نوشته‌های‌منوچهر ذاکر🌈
196 subscribers
15 photos
4 videos
6 files
17 links
منوچهر ذاکر استاد دانشگاه و نویسنده حوزه نقد و روشنگری بر پایه علوم نوین و تفکر نقاد هستم. این کانال به مباحث اندیشه، عدالت و مسائل آموزش و دانشگاه می‌پردازد. نقد و نظرتان را بفرستید به: @manou_zaker
Download Telegram
نوشته‌های‌منوچهر ذاکر🌈
🟢 راولز می‌گوید افراد اعمّ از عمومی و نخبگان تخصصی برای تعیین اصول عدالتِ مورد نیاز جامعه و برای قضاوت‌ و تصمیم‌گیری بطور عادلانه، بدون تبعیض و جانبداری، باید خود را در موقعیت آغازین قرار دهند. یعنی در پشت پرده بی‌خبری (veil of ignorance) قرار گیرند. به دلیل…
🟢 سه موسسه شغلی A, B, C برای سه نفر متقاضی کار، حقوق‌های زیر را (مثلاً برحسب میلیون تومان) اختصاص می‌دهند:
A: 20, 20, 20
B: 15, 30, 40
C: 25, 27, 30
بعنوان یک ناظر از بیرون، کدامیک را و با چه دلیلی توصیه ‌می‌کنید؟ با معرفی یک مقدار برحسب حقوق افراد، به منزله مقدار رفاه، مشخص کنید کدامیک از A,B,C رفاه بیشتری برای افراد می‌رساند. در حالت A همه حقوق‌ها برابر است. رفاه سودمندگرایی (utilitarian welfare) مورد B را توصیه می‌کند زیرا مجموع حقوق‌ها در آن از بقیه بیشتر است. ولی معیار راولزی که نام دیگرش رفاه Maximin است، مورد C را توصیه می‌کند زیرا کمترین حقوق در C (یعنی 25) از کمترین حقوق در بقیه موارد بیشتر است.

🟣 برای کاربردی دیگر از معیار رفاه راولزی، درآمد همه افراد یک جامعه را در نظر بگیرید. رفاه سودمندگرایی مجموع درآمدها را میزان رفاه جامعه در نظر می‌گیرد. این معیار، میزان رفاه کشورها را برحسب مجموع درآمدها و یا میانگین درآمد افراد هر کشور ارزیابی می‌کند. ولی رفاه راولزی میزان رفاه هر کشور را برابر می‌داند با کمترین درآمد در آن کشور و یا میانگین پایین‌ترین دهک یعنی دهک اول جامعه (ارزیابی برحسب دهک‌ها و یا صدک‌های جامعه وقتی که جمعیت و پراکندگی درآمد در آن خیلی زیاد باشد مناسب‌تر است).

🟢 دلیل و توجیه پشت رفاه راولزی متکی بر وضعیت آغازین است. راولز استدلال می‌کند افراد پشت پرده بی‌خبری عدالتی را توصیه می‌کنند که در آن رفاه کم‌برخوردارترین یا کم‌مزیت‌ترین بخش جامعه در کانون توجه قرار می‌گیرد. با معیار راولزی جامعه الف مرفه‌تر از جامعه ب است اگر کم‌برخوردارترین بخش جامعه الف از کم‌برخوردارترین بخش جامعه ب وضع بهتری داشته باشد. توجه کنید همان‌طورکه مثال فوق نشان می‌دهد رفاه راولزی معادل با برابری مطلق در جامعه نیست. یعنی رفاه راولزی ایجاد نابرابری را مجاز می‌دارد مشروط به اینکه میزان رفاه کم‌برخوردارترین بخش جامعه را نیز افزایش یابد. از نظر تئوری نیز معیار برابری در رده مباحث رفاه قرار نمی‌گیرد بلکه با شاخص‌هایی مانند شاخص جینی (Gini index)، شاخص اتکینسون (Atkinson) و نسبت پالما (Palma ratio) سنجیده می‌شود. نسبت پالما برابر است با جمع درآمد و دارایی ده درصد ثروتمند بالای جامعه نسبت به چهل درصد پائین جامعه. نسبت پالما در ایران محاسبه نمی‌شود.

🟣 نظام‌های اقتصادی معمولاً کارایی خود را با افزایش رفاه جامعه استدلال می‌کنند دغدغه اصلی اینست که افزایش رفاه جامعه باعث افزایش نابرابری و شکاف طبقاتی نشود. در نتیجه نوع معیار رفاه که با آن رفاه جامعه سنجیده می‌شود بسیار مهم و حیاتی است. نظام‌های اقتصادی لیبرالیستی و بازار آزاد از معیار رفاه سودمندگرایی استفاده می‌کنند ولی هم در عمل و هم از لحاظ نظری مشخص است که رفاه سودمندگرایی ممکن است باعث نابرابری و فقر شدید شود که یک نمونه آن کشورهای یک‌درصدی مانند آمریکا است. که یک‌درصد جامعه ثروت هنگفت جامعه را در اختیار دارد. اگر در کشوری مانند ایران معیار عدالت و رفاه جامعه از رفاه راولزی تبعیت می‌کرد با شرایط اقتصادی، اجتماعی، حقوقی و سیاسی کاملاً متفاوتی برخوردار می‌شدیم. اگرچه رفاه راولزی مالکیت خصوصی و اقتصاد بازار را مجاز می‌داند ولی در باز‌توزیع‌های اقتصادی به کم‌مزیت‌ترین بخش‌های جامعه رسیدگی می‌کند زیرا معیار رفاه در آن چنین است. مقایسه کنید با اقتصاد ایران که برمبنای قسمت و حکمت بوده و علت فقر و یا گسترش فقر را بی‌توجهی ثروتمندان می‌داند زیرا "روزی فقرا در جیب اغنیا قرار داده شده" (مراجعه به https://t.me/zaker_notes/188).

🟢 برگردیم به رابطه غبطه و حسادت با آرمان سیاسی عدالت‌طلبی. نخست اشاره کنم بنابر نظر راولز، در پرده‌بی‌خبری افراد از حب و بغض‌های خود بویژه نسبت به غبطه و حسادت خود نیز نامطلع و بی‌خبر هستند. برخی اعتراض کرده‌اند که عواطف منفی یا مثبت بشری جزء ذاتی و لاینفک انسان بوده و نمی‌توان آنها را حذف کرد. می‌توان چنین جواب داد که بی‌اطلاعی فرد سیاست‌گذار از حسادت خود در پرده جهل، به این معنی نیست که آنها تاثیر غبطه و حسادت را در مناسبات اقتصادی و اجتماعی نادیده گرفته و مطمح نظر قرار نمی‌دهند. بلکه حسادت شخصی را در استخراج اصول عدالت خنثی میکنند

🟣 اکنون سوال اصلی یعنی رابطه حسادت با عدالت‌خواهی را جواب دهیم. خصلت‌هایی مانند حسادت، چشم‌تنگی و چشم‌هم‌چشمی در جوامعی که رفتار غریزه‌ای بر رفتار حق‌مدار یعنی مطالبه حق و عدالت غلبه دارد، هدایت‌گر غالب رفتارهای اجتماعی است. بنابراین بسیار محتمل است غبطه و حسادت تبدیل به ملکه ذهن و رفتار شوند. منتها نکته مهمی اینجا وجود دارد. حسادت و سایر واکنش‌های خصومت‌آمیز دارای بُرد کوتاهی هستند و غالباً متوجه همسایگی و نزدیکان شخص حاسد قرار می‌گیرد. مطالبات سیاسی آرمان‌خواه مانند عدالت بدلیل هدایت با آگاهی دارای بُرد بلند هستند

ادامه
🆔 @zaker_notes
❤1👏1
🌈 وطن‌دوستی با ناسیونالیزم متفاوت است.

🆔 @zaker_notes

🟣 برای بسیاری از افراد در ایران که شامل برخی نخبگان داخل و خارج کشور نیز می‌شود اندیشه و آگاهی سیاسی، در عصر ایران باستان و شاهنامه باقی مانده است. گویی تاریخ برای آنها جلو نیامده. تجویز و استخراج مدل سیاسی از شاهنامه برای آینده ایران یکی از نشانه‌های این رکود فکری است. افکار سیاسی که با نوستالژیا یا تعلق خاطر به روایات تاریخ باستان بدون نقد و تقدیس‌زدایی ساخته می‌شود به وضوح در معرض تکرار اشتباهات گذشته هستند. یکی از دلایل متحد نشدن گروه‌های مختلف اُپوزیسون ایرانی اینست که عده‌ای با تعلق خاطر به عصر پهلوی هوادار مدل سیاسی پادشاهی هستند ولی عده‌ بسیاری نگرانند اگر کورکورانه به فرد و مدل سیاسی مورد نظرِ گروه قبلی اقتدا کنند دوباره اشتباه و سرخوردگی پیش خواهد آمد زیرا از همین ابتدا کورکورانگی و تقدس‌گرایی و نسخه سلطنتیِ ذوب در ولایت در آنها مشهود است. البته عده‌ای نیز هستند که نه تنها به عصر پهلوی تعلق خاطر ندارند بلکه به دلیل فضای بسته سیاسی و قساوت و بی‌رحمی شدیدی که نسبت به مخالفین در زمان حکومت پهلوی‌ها انجام شد، کینه نیز دارند.

🟢 وقتی افکار و آثار بزرگان اندیشه همچون افلاطون، ارسطو، هگل، مارکس، لنین، پوپر و غیره جزء به جزء نقد می‌شود چرا شاهنامه باید بدل به کتابی مقدس گشته و نقد آن توهین به هویت ملی تلقی شود؟ خُب فرهنگ و هویتی که اینگونه ساخته می‌شود ایراد دارد بروید باورهایتان را تصحیح کنید. نمی‌شود فهم و شعور یک مملکت را به زور در عهد بوق و باورهای تبعیضانه نگه داشت. آن شاهنامه‌ای که در افکار عمومی و پروپاگاندا بعنوان نماد ملی مطرح است حاصل اضافه شدن تعدادی ابیات به شاهنامه واقعی است تا از آن یک سند و چارچوب هویت ملیِ مطلوب برخی‌ها ساخته شود. اکنون تقریباً مسلم است که ابیاتِ چو ایران نباشد تن من مباد ... و بسی رنج بردم در این سال سی/عجم زنده کردم بدین پارسی، ساختگی و اضافه شده به شاهنامه است (سایت شفیعی‌کدکنی و سایر منابع).
بنابراین باید از این مقدس‌سازی‌ها عبور کرد. با این حال، جدا از تفسیر نادرست و استفاده ناموجه از شاهنامه، این کتاب اثرِ حماسی درخشان، جذاب و بسیار مفید برای شناخت اساطیر ایران باستان و اندیشه‌های مطرح در آن عصر است. نگارنده مخالف هرگونه تمسخر بزرگان ادب و اندیشه از جمله فردوسی هستم.

🟣 مدتی پیش یک طنزپرداز خانم در فضای مجازی با شاهنامه شوخی کرد. نظام قضایی کشور وی را با اتهام جریحه دار کردن عفت عمومی محکوم کرده است. ولی موضوع خیلی وسیع‌تر و جدی‌تر از محکومیت یک طنز‌پرداز بوده و نیاز به نقد و تحلیل مقولاتی همچون هویت ملی، وطن‌دوستی و شاهنامه‌گرایی قویاً احساس می‌شود. متن زیر منتشره در وب سایت تریبون زمانه بررسی خوبی از این موضوعات ارائه می‌دهد. همه حقوق متن زیر متعلق به نویسنده متن آقای بهداد بردبار است. درج نوشته ایشان در این کانال به معنای تایید همه مطالب آن نیست. بلکه این نوشته گشایش خوب و مفیدی از نقد برخی مضامین است که می‌تواند به برخی باورهای مسلم انگاشته در ذهنمان تلنگری بزند.

🟢 ملی‌گرایی فارسی و تقدیس شاهنامه: زبانی که جای همه زبان‌ها را گرفت

✍ بهداد بردبار

🔶 وطن‌دوستی با ملی‌گرایی متفاوت است. عشق به میهن، نه عشق ورزیدن به حاکم و نه به یک زبان، بلکه به آزادی، برابری و کرامت همه‌ی شهروندان است. تنوع زبانی و فرهنگی پذیرفته می‌شود. تنها در چنین صورتی است که می‌توان هم شاهنامه را خواند و پاس داشت و هم مجال نقد، شوخی و چندصدایی را فراهم آورد.

🔶 تراژدی رستم و سهراب را می‌توان به‌مثابه بازنمایی منطق ملی‌گرایی پدرسالارانه خواند. سهراب با همه‌ی وجود به پدری عشق می‌ورزد که هیچ مسئولیتی در قبال او نداشته است؛ پدری که تنها افتخارش پاسداری از مرزهای ایران است. همین پدر، برای حفظ همان مرزها، در میدان نبرد پسر را فریب می‌دهد و به قتل می‌رساند. در این روایت، عشق به پدر همانند عشق به خاک و مرزها، چنان تقدس می‌یابد که جایی برای نقد باقی نمی‌گذارد. همان‌طور که ملی‌گرایی فارسی نیز «پدر ملت» را فراتر از پرسش و نقد می‌نشاند، شاهنامه و روایت‌های آن الگویی از وطن‌دوستی‌ای ارائه می‌دهند که فرزندان باید جان ببازند، اما پدر ــ و مرزها ــ همواره مقدس باقی بمانند.

🔶 همین الگو را می‌توان در واکنش‌های اخیر به شوخی زینب موسوی یک طنزپرداز فضای مجازی با شاهنامه دید. آنچه در ظاهر یک شوخی بود، از نگاه بسیاری به «توهین به ایران» تعبیر شد. چرا؟ زیرا شاهنامه نه تنها یک متن ادبی یا حماسی، بلکه ستون هویت ملی در گفتمان ملی‌گرایی فارسی تلقی شده است. در غیاب وطن‌دوستی آزادی‌خواهانه که بر مشارکت و آزادی شهروندان استوار باشد، شاهنامه و زبان فارسی به تنها سرمایه‌های نمادین بدل شده‌اند؛ سرمایه‌هایی که هر گونه نقد یا طنز نسبت به آن‌ها به معنای تعرض به «ایران» تفسیر می‌شود. 👇
ادامه نوشته آقای بردبار

🔸 پس از اعتراضات مردمی قوه قضاییه اعلام کرد: پس از انتشار برنامه یک فعال فضای مجازی که موجب توهین به فردوسی و جریحه‌دار شدن عفت عمومی شد، دادستانی تهران علیه فرد مورد اشاره (زینب موسوی) اعلام جرم کرد. در اینجا زینب موسوی متهم به جریحه دار کردن عفت عمومی شده است. واژه‌ی عفت به معنی پاکدامنی، پارسایی و ترک شهوت است که با فرهنگ دینی نسبت دارد. نظام قضایی شوخی یا توهین به یک متن ادبی ملی گرایانه را مصداق زخمی و مجروح ساختن پاکدامنی عمومی دانسته است. قوه‌ی قضاییه مفاهیم ملی گرایانه و دینی را پیوند زده است تا زینب موسوی را محاکمه کند.

🔸 ماوریتزیو ویرولی در کتاب عشق به میهن میان دو مفهوم اساسی تمایز می‌گذارد: وطن‌دوستی (patriotism) و ملی‌گرایی (nationalism). وطن‌دوستی در سنت جمهوری‌خواهانه به معنای عشق به نهادهای سیاسی و شیوه‌ی زندگی‌ای است که آزادی مشترک مردم را پایدار می‌سازد؛ عشقی که معطوف به مردم و آزادی است. در مقابل، ملی‌گرایی بر یگانگی قومی، زبانی و فرهنگی تأکید دارد و دشمن اصلی خود را در ناهمگونی و چندگانگی می‌بیند. به همین دلیل، وطن‌دوستی دشمن استبداد و فساد است، در حالی که ملی‌گرایی دشمن تنوع و چندصدایی.

🔸 اگر این تمایز را در بستر ایران امروز قرار دهیم، به روشنی دیده می‌شود که آنچه به نام وطن‌دوستی عرضه شده، در عمل نوعی ملی‌گرایی انحصارطلب بوده است. در دوران پهلوی، «جاوید شاه» و القابی چون «آریامهر» پادشاه را به جای ملت نشاندند. در جمهوری اسلامی، «سلام فرمانده» و شعار «جانم فدای رهبر» همان منطق را تکرار کردند. در هر دو تجربه، وطن‌دوستی به عشق به حاکم تقلیل یافته است.

🔸 اما سویه‌ی دیگر ماجرا زبان است. ملی‌گرایی فارسی هرگز به حفظ و آموزش زبان‌های غیر فارسی اهمیت نداده و تنها زبان قابل احترام و ماندگار را فارسی دانسته است. در این چارچوب، ایرانی بودن عمدتاً با یگانگی با زبان فارسی تعریف شده، نه با آزادی و برابری همه‌ی مردمان این سرزمین. شوخی با شاهنامه، در چنین بستری، به‌مثابه تهدیدی علیه تنها نماد باقی‌مانده‌ی هویت «ملی» تلقی می‌شود؛ نمادی که باید بی‌چون‌وچرا پاس داشته شود.

🔸 تقدیس شاهنامه، همانند تقدیس پدر ملت، نشانه‌ی بحران در مفهوم وطن‌دوستی در ایران است. وقتی وطن‌دوستی آزادی‌خواهانه مجال بروز نمی‌یابد، جای آن را ملی‌گرایی پدرسالارانه می‌گیرد: عشقی که به جای مردم و آزادی، به خاک، مرزها و پدران (رهبران مادام العمر) ملت معطوف می‌شود. نتیجه این است که طنز و نقد تحمل نمی‌شود و زبان‌های دیگر، تفسیرهای دیگر جایی در روایت ملی نمی‌یابند.

🔸 بازاندیشی در وطن‌دوستی، همان‌گونه که ویرولی پیشنهاد می‌کند، می‌تواند راهی برای خروج از این بن‌بست باشد: عشقی به میهن، نه عشق ورزیدن به حاکم و نه به یک زبان، بلکه عشقی که به آزادی، برابری و کرامت همه‌ی شهروندان تعلق گیرد و تنوع زبانی و فرهنگی پذیرفته شود. تنها در چنین صورتی است که می‌توان هم شاهنامه را خواند و پاس داشت و هم مجال نقد، شوخی و چندصدایی را فراهم آورد.

🟣 «دمب خروس و قسم حضرت عباسِ ملی‌گرایی آریایی»

🔸 بخشی از ملی‌گرایانی که بر «خلیج همیشگی فارس» تأکید دارند، همزمان چشم امید به دونالد ترامپی داشتند که در سفرش به عربستان بحث تغییر نام خلیج فارس را مطرح کرده بود. در همان حال، شاهزاده رضا پهلوی نیز به دولتی چون نتانیاهو امید بسته است؛ دولتی که خود متهم به ارتکاب جنایات جنگی است. در این معادله، اراده‌ی شهروندان جایی ندارد. مهم نه آزادی و جمهور مردم، بلکه بازگرداندن «پدر» است: بازگرداندن مقدرات جمعی به دست توانمند پدر، و بی‌اعتنایی به امکان تشکیل جمهوری‌ای که بر پایه‌ی اراده‌ی مردم بنا شود. در روزهایی که بحث احتمال تشدیدها توسط کشورهای اروپایی مطرح شده است. رضا پهلوی در تویتر از این تحریم‌ها حمایت کرده است. تحریم‌هایی که حیات جمعی را بسیار دشوار کرده است.

🔸 در روایت ملی گرایان آنچه اهمیت دارد، بازگشت «پدر» است؛ پدری که هنوز تاج بر سر ندارد اما در خیال آنان ناجی وطن است. در این تخیل، آزادی نه برآمده از اراده‌ی مردم، که محصول دستان نجات‌بخش یک پدر است. این ملی‌گرایی آریایی‌که سال‌ها با «درود» گفتن به جای سلام و پالایش زبانی می‌خواست خود را از دیگران متمایز کند، در بزنگاه سیاسی، چشم امید به ترامپ و نتانیاهو می‌دوزد؛ همان قدرت‌هایی که هیچ باکی از تغییر نام خلیج فارس یا بمباران مردم بی‌دفاع غزه ندارند. 👇
@zaker_notes
🔸 در چنین روایتی، «ایران» نه سرزمینی متکثر با مردمانی آزاد، بلکه خاکی مقدس است که باید به دست پدر بازگردد؛ پدری که فرزندان را قربانی می‌کند تا مرزها و اقتدارش باقی بماند. این همان منطق رستم است که سهراب را فریب داد و کشت: وطن‌دوستی‌ای که در حقیقت چیزی جز ملی‌گرایی پدرسالارانه نیست؛ عشقی به خاک، مرزها و پدر، نه به زندگی، آزادی و کرامت فرزندان.

🔸 ویرولی در کتاب عشق به میهن به ما یادآور می‌شود: میهن‌دوستان به زبان، فرهنگ و سنت‌های مردم احترام می‌گذارند، اما آن‌ها را یگانه معیار هویت نمی‌دانند. همینطور دشمن اصلی میهن‌دوستی استبداد، فساد و خودکامگی است، نه تفاوت‌های زبانی و فرهنگی.
❤2
🌈 اودیسه در غروب غزه

🆔 @zaker_notes

🟢 هر عصری نسبت به عصر پیشین خود عجیب‌تر است. ولی این‌بار با دنیایی به واقع عجیب و در نوع خود منحصربفرد مواجه هستیم. از ویژگی‌های منحصربفرد عصر حاضر فاصله بسیار زیاد مابین توانایی تکنولوژیک بشر در یک طرف با کاهش شدید خوی انسانی و درک اخلاقی بسیاری از رهبران و نخبگان سیاسی و اقتصادی کشورهای مختلف در طرف دیگر است. پیشرفت‌های محیرالعقول انسان در هوا و فضا، در هوش مصنوعی، ژنتیک و کوانتوم بر کسی پوشیده نیست. ساخت روبوتی که جنین انسان را مانند رحم مادر رشد و پرورش می‌دهد بسیار حیرت‌آور است. از طرف دیگر رفتار آدم‌خواری مانند نتانیاهو و شیفتگان کشتار و ویرانگری مانند فرماندهان اسرائیلی در کنار رهبران سیاسی که درک انسانیت خود را از دست داده‌اند نیز بسیار حیرت‌آور و زجرآور است. آن طرف نارسیسیت و خودشیفته‌ای همچون ترامپ بر مسند قدرت جهانی است. رهبران سیاسی فرانسه، آلمان و انگلیس بی‌عرضه و سازشکار با جنایتکار تشریف دارند. نظام اقتصادی سرمایه‌داریِ بازار آزاد بر جهان حاکم شده که مبتنی بر ارضا جاه‌طلبی سرمایه‌پرستان است. با این حال، مگاسرمایه‌دارانی که قسمت اعظم جهان را مالک هستند سیر نمی‌شوند. از چند دهه پیش معلوم بود اسرائیل پاشنه آشیل بالقوه سرمایه‌داری جهانی‌ست. اسرائیل باعث شده چپ و راست جهانی بیش از پیش مقابل هم قرار گیرند. حمایت سرمایه‌داران و کشورهای راست‌افراطی از اسرائیل و اقداماتش بر کسی پوشیده نیست. بالعکس، چپ جهانی بخش عمده مخالفانِ اقدامات و جنایات اسرائیل را تشکیل می‌دهد.

🔸 نوشته زیر را کانون نویسندگان ایران منتشر کرده و بنظرم حاوی حقایقی مفید برای خوانندگان این کانال از جمله خود من است.

🟣 اودیسه در غروب غزه (منبع: کانون نویسندگان، ۲۸ شهریور ۱۴۰۴)

در ماه‌های اخیر شاهد موجی بلند از بیداری وجدان‌های آگاه بشری و خیزش مردمان سرتاسر دنیا در اعتراض به کشتار هرروزه‌ی مردمان بی‌دفاع و غیرنظامی غزه، تخریب تعمدی ساختمان‌های برپامانده در این باریکه با بمباران‌های هوایی و مسئله‌ی الحاق کرانه‌ی باختری به رژیم اسرائیل بوده‌ایم. به‌رغم تمام پرده‌پوشی‌ها و خاک‌پاشی‌های رسانه‌های سلطه‌گر جریان اصلی بر چشم و گوش حقیقت، اخبار هولناک و فاجعه‌بار نوار غزه و وضع اسف‌بار و جانگزای مردمان آن سامان، خیز بلندی از انزجار و نفور و نیز اعتراض جهانی را نسبت به این نسل‌کشی آشکار قرن بیست و یکمی برانگیخته است که به‌طور هرروزه و مداوم در گوشه‌گوشه‌ی جهان و در سراسر پنج‌قاره‌ی گیتی شاهد آنیم.

طرفه اینکه بنا بر اعترافات علنی و وقیحانه‌ی چند روز پیش رئیس پیشین ستاد ارتش اسرائیل؛ هرتزی هالوی که در ۱۷ماه آغازین این کشتار، مسئولیت اداره و هدایت این جنایتِ برملا را عهده‌دار بود؛ تا‌کنون بیش از ۲۰۰هزار فلسطینی یعنی چیزی حدود یک‌دهم کل باشندگان در نوار غزه کشته شده‌اند و آمار‌ ۷۰هزارنفری سازمان‌های جهانی تنها ثلث حقیقت را پوشش می‌دهد چه تعداد مفقودین، ترورشده‌های هدفمند، کشته‌شدگان قهری و زیر آوارماندگان و زخمی‌های فزاینده عملاً از دایره‌ی شمول و آگاهیِ سازمان‌های دیدبان بین‌المللی خارج است. اکنون به اعتبار آمار می‌دانیم که حجم بمب‌ها و مهمات مورد استفاده‌ی ارتش اسرائیل در تهاجم به غزه از آنچه در جنگ جهانی دوم به‌کارگرفته شد، بسیار فراتر رفته‌است (حدود هفتادهزار تُن!)

همانگونه که نیک‌آگاهید پیشتر تنی‌چند از فعالان بین‌المللی حقوق بشر و عمدتاً چپ‌گرا و ضد سرمایه‌داری، سعی در شکستن محاصره نوار غزه و رساندن کمک‌های بشردوستانه از طریق عبور از دریای مدیترانه با کشتی داشتند که با موج تبلیغات مخربِ فاشیستیِ رسانه‌های دست‌راستی اسراییلی و نیز بازداشت خشونت‌بارایشان توسط مقامات ارتش رژیم مواجه و درنهایت پس از تحقیر و ایذاء به کشورهای خود بازگردانده شدند.

این‌بار اما این کوشش‌های منفرد و پراکنده، جای خود را به تشریک مساعی جمعی داده و ناوگانی با بیش از ۵۰کشتی را تحت نام "صمود" به راه انداخته و مقاومتی جهانی را در شکستن این محاصره‌ی غیرانسانی و همبستگی و هصدایی با مردمان تحت ستم غزه شکل داده‌است.

یک‌بار دیگر «گرتا تونبرگ» فعال محیط زیست سوئدی علیرغم تهدیدات عدیده‌ی مقامات اسرائیلی مبنی بر محاکمه و انتقال او به زندان، دل به دریای ابیض زده تا صدای مظلومان و محرومان غزه را بیش از پیش زمزمه‌گر و جهانگیر کند 👇
😢1
گفتنی‌ست در این سفر پرمخافت و اودیسه‌وار، ماندلا ماندلا «نوه‌ی نلسون ماندلای فقید»، انیسا امانی «کمدین ایرانی-آلمانی»، ملانی شوایتزر «وکیل و استاد علوم سیاسی»، تیاگو آویلا «فعال محیط زیست»، سیف ابوکشک «فعال سیاسی فلسطینی و سخنگوی ناوگان مقاومت»، کارن موینیهان «دانشمند علوم اجتماعی»، حیفا منصوری «پژوهشگر»، ماریا دلینا الیا «فیزیکدان» و.... بسیاری از چهره‌ها، کوشندگان حقوق بشر، کنشگران اجتماعی و فعالان سیاسی از ۴۴کشور دنیا، دل به دریای امواج و آماج گلوله‌ها و سیل دام‌ها و دسایس سپرده‌اند باشد که در این مرگامرگ آشکار، غزه وانهاده و تنها نماند.

این ناوگان که حرکت خود را از مالزی به اسپانیا آغاز کرده، با گذر از تونس و ایتالیا و پس از به‌هم پیوستن کشتی‌ها در طی مسیر، راهی ِ غزه شده‌است.
در همین رابطه سخنگوی ناوگانِ جهانیِ «صمود» اعلام کرد دومین کشتی بزرگ این ناوگان با نام «ألما» بامداد چهارشنبه‌ی گذشته هدف حمله‌ی پهپادی قرار گرفته و آتش‌سوزی در عرشه‌ی آن رخ داده است و اضافه کرد که این دومین حمله‌ی پهپادی به ناوگان مقاومت در روزهای اخیر است.

این درحالی‌ست که اتحادیه‌ی کارگران بندر جنوا با توجه به کارشکنی‌ها و حمله‌های مکرر سیاستمداران و فرماندهان ارتش اسرائیل، تهدید کرده‌اند که «اگر تنها ۲۰دقیقه ارتباطمان با رفقایمان در ناوگان مقاومت جهانی صمود قطع شود ، تمام بنادر اروپا را به تعطیلی خواهیم کشاند».

با التفات به این جَست عظیم بین‌المللی و خیزش‌های هرروزه‌ی خیابانی و مقاومت‌های فردی و جمعی جان‌آگاهان دنیا و نیز انزجار جهانی وجدان‌های بیدار نسبت به نسل‌کشی آشکار غزه، امید آن می‌رود که امواج بلند و توفنده‌ی دریای انسان، ساحلِ سستِ امن و امانِ این واپسگرایان سخت‌سر و دژخوی را در هم پیچد و همدلی‌ها و هم‌آوازی‌های جهانی در حمایت از مردم دردمند و رنجور غزه، سرانجام کارگر گردد و آرمان فلسطین، روزی نه چندان دور، بر سریر تحقق بنشیند.
❤2👏2👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌈 گوشه‌ای از وضعیت کسب‌‌وکار در ایران و عواقب اخلاقی و فرهنگی آن
🆔 @zaker_notes

🟣 اگر می‌خواهید پایان‌نامه کارشناسی، کارشناسی‌ارشد و یا دکتری بنویسید یا می‌خواهید مقاله‌ای به اسم‌تان در یک نشریه علمی داخلی یا خارجی منتشر شود، اصلاً نگران نباشید کافی است به یکی از فراوان موسساتی که این کارها را برایتان انجام می‌دهند مراجعه کنید البته با صرف مقداری پول. کلیپ فوق رضایت یکی از مشتریان موسسات خدمات پایان‌نامه را نشان می‌دهد. اطلاعیه‌های زیر در فضای مجازی، روبروی دانشگاه تهران و ... فراوان است:
🔸انجام پروپوزال، پایان‌نامه و رساله دکتری برای تمام رشته‌ها
🔸 انجام و پذیرش انواع مقاله داخلی و خارجی (علمی پژوهشی، ISI، کنفرانسی، وزارتین و ...)
🔸 انجام ترجمه، سمینار، تحقیق، پاورپوینت ارائه
🔸به وسیله اساتید و مدرسان دانشگاه‌های برتر
🔸پشتیبانی و انجام اصلاحات در تمامی مراحل حتی بعد از دفاع
✅ پرداخت به صورت نقدی و اقساطی

🟣 حدود دو سه سال پیش در کتابفروشی‌های خیابان انقلاب تهران پرسه می‌زدم. یکیشون اومد گفت نیاز به پایان‌نامه داری بیا دنبال من. گفتم اشتباه گرفتی تخصص من پایان‌نامه و مقاله‌ است
👇
گفت اتفاقاً موسسه ما دنبال افرادی مثل شماست بریم دفتر فرم همکاری پر کنید. دستمزد خوبی می‌دهیم تهران باشید آفیس هم می‌دهیم اگر نه دورادور کار را انجام داده بفرستید.

🟢 دولت از وظایف خود در تامین اشتغال به شدت عدول کرده که بنظرم دلیل اصلی تحریم‌های شدید اقتصادی و دوم چپاول بخش عمده‌ای از بودجه کشور بابت تبلیغات ایدئولوژیک و موارد مشابه است. این موضوع مورد توجه و مطالبه آقای پزشکیان، روزنامه جمهوری‌اسلامی و بسیاری دیگر قرار گرفته تا بودجه نهادها و دستگاه‌های بقول آنها آویزان قطع شود. یک نمونه عمده عبارت است از صداوسیما که باید تصفیه شده و در جهت اهداف عموم مردم، کاملاً بی‌طرف و واقع‌بینانه عمل کند. صداوسیما نباید با بودجه عموم مردم به نفع یک جریان سیاسی و یک دیدگاه ایدئولوژیک خاص کار کند. برنامه‌هایی که محتوای فکری منسوخ و ناکارآمد دارند باید جایشان را به آگاهی‌بخشی توسط افراد روشن‌اندیش دهند. دولت در واقع می‌گوید بودجه کافی نیست افرادِ جامعه خودشان ابتکار کرده و کسب‌وکار پیدا کنند. بفرمائید این هم ابتکار (معامله مقاله و پایان‌نامه)!!

🟣 کار برای فارغ‌التحصیلان دکتری و ارشد بسیار کم است. خودشان باید در این اقتصاد گلادیاتوری ابتکار عمل خرج کنند. برخی از آنها کسب‌کار تهیه پایان‌نامه و مقاله برای دیگران در قبال دستمزد، مبتکرانه به فکرشان خطور کرده و بساط بزرگی هم راه انداخته‌اند که نمونه آنرا در کلیپ و اطلاعیه ابتدای این یادداشت ملاحظه کردیم. این وضعیت نتیجه عدول کشور از تامین اشتغال و رصد کیفیت کسب‌کارها است. طرفداران اقتصاد آزاد و رقابتی نیز همین را می‌گویند. اشتغال نباید به دوش دولت بیافتد مبادا دولت حجیم شود. خود افراد باید شغل فراهم کنند. جدا از اینکه نئولیبرالیسم جامعه را به جنگل تبدیل می‌کند مرزهای اخلاقی در آن پاره شده و ارزش‌ها فرومی‌ریزد. کم‌کم قبح کارهای رذل از بین رفته و طبیعی می‌گردد. بیست سی سال پیش اگر پایان‌نامه را یکی دیگر می‌نوشت خلاف بزرگی بود، قباحت داشت. اکنون کم‌کم عادی شده و افراد با وجد و خوشحالی آنرا ابراز می‌کنند.

🟢 وضعیت در حوزه درمان هم اسف‌بار است. بعید است فرد بیمار و فقیری از طریق درمانگاه‌های عمومی که مملو از جمعیت هستند به سلامتی و رفع بیماری نایل شود. شخصاً رفتم و چند بار چک کردم. در بسیاری از مطب‌ها، تعداد ارجاع چنان فراوان است که پزشک حداکثر ۵ دقیقه فرصت ویزیت دارد. البته برخی پزشک‌ها و جراحان بدشان نمی‌آید در هر نوبت پنج نفر را یکجا ویزیت کنند. و این تبدیل به روال می‌شود.
این اوضاع، عدم رعایت قوانین اساسی در باب خدمات درمان عمومی و باکیفیت را فریاد می‌زند. از آن طرف یک روز در میان، مراسم و کنفرانس‌های داخلی و خارجی با محتوای تبلیغات ایدئولوژیک با صرف بودجه‌های هنگفت در جریان است. جامعه تا خرخره در بی‌عدالتی و جهل فرو رفته.

🟢 وقتی اقتصاد به ابتکارات فردی مانند پول از شما چاپ مقاله به اسمتان از ما و نیز به آمال و امیال سوداگر و سرمایه‌پرست سپرده می‌شود، اخلاق، فرهنگ و آگاهی شدیداً لطمه می‌خورند. اغوا مشتری به هر نحو ممکن، یکی از ابتکارات اقتصادی فعلاً در ایران و همواره در هر نظام اقتصادی بازار آزاد رقابتی است. جهت فروش محصول، در اعماق ذهنتان به شیوه تخصصی فرورفته و ذهنتان را ترغیب می‌کنند. بدون اغوا مشتری، توفیقِ ابتکارِ شغلی ناچیز است. قبلاً هم نوشتم یکی از دلایل اصلی تمایلات جوانان کف جامعه در حوزه لباس، پوشش، منش و آرایش ناشی از اقتضائات و سبک و سلوک این وضع اقتصادی هچل‌هفت حکم‌فرما در کشور است.

🔴 کسی پایان‌نامه، مقاله یا تهیه سخنرانی نمی‌خواد؟

@zaker_notes
👍3👏2
🌈 فراوانی دروغ، ریا، مغلطه؛
نفرت از دروغ و مغلطه یعنی چه؟

🆔 @zaker_notes

اصطلاحات کلیدی:
نفرت از دروغ
نفرت از مغالطه
Aversion to lying
Aversion to fallacy

🟢 در تاریخ آمده اوایل حکومت رضاشاه وقتی یکی از مقامات حکومتی از نویسندگان خواست تا «ایده‌‌آل خودشان را برای ایجاد یک حکومت مرکزی مقتدر بدست سردار سپه» در روزنامۀ شفق سرخ بیان کنند، پاسخ میرزاده عشقی انتشار «ایده‌‌‌‌آل پیرمرد دهقانی» با مضامین پایمال شدن زنان، ظهور افراد ابن‌‌الوقتِ سودجو و فرجام بدِ انقلاب مشروطه بود. میرزاده عشقی از وضعیت اخلاقی و فرهنگی جامعه عصر خود به ستوه آمده بود.

عجب مدار اگر شاعری جنون دارد // به دل همیشه تقاضای عید خون دارد // چگونه شرح دهم ایده‌‌آل خود به از این

🟣 انزجار شدید عشقی از استبداد و فساد اخلاقیِ جامعه علی‌‌الخصوص فریب و خیانت، وی را به دیدگاه افراطیِ «عید خون» سوق داد. عشقی در مقاله دوم از «ایده‌‌آل پیرمرد دهگانی» می‌‌نویسد: باید طوری عقیدۀ خونریزی را ترویج کرد که زنها اغلب به عوض مهریه از شوهرشان ریختن یک خون پلید و خائنی را بخواهند. در این نوشته به انزجار از دروغ که مفهومی در روانشناسی شناختی است می‌پردازیم. مطالبی که گفته می‌شود به فهم علت بُروز پدیده میرزاده عشقی و سایر پدیده‌های انزجار و نفرت از وضع اخلاقی جامعه کمک می‌کند.

🟢 افرادی که از دروغ و فریب بیزارند اگر در گذشته گاه و بی‌گاه به دلیل مشاهده و مواجهه با دروغ و مغلطه آزار می‌دیدند اکنون گاه و بی‌گاه آزار نمی‌بینند این یعنی ازدیاد روزافزون دروغ و مغلطه در کشور. دروغ در گفتار و رفتار عمومی ایرانی‌ها فراوان قابل مشاهده است. جوادی یگانه یکی از جامعه‌شناسانی است که در مورد دروغ‌گویی در ایران پژوهش کرده است. در مقاله‌ی آیا ایرانی‌ها دروغ می‌گویند؟ توضیح می‌دهد که در موج سوم پیمایش ارزش‌ها و نگرش‌های ایرانیان در سال ۱۳۹۵ از ۱۴ هزار نمونه در سطح شهر و روستاهای کل کشور پرسیده شده که به نظر آنها چقدر دروغ در جامعه رواج دارد. از نظر ۲۳.۴ درصد از مردم، دروغ در سطح خیلی زیاد، ۴۸.۴ درصد زیاد، ۱۹.۶ درصد متوسط، ۶.۴ درصد کم و ۲.۲ درصد خیلی کم رواج دارد. اگر این آمار را مبنا قرار دهیم ۷۰ درصد جامعه معتقد است دروغ در حد زیاد در ایران وجود دارد.

🟣 در مورد ریاکاری، هم مطالب فراوانی نوشته شده و هم تجربه افراد آنرا تایید می‌کند. در جوامع ایدئولوژیک که لباس ایدئوژیک به تمام ساحات جامعه پوشانده می‌شود. افراد هم تشویق و هم وادار به گفتار و کردار مورد سلیقه و دیکته شده نهاد ایدئولوژیک مسلط می‌گردند. برخی افراد که معمولاً اصول و ارزش‌های مشخصی در زندگی ندارند، فرصت‌جویی کرده و با تظاهر به پیروی از این فرهنگِ دیکته شده امتیازات فراوانی در حوزه‌های اداری، اقتصادی و سیاسیِ جامعه کسب می‌کنند و این عین ریاکاری‌ست. برخی دیگر بنابر ملاحظه و محافظه‌کاری مجبور به تظاهر هستندکه آن نیز ریاکاری اجباری است.

🟢 بحث در باب مغلطه پیچیده و سخت‌تر از دو مورد قبلی است. تعریف فوری مغلطه یعنی هر نوع استدلال، دلیل‌تراشی و حرف یا عمل خود را محق نشان دادن به صورت غیرموجه و نامعتبر. حساسیت به مغلطه عمدتاً ناظر بر افراد صاحب سخن و مسئولین سطوح پائین تا بالا در کشور است. زیرا از این دسته افراد انتظار پاسخ‌گویی، سخن مسئولانه و گفتار و کردار مستدل می‌رود. افراد عادی عموماً خود را مکلف به پاسخ‌گویی نمی‌دانند. همینه که هست جواب آنها هنگام سوال یا مواخذه است. پاسخ‌های موجه، مستدل و مسئولانه از جانب مسئولان کشور نشان از سلامت و شفافیت سیاسی و اداری کشور دارد. بالعکس، طفره‌روی از پاسخ‌گویی از طریق پاسخ ندادن و یا علی‌چپ جواب دادن و بکارگیری مغالطات در سخنرانی‌های سیاسی و تجویز سیاست‌های کلان نشان از ضعف گفتمان فکری و شیوه حکم‌رانی آن کشور است. سیاست مغلطه‌آمیز ممکن است برای اصرار در توجیه یک سخن یا سیاست نادرست، میلیاردها تومان خرج کند تا افراد بیشتری متقاعد شده و حرف و عمل آنها را تایید کنند. در همین راستا مقوله تمایز میان آنچه نهادهای قدرت از متن جامعه ارائه می‌دهند با واقعیت موجود در جامعه حائز اهمیت است. در حکم‌رانی دروغ این فاصله بسیار است و آنها جامعه و مردم را از لنز خود آنگونه که دوست دارند می‌بینند. زیستن در چنین جوامعی مخصوصاً برای افرادی که نسبت به دروغ و مغالطه حساسیت دارند آزاردهنده خواهد بود. مورد میرزاده عشقی نمونه‌ای خاص و حادِ این مقوله است یعنی انزجار از زیستن در کشوری که در فرهنگ و جامعه آن موارد غیراخلاقی استمرار دارد.

🟣 آیا زیستن در جامعه با میزان بالای دروغ، ریا و مغلطه عذاب‌آور است؟ بستگی به نوع افراد دارد. افراد دسته اول خود را با جریان دروغ وفق داده، همنوا شده و حتی جزو آن می‌شود. دسته دوم از حساسیت شناختی و تربیتی کمتری برخوردارند و با معضل دروغ‌گویی کنار می‌آیند. دسته سوم موضوع اصلی یادداشت است 👇
❤5
🟣 در مبحث دروغ‌گویی، دروغ‌های مصلحت‌آمیز که به دلایلی همچون جلوگیری از تنش و جنجال گفته می‌شوند با دروغ‌هایی که به هدف نفع و کسب هر نوع امتیاز ابراز می‌شوند تفاوت دارند. دروغ مصلحت‌آمیز را می‌توان دروغی به دلیل مصلحتی بالاتر تعریف کرد به شرطی که فردی یا جمعی از کتمان حقیقت متضرر یا ناخشنود نگردد. همچنین، وقتی فقط بخشی از حقیقت گفته می‌شود اگرچه محتوای دروغ در کار نیست ولی چون ممکن است اطلاعات ناقص باعث گمراهی مخاطب یا مطالبه‌گر شود سخنی دروغ به شمار می‌آید. در ادامه ابتدا ببینیم دروغ‌ گفتن چگونه و در چه سطوحی موجب بیزاری شناختی در ذهن گوینده می‌شود.

🟢 تحقیقات نشان می‌دهد که دروغ گفتن از نظر فعالیت شناختی مغز نیازمند تلاشی جداگانه است زیرا مستلزم سرکوب واکنش غریزی به راستگویی است. به عبارت دیگر، برای ذهن، کار راحت‌تر راست گفتنِ موضوع است و اگر بخواهد دروغ بگوید فعالیتی غیرمعمول در ذهن انجام می‌شود که از این طریق می‌توان سخن دروغ را از طریق دستگاه دروغ‌سنج شناسایی کرد. وقتی دروغ گفته می‌شود مغز پردازش راست‌گویی را سرکوب می‌کند. این سرکوب نوعی کنترل شناختی یا ممانعت است که بار ذهنی را بر فرد تحمیل می‌کند. سیگنال‌های مغز نشان می‌دهد قشر پیش‌پیشانی مغز (prefrontal cortex)، که مسئول تصمیم‌گیری و رفتار اجتماعی است، در هنگام دروغ گفتن فعال‌تر می‌شود. بار شناختی دروغ به این مورد خلاصه نمی‌شود. وقتی دروغی گفته می‌شود اضطرابِ برملا شدن موضوع و ترس از گرفتار شدن نیز پیش می‌آید. این امر باعث می‌شود بخش آمیگدال مغز که کنترل عواطف را برعهده دارد تحریک شده و به بار شناختیِ نفرت از دروغ‌گویی اضافه شود. بنابراین معلوم می‌شود چرا افراد به طور طبیعی نسبت به دروغ گفتن اجتناب و بیزاری نشان می‌دهند زیرا با راست‌گوییِ اتوماتیک و غریزی مغز در تضاد است و بار عاطفی سنگینی را به همراه دارد.

🟣 ملاحظه کردیم چگونه بعد از دروغ گفتن نوعی تضاد شناختی در ذهن بوجود می‌آید. این تضاد باعث ناسازگاری شناختی می‌شود. یادداشت
https://t.me/zaker_notes/102
به معرفی ناسازگاری شناختی اختصاص دارد. ناسازگاری شناختی ناشی از دروغ‌گویی فقط به دلیل ترس از گرفتار شدن نیست. معیارهای اخلاقی مانند صداقت، اعتماد و غیره که دروغ را نفی می‌کند نیز باعث افزایش تضاد در ذهن می‌گردد. علاوه بر تربیت اخلاقی ذهن، برخی اذهان، آموزش‌های منطقی مانند سازگاری و صدق در گفتار و کردار دریافت می‌کنند که با دروغ گفتن و شنیدن در تضاد هستند. به عبارت دیگر تربیت اخلاقی و منطقی ذهن نیز باعث ناسازگاری مغز با دروغ و در نتیجه بیزاری از آن می‌شوند. از مبحث ناسازگاری شناختی می‌دانیم ذهن قطعاً با استفاده از یک یا چند محتوای شناختی دیگر، سعی می‌کند هرگونه ناسازگاری از جمله ناسازگاریِ ناشی از دروغ را رفع یا منحل کند. مثلاً تلاش خواهد کرد خود را قانع کند دروغ گفته شده عواقب زیادی ندارد یا با احتمال زیاد موضوع پوشیده خواهد ماند یا فقط همین یک دروغ بود و بس. ولی اگر ترسِ برملا شدن حقیقت شدید باشد و یا دستورات اخلاقی و تربیت منطقی ذهن تاثیر زیادی داشته باشد ناسازگاری قابل حل نیست. بنابراین ذهن از دروغ خودداری خواهد کرد.

🟢 تربیت اخلاقی ذهن علاوه بر بیزاری نسبت به دروغ گفتن، در قبال دروغ شنیدن نیز باعث بیزاری و نفرت می‌شود. واقعیت اینست که وابسته به نسبت فرد با محتوای دروغ (چه بگوید و چه بشنود) نفرت فرد از دروغ شنیدن ممکن است بیشتر یا کمتر از دروغ گفتن باشد. یعنی چنین نیست که افراد عمدتاً فقط نسبت به دروغ گفتن بیزار باشند و با دروغ شنیدن راحت‌تر کنار بیایند. دلایل دیگری نیز باعث می‌شود مواجهه با گفتار دروغ در ذهن شنونده واکنش منفی ایجاد کند.

🟣 زمانی‌که در جستجوی حقیقت موضوعی هستیم ولی دروغ باعث کتمان و گمراهی شود حالت بیزاری از آن دروغ بوجود می‌آید. فرق دروغ و مغلطه در اینجا دو چندان نمایان است زیرا مغلطه خود را بعنوان حقیقت جا می‌زند و برای آن استدلال نیز ارائه می‌دهد. می‌توان تبادل نظرات در افکار عمومی را مثال زد که پیگیری حقایق امور اعم از اخبار، وقایع، قضاوت‌های تاریخی، اخلاقی و یا ارزیابی دانش‌ها از جمله اهداف آنها هستند. مشابهاً وقتی خواسته یا حقی را مطالبه می‌کنیم هر دروغ و مغلطه‌ای که مانع استحقاق شود باعث نفرت می‌شود. یک مورد مهم دیگر را هم می‌توان افزود که موجب بیزاری از دروغ می‌شود که عبارتست از سمپاتی، هم‌دردی و یا احساسی از دادخواهی نسبت به فرد یا بخشی از جامعه که مورد هجوم دروغ و مغالطه قرار می‌گیرند و مانع دسترسی آنان به حقیقت امور و یا مطالبات مدنی خود می‌شوند. افرادی که به هر نحوی خود را در قبال حقایق جامعه، سطح فرهنگ و آگاهی مردم و نیز مطالبات جامعه مسئولیت حس می‌کنند، قطعاً نسبت به اشاعه دروغ و مغلطه خصوصاً از جانب مسئولین و تصمیم‌گیران کشور نفرت و انزجار خواهند داشت
@zaker_notes
ادامه ...
❤1
🌈 تغییر ماهیت بشر از انسان به انسان اقتصادی در نظریه‌‌ها و نظام‌های اقتصاد بازار و سرمایه‌محور

🆔 @zaker_notes

🟢 مفهوم "هومو اکونومیکوس" (homo economicus) یا "انسان اقتصادی" یک ساختار نظری است که در اقتصاد برای توصیف فردی منطقی و خودمحور استفاده می‌شود که تصمیمات خود را برای حداکثر کردن سود و منفعت و حداقل کردن ضرر و زیان اتخاذ می‌کند. مشخصه‌های اصلی انسان اقتصادی به شرح زیر است:

🔸 ۱. عقلانیت اقتصادی: فرض بر این است که هومو اکونومیکوس تصمیمات خود را بر اساس محاسبات منطقی اتخاذ می‌کند. این به این معناست که افراد هزینه‌ها و منافع اقدامات خود را وزن می‌کنند و گزینه‌ای را انتخاب می‌کنند که بیشترین سود و کمترین زیان را برایشان به همراه داشته باشد.

🔸 ۲. خودمحوری: انگیزه اصلی هومو اکونومیکوس خودمحوری است. فرض بر این است که افراد به گونه‌ای عمل می‌کنند که به نفع خودشان باشد و در پی حداکثر کردن رضایت یا سود مالی خود هستند.

🔸 ۳. حداکثر کردن سود و رضایت: هومو اکونومیکوس به دنبال حداکثر کردن منفعت و شادمانی از انتخاب‌های مصرفی است. این شامل اتخاذ انتخاب‌هایی است که بالاترین سطح سودمندی را بر اساس ترجیحات و منابع موجود فراهم می‌کند.

🔸 ۴. حداکثرسازی سود مورد انتظار: نظریه انتظاری سود (Expected Utility Theory) بیان می‌کند در شرایطی که اتفاقات غیرقطعی و احتمالاتی است افراد باید گزینه‌ای را انتخاب کنند که سود مورد انتظار آن را حداکثر کند، که به عنوان مجموع سودهای همه نتایج ممکن محاسبه می‌شود و هر کدام با احتمال‌های مربوطه وزن‌دهی می‌شوند. این بدان معناست که افراد نتایج بالقوه انتخاب‌های خود را ارزیابی کرده و گزینه‌ای را انتخاب می‌کنند که بالاترین سود مورد انتظار را دارد.

🔸 ۵. اطلاعات کامل: فرض بر این است که هومو اکونومیکوس به تمام اطلاعات مرتبط لازم برای اتخاذ تصمیمات آگاهانه دسترسی دارد. این شامل دانش از قیمت‌ها، گزینه‌های موجود و عواقب انتخاب‌های مختلف است.

🔸 ۶. ترجیحات پایدار: ترجیحات هومو اکونومیکوس در طول زمان پایدار و ثابت هستند. این به این معناست که اگر فردی امروز گزینه A را به گزینه B ترجیح دهد، در آینده نیز تحت شرایط مشابه همین کار را خواهد کرد.

🔸 ۷. استقلال از گزینه‌های نامرتبط: ترجیحات هومو اکونومیکوس تحت تأثیر وجود یا عدم وجود گزینه‌های نامرتبط قرار نمی‌گیرد. انتخاب بین دو گزینه باید مستقل از سایر گزینه‌های موجود باقی بماند.

🔸 ۸. رفتار هدف‌مند: رفتار انسان اقتصادی به سمت دستیابی به اهداف خاص هدایت می‌شود، چه این اهداف مرتبط با مصرف، سرمایه‌گذاری یا سایر فعالیت‌های اقتصادی باشند.

🟣 انسانی که به شیوه هومو اکونومیکوس عمل کند مورد نیاز و توصیه نظریات و مدل‌های اقتصاد بازار و سرمایه‌داری هستند. حداقل دو نوع نقد و مخالفت ریشه‌ای و رادیکال با مفهوم انسان اقتصادی وجود دارد. نقد اول قائل بر اینست که ویژگی‌های فکری و رفتاری انسان اقتصادی بسیار ساده‌انگارانه، کاهش‌گرایانه بوده و مغایر با پردازش‌های فکری و مکاشفه‌ای (heuristics) نوع بشر هستند. در واقع طی پژوهش‌هایی که از دهه هفتاد میلادی در حوزه‌های روانشناسی قضاوت و انتخاب، به عمل آمدند ثابت شد رفتار شهودی و اولیه بشر مغایر با پیش‌فرض‌های اقتصاد بازار و نافی معیارهای هومو اکونومیکوس هستند. این افکار اولیه هیوریستیک نامیده می‌شوند که در همین کانال چند یادداشت به شرح آن اختصاص داده شده. علاوه بر هیوریستیک‌ها، انسان‌ها رفتارهایی همچون نوع‌دوستی، بیزاری از نابرابری و بی‌عدالتی و برخی رفتار اخلاقی پایه نشان می‌دهند که با معیارهای رفتاری انسان اقتصادی کاملاً متضاد هستند. این موارد موضوع و اهداف پژوهش‌های داغ در حال حاضر هستند. بعنوان نمونه نتایج حاصله از بازی فکری-اقتصادی اولتیماتوم (Ultimatum game) و بازی دیگری موسوم به پارادوکس Ellsberg مغایر با مفروضات مبانی نظری اقتصاد رقابتی و در نتیجه مغایر با رفتار هومو اکونومیکوس هستند. پژوهش اخیر از طریق بازی‌های چانه‌زنی نشان می‌دهد بازی‌گران تقسیم منابع بصورت برابرانه را به تقسیم‌های صرفاً عاری‌ازحسادت ترجیح می‌دهند. به احتمال زیاد در مطالب بعدی این آزمایش‌های فکری را شرح خواهم داد 👇
❤2
🟢 نقد دوم، نقدی اخلاقی است که بخشی از آن در سطور فوق ذکر شدند ولی تضاد انسان اقتصادی با معیارهای اخلاقی به شرح زیر بسیار عمیق‌تر است. نظریه‌پردازان و مجریان اقتصاد بازار رقابتی و سرمایه‌محور نیز با رفتارهای طبیعی بشر متکی بر هیوریستیک‌ها و تضاد آنها با معیارهای هومو اکونومیکوس آشنا هستند. تنها راه نجات برای آنها دخالت در اعماق روان و افکار انسان‌ها از طریق اخلاق و فرهنگی است که آنها را به سمت انسان مطلوب‌شان هدایت کرده و فرمان دهد. موفقیت اقتصاد بازار در گرو تبدیل بشر به هومو اکونومیکوس است. آنها در واقع برای اجرای اقتصاد بازار باید فرهنگ و اخلاق را مصادره کنند. دقیقاً به همین دلیل است که منتقدین نظام اقتصادی-سیاسی بازار آزادِ رقابتی موسوم به نئولیبرالیسم هشدار می‌دهند اقتصاد بازار فقط یک مدل اقتصادی نیست بلکه فرهنگ، اخلاق، روان و زندگی مدنی انسان‌ها را برای نیل به اهدافش تصرف و کنترل می‌کند. مطلب در این زمینه فراوان است. ذکر یک نمونه شاید جالب باشد. اقتصاددانانی که هومو اکونومیکوس را تبلیغ می‌کنند رفتار غریزی و شهودی انسان را بعنوان کج‌رفتاری تعبیر می‌کنند. برای مثال ریچارد تیلر یکی از آن آقایان، کتابی با عنوان کژرفتاری دارد و در مقابل آن رفتار درست اقتصادی را شرح می‌دهد.

🟣 نکته‌ای که آنها اشتباه می‌کنند اینست که اگرچه هیوریستیک شناختی در موارد بسیاری بعنوان سوگیری شناختی یعنی cognitive bias تعبیر می‌شود ولی سوگیری یا بایاس به معنای جانبداری است و نه کج‌رفتاری یا رفتار نادرست. بایاس لزوماً مساوی با خطا نیست. یک بایاس ممکن است به سمت صحیح تمایل و سوگیری داشته باشد. مثال دیگر نیز جالب است. آنها استدلال می‌کنند اگر ما بجای کادو و هدیه به هر کسی معادل پولی آنرا بدهیم کاری عقلانی و اقتصاد پسندانه انجام داده‌ایم زیرا فردِ محبوبی که پول بجای هدیه دریافت می‌کند می‌تواند با آن پول، چیزی بخرد که حداکثر منفعت یا لذت را برایش به ارمغان آورد.

در ادامه به برخی از ویژگی‌های انسان اخلاقی می‌پردازم که نکته مقابل انسان اقتصادی هستند 👇

@zaker_notes
❤1
نوشته‌های‌منوچهر ذاکر🌈 pinned «🌈 فراوانی دروغ، ریا، مغلطه؛ نفرت از دروغ و مغلطه یعنی چه؟ 🆔 @zaker_notes اصطلاحات کلیدی: نفرت از دروغ نفرت از مغالطه Aversion to lying Aversion to fallacy 🟢 در تاریخ آمده اوایل حکومت رضاشاه وقتی یکی از مقامات حکومتی از نویسندگان خواست تا «ایده‌‌آل خودشان…»
نوشته‌های‌منوچهر ذاکر🌈 pinned «🌈 تغییر ماهیت بشر از انسان به انسان اقتصادی در نظریه‌‌ها و نظام‌های اقتصاد بازار و سرمایه‌محور 🆔 @zaker_notes 🟢 مفهوم "هومو اکونومیکوس" (homo economicus) یا "انسان اقتصادی" یک ساختار نظری است که در اقتصاد برای توصیف فردی منطقی و خودمحور استفاده می‌شود که…»
نوشته‌های‌منوچهر ذاکر🌈
🟢 نقد دوم، نقدی اخلاقی است که بخشی از آن در سطور فوق ذکر شدند ولی تضاد انسان اقتصادی با معیارهای اخلاقی به شرح زیر بسیار عمیق‌تر است. نظریه‌پردازان و مجریان اقتصاد بازار رقابتی و سرمایه‌محور نیز با رفتارهای طبیعی بشر متکی بر هیوریستیک‌ها و تضاد آنها با معیارهای…
🟢 به باور نظریه‌پردازان اقتصاد بازار و رقابتی، زیست بشر در فعالیت و اهداف اقتصادی خلاصه می‌شود. روابط انسان‌ها صرفاً اقتصادی است و معیارهای اخلاقی را مکانیزم بازار تعیین می‌کند. برای مثال، نوع‌دوستی مذموم و اخلاق متکی بر منافع فردی مورد توصیه است. علاوه بر نگرانی‌های اخلاقی، مشخص است که اقتصاد بازار در تضاد با جامعه مدنی است که در آن نهادها و تشکلات خودانگیخته‌ی انسان‌ها در ایجاد آگاهانه اخلاقیات، آزادی‌های پایه و دموکراسی نقش عمده‌ای دارند. جامعه‌ای که مقهور نظام اقتصادی متکی بر اختیار تمام و کمال بازار رقابتی است رفتارها و خصوصیات اخلاقی انسان‌ها را که ریشه غریزی و تکاملی دارند را نادیده گرفته و اصولی را در تضاد با آنها تجویز می‌کند.

🟣 برخی از خصوصیات فردی و جمعی انسان‌ها که در تقابل با اصول رفتاری انسان اقتصادی (هومو اکونومیکوس) هستند به شرح زیر است. یادآوری شود که عقلانیت متکی بر محاسبه‌گری، خودخواهی و خودمحوری، حداکثرسازی سود و حداقل‌سازی ضرر و زیان شالوده افکار و کردار انسان‌های مورد نظر در اقتصاد بازار و سرمایه‌محور هستند. شاید بتوان نوع‌دوستی را اولین خصیصه عمده و در تقابل با اخلاق انسان اقتصادی مطرح کرد.

🔸 ۱- نوع‌دوستی (altruism): برخلاف رفتار خودخواهانه هومو اکونومیکوس، نوع‌دوستی شامل عمل کردن در راستای منافع دیگران است، گاهی اوقات به هزینه خود فرد. افراد ممکن است رفاه دیگران را بر منافع اقتصادی خود ترجیح دهند.

🔸 ۲- تصمیم‌گیری عاطفی: انسان‌ها اغلب بر اساس عواطف (مثبت یا منفی) تصمیم‌گیری می‌کنند نه صرفاً عقلانیت محض. احساساتی مانند همدلی، دلسوزی، عشق یا خشم می‌توانند به طور قابل توجهی بر انتخاب‌ها تأثیر بگذارند و منجر به نتایجی شوند که با محاسبات عقلانیِ هومو اکونومیکوس همخوانی ندارد.

🔸 ۳- مسئولیت اجتماعی: بسیاری از افراد احساس وظیفه یا مسئولیتی نسبت به جامعه یا اجتماع بزرگتر خود دارند. این می‌تواند در رفتارهایی مانند کمک‌های خیریه یا مشارکت داوطلبانه در فعالیت‌های اجتماعی تجلی یابد که ممکن است منفعت شخصی مستقیمی هم نداشته باشند.

🔸 ۴- ارزش‌های فرهنگی و اخلاقی: هنجارهای فرهنگی و ملاحظات اخلاقی می‌توانند رفتار را به گونه‌ای هدایت کنند که با فرضیات خودخواهانه هومو اکونومیکوس در تضاد باشد. به عنوان مثال، افراد ممکن است به اصول انصاف، عدالت و صداقت پایبند باشند حتی زمانی که این کار ممکن است سود شخصی آن‌ها را حداکثر نکند.

🔸 ۵- همکاری اجتماعی: انسان‌ها ذاتاً موجودات اجتماعی هستند که اغلب به دنبال همکاری و تعامل با دیگران هستند. این می‌تواند منجر به اقدام جمعی برای منافع متقابل شود که با ماهیت رقابتی هومو اکونومیکوس در تضاد است.

🔸 ۶- تفکر بلندمدت: در حالی که هومو اکونومیکوس معمولاً بر روی منافع فوری تمرکز دارد، بسیاری از افراد پیامدها و ارزش‌های بلندمدت مانند پایداری، میراث و نسل‌های آینده را هنگام تصمیم‌گیری مد نظر قرار می‌دهند.

🔸 ۷- انگیزه‌های پیچیده: رفتار انسانی تحت تأثیر تعامل پیچیده‌ای از انگیزه‌ها قرار دارد، از جمله ارزش‌های اخلاقی، تأثیرات فرهنگی، تجربیات شخصی و روابط اجتماعی. این انگیزه‌ها می‌توانند منجر به تصمیماتی شوند که با مدل ساده‌گرایانه خودخواهی عقلانی همخوانی ندارند.

🔸 ۸- تصمیمات متکی بر هیوریستیک‌های شناختی: اقتصاد رفتاری نشان داده است که انسان‌ها مستعد انواع سوگیری‌های شناختی (مانند اجتناب از ریسک و ضرر، جستجوی اطمینان، اعتماد به نفس بیش از حد) هستند که می‌تواند به تصمیم‌گیری‌هایی منجر شود که مغایر با عقلانیت ابزاری و محاسبه‌گر هستند.

🔸 ۹- تعلقیت: نیاز به ارتباط اجتماعی و متعلق بودن، می‌تواند افراد را به انتخاب‌هایی سوق دهد که منافع گروه را بر منافع شخصی ترجیح می‌دهد، که اغلب منجر به فداکاری برای خانواده، دوستان یا جامعه می‌شود.

🔸 ۱۰- موقعیت‌های دشوار اخلاقی: در موقعیت‌هایی که شامل معضلات اخلاقی است، افراد ممکن است اقداماتی را بر اساس ملاحظات اخلاقی انتخاب کنند نه محاسبات اقتصادی. این می‌تواند منجر به تصمیماتی شود که بیشتر با ارزش‌های اخلاقی همخوانی دارد تا با اصول هومو اکونومیکوس.

🔴 این ارزش‌ها و ویژگی‌های رفتاری، پیچیدگی رفتار انسانی را نشان می‌دهد و متضاد با انسان توصیه شده و تراز در اقتصاد بازار هستند. آنها نظام‌ اقتصادی-اجتماعیِ دقیق‌تر و انسانی‌تری را توصیه می‌کند که همه ابعاد احساسی، اجتماعی و اخلاقی را در کنار ملاحظات اقتصادی در نظر بگیرد.

پایان

@zaker_notes
🌈 گزارش مختصری از وضعیت حوزه باور و تفکر در ایران (با تمرکز بر باور به جهان عادل کلید فهم بسیاری از باورها)

🆔 @zaker_notes

🟣 در دومین پیام از گزارش‌های باور و تفکر در ایران، ابتدا به خطاهایی که در تبادل پیام میان کاربران شبکه‌های مجازی بسیار رایج است می‌پردازم.

🔸 ۱- تفکر قالبی و دسته‌بندی سریع طرف گفتگو یا مجادله: تفکر قالبی یعنی استفاده از قالب‌ها و کلیشه‌های فکری شامل دسته‌بندی‌ها و طبقه‌بندی‌ها و قضاوت در مورد طرف مقابل برحسب ویژگی‌های کلی دسته یا طبقه‌ای که به وی نسبت داده می‌شود. این خطا بسیار متداول است. با دسته‌بندی طرف مقابل در بحث در واقع از مواجهه با پیچیدگی‌های موضوع مورد بحث فرار کرده و با گفتن اینکه شما فلان دسته هستید سخنان و استدلال طرف را نادیده گرفته و او با خصوصیات کلی آن دسته قضاوت می‌شود. بعنوان مثال یکی از زمینه‌های تضاد رای و عقیده در ایران مناقشه چپ و راست است. حقیقت آنست که بیشتر افرادی که در مجادله چپ و راست شرکت دارند معانی دقیق چپ و راست را نمی‌دانند و فقط برحسب کلیشه‌هایی که خصوصاً در مورد چپ در فضای فکری ایرانی‌ها وجود دارد قضاوت کرده و به خیال خود بحث و استدلال می‌کنند. طبقه بندی سریع افراد و استفاده از قالب‌ها و استرئوتایپ‌ها در مجادلات افراد عمومی فراوان بکار برده می‌شود.

🔸 ۲- تعمیم ویژگی چند نفر یا مورد جزئی و محدود، به کل گروه یا مردم. این خطا نیز بسیار رایج است. فرض کنید تعدادی از افراد اهل فلان شهر یا کشور را می‌بینیم که فلان جور لباس، فرهنگ و باور را دارند. این خصوصیت را به همه افراد آن شهر یا کشور تعمیم می‌دهیم. مغالطه‌ی تعمیم ناروا در مقدمه‌چینی و استدلال بسیاری از افراد و حتی اهل فکر و قلم وجود دارد. برای اجتناب از این اشتباه راه‌هایی وجود دارد که باید ملکه ذهن گردد.

🔸 ۳- مغلطه تو هم چنینی که قبلاً در این کانال معرفی شده. مسئول کشور الف از مسئول کشور ب برای سیاست‌هایش انتقاد می‌کند. ب جواب می‌دهد شما هم در فلان زمان یا فلان مورد اینچنین بودید. خلاصه یعنی چون آنطور بودید موجه است که ما هم چنین باشیم. این به اون در ، تو هم چنینی مغلطه و استدلالی ناموجه است. افراد برای راحتی و طفره از پاسخ دادن چنین جواب می‌دهند و برخی گمان می‌کنند پاسخی مستدل و دندان‌شکنی داده‌اند.

🔸 ۴- یکی دیگر از خصوصیات فکری هنگام بحث و جدل، کمترین مدارا با عقاید مخالف و منافع دیگران است. این وضعیت از جزمی‌اندیشی و دگماتیسم ناشی می‌شود که باعث می‌شود شخص از حقانیت و کامل بودن باورهای خود اطمینان داشته و نسبت به عقاید مخالف و آلترناتیو و همچنین منافع دیگران بی‌اعتنا باشد.

🟢 موارد فوق خطاهای متداول اندیشیدن و قضاوت کردن هستند که در بحث‌ها نمایان می‌شوند اکنون به یکی از مهم‌ترین باورهایی می‌پردازم که کلید فهم انشعاب بسیاری از اندیشه‌ها و گرایش‌های سیاسی است و پاسخی به پرسش‌هایی مانند پذیرش نابرابری و بی‌عدالتی در جامعه، سرزنش قربانی و فرد تحت ستم بجای ستمکار و غیره ارائه می‌دهد.

🔸 ۵- باور به جهان عادل و نتایج مستقیم آن از جمله پذیرفتن نابرابری در جامعه و مقوله سرزنش قربانی

🟣 باور به جهان عادل (Just World Belief) هم یک نوع سوگیری شناختی و هم یک باور اجتماعی است که از طریق فرهنگ و رسانه‌ها، تبلیغ و ترویج می‌شود. فرضیه جهان عادل حکم می‌کند که سه خصیصه زیر در جهان حکم‌فرماست. اول اینکه در جهان عدالتی وجود دارد که هر شخص را در جایی قرار می‌دهد که شایستگی و استحقاقش را دارد و یا برایش مقرر و تقدیر شده است. دوم اینکه جهان ظالم نیست و مسئولیت وضعیت زندگی هر فرد، موفقیت یا محرومیتش با خودش است. سوم اینکه اعمال یک شخص به صورت مستقیم یا غیرمستقیم، از نظر اخلاقی، پیامدی عادلانه برای آن شخص در پی دارد. بنابراین دنیا دار مکافات است به این صورت که به تمام اعمال نیک سرانجام پاداش داده می‌شود و تمام اعمال پلید سرانجام مجازات خود را در پی خواهند داشت.

🟢 باور به جهان عادل به عنوان یک یافته علمی-تجربی کشف بسیار بزرگ و آگاهی‌بخش است که اولین بار توسط ملوین لِرنر (Melvin Lerner) فارغ‌التحصیل دانشگاه استنفورد، مورد پژوهش تجربی قرار گرفت و اکنون حوزه‌ای داغ در روانشناسی تجربی است. پژوهش‌های علوم انسانیِ تجربی در ایران به طرز عجیبی بیگانه و مطرود هستند زیرا ممکن است به نتایجی منجر شوند که خلاف باورهای ایدئولوژیک هستند.

🟣 باور به جهان عادل هم نسخه دینی و هم نسخه زمینی دارد. نسخه دینی جهان عادل بسیار مشابه مفهوم عدل الهی است. برخی مفسرین اسلامی بیان می‌کنند که عدل الهی آن است که هر چه خداوند به موجودات می‌دهد بر اساس استحقاق‌های ذاتی آن‌ها است. بنابر آموزه‌های دینی در این دنیا یا جهان آخرت به اعمال انسان پاداش یا مجازات داده می‌شود. آیه قرآن: ما ترازوهاى عدل را در روز قیامت برپا می‌‏كنیم پس به هیچ كس كمترین ستمى نمی‌شود.
ادامه👇
ادامه

نسخه زمینی جهان عادل باور دارد سیستم یا نظام اجتماعی عادل است. باور به جهان عادل معتقد است پیروزی افراد ناشی از تلاش و استعداد فرد و شکست یا محرومیت آنها به علت کم‌کاری و خطا فردی است.

🟣 باور به جهان عادل منجر به انواع مغلطه می‌شود. برای نمونه باعث منطقی‌سازی، توجیه و عادی‌سازیِ فلاکت و محرومیت افراد جامعه و نیز پذیرفتن ساختارهای اقتصادی و اجتماعی ناعادلانه در جامعه می‌شود. با این استدلال مغلطه‌آمیز که لابد عملی از آن‌ها سر زده که سزاوار این مصیبت شده‌اند و یا لابد به اندازه کافی شایستگی و استحقاق ندارند. ضرب‌المثل‌های بسیاری در زبان‌های فارسی، انگلیسی و سایر زبان‌ها باور به جهان عادل را رواج می‌دهند. از جمله: «این جهان کوه است و فعل ما ندا»، «تو نیکی کن و در دجله انداز که ایزد در بیابانت دهد باز»، «هرچه کنی به خود کنی گر همه نیک و بد کنی» و «هر عملی را عکس‌العملی است»

🟢 اکنون معلوم شده است علت پیدایش باور به جهان عادل ناشی از برخی هیوریستیک شناختی با هدف کاستن ناسازگاری شناختی در مغز با هدف کاستن یا حذف دشواری‌ها و پیچیدگی‌های ذهن انسان در مواجهه با اطلاعات و راه‌حل‌های پیچیده و مغلق است. پذیرش و اعتماد به وضع موجود و نظم جامعه باعث آرامش افکار و رفتار شده و شرایط محیطی پایدار، مطمئن و دور از نایقینی فراهم می‌کند. اعتماد به سیستم و نظام اجتماعی باعث انحلال دشواری‌های شناختی مغز می‌گردد. این موضوع از علل اصلی پذیرش و حفظ وضع موجود و نظم حاکمه است. این سوگیری شناختی باعث رفع ناسازگاری ذهنی شده ولی منجر به نادیده گرفتن حقایق جامعه می‌گردد. طرفداری یک فرد از این باور که نظام عادلانه است می‌تواند علت شناختی نداشته بلکه به دلیل تامین منافع آن فرد در جامعه ناشی شود. اکنون حداقل یک دلیل اساسی آشکار می‌شود که چرا اصطلاحاً راست‌گرایان مخالف اصلاح و تحول جامعه با هدف رفع بی‌عدالتی هستند. اصلاح جامعه منجر به دشواری‌ها و ناسازگاری ذهنی می‌گردد که با هیوریستیک غالب در ذهن آنان در تضاد است. بعداً معلوم می‌شود می‌توان چپ و راست را برحسب هیوریستیک جهان عادل بازتعریف کرد.

🟣 قضاوت موسوم به سرزنش قربانی (victim blaming) مکانیزمی مشابه باور به جهان عادل دارد. در سال ۱۹۹۹، روانشناسان تجربی مجموعه آزمایش‌هایی را شروع کردند که هدف آن‌ها پژوهش واکنش به قربانی‌سازی بود. در این آزمایش‌ها که در دانشگاه کانزاس انجام شدند ۷۲ زن شاهد دریافت شوک الکتریکی سایر شرکت‌کننده‌ها در شرایط مختلف بودند؛ در آغاز شرکت‌کنندگان از مشاهدهٔ رنج‌بردن آشکار دیگران ناراحت بودند اما با ادامه یافتن آزمایش مشاهده‌کنندگان که نمی‌توانستند هیچ مداخله‌ای داشته باشند، شروع به سرزنش قربانی کردند. با افزایش میزان رنج، سرزنش نسبت به قربانی نیز بیشتر می‌شد. مثالی دیگری مطرح می‌کنم که احتمالاً بسیاری از ما بارها خودمان تجربه کرده‌ایم. وقتی خبری در مورد فلاکت یا فقر و محرومیت بخشی از جامعه را می‌شنویم ناخودآگاه عصبانی شده و افراد تحت ستم را سرزنش می‌کنیم. علت اینست که جستجوی علت آن پدیده از توان مغز و ذهنمان در آن لحظه خارج است. خبری می‌شنویم مبنی بر اینکه فلان فرد تحت تجاوز قرار گرفته. بارها پیش می‌آید خود ستمدیده را سرزنش می‌کنیم. مثلاً می‌گوییم تقصیر خودش است. لابد کاری کرده که این بلا سرش آمده.

🟢 بنابر پژوهش‌های انجام شده باور به جهان عادل و یا سیستم اجتماعی عادل، نزد افراد با گرایش سیاسی- اقتصادی راست کاملاً برجسته و تاثیرگذار است. بالعکس، در اندیشه عدالت‌خواهی که درصدد ایجاد جامعه مدنی با معیار عدالت هستند که در آن مسئولیت فلاکت و محرومیت و عواقب جامعه به عهده سیستم یا نظام است باور به جهان عادل جایگاهی ندارد. این خط تمایز و شکاف فکری چنان است که می‌توان چپ و راست محافظه‌کار را از نو برحسب باور به فرضیه جهان یا نظم عادل تعریف کرد

🟣 بنابراین اختلاف چپ و راست مخصوصاً راست محافظه‌کار و اقتدارگرا ریشه در کمتر یا بیشتر باور کردن فرضیه جهان عادل دارد. گفتیم گرایش به باور جهان عادل هم در سطح شناختی در قالب هیوریستیک و سوگیری شناختی مطرح است و هم تحت تاثیر باورهایی است که فرضیه جهان عادل را تقویت می‌کنند. واقعیت اینست که باورها همدیگر را دفع یا جذب می‌کنند یعنی یک باور کلان و قوی مانند جهان عادل به شبکه‌ای از باورها در ذهن بشر منجر می‌شود که تاحد زیادی برایمان شناخته شده است. بالعکس عدم باور به جهان فراانسانی عادل به باورهای دیگری از جمله شک به ایدئولوژی‌های حافظ نظم موجود و گرایش به اصلاح، رفورم یا تغییر جامعه برای نیل به جامعه‌ای عادلانه‌تر منجر می‌شود. استدلال برای پدیده شبکه باورهای سازگار و تقویت‌کننده اینست که مغز دو باور ناهمخوان و ناسازگار را تحمل نمی‌کند. ذهن بشر جایگاه دو باور با وزن بالا ولی ناسازگار نیست.

(این مبحث بصورت دقیق‌تر تکمیل خواهد شد)

🆔 @zaker_notes
❤1
نوشته‌های‌منوچهر ذاکر🌈 pinned «🌈 گزارش مختصری از وضعیت حوزه باور و تفکر در ایران (با تمرکز بر باور به جهان عادل کلید فهم بسیاری از باورها) 🆔 @zaker_notes 🟣 در دومین پیام از گزارش‌های باور و تفکر در ایران، ابتدا به خطاهایی که در تبادل پیام میان کاربران شبکه‌های مجازی بسیار رایج است می‌پردازم.…»
🌈 خبری برای علاقمندان به ریاضیات، علوم‌شناختی و تاریخ اندیشه علمی

🟢 کتاب بررسی تفکر در ریاضیات با استفاده از مباحثی در علوم‌شناختی اوایل امسال به قلم اینجانب منتشر شده است. در آینده‌ای نزدیک فایل کتاب را برای مطالعه شخصی علاقمندان در این کانال قرار خواهم داد.
❤11👏4👍2
فایل کتاب بررسی تفکر در ریاضیات جهت مطالعه شخصی علاقمندان 👇