زن و جامعه (زن کارگر)
3.1K subscribers
21K photos
17.9K videos
319 files
6.79K links
تماس با ما :
@Zan_jameh


Women's emancipation
Download Telegram
«بدبخت فلان فلان شده پس زندانش کو؟» 
«.. تکه گچی را که در جیبم پنهان کرده‌ام بیرون می‌آورم. زمین را تقسیم می‌کنم. یک ورزشگاه بزرگ این جا. ورزشگاه صدهزارنفری. نه، این کوچک است. دویست هزارنفری بهتر است. برای همه‌ی بچه‌های همشهری‌ام. که دیگر توی کوچه ول نگردند. این هم پارک کودک. سرسره، تاب، چرخ فلک، قطار، قایقرانی. اما با شکم گرسنه که نمی‌شود به پارک و ورزشگاه آمد. پس در این طرف یک کارخانه‌ی بزرگ می‌سازم که پدرهاشان بیکار نباشند. راستی کتابخانه داشت یادم می‌رفت. این هم کتابخانه. کتابخانه‌ای بزرگ... با همه جورکتاب. میلیون‌ها جلد. هر کتابی که دلت بخواهد. از هر نویسنده‌ای که بخواهی ...»
(بریده ای از داستان «آروزهای کاغذی » )
پ.ن: «آرزوهای کاغذی» ‌از مجموعه‌ي “داستانهای تازه داغ”نوشته علی اشرف درویشیان ، حکایت یک زندانی ‌ست  که با یک تکه گچ و مقداری مقوا به دور از چشم نگهبانان زندان ماکت یک شهر رویایی را با تمام امکانات رفاهی برای کودکان و مردم شهر درست می کند ناگهان سر و کله‌ی زندانبان پیدا میشود و با لگد میافتد به جان زندانی و شهرمقوای و فریاد سر میدهد که «بدبخت فلان فلان شده پس زندانش کو؟» 
آوازهای بند
@zan_j
‏جمعی از دانشجویان ‎#دانشگاه_تهران در اعتراض به احکام قضایی صادر شده برای ‎#دانشجویان، طی نامه‌ای خطاب به وزیر علوم خواستار لغو این احکام و آزادی بی‌قید و شرط آنان شده‌‌اند.
#پریسا_رفیعی
*صرفا دانشجویان دانشگاه تهران مجاز به امضای نامه‌اند.
لینک گوگل‌داک: http://tinyurl.com/y39g2z63
#جنبش_دانشجویی
@zan_j
خشونت خانگی علیه افراد آسیب پذیر _ کاری از مانا نیستانی


سالمندان، کودکان و افراد دارای معلولیت دربرابر خشونت خانگی آسیب‌پذیرترند و جامعه و قوانین، مسئولیت بیشتری نسبت به حفظ حقوق آنها دارند.
یکی از مصادیق خشونت خانگی را می‌توان خشونت علیه سالمندان دانست. گرچه به روشنی نمی‌توان گفت که نسبت خشونت به سالمندان در درون خانواده بیش‌تر از خشونت علیه غیر سالمندان است اما قطعا می‌توان گفت سالمندان بیشتر در معرض خشونت قرار دارند و در صورت قربانی خشونت قرار گرفتن، آسیب‌های بیش‌تری نسبت به دیگر بزرگسالان متحمل خواهند شد. برای خشونت خانگی علیه سالمندان مصادیق مختلفی می‌توان متصور شد از جمله ترک سالمند توسط اولاد، ضرب و جرح، توهین و دیگر خشونت‌های کلامی، تامین نکردن هزینه‌های زندگی سالمند، بی‌توجهی به وضعیت بهداشتی سالمند و ممانعت از درمان وی.

#زن_زندگی_آزادی
#نان_کار_آزادی
#تامین_اجتماعی
#بیمه_همگانی

@zan_j
#زنان_کارگر

زنان کارگر و بردگی مدرن

سالها پیش در گزارشی از وضعیت زنان کارگر این جمله به چشمم خورد:
"زندانی زندانبانی که خود زندانیست طعمی بس تلخ و گزنده دارد!"

و این جمله حکایت زنان جامعه به طور کلی و به طور اخص زنانیست که وارد پروسه تولید جامعه می شوند یعنی زنان کارگر،نیروی کاری که جنسیتش مقدم بر هر موضوعی هست مقدم بر تخصصش مقدم بر هویتش!
برای همین اگر بخواهیم از زنان کارگر صحبت کنیم باید به بررسی نگاه جنسیتی به بخشی از نیروی کار جامعه بپردازیم.

سیستم نیروی کار را به دو قسمت تقسیم می کند:
کارگر درجه اول- کارگر درجه دوم

کارگر درجه اول مرد هست که رسما زاده شده برای کارکردن
کارگر درجه دوم زن هست که برای کارکردن زاده نشده بلکه از نگاه قانونی و فرهنگی جامعه جایش در خانه و در پروسه تولید مثل معنی پیدا می کند. و حالا بی ثباتی اقتصادی،فقر،نداری،بیکاری،گرانی و اعتیاد مرد خانواده و دلیل بزرگتر سرپرست خانوار شدن زنان، آنان را وارد بازار کار می کند

بازار کار جنسیت زده!

در این بازار قبل از هر چیزی که از نیروی کار دیده شود زن بودنش دیده می شود یعنی همان جنسیت و این یعنی سرآغاز شرایط کاری متفاوت از مردان برای نیروی کار زن یعنی بی حقوقی و ستم مضاعف ناشی از تبعیض جنسیتی.

همان ابتدای امر به کارگماردن زنان با نگاه جنسیتی صورت می گیرد فیزیک زنان چاقی و لاغری،زشتی و زیبایی،قدبلندی و کوتاهی و ...دوشیزه یا بانو بودن،متاهل یا مجرد بودن،فرزند داشتن و نداشتن مهم هست برای بکار گرفتنشان اما براستی چه اهمیتی دارد مثلا دوشیزه بودنشان در نیروی کارشان مگر اینکه یادمان بیافتد تمام تعرضات و آزار و اذیت های جنسی، بنابراین مهم می شود دوشیزه یا بانو بودنشان برای استخدام!

با اینکه در تقسیم بندی جامعه مسئولیت اقتصادی به دوش مرد می باشد اما چرخ اقتصاد خانواده بدون اشتغال زنان یا به قول مسئولین"یاور سرپرست خانواده"نمی چرخد پس زنان کارگری داریم که متاهل هستند و مادر

و همین دو آیتم متاهل بودن و مادر بودن می تواند شانس زنان را برای ورود به بازار کار کمتر کند چرا که کارفرما ترجیح می دهد کارگری داشته باشد که دغدغه ها و گرفتاریش کمتر باشد و زنی که متاهل هست و مادر، دغدغه و گرفتاریش بیشتر. جالب است جامعه خود این تفکیک را کرده که این مسئولیتها برای زنان است و این مسئولیتها برای مردان و به زنان می گویند تو باید مادر شوی شیر بدهی بچه بیاوری خونه داری کنی و این طور خود سیستم بعنوان جنسیت زنان را کنار می گذارد و وقتی زنی از سر نداری مجبور می شود کار کند و به جامعه برگردد آنوقت در پروسه کار به او می گویند آخه تو مادری آخه تو متاهلی...این چرخه که معلوم نیست کجایش برای زنان است و این چرخه که دارد روی می دهد آیا انتخاب خودش بوده؟!

این وظایفی که به او تحمیل شده نه تنها بعنوان یک نکته مثبت برایش در نظر گرفته نمی شود بلکه همین مسئولیتها چماقی بر روی سر زنان است و بهانه ای برای بکار نگرفتنشان!

آیا هیچ کدام از این پارامترها که خصلت جنسیتی دارند درباره ی نیروی کار مرد هم اعمال می شود یا اینکه نهایتا برای مردان کارگر، پیری و جوانی مهم می باشد.

در اینجا استناد می کنم به یک آمار رسمی که در خبرگزاری مهر منتشر شده بود که در یک پروسه 10 ساله از سال 1384 تا سال 1394 سالانه 50 هزار زن از بازار کار خارج شدند. زنهایی که به خانه بازنگشتند و این گزینه در شرایط زیست فعلی آنان جایی ندارد پس مجبور می شوند روی بیاورند به مشاغلی که قوانینش خارج از دایره شمول قانون کار و تامین اجتماعی هست و اینچنین مشخصه کار زنان کارگر می شود:

مشاغل کم درآمد و پر زحمت با ساعت کارطولانی و غیرقانونی که در شرایط کار مساوی با مردان دستمزد کمتری می گیرند، به گفته آمارها تفاوت 23 درصدی مزد زنان و مردان هم رده و همین جا کارت برنده سیستم سرمایه داری! تولید و بازتولید نیروی کار ارزان و این چنین سود تضمین می شود. زنانی که نیروی کارشان ارزان خریده می شود و مردانی که ارزان بودن نیروی کار زنان چماقی بر سرشان در دست سرمایه دار برای جلوگیری از هر گونه اعتراض به شرایط کار و مزد!
آنچه که گفته شد همه ی مصائبی نیست که بر سر زنان آوار می شود از صدقه سری این نگاه جنسیت زده سیستم به نیروی کارشان، بسیار دیده و خوانده ایم که نوشته اند: زنان اولین قربانیان بیکار سازی مراکز تولیدی!

چرا چنین است و ربطش با نگاه جنسیتی به نیروی کار زن چیست؟

نگاه سنتی و عرفی و شرعی که به زنان در جامعه وجود دارد باعث شده کار زن در نظر جامعه بی ارزش جلوه کند و این قوانین و فرهنگ سنتی وعرفی که خانه نشینی و حضور نداشتن زنان را در جامعه میخواهد در محیط های کار هم با به حاشیه راندن آنها در پست ترین و پرت ترین قسمتهای مثلا کارخانه سعی در محو حضور آنان در فعل و انفعالات محیط کاری دارند و به این شکل می توانند حقوق های پایین بهشان بدهند و بیکارشان کنند👇
و مورد توهین و تحقیر بیشتر قرار دهند و یا در بسیاری موارد قوانینی از جمله حق اولاد،حق مرخصی،حق مسکن،حق خواروبار،اضافه کاری،عیدی و سنوات و بیمه شامل حالشان نشود. و جواب کارفرما در مقابل اعتراض از جانب زنان به این وضعیت این باشد: که حالا می خواستید خانه بمانید چه کنید الان سر کار می آیید سرتان گرم هست و پولی هم می گیرید... وقتی زنان اینچنین جدا می شوند و کارشان بی ارزش و ارزان نشان داده می شود و قانون کاری مشمولشان نمی شود آیا به راحتی نمی توان در اولین تکانهای اقتصادی و تعطیل سازی های بنگاه های تولیدی،برای بیکار سازی و تعدیل نیرو در اولویتشان قرار داد؟! یا مثلا نمی توان  در مناطق ویژه اقتصادی که در حال رشد در همه ی شهرها می باشد و در این مناطق کارگران از مشمولیت قانون کار بیرون آمده و مزد بر مبنای توافق بین کارگر و کارفرما(شما بخوان هر مقدار که کارفرما تعیین کند!) می باشد نیروی کار زنان را قربانی سودهای نجومی این مناطق اقتصادی قرار داد؟!

در سال 94 نرخ بیکاری 11 درصد اعلام شد که برای مردان 9.3 درصد و برای زنان 19.4 درصد که دقیقا نرخ بیکار سازی زنان بیش از دو برابر است همچینین در تابستان سال 95 مشارکت اقتصادی مردان 64.9 درصد اعلام شد و همین شاخص برای زنان 15.9 درصد بود و این هم یعنی دقیقا مشارکت اقتصادی زنان بیش از 4 برابر پایین تر...

و اینچنین با جنسیتی شدن کار، ستم و تبعیض مضاعف به بخش عظیمی از نیروی کار که شامل تمام زنان معلم و پرستار و کارمند و شاغل در بخشهای تولیدی و خدماتی و صنعتی می باشد راحت تر صورت می گیرد چون او یک زن است! زنی که به واسطه جنسیتش در قرن بیست و یک برده داری مدرن را تجربه می کند و تیتر روزنامه بدون هیچ شرمی می تواند این باشد:

"اشتغال 100 زن در مقابل 534 مرد!!!"

اما می توان ورق را برگرداند اگر:

تبعیض و تفکیک جنسیتی در موقعیت های شغلی لغو گردد و زنان از مزد برابر در ازای کار برابر برخوردار باشند و داشتن شغل حق همه ی آدمها باشد و تمام زنان بیکار از حقوق بیکاری و مسکن و بیمه درمانی رایگان برخوردار باشند.

زنده باد 8 مارس روز جهانی زن، روز دادخواهی زنان در برابر این ستم و تبعیض سیستماتیک!

اسرین درکاله
8مارس
اسفند95

#اسرین_درکاله از فعالین ندای زنان ایران به جرم دفاع از حقوق زنان و کودکان در برابر قوانین و سنتها و فرهنگ جنسیت زده و تبعیض آمیز و نابرابر ۲۶ روز است که در زندان است.

@zan_j
https://t.me/iv?url=https%3A%2F%2Firanwire.com%2Ffa%2Fblogs%2F342%2F32561&rhash=97782104fed07c
@zan_j
🔹رهائی نجفی؛ در پرتو قانون قصاص

مهرانگیز کار
دوستداران مفاهیم مندرج در متون حقوق بشری، هرگاه حکم اعدامی در هر نقطه از جهان اعتبار اجرائی پیدا نمی کند، البته خشنود می شوند. اما این به مفهوم عادلانه شناختن قانون قصاص نیست که قتل عمد را در درجه ی اول، امری خصوصی و خانوادگی و شاید قبیله ای تشخیص می دهد و مجازات قاتل را موکول می کند به خواست مصرانه ی خویشاوندان مقتول. اگر صاحبان خون گذشت کنند، خون ریخته شده هدر می رود و لوث می شود. حتی در صورتی که پول هنگفتی از باب خون بها یا بیش از آن به خانواده مقتول پرداخت شده باشد.
... ایران پس از انقلاب اسلامی، قانون قصاص را که قانونی بدوی است اعتبار بخشیده و آن را در مجلسی که اعضایش نمایندگان همه ی مردم ایران نیستند تصویب کرده و نهاد شورای انقلاب که اعضایش منتخب مردم نیستند، آن را تایید کرده و در نهایت لازم الاجرا شده است.
قانون قصاص چرتکه ای است در دست قاضی . او در نقش کاسبکاری ظاهر می شود که برای جان آدمها مبالغ متفاوت تعیین می کند. متناسب با زن یا مرد بودن مقتول، غیرمسلمان بودن مقتول، تعلق داشتن مقتول به اقلیتی که از جمله ی سه اقلیت شناخته شده در قانون اساسی نیست و این که آیا مقتول ذیل مهدورالدم قرار می گیرد یا نه، ارزش جان آدمی بالا و پائین می رود. در این دکان که دیگر نمی توان نام "دادگاه" بر آن نهاد تساوی دو کفه ی ترازو فقط در شرایطی ممکن می شود که در هر کفه یک مرد مسلمان حضور داشته باشد، یکی قاتل و یکی مقتول، آن هم به شرطی که مقتول با آن که مسلمان است، مهدورالدم نباشد. پس به تساوی اررزشی جان دو مرد مسلمان هم که می رسیم، اگر قاضی که همان دکان دار چرتکه به دست است، به علم خود تشخیص بدهد که مقتول مثلا منکر و مخالف نظام ولی فقیه بوده، یا بهائی و یا بی خدا و...، بوده و قاتل به این تصور او را عمدا کشته است، قاتل از مجازات معاف است و بازمی گردد به زندگی در کنار مردمی که چه بسا خبر ندارند با یک قاتل معاشرت می کنند.
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
#سکانس_فیلم

#بوی_خوش_زن

#scent_of_a_woman
#al_pacino

بوی خوش زن با بازی شورانگیز آلپاچینو در نقش سرهنگ کلنل که در آن تمامی جوایز مهم سینمایی از جمله اسکار و گلدن گلوب را به دست آورد.

@zan_j
https://t.me/zan_j/10539
https://p.dw.com/p/3NxVq?maca=fa-IR-Telegram-sharing
#تینا_مودوتی هنرمند سوسیالیست

۱۶ اوت ۱۸۹۶؛ ۱۲۳ سال پیش در چنین روزی تینا مودوتی در اودینه در شمال شرقی ایتالیا زاده شد. می‌گفت: «ویژگی کار من در عکاسی این است که به جای ترفندهای هنری می‌کوشم واقعیت را نشان دهم.»

تینا مودوتی (Tina Modotti) خانواده تنگدستی داشت.
۹ ساله بود که پدرش به هوای یافتن کار بهتر خانواده را واگذاشت و به سانفرانسیسکو رفت.
۱۲ ساله بود که در کارگاه‌های گوناگون ابریشم می‌بافت، پیراهن می‌دوخت و پس از گذراندن کلاس چهارم دبستان برای تأمین هزینه خانواده از ادامه تحصیل بازماند.
۱۶ ساله بود که به تنهایی به آمریکا سفر کرد و به پدرش پیوست و از آنجا که استعداد هنرپیشگی داشت در اپراخانه سانفرانسیسکو بارها روی صحنه رفت.
۱۹ ساله بود که با شاعر و نقاش کانادایی روبِه آبری ریشی آشنا شد و با او به لس آنجلس رفت و ازدواج کرد. در آنجا در سه فیلم بازی کرد ولی دیری نپایید که با عکاس بنام آن زمان ادوارد وِستون آشنا شد و به او و هنر عکاسی دل بست و از آن پس در کنار فعالیت سیاسی به سود کمونیست‌های آمریکای جنوبی، به عکاسی پرداخت و عکس‌های ماندگاری از کارگران و کشاورزان و همچنین هنرمندان پیرامونش به جا گذاشت.
۲۷ ساله بود که با وِستون به پایتخت مکزیک رفت و در آنجا با حزب کمونیست همکاری نزدیک داشت و به عضویت آن حزب درآمد.
۳۲ ساله بود که با انقلابیِ کوبایی خولیو آنتونیو مِلا آشنا شد و دل به او بست. یک سال پس از آن مِلا ترور شد و مودوتی تصمیم گرفت همه توان و وقتش را صرف خدمت به هدف‌های سوسیالیستی او کند.
در پی سوء قصد به جان رئیس جمهور مکزیک، با اینکه مدرکی دال بر دخالت او در این کار نیافتند، او را نخست زندانی و سپس از آن کشور اخراج کردند. از آنجا که او می‌خواست در خدمت اهداف جهان سوسیالیستی باشد به اتحاد شوروی مهاجرت کرد و به جای دنبال کردن هنر عکاسی از فعالان حزب کمونیست در بخش بین‌المللی شد. از آن پس با اینکه متن‌های بسیاری از لنین و بزرگان مکتب کمونیسم را به زبان‌های انگلیسی، اسپانیولی و ایتالیایی ترجمه کرد و گزارش‌های مفصلی از کار در شوروی برای نشریه‌های آمریکای جنوبی نوشت، نامی از او در میان نبود.
۳۹ ساله بود که به همراه هم‌رزمانش به اسپانیا رفت و در جنگ داخلی علیه رژیم فاشیستی فرانکو شرکت کرد ولی با شکست جبهه ضد فاشیستی باز به مکزیک پناه برد.
تینا مودوتی در ۴۵ سالگی در پایتخت مکزيک درگذشت.
#زن_جامعه
فروغ علایی نیز به همراه دخترانی که این سال‌ها با آرایش مردانه تلاش می‌کردند وارد ورزشگاه‌ها شوند بازداشت شده است. علایی چندی پیش با مجموعه عکس «گریه برای آزادی» برنده‌ی بخش مجموعه عکس ورزشی جایزه‌ی ارزشمند ورلد پرس فوتو ۲۰۱۹ شد. عکس‌های او اخیرا در گاردین نیز چاپ شد.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اشک‌،
حسرت‌،
گریه برای آزادی.
.
این کلیپ فوق العاده ساخته فروغ علایی از حضور زینب(یکی از دختران ریش‌دار)در استادیوم آزادی در بخش مولتی مدیا مسابقه POYI جایزه اول رو گرفت.
#زنان_ورزشگاه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#نقاشی
#ونسان_ونگوگ

دقایقی با تابلوهای #ونگوگ و زندگی او
با تدوین و موسیقی ای عالی.

@zan_j
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پیش از آنکه واپسین نفس را بر آرم
پیش از آنکه پرده فرو افتد
پیش از پژمردن آخرین گل
بر آنم که زندگی کنم
بر آنم که عشق بورزم
برآنم که باشم
در این جهان ظلمانی
در این روزگار سرشار از فجایع
در این دنیای پر از کینه
نزد کسانی که نیازمند منند
کسانی که نیازمند ایشانم
كسانى كه ستايش انگيزند
تا دریابم ، شگفتی کنم ، باز شناسم
که می توانم باشم ، که می خواهم باشم
تا روزها بی ثمر نماند
ساعت ها جان یابد
لحظه ها گران بار شود
هنگامی که می خندم
هنگامی که می گریم
هنگامی که لب فرو می بندم.
.
مارگوت بيكل
ترجمه: #احمد_شاملو

@zan_j
نگاهی به تیتر چند روزنامه
شنبه 26 مرداد 1398
تهیه کننده : محبوبه فرح زادی
اصلاحات 🖍
آموزش وپرورش تا کنون اولویت
دولت های بعد از انقلاب نبوده
است
سال تحصیلی و کلاس های
بی معلم
فساد به نرخ روز
میلیاردرها ؛ شرکت های بزرگ و
خیریه ؛ابر بدهکار بانکی کشور
مردم سالاری 🖍
هشدار به بانک های متخلف
در زمینه سهام داری و اعطای
وام های خاص
سرقت اطلاعات پذیرفته شدگان
کنکور
همشهری 🖍
یارانه همچنان در جیب ثروتمندان
کم فروشی خودرو سازان وطنی
525 برج ؛ باغ های تهران را
بلعیدند
9470 کارگر در معرض بیکاری
ایران 🖍
بیکاری و تفاوت دستمزد زنان و
مردان در آستارا
اینجا زنان روزی 10 هزار تومان
حقوق می گیرند
شرق 🖍
صالحی امیری :
ورود زنان به ورزشگاه ؛ حکم
مراجع لازم است
آفتاب 🖍
جزئیات فعالیت سامانه ثبت
اموال و دارایی های مسئولان
محرمانه وغیر قابل افشا ⁉️
موج گرانی مسکن در شهر های
اطراف تهران
دلالان برنده قافله تعیین
قیمت ملک
ابتکار 🖍
باید به وضع زندان و زندانی
رسیدگی شود
زمان رقابت در بازار های
بین المللی
تنبیه در آمد های کوچک در
نظام مالیاتی
خراسان 🖍
جیب مردم منتظر اصلاحات
ساختاری اقتصاد
آرمان ملی🖍
آپشن هایی که از خودروهای
ایرانی آب می روند
دولت سایه ؟
به اصولگرایان ربطی ندارد !؟
افزایش قاچاق کودکان افغانستان
از مسیر ایران ۰۰۰ ⁉️
شهروند🖍
زندگی جوانانی که برای کارگری
به سلیمانیه واربیل عراق می روند
پوری حسینی ؛ سئوالات میلیاردی
عصر اقتصاد 🖍
دلار 25 هزار تومانی زمزمه سوداگران
توسعه ایران با ساختار نهادی
موجود محال است
اختلاس و رانت زائیده نبود
رقابت در کشور
آفرینش 🖍
سقط جنین در دالان های پر
پیچ وخم ناصرخسرو
مستقل 🖍
موقع صدارت ری شهری در
اطلاعات تندروی هایی صورت
می گرفت
گم شدن یک ایستگاه مترو در
پایتخت
فرهیختگان 🖍
رشد 48 در صد ظرفیت پولی
علوم پزشکی بهشتی
قدس 🖍
ضعف تشکل های کارگران
امنیت شغلی که نباشد ؛ تشکل
کارگری بی معناست
تعدادی از فعالین مدنی و سیاسی با حضور در منزل حوریه فرج زاده خواهان آزادی او شدند

حوریه فرج زاده به همراه ۱۴ تن دیگر از فعالین مدنی و صنفی روز یکشنبه ۲۰ مردادماه در مقابل محل برگزاری دادگاه تجدید نظر کمال جعفری یزدی، استاد دانشگاه، در مشهد بازداشت و روز چهارشنبه ۲۳ مرداد از زندان وکیل آباد این شهر به بازداشتگاه اداره اطلاعات مشهد منتقل شدند.
@zan_j
http://www.akhbar-rooz.com/article.jsp?essayId=94856

کینه توزی بر "سپیده" ناگهانی و پیش آمدی نیست بلکه ریشه ای ژرف در سرشت زن ستیزی و کارگرکشی جمهوری اسلامی دارد. رژیم ولایت فقیه با شکنجه "سپیده" می خواهد همزمان هم پیکارگران راه ازادی و هم رزمندگان برابری اجتماعی را سرکوب کند. "سپیده" نماد آشکار پیوند رزم دموکراتیک با نبرد برای سوسیالیسم است ...

برتولت برشت در نمایشنامه گالیله به زبان یکی از شخصیت های داستان، آندره‌آ می گوید: بدبخت ملتی که قهرمان ندارد. و گالیله که خود را قهرمان شکست خورده زیر شکنجه می بیند، پاسخ می دهد: نه، بدبخت ملتی که نیاز به قهرمان دارد.

تاریخ مردم میهن ما نشان می دهد که قهرمانان در یک جامعه ی ستمدیده و بدبخت زاده می شوند، و آن ها در روند دگرگون کردن و پیشرفت جامعه، جان خود را با بخشندگی می دهند تا استر سنگین گام و آهسته رو تاریخ کمی تندتر براند.

روزبه با دادن جان، شمشیر بر پرده تاریک و سنگینی زد که میهن را فرا گرفته بود، و با مرگ آگاهانه خود روزنی در آسمان شب زده ساخت تا خورشید از یاد مردم نرود. او آفتاب امید در دل ها کاشت تا یخ زمستان شکست را آب کند.

@zan_j
🔴 #فراخوان_تجمع

۴ شهریور ماه
تجمع اعتراضی بازنشستگان
مقابل وزارت کار و رفاه اجتماعی،

-وزارتخانه ای که دست در دست سایر نهادها و سازمان‌ها، کار و معیشت و رفاه اجتماعی را بسوی سراشیبی سقوط سوق داده است!

خواهیم آمد همصدا و همگام تا احقاق مطالبات کامل خود.


🆔 @edalatxah
@zan_j
https://bit.ly/2ZbOAvv
حدود دوازده سال پیش، میان مخالفت دو خانواده، در ایران ازدواج کردم. آن وقت ها حدود بیست و هشت، نه سالم بود. منطقا در آن سن باید می‌توانسته‌ام برای خودم و زندگی‌ام تصمیم بگیرم اما گاهی منطق انسانی حتا در بدیهی‌ترین شکلش با واقعیت موجود نمی‌خواند. اگر به خواست من بود ترجیح می‌دادم با کسی که بعدها شوهرم شد، نه ازدواج، که زندگی مشترک بدون عقد رسمی را تجربه کنم. برایم حالا در چهل سالگی البته قابل درک است که خانواده‌ی معلم و معلم‌زاده و فرهنگی من، آن هم چند سال پیش، نتوانند ازدواج سفید را برتابند. هرچند برایم قابل درک هم نبوده و شاید نخواهد بود، که چرا مقاومتم یک جا تمام شد و رفتم دفتر ازدواج و طلاق ( هر دویش هم یک‌جا ) و چندین برگه را امضا کردم و به قانونی تن دادم که برای من، به عنوان یک انسان مستقل دارای درک و شعور، حق چندانی قائل نبود.
مراسم ازدواج خیلی ساده برگزار شد. در دفتر عقد به مدیریت حاج‌ آقایی که به شیرینی خامه‌ای بسیار علاقه داشت. عبایی قهوه‌ای رنگ تنش بود و به منشی میان‌سالش که پیدا بود بسیار گرسنه است، دستورات پی در پی می‌داد. منشی از جعبه‌ی شیرینی، تکه‌ای پرخامه برمی‌داشت و به اتاق مجاور می‌رفت و باز می‌آمد. در آن اتاق هم عقد دیگری در جریان بود....
@zan_j
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#روانشناسی
ببینیم!

نباید اجازه بدین گذشته
شما رو کنترل کنه...!😊


@zan_j
👏1
مادر #ساناز_الهیاری از متهمان پرونده اعتراضات هفت‌تپه که هم اکنون در زندان اوین است در خصوص امیرحسین محمدی‌فر، همسر دخترش که او نیز هم اکنون در زندان است به کمپین حقوق بشر در ایران گفت هنوز آقای محمدی‌فر در اعتراض به وضعیتش و بازداشت موقت در اعتصاب غذا به سر می‌برد و حال جسمی‌اش وخیم است: «روز یکشنبه (۲۰ مرداد) دادگاه امیرحسین بود. او را از دور دیدم، بسیار لاغر و خمیده شده بود، شبیه یک پیرمرد بود. دادگاهش پنج ساعت طول کشید. بعد از پایان دادگاه او را دوباره با حال بد به زندان بازگرداندند.» امیرحسین محمدی‌فر از تاریخ ۱۳ تیرماه تاکنون در اعتصاب غذا در زندان اوین به سر می‌برد.
به گفته گل‌خانم نوروزی در این روز قرار بوده دادگاه این زوج با هم برگزار شود با این حال «قاضی ساناز را بیرون کرد و فقط دادگاه امیرحسین تشکیل شد. قاضی به ساناز گفته بود دادگاهش هفته بعد برگزار می‌شود. حالا باید شنبه ببینیم چطور می‌شود.»
آقای محمدی‌فر یک روز پس از انتشار نامه‌اش از زندان خطاب به قاضی مقیسه و چهار محالی رییس زندان اوین، از تاریخ ۱۳ تیرماه در اعتراض به ادامه بازداشت غیرقانونی موقت خود و دوستانش دست به اعتصاب غذا زد. ساناز الهیاری همسر او نیز به این اعتصاب غذا پیوست با این حال ۱۲ روز بعد به دلیل وخیم شدن حال جسمی‌اش در تاریخ ۲۴ تیرماه به اعتصاب خود در زندان اوین پایان داد.
 علیرغم ادامه اعتصاب غذای امیرحسین محمدی‌فر، قاضی محمد مقیسه با آزادی او و بقیه متهمان پرونده تا زمان صدور رای نهایی دادگاه تاکنون موافقت نکرده است.
گل خانم نوروزی با اشاره به وضعیت نامساعد دخترش و همسر او گفت: «متاسفانه امیرحسین اعتصابش را نمی‌شکند، ساناز هم به دلیل نگرانی او غذا نمی‌خورد. به من می‌گوید چطور غذا می‌توانم بخورم وقتی امیرحسین در اعتصاب است.»
خانم نوروزی همچنین گفت دادگاه ساناز الهیاری شنبه ۲۶ مرداد ماه در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب برگزار می‌شود: «ما فقط امیدواریم این کابوس تمام شود و بچه‌هایمان آزاد شوند. خانه ما همدان است، ما هر هفته مجبوریم از همدان به تهران برای دیدن بچه‌هایمان و برای روز دادگاهشان که حتی به ما اجازه ورود نمی‌دهند به تهران بیایم. امیدوارم زودتر آزاد شوند. هر روز و شب کار ما گریه و دعا شده است.»
ساناز الهیاری و همسرش امیرحسین محمدی‌فر دو فعال مدنی و کارگری و عضو نشریه اینترنتی «گام» پس از شرکت در اعتراضات کارگران نیشکر هفت تپه در تاریخ ۱۹ دی ۹۷ در منزلشان در تهران بازداشت و به زندان اوین منتقل شدند.
آقای محمدی‌فر در نامه خود خطاب به قاضی مقیسه و چهار محالی نوشته بود: «نزدیک به شش ماه از بازداشت موقت من و همسرم می گذرد و بیش از پنج ماه است که مراحل بازجویی و تحقیقات تمام شده و علیرغم صدور قرار وثیقه همچنان در بازداشت موقت هستیم. در این مدت اقداماتی که از طریق خانواده ها انجاد دادیم هیچ پاسخ روشنی نداشته و ما در بلاتکلیفی هستیم.»
او در ادامه نامه کوتاه خود که از سوی سایت کلمه منتشر شد، نوشته بود: «من و همسرم ساناز الهیاری همزمان بازداشت شدیم و این مساله باعث مشکلات زیادی در زندگی شخصی ما از جمله اخراج از کار، قطع بیمه، کرایه معوقه مسکن و اقساط عقب افتاده چندین وام مصائب زیادی بر خانواده‌هایمان تحمیل کرده چنانچه مسئولان تا تاریخ سیزدهم تیرماه سال جاری هیچ اقدام مشخصی در این رابطه انجام ندهند، برای دفاع از حقوق خود و ساناز الهیاری در اعتراض به برخوردهایی با منشایی بالاتر از قانون، از تنها ابرازی که در دست دارم استفاده کرده و دست به امساک از خوردن غذای جامد خواهم زد، بدیهی است که تبعات این اعتصاب مستقیما متوجه مسئولان امنیتی و قضایی است.»
اولین جلسه دادگاه هفت متهم پرونده اعتراضات کارگران نیشکر هفت‌تپه (اسماعیل بخشی، علی نجاتی، عسل محمدی، سپیده قلیان، امیر امیرقلی، امیرحسین محمدی‌فر و ساناز الهیاری) روز شنبه ۱۲ مرداد ماه در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب برگزار شد. در اولین جلسه دادگاه پس از قرائت کیفرخواست، فقط دادگاه اسماعیل بخشی با حضور وکلایش برگزار شد و بقیه متهمان از دادگاه خارج شدند. در جلسه دوم دادگاه که در تاریخ یکشنبه ۱۳ مرداد ماه برگزارشد، عسل محمدی که تا آن زمان با قرار وثیقه آزاد بود بازداشت و روانه زندان اوین شد. براساس اطلاعات کانال تلگرامی سندیکای کارگران نیشکر هفت‌تپه، در این جلسه علاوه بر ادامه دادگاه اسماعیل بخشی، دادگاه سپیده قلیان نیز برگزار شد.
جلسه سوم دادگاه نیز روز ۱۹ مرداد ماه برگزار شد که براساس اطلاعات کانال تلگرامی سندیکای کارگران نیشکر هفت‌تپه، در این جلسه بیشتر به اتهامات سپیده قلیان رسیدگی شده است.جلسه چهارم دادگاه در تاریخ ۲۰ مرداد ماه برگزار شد که ظاهرا تنها به پرونده امیرحسین محمدی‌فر رسیدگی شده است.
کمپین بازداشت شدگان هفت تپه
@zan_j