کانال یوردوم گرمی
150 subscribers
2.4K photos
141 videos
25 files
395 links
گروه و کانال #یوردوم_گرمی بدون وابستگی شخصی و یا جناحی صرفا جهت انعکاس مشکلات و درد دلهای مردم شهرستان گرمی ایجاد و آماده خدمت در این زمینه به همشهریان عزیز می باشد.

@mehdi_fallahi1985

یاشاسین گرمی💚
یاشاسین گرمیلی💚
Download Telegram
‍ در اين عصر زمستانی....
زیبـــــایی گل را
برای زندگیتان.....
ڪوتـــاهے عمـرش را
بـراے غـــم هــایتـان ..
آرزومندم...
@yurdumGermi👈
یکی از اداب وسنت دیرینه روستای آلیله

👇👇👇👇👇👇👇👇👇
Forwarded from عکس نگار
مراسم شکرگذاری آللاه‌لاما به مناسبت اتمام برداشت گندم در روستای آلیله بخش مرکزی شهرستان گرمی برگزار شد.
به گزارش به نقل از سیفار، مراسم سنتي شکرگذاري (آللاه‌لاما) به درگاه خدا بخاطر اتمام برداشت گندم در روستاي آليله با حضور فرماندار گرمي و مسئولان و اهالي روستا و مهمانان برگزار شد.
رسم دیرینه آللاه‌لاما دارای ویژگی و شیرینی خاص است و به‌عنوان پایان کار درو گندم، جو و عدس و سایرکارهایی که به‌نوعی برای کشاورز یک معامله باخدای خویش، محسوب می‌شود.
Forwarded from عکس نگار
‍ آللاه‌لاما از جمله جشن‌ها و مراسمات مهم روستاهای کوهستانی شهرستان گرمی است.
پس از اتمام برداشت گندم، بیچین‌چی، فردی که کار درو گندم را انجام می‌دهد در جلو و افراد دیگر از جمله فرزندان، همسایگان، صاحب زمین و سایر افرادی که در برداشت محصول بیچین‌چی را یاری می‌کنند پشت سر او می‌ایستند.
در رسم دیرینه بیچین‌چی با صدای بلند و با نام خدا، سلامتی صاحب زمین را از خداوند خواستار شده و به دشمنان حضرت علی(ع) لعنت می‌فرستد و بقیه افراد پشت سر او درحالی که این گروه هم داس‌های خود را به آسمان بلند می‌کنند؛ با گفتن «یاعلی» او را همراهی می‌کنند.
دعاها با صدای بلند و به صورت کشیده خوانده می‌شود و اهالی روستا می گویند فلانی"آللاه لادی"
Forwarded from عکس نگار
در ابتدای آلله‌لاما، بیچین‌چی می‌گوید: حاققین حاقلیقینه، ائل‌ین بیر لیگینه، اکین یسینین سالیغینه، «آللاه» «محمد»؛ افراد پشت سر بیچین‌چی یک‌ صدا می‌گویند: «یاعلی»، بیژین‌ژی با صدای بلند می‌گوید: «دوشمانوا لعنت» بقیه می‌گویند «یاعلی» و به این ترتیب کار برداشت گندم به اتمام می‌رسد؛ در همان روز غذایی برای ناهار یا شام بیچین‌چی‌ها و مهمانان احتمالی تدارک دیده می‌شود که به غذای آللاه‌لاما معروف است و اصطلاحاً می‌گویند «آللاه‌لامایئمه‌یی» و در گذشته این غذا شوربا یا همان آبگوشت با جوجه محلی بوده است.
Forwarded from عکس نگار
‍ دوستان
آرامش آسمان شب
سهم قلبتان
و خداوند
روشنى ِبى خاموش ِ
تمام لحظه هايتان باشد.
دراین ساعات پایانی شب
آرزو دارم...
غیر از خدا محتاج کسی نشوید.

كانال یوردوم گرمی
@yurdumGermi👈
Forwarded from عکس نگار
‍ امروزهم به پایان رسید
الــهی ...
اگربدبودیم یاریمان کن
تافردایےبهترداشته باشیم
خدایابه حق مهربانیت
نگذارکسی باناامیدی وناراحتی
شب خودرابه صبح برساند

امشب عاشق خداباش🌙

ڪانال یوردوم گرمی
@yurdumGermi
Forwarded from عکس نگار
‍ تنور دلت که گرم باشد
نان مهربانی اش را می خوری
هرچه دلت گرمتر
مهربانی ات بیشتر
و روزگارت آبادتر است

تنور دلتون گرم
سلام روزتون بخیر
@yurdumGermi👈
Forwarded from عکس نگار
آخر هفته تون شادشاد
یه سـلام گـرم
یه آرزوی زیبـا
یه دعـای قشنگ
بـرای
تک تک شمامهربانان
الهـی
شـادیاتون زیاد
غـم هاتـون کم

وزندگیـتون
پـراز❤️ عشـق❤️ باشـه

@yurdumGermi👈
💓پنج شنبه ست
🌿مسافران بهشتی آن سو
💓چشم به راه هدیه
🌿چیز زیادی نمیخواهند
💓فاتحـه و صلوات کافیست

🕯روحشان شادیادشان گرامی🕯

@yurdumGermi👈
‍ شهدا افتادند تا ما بلندتر بایستیم
پس بنگر
که کجا ایستاده ای😔

کوچـک بودوقتی که رفت

سنـش را می گویم

کوچـک تر شد وقتی که برگشت

#قامتـش را مـی گویم .. !😭

هر هفته میخوایم پنجشنبه ها بریم به مهمونی اونم چ مهمونی اخه شهدای شهرمون(گرمی) میزبانشن 🌹
@yurdumGermi
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹

نام: مرحمت
نام خانوادگی: بالازاده
تاریخ تولد: 17 /3/ 1349
تاریخ شهادت: 21 /12/ 1363
محل شهادت: جزیره مجنون از جزایر جنوب

زندگی نامه
در هفدهم خردادماه 1349 در یك كیلومتری تازه كند «انگوت» در روستای «چای گرمی»، خانواده ای صاحب فرزندان دوقلویی می شوند كه یكی از آنها نیامده به سوی پروردگار بر می گردد و آن یكی برای خانواده اش تحفه ای می ماند. خانواده نام "مرحمت" را برایش بر می گزینند.
پدرش "حضرتقلی" در روستاهای اطراف دستفروشی می كرد و مادرش هم به كارهای خانه مشغول بود. مرحمت از اوایل كودكی جسور بود به طوری كه مادرش به او می گوید: «می ترسم چشم بخوری و نظر شوی»
بالاخره تحصیلاتش را تا ابتدایی ادامه می دهد و همین مواقع مصادف می شود با پیروزی انقلاب اسلامی و بعد از آن شروع جنگ تحمیلی.
مرحمت دیگر نمی تواند تحمل كند و می خواهد در دوران ابتدایی به جبهه اعزام شود ولی هیچ كس تصورش را هم نمی كند كه او می خواهد به مناطق عملیاتی برود.
بالاخره مرحمت وارد بسیج می شود و توانایی های خود را نشان می دهد. در پایان دوره آموزشی در امتحان تیراندازی، مرحمت در كل گردان نفر پنجم شده و تعجب همگان را برانگیخته بود. ولی با تمام اینها به خاطر سن كمش با اعزام او مخالفت می كردند. چندین بار در مراحل اعزام در گرمی و اردبیل، و در خان آخر در تبریز اجازه اعزام به او داده نمی شود.
مرحمت سرش را پائین انداخته و با حسرت می گوید: "اینها به من می گویند سن تو كم است اما خیال كرده اند، هر طوری شده من باید خودم را به جبهه برسانم".
او به هر دری می زند تا اینكه فرجی پیدا شود. اما واقعاً هم سن و هم هیكل او در قد و قواره جنگ نبود.
مرحمت تكلیف خود را شناخته بود و بر اساس آن تكلیف باید به جبهه می رفت، لذا برای رسیدن به هدف، تصمیم بزرگی می گیرد و خود را به تنهایی و با مشقت هر چه تمام تر به پایتخت می رساند و به ملاقات رئیس جمهور می رود. با چه مشكلاتی وارد ساختمان ریاست جمهوری می شود، بماند.
رئیس جمهور وقت حضرت آیت الله خامنه ای مد ظله را ملاقات می كند. در آن ملاقات به حضور حضرت قاسم (ع) در واقعه عاشورا و 13 ساله بودن آن بزرگوار اشاره می كند و می گوید "اگر من 12 ساله اجازه حضور در جبهه ندارم، پس از شما خواهش می كنم كه دستور بدهید بعد از این روضه حضرت قاسم (ع) خوانده نشود."
حرف های مرحمت رئیس جمهور را تحت تأثیر قرار داد و ایشان دست خطی با این مضمون می نویسد كه «مرحمت عزیز می تواند بدون محدودیت به منطقه اعزام شود» یعنی مجوزی بسیار معتبر كه نوجوانی با این قد و قواره ولی شجاع و نترس از رئیس جمهور می گیرد، جای هیچ حرفی و حدیثی را باقی نمی گذارد.
توانایی های او در منطقه عملیاتی و در چندین عملیات، رابطه او با شهید باكری و اینكه شهید باكری به منظور تبلیغ و روحیه دادن به رزمندگان دیگر كه چنین فردی با سن كم، رو در روی دشمن می ایستد و جان فشانی می كند، مرحمت را برای دیگران الگویی می خواند.
مرحمت با آن جثه كوچك، قیافه معصومانه و دوست داشتنی، به فرمانده روحیه بچه ها تبدیل شده بود. نقل داستان و رشادت ها و شجاعت های او در میدان نبرد، موجب تقویت روحیه رزمندگان بود.
از جمله مسایل جالب درباره زندگی شهید بالازاده این است که هر زمانی این شهید بزرگوار برای مرخصی به پشت جبهه می آمده به درخواست امام جمعه شهر، قبل از خطبه های نماز جمعه برای مردم سخنرانی و آنها را برای رفتن به جبهه تشویق می كرد.
مرحمت در یكی از عملیات ها كه در حال برگشت به موقعیت خودشان بود، با نیروهای دشمن مواجه می شود و این در حالی بوده است كه آن شهید قهرمان اسلحه ای هم در اختیار نداشته است، ولی ناگهان متوجه شیئی می شود و آن را بر می دارد و به عربی می گوید: "قف" یعنی "ایست" آنها از ترس و وحشت تسلیم او می شوند و مرحمت در تاریكی شب آنها را به مقر می آورد.
افسر عراقی دستگیر شده به فرمانده ایرانی می گوید: "می خواهم از شما یك سوال بپرسم. من خودم در چند كشور دوره چریكی دیده ام ولی تابحال اسلحه ای كه سرباز شما بدست داشت را ندیده ام" نگو كه مرحمت كه به دستشویی رفته بود و اسلحه هم نبرده بود، متوجه اگزوز لودر می شود كه به زمین افتاده و آن را بر می دارد و عراقیها هم از خوفی كه خداوند بر دل آنها گذاشته بود، آن را اسلحه ای پیشرفته می بینند و مرحمت برای اینكه نیروهای دشمن را خوار و ذلیل نشان بدهد، به جای اینكه اگزوز را بیاورد آفتابه را می آورد و می گوید "من با این اسلحه شما را اسیر گرفته ام" این حرف باعث انفجار خنده در بین رزمندگان اسلام و باعث شرمساری نیروهای عراقی می شود.
مرحمت حدود سه سال در جبهه ها، جنگ كرده بود تا اینكه 21 اسفند 1363 در عملیات بدر در جزایر جنوب به درجه رفیع شهادت كه كمتر از آن حق او نبود نایل می آید.
برای شادی روح و علو درجاتش فاتحه ای نثار کنیم...
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
🌹
@yurdumGermi👈
وصیت نامه شهید بزرگوار
👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹

به نام خداوند بخشنده مهربان‌
از اینجا وصیت نامه ام رو شروع میکنم. با سلام بیکران به پیشگاه منجی عالم بشریت حضرت مهدی(عج) و با سلام بیکران به رهبر مستضعفان، ابراهیم زمان، خمینی بت شکن و با سلام بی کران به مردم ایثارگر و شهید پرور ایران، که همچون امام حسین(ع) و لیلا، پسرشان را به دین اسلام قربانی می‌دهند.
آری ای ملت غیور شهید پرور ایران! درود بر شما! درود برشما که همیشه در مقابل کفر ایستاده اید و می‌ایستید تا آخرین قطره خونتان.
درود برشما ای ملت ایران! ای مشعل داران امام حسین! تا آخرین قطره خونتان از این انقلاب و از رهبر این انقلاب خوب محافظت کنید تا که این انقلاب اسلامی را به نحو احسن به منجی عالم بشریت تحویل بدهید.
و ای پدر و مادر عزیزم ! اگر این پسرتان در راه اسلام به شهادت برسد، افتخار کنید که شما هم از خانواده شهدا برشمرده می‌شوید.
ای پدر و مادر عزیزم! از شما تقاضایی دارم . اگر من شهید بشوم گریه نکنید. اگر گریه بکنید به شهدای کربلا و شهدای کربلای ایران گریه بکنید تا چشم منافقان کور بشود و بفهمند که ما برای چه می‌جنگیم. حالا معلوم است که راه تنها یک راه است که آن راه هم راه اسلام و قرآن است. و آخر وصیت می‌کنم راه شهیدان را ادامه بدهید و اسلحه شان را نگذارید در زمین بماند.
و مادرم و پدرم چنانچه من می‌دانم لیاقت شهادت را ندارم ولی اگر خداوند بخواهد که شهید بشوم مرا حلال کنید و من هم شهادت را جز سعادت نمی دانم. یعنی هر کس که شهید می‌شود خوش به حالش که با شهدا همنشین می‌شود. و از تمام همسایه‌ها و از هم روستایی هایمان می‌خواهم که اگر از من سخن بدی شنیده اید و کارهای بدی دیده اید حلال بکنید. و برادرانم اسحله ام را نگذارند در جا بماند و خواهرانم با حجاب با دشمنان جنگ کنند. خدایا تو را قسم می‌دهم که اگر گناهانم را نبخشی از این دنیا به آن دنیا نبر.
خدایا خدایا تو را قسم می‌دهم به من توفیق سربازی امام زمان(عج) و نائب برحق او خمینی بت شکن را قرار دهی. تا در راه آنها اگر هزاران جان داشته باشم قربانی بدهم.
کربلا کربلا یا فتح یا شهادت
جنگ جنگ تا پیروزی

🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
@yurdumGermi👈
💞شادی ارواح طیبه ی شهدا،امام شهدا، شهدای دفاع مقدس،شهدای مدافع حرم💞
و علی الخصوص شهید


💠شهید مرحمت بالازاده💠


🌷 صلوات 🌷

التماس دعای فرج𓬨

یاعلی🖐

سوپر گروه یوردوم گرمی☑️
https://telegram.me/joinchat/B5QaiT-O-GZRzwUKmSOilA
بیزه قوشولون ↖️↖️↖️↖️↖️↖️

@yurdumGermi
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آنانکه شمع آرزو
در بزم عشق افروختند...

امشب ،شهدا و اموات رايادكنيد
لاقل بايك صلوات...

اللهم صل على محمد و آل محمد

كانال یوردوم‌ گرمی
@yurdumGermi
‍ ‍ بار الها
تنها کوچه‌ای
که بن بست نيست
کوچه ياد توست
ازتو خالصانه ميخواهم
که دوستان خوبم وهيچ انسانی
در کوچه پس کوچه‌های
زندگی اسير و گرفتار
هيچ بن بستی نگردد

🌸شبتون منور به نورالهى

👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇
@yurdumGermi