This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
باد آمد
و گل های پیراهنم را برد
دامنم را می تکانم در باد
لیز می خورم روی خیالبافی هایم
دختری می شوم
که در ضیافت باد
دست در دست قاصدک ها
باصدای هو هوی باد
می رقصد.
زینا .بیتا
@zan_j
و گل های پیراهنم را برد
دامنم را می تکانم در باد
لیز می خورم روی خیالبافی هایم
دختری می شوم
که در ضیافت باد
دست در دست قاصدک ها
باصدای هو هوی باد
می رقصد.
زینا .بیتا
@zan_j
« #سرخط اخبار پنجشنبه ۲۴ مردادماه ۹۸»
🔴 صد و هشت روز از عدم آزادی عاطفه رنگریز، ندا ناجی و مرضیه امیری میگذرد. چهاردهم مردادماه، قاضی مقیسه قرار وثیقهی ۲ میلیارد تومانی را برای عاطفه رنگریز صادر کرد. رقمی نجومی و غیر قابل دسترس که صدور آن جز جهت استیصال خانواده، تزریق اختناق در زیست سیاسی فعالین و فرد بازداشت شده نبوده است. سرکوبی چند ساحتی که علیرغم تامین قرار سنگین وثیقه، باز هم منجر به آزادی وی نشد. ظهر امروز، نامهای به نگارش عاطفه رنگریز از زندان قرچک ورامین منتشر شد. محتوا پیرامون توصیفاتی از بندها، فقدان آب شیرین، تراکم جمعیتی، کار اجباری، وضعیت نامناسب غذا، بهداشت و بلاتکلیفی زنان زندانی است. پایان این نامه با عبارت «نجات دهنده در گور خفته است» همراه شد. گزارهای که شاید تنها روایتگر قسمی از اعمال سرکوب، عدم شفافیت قضایی، محرومسازی زندانی از حقوق اولیه، تمدید جنونآمیز قرارهای بازداشت یک ماهه و صدور و عدم پذیرش قرارهای کفالت و وثیقه باشد. گوری که میبایست نه مدوفون شده از تلاش جهت اتحاد، آزادی و برابری که چال شده از اختناق، ارتجاع و سرکوب فراگیر وقت باشد.
🔴 تجمع اعتراضی کارگران ساختمانی تکمیل پروژهی بیمارستان رازی بیرجند در پی عدم واریز ۸ ماه معوقات نقدی خود، مقابل درب بیمارستان
🔴 سیزدهمین روز از بازداشت فرید لطفآبادی، هیراد پیربداقی و رهام یگانه، مقابل دادگاه انقلاب
🔴 مرگ و مصدومیت ۲ کارگر پیمانکاری پتروشیمی بوشهر در پی سقوط مخزن حاوی گاز
🔴 فراخوان برگزاری تجمع بازنشستگان کشوری، ساعت ۱۰ صبح چهارم شهریورماه، مقابل وزارت کار
🔴 گرانیهای سرسامآور و افزایش ۵۲۷/۹ درصدی هر کیلو سیبزمینی در بازار مصرف، طی یک سال گذشته
🔴 مرگ یک صیاد ۷۵ ساله گناوهای حین ماهیگیری در آبهای خور
🔴 آمار تحصیل ۸۲۴۶ دانشآموز هرمزگان در مدارس کپری و کانکس
🔴 شکایت معلمان ماده ۲۸ از آزمون اصلح به دیوان عدالت اداری
🔴 افزایش ۵۰۰ درصدی قیمت گوجه در ۳ ماه نخست سال جاری
🔴 مرگ ۹۴ نفر در حوادث جادهای خراسان شمالی از ابتدای فرودین ۹۸.
#سرخط_خبر
🔴 صد و هشت روز از عدم آزادی عاطفه رنگریز، ندا ناجی و مرضیه امیری میگذرد. چهاردهم مردادماه، قاضی مقیسه قرار وثیقهی ۲ میلیارد تومانی را برای عاطفه رنگریز صادر کرد. رقمی نجومی و غیر قابل دسترس که صدور آن جز جهت استیصال خانواده، تزریق اختناق در زیست سیاسی فعالین و فرد بازداشت شده نبوده است. سرکوبی چند ساحتی که علیرغم تامین قرار سنگین وثیقه، باز هم منجر به آزادی وی نشد. ظهر امروز، نامهای به نگارش عاطفه رنگریز از زندان قرچک ورامین منتشر شد. محتوا پیرامون توصیفاتی از بندها، فقدان آب شیرین، تراکم جمعیتی، کار اجباری، وضعیت نامناسب غذا، بهداشت و بلاتکلیفی زنان زندانی است. پایان این نامه با عبارت «نجات دهنده در گور خفته است» همراه شد. گزارهای که شاید تنها روایتگر قسمی از اعمال سرکوب، عدم شفافیت قضایی، محرومسازی زندانی از حقوق اولیه، تمدید جنونآمیز قرارهای بازداشت یک ماهه و صدور و عدم پذیرش قرارهای کفالت و وثیقه باشد. گوری که میبایست نه مدوفون شده از تلاش جهت اتحاد، آزادی و برابری که چال شده از اختناق، ارتجاع و سرکوب فراگیر وقت باشد.
🔴 تجمع اعتراضی کارگران ساختمانی تکمیل پروژهی بیمارستان رازی بیرجند در پی عدم واریز ۸ ماه معوقات نقدی خود، مقابل درب بیمارستان
🔴 سیزدهمین روز از بازداشت فرید لطفآبادی، هیراد پیربداقی و رهام یگانه، مقابل دادگاه انقلاب
🔴 مرگ و مصدومیت ۲ کارگر پیمانکاری پتروشیمی بوشهر در پی سقوط مخزن حاوی گاز
🔴 فراخوان برگزاری تجمع بازنشستگان کشوری، ساعت ۱۰ صبح چهارم شهریورماه، مقابل وزارت کار
🔴 گرانیهای سرسامآور و افزایش ۵۲۷/۹ درصدی هر کیلو سیبزمینی در بازار مصرف، طی یک سال گذشته
🔴 مرگ یک صیاد ۷۵ ساله گناوهای حین ماهیگیری در آبهای خور
🔴 آمار تحصیل ۸۲۴۶ دانشآموز هرمزگان در مدارس کپری و کانکس
🔴 شکایت معلمان ماده ۲۸ از آزمون اصلح به دیوان عدالت اداری
🔴 افزایش ۵۰۰ درصدی قیمت گوجه در ۳ ماه نخست سال جاری
🔴 مرگ ۹۴ نفر در حوادث جادهای خراسان شمالی از ابتدای فرودین ۹۸.
#سرخط_خبر
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔺ویدیوی کوتاهی درباره #بحران_آب در بولیوی [
زیرنویس فارسی]
طبق پیش بینی ها دوسوم مردم جهان تا سال 2025 از دسترسی به آب آشامیدنی سالم محروم میمانند
@filmkollektive
@zan_j
زیرنویس فارسی]
طبق پیش بینی ها دوسوم مردم جهان تا سال 2025 از دسترسی به آب آشامیدنی سالم محروم میمانند
@filmkollektive
@zan_j
🔻بخشی از جنگلهای جهانی هیرکانی ثبت یونسکو در آتش سوخت
خبر آتش در جنگل های ایران این روزها اصلا عجیب نیست؛ همه جا آتش است و دود و خاکستر جنگل های خاکستر شده ای که قرار بوده حیات شهرها و آدمیان را تضمین کنند. اما اینجا "منطقه حفاظت شده جهان نما" است؛ منطقه ای که حدود دو ماه پیش، به عنوان "میراث جهانی" در یونسکو ثبت شد.
🔹گفته میشود بر اثر این آتش سوزی، حدود سه هکتار از اراضی مرتعی منطقه حفاظت شده جهان نما مشتمل بر ۱۵ اصله درخت اورس ، ۳۰ اصله درختچه زرشک، گونه های گون، پیرو و سایرگونه های ارزشمن مرتعی طعمه حریق شد.
🔹مناطق حفاظتی ایران هر سال تابستان طعمه حریق می شوند؛ اما اینروزها پس از ثبت جنگل های هیرکانی کشور در یونسکو، فعالان محیط زیست ایران امیدوارند کمک های جهانی بتواند جنگل های ارزشمند منطقه را نجات دهد. کمک هایی که بتوانند اقلا یک بالگرد و خلبان مخصوص را برای جنگل های هر استان شمالی داشته باشند تا هنگام آتش سوزی، از خسارت های جدی و بزرگ بر میراث جهانی یونسکو جلوگیری کنند.
@zan_j
خبر آتش در جنگل های ایران این روزها اصلا عجیب نیست؛ همه جا آتش است و دود و خاکستر جنگل های خاکستر شده ای که قرار بوده حیات شهرها و آدمیان را تضمین کنند. اما اینجا "منطقه حفاظت شده جهان نما" است؛ منطقه ای که حدود دو ماه پیش، به عنوان "میراث جهانی" در یونسکو ثبت شد.
🔹گفته میشود بر اثر این آتش سوزی، حدود سه هکتار از اراضی مرتعی منطقه حفاظت شده جهان نما مشتمل بر ۱۵ اصله درخت اورس ، ۳۰ اصله درختچه زرشک، گونه های گون، پیرو و سایرگونه های ارزشمن مرتعی طعمه حریق شد.
🔹مناطق حفاظتی ایران هر سال تابستان طعمه حریق می شوند؛ اما اینروزها پس از ثبت جنگل های هیرکانی کشور در یونسکو، فعالان محیط زیست ایران امیدوارند کمک های جهانی بتواند جنگل های ارزشمند منطقه را نجات دهد. کمک هایی که بتوانند اقلا یک بالگرد و خلبان مخصوص را برای جنگل های هر استان شمالی داشته باشند تا هنگام آتش سوزی، از خسارت های جدی و بزرگ بر میراث جهانی یونسکو جلوگیری کنند.
@zan_j
🍁🍂
فریاد بازنشسته
نان، رفاه، آزادی
مسئولان و متولیان دولتی کماکان با توسل جستن به ابزار قدرت خود، فشاری مضاعف بر زندگی بازنشستگان وارد می کنند و سیاست ِدر تنگنا قراردادن بازنشستگان را به اجرا می گذارند.
ما به سیاستی که سطح زندگی و معیشت بازنشستگان را مورد تهاجم قرار می دهد معترض هستیم.
باز هم متحد و یک صدا، مطالبات مسلم و قانونی ِ فراموش شده خود را فریاد می زنیم.
این اوضاع اسفبار معیشتی - زیستی
را نه شایسته شأن انسانی خود میدانیم و نه قابل تحمل می باشد.همگام با تمامی بازنشستگان ۴ شهریور ساعت ۱۰ صبح مقابل وزارت کار به خیابان می آییم.
گروه اتحاد بازنشستگان
۱۳۹۸/۵/۲۴
https://t.me/GEtehadbazneshastegan
@zan_j
فریاد بازنشسته
نان، رفاه، آزادی
مسئولان و متولیان دولتی کماکان با توسل جستن به ابزار قدرت خود، فشاری مضاعف بر زندگی بازنشستگان وارد می کنند و سیاست ِدر تنگنا قراردادن بازنشستگان را به اجرا می گذارند.
ما به سیاستی که سطح زندگی و معیشت بازنشستگان را مورد تهاجم قرار می دهد معترض هستیم.
باز هم متحد و یک صدا، مطالبات مسلم و قانونی ِ فراموش شده خود را فریاد می زنیم.
این اوضاع اسفبار معیشتی - زیستی
را نه شایسته شأن انسانی خود میدانیم و نه قابل تحمل می باشد.همگام با تمامی بازنشستگان ۴ شهریور ساعت ۱۰ صبح مقابل وزارت کار به خیابان می آییم.
گروه اتحاد بازنشستگان
۱۳۹۸/۵/۲۴
https://t.me/GEtehadbazneshastegan
@zan_j
🔴 تحصن مادران و بستگان رهام یگانه و هیراد پیر بداقی وفرید لطف آبادی سه فعال کارگری که در اولین روز دادگاه پرونده زندانیان نیشکر هفتتپه در مقابل ساختمان زندان اوین بازداشت شدند!
📌این سه بازداشتی در سلولهای انفرادی بند ۲۰۹ زندان اوین، وابسته به وزارت اطلاعات به سر میبرند. خانوادههای آنها از زمان بازداشت تاکنون نتوانستهاند فرزندان و عزیزان خود را ملاقات کنند.
📌این سه بازداشتی در سلولهای انفرادی بند ۲۰۹ زندان اوین، وابسته به وزارت اطلاعات به سر میبرند. خانوادههای آنها از زمان بازداشت تاکنون نتوانستهاند فرزندان و عزیزان خود را ملاقات کنند.
🔻شش دختر استادیوم آزادی در زندان قرچک ورامین
روز دوشنبه، تعدادی از «دختران آزادی» توسط اطلاعات سپاه بازداشت شدهاند. «زهرا خوشنواز»، «لیلی ملکی»، «هدیه مروستی» و «فروغ علایی»، از جمله بازداشت شدگانی هستند که جرم آنها تلاش برای ورود زنان به ورزشگاههای ایران تعریف شده است. براساس شنیدهها، شش نفر بازداشت شدهاند.
یکی از نزدیکان بازداشت شدگان به ایرانوایر خبر داده که این موج اول بازداشتها بنا به شکایت و درخواست «مهدی تاج» رییس فدراسیون فوتبال ایران از اطلاعات سپاه و برای جلوگیری از تلاش دختران برای ورود به ورزشگاهها در آستانه آغاز رقابتهای لیگ برتر صورت گرفته است.
🔻«جیانی اینفانتینو» رییس فدراسیون فیفا روز ۲۸ خردادماه امسال طی ایمیلی رسمی به «مهدی تاج» رییس فدراسیون فوتبال ایران اعلام کرد که با اضافه شدن «کدهای انضباطی» جدید فدراسیون جهانی فوتبال، ممانعت از ورود زنان به ورزشگاههای ایران با عواقبی مانند محرومیت همراه خواهد شد.
#تبعیض_سیستماتیک_دولتی
@zan_j
روز دوشنبه، تعدادی از «دختران آزادی» توسط اطلاعات سپاه بازداشت شدهاند. «زهرا خوشنواز»، «لیلی ملکی»، «هدیه مروستی» و «فروغ علایی»، از جمله بازداشت شدگانی هستند که جرم آنها تلاش برای ورود زنان به ورزشگاههای ایران تعریف شده است. براساس شنیدهها، شش نفر بازداشت شدهاند.
یکی از نزدیکان بازداشت شدگان به ایرانوایر خبر داده که این موج اول بازداشتها بنا به شکایت و درخواست «مهدی تاج» رییس فدراسیون فوتبال ایران از اطلاعات سپاه و برای جلوگیری از تلاش دختران برای ورود به ورزشگاهها در آستانه آغاز رقابتهای لیگ برتر صورت گرفته است.
🔻«جیانی اینفانتینو» رییس فدراسیون فیفا روز ۲۸ خردادماه امسال طی ایمیلی رسمی به «مهدی تاج» رییس فدراسیون فوتبال ایران اعلام کرد که با اضافه شدن «کدهای انضباطی» جدید فدراسیون جهانی فوتبال، ممانعت از ورود زنان به ورزشگاههای ایران با عواقبی مانند محرومیت همراه خواهد شد.
#تبعیض_سیستماتیک_دولتی
@zan_j
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
رقص #آذربایجانی
رقص ڪن در عشق جانم،
ای حریف مهربان
مُطربا دف را بڪوب و
نیست بختت غیر از این
#مولانا
باآرزوی جمعه ای شادبرای شما عزیزان🌹
#نان_کار_آزادی
#شادی_رفاه_آبادی
#حق_مسلم_ماست
خبرگزاری کمپ نیوز
https://t.me/joinchat/AAAAAEiLXXiy-RZ5yMhCXg
رقص ڪن در عشق جانم،
ای حریف مهربان
مُطربا دف را بڪوب و
نیست بختت غیر از این
#مولانا
باآرزوی جمعه ای شادبرای شما عزیزان🌹
#نان_کار_آزادی
#شادی_رفاه_آبادی
#حق_مسلم_ماست
خبرگزاری کمپ نیوز
https://t.me/joinchat/AAAAAEiLXXiy-RZ5yMhCXg
«بدبخت فلان فلان شده پس زندانش کو؟»
«.. تکه گچی را که در جیبم پنهان کردهام بیرون میآورم. زمین را تقسیم میکنم. یک ورزشگاه بزرگ این جا. ورزشگاه صدهزارنفری. نه، این کوچک است. دویست هزارنفری بهتر است. برای همهی بچههای همشهریام. که دیگر توی کوچه ول نگردند. این هم پارک کودک. سرسره، تاب، چرخ فلک، قطار، قایقرانی. اما با شکم گرسنه که نمیشود به پارک و ورزشگاه آمد. پس در این طرف یک کارخانهی بزرگ میسازم که پدرهاشان بیکار نباشند. راستی کتابخانه داشت یادم میرفت. این هم کتابخانه. کتابخانهای بزرگ... با همه جورکتاب. میلیونها جلد. هر کتابی که دلت بخواهد. از هر نویسندهای که بخواهی ...»
(بریده ای از داستان «آروزهای کاغذی » )
پ.ن: «آرزوهای کاغذی» از مجموعهي “داستانهای تازه داغ”نوشته علی اشرف درویشیان ، حکایت یک زندانی ست که با یک تکه گچ و مقداری مقوا به دور از چشم نگهبانان زندان ماکت یک شهر رویایی را با تمام امکانات رفاهی برای کودکان و مردم شهر درست می کند ناگهان سر و کلهی زندانبان پیدا میشود و با لگد میافتد به جان زندانی و شهرمقوای و فریاد سر میدهد که «بدبخت فلان فلان شده پس زندانش کو؟»
آوازهای بند
@zan_j
«.. تکه گچی را که در جیبم پنهان کردهام بیرون میآورم. زمین را تقسیم میکنم. یک ورزشگاه بزرگ این جا. ورزشگاه صدهزارنفری. نه، این کوچک است. دویست هزارنفری بهتر است. برای همهی بچههای همشهریام. که دیگر توی کوچه ول نگردند. این هم پارک کودک. سرسره، تاب، چرخ فلک، قطار، قایقرانی. اما با شکم گرسنه که نمیشود به پارک و ورزشگاه آمد. پس در این طرف یک کارخانهی بزرگ میسازم که پدرهاشان بیکار نباشند. راستی کتابخانه داشت یادم میرفت. این هم کتابخانه. کتابخانهای بزرگ... با همه جورکتاب. میلیونها جلد. هر کتابی که دلت بخواهد. از هر نویسندهای که بخواهی ...»
(بریده ای از داستان «آروزهای کاغذی » )
پ.ن: «آرزوهای کاغذی» از مجموعهي “داستانهای تازه داغ”نوشته علی اشرف درویشیان ، حکایت یک زندانی ست که با یک تکه گچ و مقداری مقوا به دور از چشم نگهبانان زندان ماکت یک شهر رویایی را با تمام امکانات رفاهی برای کودکان و مردم شهر درست می کند ناگهان سر و کلهی زندانبان پیدا میشود و با لگد میافتد به جان زندانی و شهرمقوای و فریاد سر میدهد که «بدبخت فلان فلان شده پس زندانش کو؟»
آوازهای بند
@zan_j
جمعی از دانشجویان #دانشگاه_تهران در اعتراض به احکام قضایی صادر شده برای #دانشجویان، طی نامهای خطاب به وزیر علوم خواستار لغو این احکام و آزادی بیقید و شرط آنان شدهاند.
#پریسا_رفیعی
*صرفا دانشجویان دانشگاه تهران مجاز به امضای نامهاند.
لینک گوگلداک: http://tinyurl.com/y39g2z63
#جنبش_دانشجویی
@zan_j
#پریسا_رفیعی
*صرفا دانشجویان دانشگاه تهران مجاز به امضای نامهاند.
لینک گوگلداک: http://tinyurl.com/y39g2z63
#جنبش_دانشجویی
@zan_j
خشونت خانگی علیه افراد آسیب پذیر _ کاری از مانا نیستانی
سالمندان، کودکان و افراد دارای معلولیت دربرابر خشونت خانگی آسیبپذیرترند و جامعه و قوانین، مسئولیت بیشتری نسبت به حفظ حقوق آنها دارند.
یکی از مصادیق خشونت خانگی را میتوان خشونت علیه سالمندان دانست. گرچه به روشنی نمیتوان گفت که نسبت خشونت به سالمندان در درون خانواده بیشتر از خشونت علیه غیر سالمندان است اما قطعا میتوان گفت سالمندان بیشتر در معرض خشونت قرار دارند و در صورت قربانی خشونت قرار گرفتن، آسیبهای بیشتری نسبت به دیگر بزرگسالان متحمل خواهند شد. برای خشونت خانگی علیه سالمندان مصادیق مختلفی میتوان متصور شد از جمله ترک سالمند توسط اولاد، ضرب و جرح، توهین و دیگر خشونتهای کلامی، تامین نکردن هزینههای زندگی سالمند، بیتوجهی به وضعیت بهداشتی سالمند و ممانعت از درمان وی.
#زن_زندگی_آزادی
#نان_کار_آزادی
#تامین_اجتماعی
#بیمه_همگانی
@zan_j
سالمندان، کودکان و افراد دارای معلولیت دربرابر خشونت خانگی آسیبپذیرترند و جامعه و قوانین، مسئولیت بیشتری نسبت به حفظ حقوق آنها دارند.
یکی از مصادیق خشونت خانگی را میتوان خشونت علیه سالمندان دانست. گرچه به روشنی نمیتوان گفت که نسبت خشونت به سالمندان در درون خانواده بیشتر از خشونت علیه غیر سالمندان است اما قطعا میتوان گفت سالمندان بیشتر در معرض خشونت قرار دارند و در صورت قربانی خشونت قرار گرفتن، آسیبهای بیشتری نسبت به دیگر بزرگسالان متحمل خواهند شد. برای خشونت خانگی علیه سالمندان مصادیق مختلفی میتوان متصور شد از جمله ترک سالمند توسط اولاد، ضرب و جرح، توهین و دیگر خشونتهای کلامی، تامین نکردن هزینههای زندگی سالمند، بیتوجهی به وضعیت بهداشتی سالمند و ممانعت از درمان وی.
#زن_زندگی_آزادی
#نان_کار_آزادی
#تامین_اجتماعی
#بیمه_همگانی
@zan_j
#زنان_کارگر
زنان کارگر و بردگی مدرن
سالها پیش در گزارشی از وضعیت زنان کارگر این جمله به چشمم خورد:
"زندانی زندانبانی که خود زندانیست طعمی بس تلخ و گزنده دارد!"
و این جمله حکایت زنان جامعه به طور کلی و به طور اخص زنانیست که وارد پروسه تولید جامعه می شوند یعنی زنان کارگر،نیروی کاری که جنسیتش مقدم بر هر موضوعی هست مقدم بر تخصصش مقدم بر هویتش!
برای همین اگر بخواهیم از زنان کارگر صحبت کنیم باید به بررسی نگاه جنسیتی به بخشی از نیروی کار جامعه بپردازیم.
سیستم نیروی کار را به دو قسمت تقسیم می کند:
کارگر درجه اول- کارگر درجه دوم
کارگر درجه اول مرد هست که رسما زاده شده برای کارکردن
کارگر درجه دوم زن هست که برای کارکردن زاده نشده بلکه از نگاه قانونی و فرهنگی جامعه جایش در خانه و در پروسه تولید مثل معنی پیدا می کند. و حالا بی ثباتی اقتصادی،فقر،نداری،بیکاری،گرانی و اعتیاد مرد خانواده و دلیل بزرگتر سرپرست خانوار شدن زنان، آنان را وارد بازار کار می کند
بازار کار جنسیت زده!
در این بازار قبل از هر چیزی که از نیروی کار دیده شود زن بودنش دیده می شود یعنی همان جنسیت و این یعنی سرآغاز شرایط کاری متفاوت از مردان برای نیروی کار زن یعنی بی حقوقی و ستم مضاعف ناشی از تبعیض جنسیتی.
همان ابتدای امر به کارگماردن زنان با نگاه جنسیتی صورت می گیرد فیزیک زنان چاقی و لاغری،زشتی و زیبایی،قدبلندی و کوتاهی و ...دوشیزه یا بانو بودن،متاهل یا مجرد بودن،فرزند داشتن و نداشتن مهم هست برای بکار گرفتنشان اما براستی چه اهمیتی دارد مثلا دوشیزه بودنشان در نیروی کارشان مگر اینکه یادمان بیافتد تمام تعرضات و آزار و اذیت های جنسی، بنابراین مهم می شود دوشیزه یا بانو بودنشان برای استخدام!
با اینکه در تقسیم بندی جامعه مسئولیت اقتصادی به دوش مرد می باشد اما چرخ اقتصاد خانواده بدون اشتغال زنان یا به قول مسئولین"یاور سرپرست خانواده"نمی چرخد پس زنان کارگری داریم که متاهل هستند و مادر
و همین دو آیتم متاهل بودن و مادر بودن می تواند شانس زنان را برای ورود به بازار کار کمتر کند چرا که کارفرما ترجیح می دهد کارگری داشته باشد که دغدغه ها و گرفتاریش کمتر باشد و زنی که متاهل هست و مادر، دغدغه و گرفتاریش بیشتر. جالب است جامعه خود این تفکیک را کرده که این مسئولیتها برای زنان است و این مسئولیتها برای مردان و به زنان می گویند تو باید مادر شوی شیر بدهی بچه بیاوری خونه داری کنی و این طور خود سیستم بعنوان جنسیت زنان را کنار می گذارد و وقتی زنی از سر نداری مجبور می شود کار کند و به جامعه برگردد آنوقت در پروسه کار به او می گویند آخه تو مادری آخه تو متاهلی...این چرخه که معلوم نیست کجایش برای زنان است و این چرخه که دارد روی می دهد آیا انتخاب خودش بوده؟!
این وظایفی که به او تحمیل شده نه تنها بعنوان یک نکته مثبت برایش در نظر گرفته نمی شود بلکه همین مسئولیتها چماقی بر روی سر زنان است و بهانه ای برای بکار نگرفتنشان!
آیا هیچ کدام از این پارامترها که خصلت جنسیتی دارند درباره ی نیروی کار مرد هم اعمال می شود یا اینکه نهایتا برای مردان کارگر، پیری و جوانی مهم می باشد.
در اینجا استناد می کنم به یک آمار رسمی که در خبرگزاری مهر منتشر شده بود که در یک پروسه 10 ساله از سال 1384 تا سال 1394 سالانه 50 هزار زن از بازار کار خارج شدند. زنهایی که به خانه بازنگشتند و این گزینه در شرایط زیست فعلی آنان جایی ندارد پس مجبور می شوند روی بیاورند به مشاغلی که قوانینش خارج از دایره شمول قانون کار و تامین اجتماعی هست و اینچنین مشخصه کار زنان کارگر می شود:
مشاغل کم درآمد و پر زحمت با ساعت کارطولانی و غیرقانونی که در شرایط کار مساوی با مردان دستمزد کمتری می گیرند، به گفته آمارها تفاوت 23 درصدی مزد زنان و مردان هم رده و همین جا کارت برنده سیستم سرمایه داری! تولید و بازتولید نیروی کار ارزان و این چنین سود تضمین می شود. زنانی که نیروی کارشان ارزان خریده می شود و مردانی که ارزان بودن نیروی کار زنان چماقی بر سرشان در دست سرمایه دار برای جلوگیری از هر گونه اعتراض به شرایط کار و مزد!
آنچه که گفته شد همه ی مصائبی نیست که بر سر زنان آوار می شود از صدقه سری این نگاه جنسیت زده سیستم به نیروی کارشان، بسیار دیده و خوانده ایم که نوشته اند: زنان اولین قربانیان بیکار سازی مراکز تولیدی!
چرا چنین است و ربطش با نگاه جنسیتی به نیروی کار زن چیست؟
نگاه سنتی و عرفی و شرعی که به زنان در جامعه وجود دارد باعث شده کار زن در نظر جامعه بی ارزش جلوه کند و این قوانین و فرهنگ سنتی وعرفی که خانه نشینی و حضور نداشتن زنان را در جامعه میخواهد در محیط های کار هم با به حاشیه راندن آنها در پست ترین و پرت ترین قسمتهای مثلا کارخانه سعی در محو حضور آنان در فعل و انفعالات محیط کاری دارند و به این شکل می توانند حقوق های پایین بهشان بدهند و بیکارشان کنند👇
زنان کارگر و بردگی مدرن
سالها پیش در گزارشی از وضعیت زنان کارگر این جمله به چشمم خورد:
"زندانی زندانبانی که خود زندانیست طعمی بس تلخ و گزنده دارد!"
و این جمله حکایت زنان جامعه به طور کلی و به طور اخص زنانیست که وارد پروسه تولید جامعه می شوند یعنی زنان کارگر،نیروی کاری که جنسیتش مقدم بر هر موضوعی هست مقدم بر تخصصش مقدم بر هویتش!
برای همین اگر بخواهیم از زنان کارگر صحبت کنیم باید به بررسی نگاه جنسیتی به بخشی از نیروی کار جامعه بپردازیم.
سیستم نیروی کار را به دو قسمت تقسیم می کند:
کارگر درجه اول- کارگر درجه دوم
کارگر درجه اول مرد هست که رسما زاده شده برای کارکردن
کارگر درجه دوم زن هست که برای کارکردن زاده نشده بلکه از نگاه قانونی و فرهنگی جامعه جایش در خانه و در پروسه تولید مثل معنی پیدا می کند. و حالا بی ثباتی اقتصادی،فقر،نداری،بیکاری،گرانی و اعتیاد مرد خانواده و دلیل بزرگتر سرپرست خانوار شدن زنان، آنان را وارد بازار کار می کند
بازار کار جنسیت زده!
در این بازار قبل از هر چیزی که از نیروی کار دیده شود زن بودنش دیده می شود یعنی همان جنسیت و این یعنی سرآغاز شرایط کاری متفاوت از مردان برای نیروی کار زن یعنی بی حقوقی و ستم مضاعف ناشی از تبعیض جنسیتی.
همان ابتدای امر به کارگماردن زنان با نگاه جنسیتی صورت می گیرد فیزیک زنان چاقی و لاغری،زشتی و زیبایی،قدبلندی و کوتاهی و ...دوشیزه یا بانو بودن،متاهل یا مجرد بودن،فرزند داشتن و نداشتن مهم هست برای بکار گرفتنشان اما براستی چه اهمیتی دارد مثلا دوشیزه بودنشان در نیروی کارشان مگر اینکه یادمان بیافتد تمام تعرضات و آزار و اذیت های جنسی، بنابراین مهم می شود دوشیزه یا بانو بودنشان برای استخدام!
با اینکه در تقسیم بندی جامعه مسئولیت اقتصادی به دوش مرد می باشد اما چرخ اقتصاد خانواده بدون اشتغال زنان یا به قول مسئولین"یاور سرپرست خانواده"نمی چرخد پس زنان کارگری داریم که متاهل هستند و مادر
و همین دو آیتم متاهل بودن و مادر بودن می تواند شانس زنان را برای ورود به بازار کار کمتر کند چرا که کارفرما ترجیح می دهد کارگری داشته باشد که دغدغه ها و گرفتاریش کمتر باشد و زنی که متاهل هست و مادر، دغدغه و گرفتاریش بیشتر. جالب است جامعه خود این تفکیک را کرده که این مسئولیتها برای زنان است و این مسئولیتها برای مردان و به زنان می گویند تو باید مادر شوی شیر بدهی بچه بیاوری خونه داری کنی و این طور خود سیستم بعنوان جنسیت زنان را کنار می گذارد و وقتی زنی از سر نداری مجبور می شود کار کند و به جامعه برگردد آنوقت در پروسه کار به او می گویند آخه تو مادری آخه تو متاهلی...این چرخه که معلوم نیست کجایش برای زنان است و این چرخه که دارد روی می دهد آیا انتخاب خودش بوده؟!
این وظایفی که به او تحمیل شده نه تنها بعنوان یک نکته مثبت برایش در نظر گرفته نمی شود بلکه همین مسئولیتها چماقی بر روی سر زنان است و بهانه ای برای بکار نگرفتنشان!
آیا هیچ کدام از این پارامترها که خصلت جنسیتی دارند درباره ی نیروی کار مرد هم اعمال می شود یا اینکه نهایتا برای مردان کارگر، پیری و جوانی مهم می باشد.
در اینجا استناد می کنم به یک آمار رسمی که در خبرگزاری مهر منتشر شده بود که در یک پروسه 10 ساله از سال 1384 تا سال 1394 سالانه 50 هزار زن از بازار کار خارج شدند. زنهایی که به خانه بازنگشتند و این گزینه در شرایط زیست فعلی آنان جایی ندارد پس مجبور می شوند روی بیاورند به مشاغلی که قوانینش خارج از دایره شمول قانون کار و تامین اجتماعی هست و اینچنین مشخصه کار زنان کارگر می شود:
مشاغل کم درآمد و پر زحمت با ساعت کارطولانی و غیرقانونی که در شرایط کار مساوی با مردان دستمزد کمتری می گیرند، به گفته آمارها تفاوت 23 درصدی مزد زنان و مردان هم رده و همین جا کارت برنده سیستم سرمایه داری! تولید و بازتولید نیروی کار ارزان و این چنین سود تضمین می شود. زنانی که نیروی کارشان ارزان خریده می شود و مردانی که ارزان بودن نیروی کار زنان چماقی بر سرشان در دست سرمایه دار برای جلوگیری از هر گونه اعتراض به شرایط کار و مزد!
آنچه که گفته شد همه ی مصائبی نیست که بر سر زنان آوار می شود از صدقه سری این نگاه جنسیت زده سیستم به نیروی کارشان، بسیار دیده و خوانده ایم که نوشته اند: زنان اولین قربانیان بیکار سازی مراکز تولیدی!
چرا چنین است و ربطش با نگاه جنسیتی به نیروی کار زن چیست؟
نگاه سنتی و عرفی و شرعی که به زنان در جامعه وجود دارد باعث شده کار زن در نظر جامعه بی ارزش جلوه کند و این قوانین و فرهنگ سنتی وعرفی که خانه نشینی و حضور نداشتن زنان را در جامعه میخواهد در محیط های کار هم با به حاشیه راندن آنها در پست ترین و پرت ترین قسمتهای مثلا کارخانه سعی در محو حضور آنان در فعل و انفعالات محیط کاری دارند و به این شکل می توانند حقوق های پایین بهشان بدهند و بیکارشان کنند👇
و مورد توهین و تحقیر بیشتر قرار دهند و یا در بسیاری موارد قوانینی از جمله حق اولاد،حق مرخصی،حق مسکن،حق خواروبار،اضافه کاری،عیدی و سنوات و بیمه شامل حالشان نشود. و جواب کارفرما در مقابل اعتراض از جانب زنان به این وضعیت این باشد: که حالا می خواستید خانه بمانید چه کنید الان سر کار می آیید سرتان گرم هست و پولی هم می گیرید... وقتی زنان اینچنین جدا می شوند و کارشان بی ارزش و ارزان نشان داده می شود و قانون کاری مشمولشان نمی شود آیا به راحتی نمی توان در اولین تکانهای اقتصادی و تعطیل سازی های بنگاه های تولیدی،برای بیکار سازی و تعدیل نیرو در اولویتشان قرار داد؟! یا مثلا نمی توان در مناطق ویژه اقتصادی که در حال رشد در همه ی شهرها می باشد و در این مناطق کارگران از مشمولیت قانون کار بیرون آمده و مزد بر مبنای توافق بین کارگر و کارفرما(شما بخوان هر مقدار که کارفرما تعیین کند!) می باشد نیروی کار زنان را قربانی سودهای نجومی این مناطق اقتصادی قرار داد؟!
در سال 94 نرخ بیکاری 11 درصد اعلام شد که برای مردان 9.3 درصد و برای زنان 19.4 درصد که دقیقا نرخ بیکار سازی زنان بیش از دو برابر است همچینین در تابستان سال 95 مشارکت اقتصادی مردان 64.9 درصد اعلام شد و همین شاخص برای زنان 15.9 درصد بود و این هم یعنی دقیقا مشارکت اقتصادی زنان بیش از 4 برابر پایین تر...
و اینچنین با جنسیتی شدن کار، ستم و تبعیض مضاعف به بخش عظیمی از نیروی کار که شامل تمام زنان معلم و پرستار و کارمند و شاغل در بخشهای تولیدی و خدماتی و صنعتی می باشد راحت تر صورت می گیرد چون او یک زن است! زنی که به واسطه جنسیتش در قرن بیست و یک برده داری مدرن را تجربه می کند و تیتر روزنامه بدون هیچ شرمی می تواند این باشد:
"اشتغال 100 زن در مقابل 534 مرد!!!"
اما می توان ورق را برگرداند اگر:
تبعیض و تفکیک جنسیتی در موقعیت های شغلی لغو گردد و زنان از مزد برابر در ازای کار برابر برخوردار باشند و داشتن شغل حق همه ی آدمها باشد و تمام زنان بیکار از حقوق بیکاری و مسکن و بیمه درمانی رایگان برخوردار باشند.
زنده باد 8 مارس روز جهانی زن، روز دادخواهی زنان در برابر این ستم و تبعیض سیستماتیک!
اسرین درکاله
8مارس
اسفند95
#اسرین_درکاله از فعالین ندای زنان ایران به جرم دفاع از حقوق زنان و کودکان در برابر قوانین و سنتها و فرهنگ جنسیت زده و تبعیض آمیز و نابرابر ۲۶ روز است که در زندان است.
@zan_j
در سال 94 نرخ بیکاری 11 درصد اعلام شد که برای مردان 9.3 درصد و برای زنان 19.4 درصد که دقیقا نرخ بیکار سازی زنان بیش از دو برابر است همچینین در تابستان سال 95 مشارکت اقتصادی مردان 64.9 درصد اعلام شد و همین شاخص برای زنان 15.9 درصد بود و این هم یعنی دقیقا مشارکت اقتصادی زنان بیش از 4 برابر پایین تر...
و اینچنین با جنسیتی شدن کار، ستم و تبعیض مضاعف به بخش عظیمی از نیروی کار که شامل تمام زنان معلم و پرستار و کارمند و شاغل در بخشهای تولیدی و خدماتی و صنعتی می باشد راحت تر صورت می گیرد چون او یک زن است! زنی که به واسطه جنسیتش در قرن بیست و یک برده داری مدرن را تجربه می کند و تیتر روزنامه بدون هیچ شرمی می تواند این باشد:
"اشتغال 100 زن در مقابل 534 مرد!!!"
اما می توان ورق را برگرداند اگر:
تبعیض و تفکیک جنسیتی در موقعیت های شغلی لغو گردد و زنان از مزد برابر در ازای کار برابر برخوردار باشند و داشتن شغل حق همه ی آدمها باشد و تمام زنان بیکار از حقوق بیکاری و مسکن و بیمه درمانی رایگان برخوردار باشند.
زنده باد 8 مارس روز جهانی زن، روز دادخواهی زنان در برابر این ستم و تبعیض سیستماتیک!
اسرین درکاله
8مارس
اسفند95
#اسرین_درکاله از فعالین ندای زنان ایران به جرم دفاع از حقوق زنان و کودکان در برابر قوانین و سنتها و فرهنگ جنسیت زده و تبعیض آمیز و نابرابر ۲۶ روز است که در زندان است.
@zan_j
https://t.me/iv?url=https%3A%2F%2Firanwire.com%2Ffa%2Fblogs%2F342%2F32561&rhash=97782104fed07c
@zan_j
🔹رهائی نجفی؛ در پرتو قانون قصاص
✍مهرانگیز کار
دوستداران مفاهیم مندرج در متون حقوق بشری، هرگاه حکم اعدامی در هر نقطه از جهان اعتبار اجرائی پیدا نمی کند، البته خشنود می شوند. اما این به مفهوم عادلانه شناختن قانون قصاص نیست که قتل عمد را در درجه ی اول، امری خصوصی و خانوادگی و شاید قبیله ای تشخیص می دهد و مجازات قاتل را موکول می کند به خواست مصرانه ی خویشاوندان مقتول. اگر صاحبان خون گذشت کنند، خون ریخته شده هدر می رود و لوث می شود. حتی در صورتی که پول هنگفتی از باب خون بها یا بیش از آن به خانواده مقتول پرداخت شده باشد.
... ایران پس از انقلاب اسلامی، قانون قصاص را که قانونی بدوی است اعتبار بخشیده و آن را در مجلسی که اعضایش نمایندگان همه ی مردم ایران نیستند تصویب کرده و نهاد شورای انقلاب که اعضایش منتخب مردم نیستند، آن را تایید کرده و در نهایت لازم الاجرا شده است.
قانون قصاص چرتکه ای است در دست قاضی . او در نقش کاسبکاری ظاهر می شود که برای جان آدمها مبالغ متفاوت تعیین می کند. متناسب با زن یا مرد بودن مقتول، غیرمسلمان بودن مقتول، تعلق داشتن مقتول به اقلیتی که از جمله ی سه اقلیت شناخته شده در قانون اساسی نیست و این که آیا مقتول ذیل مهدورالدم قرار می گیرد یا نه، ارزش جان آدمی بالا و پائین می رود. در این دکان که دیگر نمی توان نام "دادگاه" بر آن نهاد تساوی دو کفه ی ترازو فقط در شرایطی ممکن می شود که در هر کفه یک مرد مسلمان حضور داشته باشد، یکی قاتل و یکی مقتول، آن هم به شرطی که مقتول با آن که مسلمان است، مهدورالدم نباشد. پس به تساوی اررزشی جان دو مرد مسلمان هم که می رسیم، اگر قاضی که همان دکان دار چرتکه به دست است، به علم خود تشخیص بدهد که مقتول مثلا منکر و مخالف نظام ولی فقیه بوده، یا بهائی و یا بی خدا و...، بوده و قاتل به این تصور او را عمدا کشته است، قاتل از مجازات معاف است و بازمی گردد به زندگی در کنار مردمی که چه بسا خبر ندارند با یک قاتل معاشرت می کنند.
@zan_j
🔹رهائی نجفی؛ در پرتو قانون قصاص
✍مهرانگیز کار
دوستداران مفاهیم مندرج در متون حقوق بشری، هرگاه حکم اعدامی در هر نقطه از جهان اعتبار اجرائی پیدا نمی کند، البته خشنود می شوند. اما این به مفهوم عادلانه شناختن قانون قصاص نیست که قتل عمد را در درجه ی اول، امری خصوصی و خانوادگی و شاید قبیله ای تشخیص می دهد و مجازات قاتل را موکول می کند به خواست مصرانه ی خویشاوندان مقتول. اگر صاحبان خون گذشت کنند، خون ریخته شده هدر می رود و لوث می شود. حتی در صورتی که پول هنگفتی از باب خون بها یا بیش از آن به خانواده مقتول پرداخت شده باشد.
... ایران پس از انقلاب اسلامی، قانون قصاص را که قانونی بدوی است اعتبار بخشیده و آن را در مجلسی که اعضایش نمایندگان همه ی مردم ایران نیستند تصویب کرده و نهاد شورای انقلاب که اعضایش منتخب مردم نیستند، آن را تایید کرده و در نهایت لازم الاجرا شده است.
قانون قصاص چرتکه ای است در دست قاضی . او در نقش کاسبکاری ظاهر می شود که برای جان آدمها مبالغ متفاوت تعیین می کند. متناسب با زن یا مرد بودن مقتول، غیرمسلمان بودن مقتول، تعلق داشتن مقتول به اقلیتی که از جمله ی سه اقلیت شناخته شده در قانون اساسی نیست و این که آیا مقتول ذیل مهدورالدم قرار می گیرد یا نه، ارزش جان آدمی بالا و پائین می رود. در این دکان که دیگر نمی توان نام "دادگاه" بر آن نهاد تساوی دو کفه ی ترازو فقط در شرایطی ممکن می شود که در هر کفه یک مرد مسلمان حضور داشته باشد، یکی قاتل و یکی مقتول، آن هم به شرطی که مقتول با آن که مسلمان است، مهدورالدم نباشد. پس به تساوی اررزشی جان دو مرد مسلمان هم که می رسیم، اگر قاضی که همان دکان دار چرتکه به دست است، به علم خود تشخیص بدهد که مقتول مثلا منکر و مخالف نظام ولی فقیه بوده، یا بهائی و یا بی خدا و...، بوده و قاتل به این تصور او را عمدا کشته است، قاتل از مجازات معاف است و بازمی گردد به زندگی در کنار مردمی که چه بسا خبر ندارند با یک قاتل معاشرت می کنند.
IranWire | خانه
رهائی نجفی؛ در پرتو قانون قصاص
مهرانگیز کار
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
#سکانس_فیلم
#بوی_خوش_زن
#scent_of_a_woman
#al_pacino
بوی خوش زن با بازی شورانگیز آلپاچینو در نقش سرهنگ کلنل که در آن تمامی جوایز مهم سینمایی از جمله اسکار و گلدن گلوب را به دست آورد.
@zan_j
#بوی_خوش_زن
#scent_of_a_woman
#al_pacino
بوی خوش زن با بازی شورانگیز آلپاچینو در نقش سرهنگ کلنل که در آن تمامی جوایز مهم سینمایی از جمله اسکار و گلدن گلوب را به دست آورد.
@zan_j
https://t.me/zan_j/10539
https://p.dw.com/p/3NxVq?maca=fa-IR-Telegram-sharing
#تینا_مودوتی هنرمند سوسیالیست
۱۶ اوت ۱۸۹۶؛ ۱۲۳ سال پیش در چنین روزی تینا مودوتی در اودینه در شمال شرقی ایتالیا زاده شد. میگفت: «ویژگی کار من در عکاسی این است که به جای ترفندهای هنری میکوشم واقعیت را نشان دهم.»
تینا مودوتی (Tina Modotti) خانواده تنگدستی داشت.
۹ ساله بود که پدرش به هوای یافتن کار بهتر خانواده را واگذاشت و به سانفرانسیسکو رفت.
۱۲ ساله بود که در کارگاههای گوناگون ابریشم میبافت، پیراهن میدوخت و پس از گذراندن کلاس چهارم دبستان برای تأمین هزینه خانواده از ادامه تحصیل بازماند.
۱۶ ساله بود که به تنهایی به آمریکا سفر کرد و به پدرش پیوست و از آنجا که استعداد هنرپیشگی داشت در اپراخانه سانفرانسیسکو بارها روی صحنه رفت.
۱۹ ساله بود که با شاعر و نقاش کانادایی روبِه آبری ریشی آشنا شد و با او به لس آنجلس رفت و ازدواج کرد. در آنجا در سه فیلم بازی کرد ولی دیری نپایید که با عکاس بنام آن زمان ادوارد وِستون آشنا شد و به او و هنر عکاسی دل بست و از آن پس در کنار فعالیت سیاسی به سود کمونیستهای آمریکای جنوبی، به عکاسی پرداخت و عکسهای ماندگاری از کارگران و کشاورزان و همچنین هنرمندان پیرامونش به جا گذاشت.
۲۷ ساله بود که با وِستون به پایتخت مکزیک رفت و در آنجا با حزب کمونیست همکاری نزدیک داشت و به عضویت آن حزب درآمد.
۳۲ ساله بود که با انقلابیِ کوبایی خولیو آنتونیو مِلا آشنا شد و دل به او بست. یک سال پس از آن مِلا ترور شد و مودوتی تصمیم گرفت همه توان و وقتش را صرف خدمت به هدفهای سوسیالیستی او کند.
در پی سوء قصد به جان رئیس جمهور مکزیک، با اینکه مدرکی دال بر دخالت او در این کار نیافتند، او را نخست زندانی و سپس از آن کشور اخراج کردند. از آنجا که او میخواست در خدمت اهداف جهان سوسیالیستی باشد به اتحاد شوروی مهاجرت کرد و به جای دنبال کردن هنر عکاسی از فعالان حزب کمونیست در بخش بینالمللی شد. از آن پس با اینکه متنهای بسیاری از لنین و بزرگان مکتب کمونیسم را به زبانهای انگلیسی، اسپانیولی و ایتالیایی ترجمه کرد و گزارشهای مفصلی از کار در شوروی برای نشریههای آمریکای جنوبی نوشت، نامی از او در میان نبود.
۳۹ ساله بود که به همراه همرزمانش به اسپانیا رفت و در جنگ داخلی علیه رژیم فاشیستی فرانکو شرکت کرد ولی با شکست جبهه ضد فاشیستی باز به مکزیک پناه برد.
تینا مودوتی در ۴۵ سالگی در پایتخت مکزيک درگذشت.
#زن_جامعه
https://p.dw.com/p/3NxVq?maca=fa-IR-Telegram-sharing
#تینا_مودوتی هنرمند سوسیالیست
۱۶ اوت ۱۸۹۶؛ ۱۲۳ سال پیش در چنین روزی تینا مودوتی در اودینه در شمال شرقی ایتالیا زاده شد. میگفت: «ویژگی کار من در عکاسی این است که به جای ترفندهای هنری میکوشم واقعیت را نشان دهم.»
تینا مودوتی (Tina Modotti) خانواده تنگدستی داشت.
۹ ساله بود که پدرش به هوای یافتن کار بهتر خانواده را واگذاشت و به سانفرانسیسکو رفت.
۱۲ ساله بود که در کارگاههای گوناگون ابریشم میبافت، پیراهن میدوخت و پس از گذراندن کلاس چهارم دبستان برای تأمین هزینه خانواده از ادامه تحصیل بازماند.
۱۶ ساله بود که به تنهایی به آمریکا سفر کرد و به پدرش پیوست و از آنجا که استعداد هنرپیشگی داشت در اپراخانه سانفرانسیسکو بارها روی صحنه رفت.
۱۹ ساله بود که با شاعر و نقاش کانادایی روبِه آبری ریشی آشنا شد و با او به لس آنجلس رفت و ازدواج کرد. در آنجا در سه فیلم بازی کرد ولی دیری نپایید که با عکاس بنام آن زمان ادوارد وِستون آشنا شد و به او و هنر عکاسی دل بست و از آن پس در کنار فعالیت سیاسی به سود کمونیستهای آمریکای جنوبی، به عکاسی پرداخت و عکسهای ماندگاری از کارگران و کشاورزان و همچنین هنرمندان پیرامونش به جا گذاشت.
۲۷ ساله بود که با وِستون به پایتخت مکزیک رفت و در آنجا با حزب کمونیست همکاری نزدیک داشت و به عضویت آن حزب درآمد.
۳۲ ساله بود که با انقلابیِ کوبایی خولیو آنتونیو مِلا آشنا شد و دل به او بست. یک سال پس از آن مِلا ترور شد و مودوتی تصمیم گرفت همه توان و وقتش را صرف خدمت به هدفهای سوسیالیستی او کند.
در پی سوء قصد به جان رئیس جمهور مکزیک، با اینکه مدرکی دال بر دخالت او در این کار نیافتند، او را نخست زندانی و سپس از آن کشور اخراج کردند. از آنجا که او میخواست در خدمت اهداف جهان سوسیالیستی باشد به اتحاد شوروی مهاجرت کرد و به جای دنبال کردن هنر عکاسی از فعالان حزب کمونیست در بخش بینالمللی شد. از آن پس با اینکه متنهای بسیاری از لنین و بزرگان مکتب کمونیسم را به زبانهای انگلیسی، اسپانیولی و ایتالیایی ترجمه کرد و گزارشهای مفصلی از کار در شوروی برای نشریههای آمریکای جنوبی نوشت، نامی از او در میان نبود.
۳۹ ساله بود که به همراه همرزمانش به اسپانیا رفت و در جنگ داخلی علیه رژیم فاشیستی فرانکو شرکت کرد ولی با شکست جبهه ضد فاشیستی باز به مکزیک پناه برد.
تینا مودوتی در ۴۵ سالگی در پایتخت مکزيک درگذشت.
#زن_جامعه
Telegram
زن و جامعه (زن کارگر)
Forwarded from زن و جامعه (زن کارگر)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اشک،
حسرت،
گریه برای آزادی.
.
این کلیپ فوق العاده ساخته فروغ علایی از حضور زینب(یکی از دختران ریشدار)در استادیوم آزادی در بخش مولتی مدیا مسابقه POYI جایزه اول رو گرفت.
#زنان_ورزشگاه
حسرت،
گریه برای آزادی.
.
این کلیپ فوق العاده ساخته فروغ علایی از حضور زینب(یکی از دختران ریشدار)در استادیوم آزادی در بخش مولتی مدیا مسابقه POYI جایزه اول رو گرفت.
#زنان_ورزشگاه