همچنین برای حق طلاق زنان امضا جمع میکرد هیچکدام از اینها جرم نیست بلکه نشانهی انسانیت است #مریم_محمدی_را_آزاد_کنید #مریم_محمد…
Forwarded from زن و جامعه (زن کارگر)
https://t.me/iv?url=https%3A%2F%2Firanwire.com%2Ffa%2Fblogs%2F723%2F32804&rhash=97782104fed07c
@zan_j
🔹مکالمات یک جلسه عادی در وزارت اطلاعات
حاجی: بسم الله الرحمن الرحیم. خب برادرا خسته نباشید همگی. الحمدلله ماه گذشته به مدد آقا امام زمان و دعای خیر مردم و تلاش شما، ماه پر برکت و پر دستاوردی بود برای نظام و انقلاب. بالغ بر بیست مورد اعتراف به جاسوسی داشتیم، دوازده مورد اعتراف به بمب گذاری و هشت مورد اعتراف به ترور سران نظام. البته مسائل و مشکلاتی هم بوده که الان آسد کاظم عزیز، معاون اطلاعات عملیات خوبمون، خودشون توضیح میدن. بفرمایید سید جان.
حضار صلوات میفرستند.
سید: بسم الله الرحمن الرحیم... سلام علیکم برادرا. همونطور که حاجی فرمودن این ماه خوشبختانه حجم بالایی دستگیری داشتیم که اکثر دستگیریها به لطف خدا به اعترافات تلویزیونی ختم شد. برای همین تونستیم چند تا از پرونده های امنیتی لاینحل نظام که همیشه مورد طعنه و ریشخند ضد انقلاب بوده رو مختومه کنیم. تنها مساله ای که هست اینه که حساب از دست بچه ها در رفت و حجم اعترافات اخذ شده از حجم پرونده های باز امنیتی الان بیشتر هست. الان سوال اینه که آیا این درست هست که ما بیایم بعضی از این اعترافات رو «کأن لم یکن» تلقی کنیم یا نه. از این نظر که به هر حال برای اخذ این اعترافات از بیت المال هزینه شده و اگر این اعترافات رو بخوایم معدوم کنیم بنده شخصا اون دنیا جوابی ندارم بدم.
یکی از حضار دست بلند میکند و اجازه صحبت میخواهد. از سرداران و بازجوهای قدیمی اطلاعات است که جای مهر بزرگی نیز بر روی پیشانی دارد.
ادامه نوشته طنز شراگیم زند 👇
@zan_j
🔹مکالمات یک جلسه عادی در وزارت اطلاعات
حاجی: بسم الله الرحمن الرحیم. خب برادرا خسته نباشید همگی. الحمدلله ماه گذشته به مدد آقا امام زمان و دعای خیر مردم و تلاش شما، ماه پر برکت و پر دستاوردی بود برای نظام و انقلاب. بالغ بر بیست مورد اعتراف به جاسوسی داشتیم، دوازده مورد اعتراف به بمب گذاری و هشت مورد اعتراف به ترور سران نظام. البته مسائل و مشکلاتی هم بوده که الان آسد کاظم عزیز، معاون اطلاعات عملیات خوبمون، خودشون توضیح میدن. بفرمایید سید جان.
حضار صلوات میفرستند.
سید: بسم الله الرحمن الرحیم... سلام علیکم برادرا. همونطور که حاجی فرمودن این ماه خوشبختانه حجم بالایی دستگیری داشتیم که اکثر دستگیریها به لطف خدا به اعترافات تلویزیونی ختم شد. برای همین تونستیم چند تا از پرونده های امنیتی لاینحل نظام که همیشه مورد طعنه و ریشخند ضد انقلاب بوده رو مختومه کنیم. تنها مساله ای که هست اینه که حساب از دست بچه ها در رفت و حجم اعترافات اخذ شده از حجم پرونده های باز امنیتی الان بیشتر هست. الان سوال اینه که آیا این درست هست که ما بیایم بعضی از این اعترافات رو «کأن لم یکن» تلقی کنیم یا نه. از این نظر که به هر حال برای اخذ این اعترافات از بیت المال هزینه شده و اگر این اعترافات رو بخوایم معدوم کنیم بنده شخصا اون دنیا جوابی ندارم بدم.
یکی از حضار دست بلند میکند و اجازه صحبت میخواهد. از سرداران و بازجوهای قدیمی اطلاعات است که جای مهر بزرگی نیز بر روی پیشانی دارد.
ادامه نوشته طنز شراگیم زند 👇
IranWire | خانه
مکالمات یک جلسه عادی در وزارت اطلاعات
حاجی: بسم الله الرحمن الرحیم. خب برادرا خسته نباشید همگی. الحمدلله ماه گذشته به مدد آقا امام زمان و دعای خیر مردم و تلاش شما، ماه پر برکت و پر دستاوردی بود برای نظام و انقلاب. بالغ بر بیست مورد اعتراف به جاسوسی داشتیم، دوازده مورد اعتراف به بمب گذاری و هشت…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مادر این دختر کوچولو در گروه کُر می خواند
و این کوچولو با احساس تمام در حال رهبری ارکستر است 😊
و این کوچولو با احساس تمام در حال رهبری ارکستر است 😊
Forwarded from زن و جامعه (زن کارگر)
ستم جنسيتی بر زنان در حقیقت نشانه و بیانگر وجود نابرابریهای طبقاتی، اجتماعی واقتصادی در جامعه است. ستم جنسیتی دقیقا ستمی است که ریشه در مناسبات تولیدی و وجود مالکیت خصوصی دارد که خود در نهایت شکلهای فرهنگ و شعور اجتماعی انسانها را تعیین میکند. بنابراین مبارزه برای تغییر مناسبات تولیدی و مبارزه بر علیه مالکیت خصوصی جدا از مبارزه برای از میان برداشتن نابرابریهای اجتماعی و تمامی جلوههای آن از جمله تلاش در جهت رفع کامل ستم بر زنان نیست.
برای از بین بردن ستم جنسی، باید منشاء ستم را دریافت و واژگون نمود. همانطوری که ستم جنسیتی با مالکیت خصوصی ظهور نمود با از بین رفتن مالکیت خصوصی میتوان به این ستم پایان داد. برای انجام دادن چنین کاری باید زنان کارگر و انقلابی و برابری طلب بسیج شده و علیه چنین سیستمی به مبارزه جدی برخیزند. زیرا هیچگاه نیروهای ارتجاعی طبقه حاکمه به رضایت خویش کنار نمیروند بلکه باید آنها را از مسند قدرت به زیر کشید.
فریدریش انگلس، منشأ خانواده، مالکیت خصوصی و دولت
@zan_j
برای از بین بردن ستم جنسی، باید منشاء ستم را دریافت و واژگون نمود. همانطوری که ستم جنسیتی با مالکیت خصوصی ظهور نمود با از بین رفتن مالکیت خصوصی میتوان به این ستم پایان داد. برای انجام دادن چنین کاری باید زنان کارگر و انقلابی و برابری طلب بسیج شده و علیه چنین سیستمی به مبارزه جدی برخیزند. زیرا هیچگاه نیروهای ارتجاعی طبقه حاکمه به رضایت خویش کنار نمیروند بلکه باید آنها را از مسند قدرت به زیر کشید.
فریدریش انگلس، منشأ خانواده، مالکیت خصوصی و دولت
@zan_j
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📌«من حتی از آیینه هم می ترسم»
معصومه جلیلپور دو سال پیش مورد اسپدپاشی خواستگار سابقش قرار گرفت و بعد از آن حکایت همان حکایت همیشگی قربانیان اسیدپاشی و هزینههای کمرشکن درمان و...
#قربانیان_اسیدپاشی
@zan_j
معصومه جلیلپور دو سال پیش مورد اسپدپاشی خواستگار سابقش قرار گرفت و بعد از آن حکایت همان حکایت همیشگی قربانیان اسیدپاشی و هزینههای کمرشکن درمان و...
#قربانیان_اسیدپاشی
@zan_j
Forwarded from شوراهای صنفی دانشجویان کشور
⛔️عاطفه رنگریز، دانشجوی کارشناسی ارشد جامعه شناسی دانشگاه خوارزمی، به ١١سال و ۶ماه حبس محکوم شد!
🔴خبر کوتاه است...!
🔴عاطفه رنگریز که در روز جهانی کارگر مقابل مجلس بازداشت شده و تا به امروز در بازداشت به سر می برد، بنا به رای صادره شعبه ۲۸دادگاه انقلاب به ریاست قاضی مقیسه در مجموع به ۷۴ ضربه شلاق و ١١ سال و ۶ ماه زندان محکوم شد.
9⃣6⃣6⃣
🆔 @senfi_uni_iran
🔴خبر کوتاه است...!
🔴عاطفه رنگریز که در روز جهانی کارگر مقابل مجلس بازداشت شده و تا به امروز در بازداشت به سر می برد، بنا به رای صادره شعبه ۲۸دادگاه انقلاب به ریاست قاضی مقیسه در مجموع به ۷۴ ضربه شلاق و ١١ سال و ۶ ماه زندان محکوم شد.
9⃣6⃣6⃣
🆔 @senfi_uni_iran
عاطفه رنگریز یکی از دهها نفری بود که پیش و پس از مراسم روز جهانی کارگر در ایران بازداشت شد.
عاطفه رنگریز در نامهای در شرح زندان قرچک نوشت: "“آیا دوباره گیسوانم را در باد شانه خواهم زد؟ آیا دوباره روی لیوانها خواهم رقصید؟"
"آیا میشود در سالن پنج اندرزگاه یک قرچک نوشت؟ بعید میدانم! به قولی قرچک نام مستعار جهنم است."
به جز خانم رنگریز برای چندین نفر دیگر از بازداشتیهای روز کارگر در ایران احکام زندان و شلاق صادر شده است.
#نه_به_احکام_ارتجاعی
#نان_کار_آزادی
@zan_j
عاطفه رنگریز در نامهای در شرح زندان قرچک نوشت: "“آیا دوباره گیسوانم را در باد شانه خواهم زد؟ آیا دوباره روی لیوانها خواهم رقصید؟"
"آیا میشود در سالن پنج اندرزگاه یک قرچک نوشت؟ بعید میدانم! به قولی قرچک نام مستعار جهنم است."
به جز خانم رنگریز برای چندین نفر دیگر از بازداشتیهای روز کارگر در ایران احکام زندان و شلاق صادر شده است.
#نه_به_احکام_ارتجاعی
#نان_کار_آزادی
@zan_j
https://www.instagram.com/p/B11LY3GhOfw/?igshid=11z9sc8n0ios1
مادر ندا ناجی:
هفته پیش یکشنبه ندا از زندان اوین زنگ زد و گفت بازجوییها برای یک هفته شروع شده .
اینهمه پرس و جو چرا !!
امروز رفتم دادگاه انقلاب دفتردار قاضی شعبه بیست و هشت گفت پرونده به بررسی بیشتر نیاز داره ؟؟؟
روزهای انتظار سرد و بی روح که قلبم رو درد آورده.
#نداناجی #عاطفه_رنگرز #مرضیه_امیری
#بازداشت_شدگان_روز_جهانی_کارگر
#نان_کار_آزادی
@zan_j
مادر ندا ناجی:
هفته پیش یکشنبه ندا از زندان اوین زنگ زد و گفت بازجوییها برای یک هفته شروع شده .
اینهمه پرس و جو چرا !!
امروز رفتم دادگاه انقلاب دفتردار قاضی شعبه بیست و هشت گفت پرونده به بررسی بیشتر نیاز داره ؟؟؟
روزهای انتظار سرد و بی روح که قلبم رو درد آورده.
#نداناجی #عاطفه_رنگرز #مرضیه_امیری
#بازداشت_شدگان_روز_جهانی_کارگر
#نان_کار_آزادی
@zan_j
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
" آی اوشاقلار صمد عمی گلمدی "
در سوگ مرگ #صمد_بهرنگی
#بیزه_قوشولون
کانال موسیقی آذربایجان
@Azerbaycan_Musighi
در سوگ مرگ #صمد_بهرنگی
#بیزه_قوشولون
کانال موسیقی آذربایجان
@Azerbaycan_Musighi
🔴 غرق شدن کامل دو روستا در خوزستان
روستاهای "پرنوشته" و "تلخاب تاجدین" از توابع مسجدسلیمان بعد از آبگیری سد «گتوند» در روزهای اخیر به طور کامل به زیر آب رفتند.
#تدبیر_و_امید #دولت_را_سیل_ببرد
روستاهای "پرنوشته" و "تلخاب تاجدین" از توابع مسجدسلیمان بعد از آبگیری سد «گتوند» در روزهای اخیر به طور کامل به زیر آب رفتند.
#تدبیر_و_امید #دولت_را_سیل_ببرد
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این ویدیو هم ۴۲ مین شنبه اعتراضات جلیقه زردها در پاریس را نشان می هد. بحرانی دموکراسی، دموکراسی را به بازی ثروتمندان تبدیل کرده است. این آنها هستند که دموکراسی را به گروگان گرفته اند.
#جلیقهزردها
#فرانسه
اینستاگرام: goftandno
@zan_j
#جلیقهزردها
#فرانسه
اینستاگرام: goftandno
@zan_j
💥نوشته شعله پاکروان خطاب به محمدعلی نجفی
⭕️ شعله پاکروان مادر ریحانه جباری، در صفحهی اینستاگرام خود متنی خطاب به محمدعلی نجفی که تازه آزاد شده است، نوشته است. این متن به شرح زیر است:
اقای نجفی!
سردار و وزیر و شهردار و نورچشمی حکومت!
شنیدم کسالت داشتی و از زندان ازاد شدی.
خوب کردی رفتی خانهات. ادم توی زندان میپوسد. مادرتان هم دلخون میشد. چقدر آن سربالایی اوین را بیاید و ساعتها منتظر نوبت باشد تا بلکه هفتهای بیست دقیقه شمه را ملاقات کند.
اقای نجفی خوش به حال شما. از همان لحظه اول که خبر جنایت شما منتشر شد حسودی منهم شروع شد. آخر من تمام مراحلی را که باید میگذراندید دیده بودم. من سالن اداره دهم اگاهی شاپور را میشناسم. دختر نوزده سالهام انجا بود. وسط تیرماه در همان سالن که شما چای مینوشیدی او شلاق خورد و ناخنهای پایش کشیده شد. هفت سال در زندان ماند و هرگز انگشتهای پایش را بمن نشان نداد. همکاران همان مردی که با شما دست داد و بدرقهتان کرد،موهای دختر مرا دور دستهایش پیچید و تن نحیف دخترم را روی زمین کشید. دوماه به دستور محمدحسین شاملو که انوقتها برو و بیایی داشت و رییس شعبه یک بازپرسی بود به انفرادی افتاد. در حالیکه من و همسرم دیوانهوار هر روز دنبال خبر و اثری از او بودیم به او گفته بودند پدر و مادرت دیگر تو را نمیخواهند و او ناامید و تنها زیر شکنجه جسمی و روحی به خودکشی فکر میکرد. ماهها طول کشید تا شاملو اجازه داد وکیل بگیریم. اما شما از همان روز اول وکیل داشتی . انهم اقای علیزاده طباطبایی که فقط وکالت از ما بهتران و ژنهای مرغوب مثل شما را میپذیرد.
عدالت هم کلا زیر قدمهای ایشان است..تا اینجای کار سوسمار پیر (محمدحسین شاملو که اکنون به عنوان وکیل مشغول فریب مردم بیچاره است)همان بازجوی ریاکار که هیچ زمانی از نفرینهایم در امان نخواهد بود، هر رذالتی کرد تا بتواند پرونده را ببندد و پول کیفرخواستش را بگیرد. لعنت ابدی بر او و هست و نیستش باد.
یکسال و نیم بعد، دادگاه برگزار شد. وقتی قاضی سوالهایی کرد که نشان میداد بیگناهی دخترم را دریافته، وقتی به پسر سربندی گفت پدر متدین شما چرا با نامحرم خلوت کرده؟ وقتی او و خانوادهاش را که به دخترم حرفهای غیراخلاقی میزدند تهدید به بازداشت و اخراج از دادگاه کرد, فهمیدند ممکن است ریحان من نجات یابد. پس حیله دیگری چیدند. قاضی را به ارومیه فرستادند و حسن تردست را به جایش نشاندند. یک بی شرف تمام و کمال. میدانید او به دخترم چه گفته بود؟ گفته بود باید اجازه میدادی تجاوز صورت بگیرد بعد میآمدی شکایت میکردی.
.
اقای نجفی! خیلی به شما حسودیم میشود. حکم قصاص شما صادر شد اما کرباسچی و دیگر مقامات حکومتی شروع کردند به افشاگری میترا استاد. تا پیش از ان هرگز لفظ پرستو را نشنیده بودیم. ولی با این تعاریف خیلی از طرفداران پیدا و پنهان حکومت گفتند این پرستو حقش بوده که با گلوله بمیرد.
اما در مورد دختر من داستان طور دیگری بود. حتی مهدی خزعلی( که امیدوارم در اتش جهنم بسوزد )حاضر نشد به مردم بگوید در روز حادثه سربندی را دیده که با عجله میرود. به او که شریک تجاریش بود و دفتر کارشان در یک ساختمان، میگوید کجا میروی؟ سربندی هم جواب میدهد یک دختر دکوراتور دیدهام که میروم ترتیبش را بدهم. (لعنت بر او). میدانید چرا چیزی نگفت؟ جواب را از زبان خود خزعلی میگویم. او در مراسم شهرام فرجزاده(جوانی که ظهر عاشورای هشتاد و هشت توسط اتش به اختیاران کشته شد و اکنون خواهرش حوری به جرم دادخواهی در زندان است) در حضور دیگران و از جمله شهین مهینفر(مادر امیرارشد تاجمیر که زیر چرخهای ماشین نیروی انتظامی له شد) که روی صندلی کنار خزعلی نشسته بود گفت اگر این حرفها را علنی کنم هست و نیستم از دست میرود. اخر خزعلی با جلال سربندی (دستش قلم بشود که زیر پای دختر مظلومم را خالی کرد) شریک شده و با هم برج میساختند و تجارت میکردند...
باش تا نفرین دوزخ از تو چه سازد
که مادران سیاه پوش
داغ داران زیباترین فرزندان آفتاب و باد
هنوز از سجادهها
سر بر نگرفتهاند
ادامه در:
http://bit.ly/347L49k
@zan_j
⭕️ شعله پاکروان مادر ریحانه جباری، در صفحهی اینستاگرام خود متنی خطاب به محمدعلی نجفی که تازه آزاد شده است، نوشته است. این متن به شرح زیر است:
اقای نجفی!
سردار و وزیر و شهردار و نورچشمی حکومت!
شنیدم کسالت داشتی و از زندان ازاد شدی.
خوب کردی رفتی خانهات. ادم توی زندان میپوسد. مادرتان هم دلخون میشد. چقدر آن سربالایی اوین را بیاید و ساعتها منتظر نوبت باشد تا بلکه هفتهای بیست دقیقه شمه را ملاقات کند.
اقای نجفی خوش به حال شما. از همان لحظه اول که خبر جنایت شما منتشر شد حسودی منهم شروع شد. آخر من تمام مراحلی را که باید میگذراندید دیده بودم. من سالن اداره دهم اگاهی شاپور را میشناسم. دختر نوزده سالهام انجا بود. وسط تیرماه در همان سالن که شما چای مینوشیدی او شلاق خورد و ناخنهای پایش کشیده شد. هفت سال در زندان ماند و هرگز انگشتهای پایش را بمن نشان نداد. همکاران همان مردی که با شما دست داد و بدرقهتان کرد،موهای دختر مرا دور دستهایش پیچید و تن نحیف دخترم را روی زمین کشید. دوماه به دستور محمدحسین شاملو که انوقتها برو و بیایی داشت و رییس شعبه یک بازپرسی بود به انفرادی افتاد. در حالیکه من و همسرم دیوانهوار هر روز دنبال خبر و اثری از او بودیم به او گفته بودند پدر و مادرت دیگر تو را نمیخواهند و او ناامید و تنها زیر شکنجه جسمی و روحی به خودکشی فکر میکرد. ماهها طول کشید تا شاملو اجازه داد وکیل بگیریم. اما شما از همان روز اول وکیل داشتی . انهم اقای علیزاده طباطبایی که فقط وکالت از ما بهتران و ژنهای مرغوب مثل شما را میپذیرد.
عدالت هم کلا زیر قدمهای ایشان است..تا اینجای کار سوسمار پیر (محمدحسین شاملو که اکنون به عنوان وکیل مشغول فریب مردم بیچاره است)همان بازجوی ریاکار که هیچ زمانی از نفرینهایم در امان نخواهد بود، هر رذالتی کرد تا بتواند پرونده را ببندد و پول کیفرخواستش را بگیرد. لعنت ابدی بر او و هست و نیستش باد.
یکسال و نیم بعد، دادگاه برگزار شد. وقتی قاضی سوالهایی کرد که نشان میداد بیگناهی دخترم را دریافته، وقتی به پسر سربندی گفت پدر متدین شما چرا با نامحرم خلوت کرده؟ وقتی او و خانوادهاش را که به دخترم حرفهای غیراخلاقی میزدند تهدید به بازداشت و اخراج از دادگاه کرد, فهمیدند ممکن است ریحان من نجات یابد. پس حیله دیگری چیدند. قاضی را به ارومیه فرستادند و حسن تردست را به جایش نشاندند. یک بی شرف تمام و کمال. میدانید او به دخترم چه گفته بود؟ گفته بود باید اجازه میدادی تجاوز صورت بگیرد بعد میآمدی شکایت میکردی.
.
اقای نجفی! خیلی به شما حسودیم میشود. حکم قصاص شما صادر شد اما کرباسچی و دیگر مقامات حکومتی شروع کردند به افشاگری میترا استاد. تا پیش از ان هرگز لفظ پرستو را نشنیده بودیم. ولی با این تعاریف خیلی از طرفداران پیدا و پنهان حکومت گفتند این پرستو حقش بوده که با گلوله بمیرد.
اما در مورد دختر من داستان طور دیگری بود. حتی مهدی خزعلی( که امیدوارم در اتش جهنم بسوزد )حاضر نشد به مردم بگوید در روز حادثه سربندی را دیده که با عجله میرود. به او که شریک تجاریش بود و دفتر کارشان در یک ساختمان، میگوید کجا میروی؟ سربندی هم جواب میدهد یک دختر دکوراتور دیدهام که میروم ترتیبش را بدهم. (لعنت بر او). میدانید چرا چیزی نگفت؟ جواب را از زبان خود خزعلی میگویم. او در مراسم شهرام فرجزاده(جوانی که ظهر عاشورای هشتاد و هشت توسط اتش به اختیاران کشته شد و اکنون خواهرش حوری به جرم دادخواهی در زندان است) در حضور دیگران و از جمله شهین مهینفر(مادر امیرارشد تاجمیر که زیر چرخهای ماشین نیروی انتظامی له شد) که روی صندلی کنار خزعلی نشسته بود گفت اگر این حرفها را علنی کنم هست و نیستم از دست میرود. اخر خزعلی با جلال سربندی (دستش قلم بشود که زیر پای دختر مظلومم را خالی کرد) شریک شده و با هم برج میساختند و تجارت میکردند...
باش تا نفرین دوزخ از تو چه سازد
که مادران سیاه پوش
داغ داران زیباترین فرزندان آفتاب و باد
هنوز از سجادهها
سر بر نگرفتهاند
ادامه در:
http://bit.ly/347L49k
@zan_j
Telegraph
نامهی شعله پاکروان خطاب به محمدعلی نجفی
شعله پاکروان مادر ریحانه جباری، در صفحهی اینستاگرام خود متنی خطاب به محمدعلی نجفی که تازه آزاد شده است، نوشته است. این متن به شرح زیر است: اقای نجفی! سردار و وزیر و شهردار و نورچشمی حکومت! شنیدم کسالت داشتی و از زندان ازاد شدی. خوب کردی رفتی خانهات. ادم…
Forwarded from زن و جامعه (زن کارگر)
عاطفه رنگریز یکی از دهها نفری بود که پیش و پس از مراسم روز جهانی کارگر در ایران بازداشت شد.
عاطفه رنگریز در نامهای در شرح زندان قرچک نوشت: "“آیا دوباره گیسوانم را در باد شانه خواهم زد؟ آیا دوباره روی لیوانها خواهم رقصید؟"
"آیا میشود در سالن پنج اندرزگاه یک قرچک نوشت؟ بعید میدانم! به قولی قرچک نام مستعار جهنم است."
به جز خانم رنگریز برای چندین نفر دیگر از بازداشتیهای روز کارگر در ایران احکام زندان و شلاق صادر شده است.
#نه_به_احکام_ارتجاعی
#نان_کار_آزادی
@zan_j
عاطفه رنگریز در نامهای در شرح زندان قرچک نوشت: "“آیا دوباره گیسوانم را در باد شانه خواهم زد؟ آیا دوباره روی لیوانها خواهم رقصید؟"
"آیا میشود در سالن پنج اندرزگاه یک قرچک نوشت؟ بعید میدانم! به قولی قرچک نام مستعار جهنم است."
به جز خانم رنگریز برای چندین نفر دیگر از بازداشتیهای روز کارگر در ایران احکام زندان و شلاق صادر شده است.
#نه_به_احکام_ارتجاعی
#نان_کار_آزادی
@zan_j
https://telegra.ph/%D8%A2%D8%B1%D8%B2%D9%88%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D9%82%D8%A7%D9%85-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D9%86-%D9%88-%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%D9%85-%D9%85%D8%B4%D8%AA%D8%B1%DA%A9-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-07-25
گفتوگو با کودک کار و خیابان در رشت:
«آرزوی انتقام در من و دوستانم مشترک است»
منتشر شده در شمارۀ ۲۶ ماهنامۀ گيلانˇ اؤجٰا
@zan_j
گفتوگو با کودک کار و خیابان در رشت:
«آرزوی انتقام در من و دوستانم مشترک است»
منتشر شده در شمارۀ ۲۶ ماهنامۀ گيلانˇ اؤجٰا
@zan_j
Telegraph
آرزوی انتقام در من و دوستانم مشترک است
سهیل نوید وقتی نام کودک کار و خیابان را میشنویم، تصویری از بچهای ده ــ دوازده ساله با نگاهی معصوم در ذهنمان تداعی میشود که کالایی را در خیابان برای عرضه به سوی مشتری گرفته و التماس میکند. ممکن است کمی دلسوزی کنیم و از او خرید کرده و با وجدانی آسوده به…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
عاطفه رنگریز از بازداشتشدگان روز کارگر به ۱۱ سال و ۶ ماه زندان و ۷۴ ضربه شلاق محکوم شد.
واکنش کاربران توییتر به حکم صادره برای عاطفه رنگریز
@zan_j
واکنش کاربران توییتر به حکم صادره برای عاطفه رنگریز
@zan_j
🔴 عادل گرجی دستگیر شد.
روز #پنجشنبه_۷_شهریور در جریان تجمع اعتراضی دانشجویان #دانشکده_هنر و معماری دانشگاه آزاد، عادل گرجی بازداشت شد.
این تجمع در اعتراض به انتقال دانشکده هنر و معماری از میدان فلسطین به سوهانک و دور افتادن دانشجویان از مرکز شهر توسط جمعی از دانشجویان برگزار گردید.
تاکنون هیچ اطلاعی از وضعیت و محل نگهداری وی در دست نیست.
عادل گرجی، دانشجوی دانشگاه آزاد واحد تهران مرکز، روز جهانی کارگر نیز توسط مامورین امنیتی دستگیر و روز ۱۵ اردیبهشت با قرار کفالت آزاد شده بود.
@Maydayarres
@zan_j
روز #پنجشنبه_۷_شهریور در جریان تجمع اعتراضی دانشجویان #دانشکده_هنر و معماری دانشگاه آزاد، عادل گرجی بازداشت شد.
این تجمع در اعتراض به انتقال دانشکده هنر و معماری از میدان فلسطین به سوهانک و دور افتادن دانشجویان از مرکز شهر توسط جمعی از دانشجویان برگزار گردید.
تاکنون هیچ اطلاعی از وضعیت و محل نگهداری وی در دست نیست.
عادل گرجی، دانشجوی دانشگاه آزاد واحد تهران مرکز، روز جهانی کارگر نیز توسط مامورین امنیتی دستگیر و روز ۱۵ اردیبهشت با قرار کفالت آزاد شده بود.
@Maydayarres
@zan_j
https://t.me/zan_j/10805
مصائب مادرانی که سرپرست هستند ولی رسمیت ندارند/ «پرونده تحصیلی دخترم رو تحویل من ندادن، از عصبانیت گریهام بند نمی یاد.»
پدیده مادران سرپرست خانوار، پدیده ناشناخته ای در ایران نیست، بسیاری از زنان به دلایل متعدد از جمله طلاق، فوت همسر یا مهاجرت او به خارج از کشور به عنوان سرپرست خانوار شناخته می شوند و مسئولیت بزرگ کردن کودکان را بر دوش می کشند، در حالی که در عرف احکام قانونی و حتی آرای دادگاه ها، این مادران، بدون تایید مقام قضایی، دارای شان و جایگاه انجام امور لازم برای فرزند خود نیستند، اموری مانند اقدام برای درمان های غیراورژانسی مبتنی بر عمل جراحی، تغییر محل تحصیل یا رفتن به مسافر و نظایر آن.
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، گلایه های مادران سرپرست خانوار به فضای شبکه های اجتماعی هم رسیده است. جایی که مادران سرپرست خانوار به عنوان کسانی که دغدغه زندگی باکیفیت فرزندان خود را دارند ولی قادر به انجام برخی از وظایف مادری و سرپرستی خود در مقابل کودکشان نیستند مگر آنکه تایید نهاد دیگری مانند دادگاه و دایره سرپرستی را داشته باشند. به بیان دیگر، شاید اصلی ترین دغدغه و ناراحتی مادرانی از این دست، آن است که همه زحمتها را برای فرزند خود می کشند ولی از سوی قانون، به صورت قائم به ذات خود، اعتبار ندارند و اعتبار زحمتها و فداکاریهای شبانه روز آنان، به خاطر حکم قانون یا دادگاه است. آنها می گویند چرا پدر و جد پدری (پدربزرگ پدری) برای سرپرستی از کودکان و اقداماتی که برای بچه هایشان لازم می دانند دارای اعتبار قائم به خود هستند ولی اقدامات مادر سرپرست خانواده برای کودک، باید قبلا به تایید دادگاه یا قانون رسیده باشد و در صورتی که برخی از اقدامات، قبلا مورد تایید نهاد دیگری خارج از خانواده (دستگاه قضایی یا متن قانونی) نرسیده باشد، مادر قادر به انجام اعمالی نیست که به صلاح بچه خود می داند، اموری که شاید لازم و گریزناپذیر باشد، مانند اعمال جراحی درمانی غیراورژانسی.
بخشی از فضای شبکه های اجتماعی، این روزها پر شده است از واگویه دغدغه های مادرانه ای که به دلایل مختلف حقوقی، پیش از این کمتر مجال بروز می یافت. مادران سرپرست خانوار گلایه دارند چرا نمی توانند بدون حکم دادگاه، پرونده تحصیلی فرزند خود را دریافت و در مدرسه دیگری او را ثبت نام کنند. آنها شکایت دارند چرا اعمال جراحی و درمان لازم بدون حضور پدر برای کودکان مقدور نیست و حتی در برخی مواقع، به سفر بردن کودک و مهاجرت، بدون رای و نظر دادگاه برای آنها امکان ندارد؟ یکی از این مادران در این باره در حساب توئیتر خود نوشته است: «پرونده تحصیلی دخترم رو تحویل من ندادن، از عصبانیت گریهام بند نمی یاد
#زنان_سرپرست_خانواده
نان کار آزادی
شادی رفاه امنیت
مصائب مادرانی که سرپرست هستند ولی رسمیت ندارند/ «پرونده تحصیلی دخترم رو تحویل من ندادن، از عصبانیت گریهام بند نمی یاد.»
پدیده مادران سرپرست خانوار، پدیده ناشناخته ای در ایران نیست، بسیاری از زنان به دلایل متعدد از جمله طلاق، فوت همسر یا مهاجرت او به خارج از کشور به عنوان سرپرست خانوار شناخته می شوند و مسئولیت بزرگ کردن کودکان را بر دوش می کشند، در حالی که در عرف احکام قانونی و حتی آرای دادگاه ها، این مادران، بدون تایید مقام قضایی، دارای شان و جایگاه انجام امور لازم برای فرزند خود نیستند، اموری مانند اقدام برای درمان های غیراورژانسی مبتنی بر عمل جراحی، تغییر محل تحصیل یا رفتن به مسافر و نظایر آن.
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، گلایه های مادران سرپرست خانوار به فضای شبکه های اجتماعی هم رسیده است. جایی که مادران سرپرست خانوار به عنوان کسانی که دغدغه زندگی باکیفیت فرزندان خود را دارند ولی قادر به انجام برخی از وظایف مادری و سرپرستی خود در مقابل کودکشان نیستند مگر آنکه تایید نهاد دیگری مانند دادگاه و دایره سرپرستی را داشته باشند. به بیان دیگر، شاید اصلی ترین دغدغه و ناراحتی مادرانی از این دست، آن است که همه زحمتها را برای فرزند خود می کشند ولی از سوی قانون، به صورت قائم به ذات خود، اعتبار ندارند و اعتبار زحمتها و فداکاریهای شبانه روز آنان، به خاطر حکم قانون یا دادگاه است. آنها می گویند چرا پدر و جد پدری (پدربزرگ پدری) برای سرپرستی از کودکان و اقداماتی که برای بچه هایشان لازم می دانند دارای اعتبار قائم به خود هستند ولی اقدامات مادر سرپرست خانواده برای کودک، باید قبلا به تایید دادگاه یا قانون رسیده باشد و در صورتی که برخی از اقدامات، قبلا مورد تایید نهاد دیگری خارج از خانواده (دستگاه قضایی یا متن قانونی) نرسیده باشد، مادر قادر به انجام اعمالی نیست که به صلاح بچه خود می داند، اموری که شاید لازم و گریزناپذیر باشد، مانند اعمال جراحی درمانی غیراورژانسی.
بخشی از فضای شبکه های اجتماعی، این روزها پر شده است از واگویه دغدغه های مادرانه ای که به دلایل مختلف حقوقی، پیش از این کمتر مجال بروز می یافت. مادران سرپرست خانوار گلایه دارند چرا نمی توانند بدون حکم دادگاه، پرونده تحصیلی فرزند خود را دریافت و در مدرسه دیگری او را ثبت نام کنند. آنها شکایت دارند چرا اعمال جراحی و درمان لازم بدون حضور پدر برای کودکان مقدور نیست و حتی در برخی مواقع، به سفر بردن کودک و مهاجرت، بدون رای و نظر دادگاه برای آنها امکان ندارد؟ یکی از این مادران در این باره در حساب توئیتر خود نوشته است: «پرونده تحصیلی دخترم رو تحویل من ندادن، از عصبانیت گریهام بند نمی یاد
#زنان_سرپرست_خانواده
نان کار آزادی
شادی رفاه امنیت