Me
در نمازم فکر میکردم چه کاری داشتم؟ یادم آمد با دل سنگت قراری داشتم بر همین سجاده در مستی دلم را باختم در همین میخانه با هستی قماری داشتم شیشهی مِی را اگر نشکسته بودم دستِکم با خود از لبهای سرخت یادگاری داشتم آنچه ما آموختیم از عمر، درسِ رنج بود ای فلک…
در دلت یادی هم از من نیست میدانم ولی
من زمانی در دلِ سنگت مزاری داشتم
من زمانی در دلِ سنگت مزاری داشتم
❤2
از تو دل کندم که تمرین شکیبایی کنم
تا خودم را تشنه روزی که میآیی کنم
آبرویی را که کمکم جمع کردم حاضرم
روز دیدار تو یکجا خرج رسوایی کنم
از کتاب گیسوانت صفحهای را باز کن
تا برایت مو به مو تفسیر زیبایی کنم
میپذیرم عشق هم تنها دروغی بیش نیست
گر در آغوش تو هم احساس تنهایی کنم
صبر کن تا مثل رودی بر فراز پرتگاه
مرگ را در دیده مردم تماشایی کنم
#فاضل_نظری
تا خودم را تشنه روزی که میآیی کنم
آبرویی را که کمکم جمع کردم حاضرم
روز دیدار تو یکجا خرج رسوایی کنم
از کتاب گیسوانت صفحهای را باز کن
تا برایت مو به مو تفسیر زیبایی کنم
میپذیرم عشق هم تنها دروغی بیش نیست
گر در آغوش تو هم احساس تنهایی کنم
صبر کن تا مثل رودی بر فراز پرتگاه
مرگ را در دیده مردم تماشایی کنم
#فاضل_نظری
❤2
Forwarded from مَن. (breath)
امشب مرا یاد كن...
در هر "الغوث" كه میگویی،
شاید به حق "یارب" گفتنت
"خلصنا"یت برای من هم مستجاب شود...
در هر "الغوث" كه میگویی،
شاید به حق "یارب" گفتنت
"خلصنا"یت برای من هم مستجاب شود...
❤2
ای شب قدر بیدلان طرهی دلربای تو
مطلع صبح صادقان طلعت دلگشای تو
جان من شکسته بین وین دل ریش آتشین
ساخته با جفای تو، سوخته در وفای تو
#خواجوی_کرمانی
مطلع صبح صادقان طلعت دلگشای تو
جان من شکسته بین وین دل ریش آتشین
ساخته با جفای تو، سوخته در وفای تو
#خواجوی_کرمانی
❤2
شبِ قدرِ بیقراران، سرِ زلفِ یار باشد...
❤2