+ چيقد خوشملى!
-تو خوشمل ترى :)
* رابطه ها وقتى پسره جذابتر از دخترس*
#IAmNotARobot
#fun 🏊🏻♂️
#Twittee 💬
@yooxyoo (╹◡╹)♡
-تو خوشمل ترى :)
* رابطه ها وقتى پسره جذابتر از دخترس*
#IAmNotARobot
#fun 🏊🏻♂️
#Twittee 💬
@yooxyoo (╹◡╹)♡
+تو از بين زنايى كه ميشناسم كيوت تر و زيباترينشونى!
-اما تو زناى زياديو نميشناسى :)
*وقتى ميخواد در كنار تعريفاش پزم بده اما بيشتر ضايع ميشه*
#IAmNotARobot
#fun 🏊🏻♂️
@yooxyoo (╹◡╹)♡
-اما تو زناى زياديو نميشناسى :)
*وقتى ميخواد در كنار تعريفاش پزم بده اما بيشتر ضايع ميشه*
#IAmNotARobot
#fun 🏊🏻♂️
@yooxyoo (╹◡╹)♡
من وقتى غذاى مورد علاقمو ميخورم
اين غذا نيست!
يه اثر هنريه... 🤤😋🍱
*فقط حالت لباش😂*
#IAmNotARobot
#fun 🏊🏻♂️
@yooxyoo (╹◡╹)♡
اين غذا نيست!
يه اثر هنريه... 🤤😋🍱
*فقط حالت لباش😂*
#IAmNotARobot
#fun 🏊🏻♂️
@yooxyoo (╹◡╹)♡
سناریو✨🌈
دو هفته س سئونگ هو بخاطر کارش خارج از کشوره و تو نتونستی باهاش حتی یه تماس پنج ثانیه ای داشته باشی
دوست داشتی وقتی روزای آخر بارداریت هست اون پیشت باشه اما انگار کارش قرار بود بیشتر از اینا طول بکشه
وقتی داشتی برای خواهرت که مهمونت بود غذا درست میکردی دردت شروع شد
خواهرت با موبایلت که داشت زنگ میخورد اومد تو آشپزخونه: سئونگ هو خودشو کشت اینقدر زنگ زد...
با دیدنت هول کرد: ا/ت
_
وقتی چشماتو باز کردی اولین چیزی که دیدی سئونگ هو بود که داشت موهاتو نوازش میکرد
_ سئونگ هو
سئونگ هو لبخندی زد:جانم
_کی اومدی؟
سئونگ هو :به محض اینکه خواهرت بهم خبر داد تو اولین هواپیما که پرواز داشت نشستم و خودمو رسوندم
_مزاحم کارت شدم
سئونگ هو خم شد و بوسه ای رو پیشونیت زد:هیچی مهم تر از تو برای من وجود نداره البته مهم تر از تو و دخترمون
لبخندی زدی
سئونگ هو :بذار فسقلو بیارم ببینش
سئونگ هو از تخت کنارت نوزادی رو آورد بیرون
باورت نمیشد
حاصل عشق تو و سئونگ هو
این دختر خوشگل
تو به دنیا آورده بودیش
بغض کردی:اگه به تو بره کشتمت
سئونگ هو با خنده دخترتون رو گذاشت کنارت:من که از خدامه خوشگلیش به مامانش بره...
با لبخند دستی رو موهای کمش کشیدی
سئونگ هو :ازت ممنونم ا/ت و عاشقتم❤️
ا/ت : منم همینطور
#senario
#geon
@yooxyoo
دو هفته س سئونگ هو بخاطر کارش خارج از کشوره و تو نتونستی باهاش حتی یه تماس پنج ثانیه ای داشته باشی
دوست داشتی وقتی روزای آخر بارداریت هست اون پیشت باشه اما انگار کارش قرار بود بیشتر از اینا طول بکشه
وقتی داشتی برای خواهرت که مهمونت بود غذا درست میکردی دردت شروع شد
خواهرت با موبایلت که داشت زنگ میخورد اومد تو آشپزخونه: سئونگ هو خودشو کشت اینقدر زنگ زد...
با دیدنت هول کرد: ا/ت
_
وقتی چشماتو باز کردی اولین چیزی که دیدی سئونگ هو بود که داشت موهاتو نوازش میکرد
_ سئونگ هو
سئونگ هو لبخندی زد:جانم
_کی اومدی؟
سئونگ هو :به محض اینکه خواهرت بهم خبر داد تو اولین هواپیما که پرواز داشت نشستم و خودمو رسوندم
_مزاحم کارت شدم
سئونگ هو خم شد و بوسه ای رو پیشونیت زد:هیچی مهم تر از تو برای من وجود نداره البته مهم تر از تو و دخترمون
لبخندی زدی
سئونگ هو :بذار فسقلو بیارم ببینش
سئونگ هو از تخت کنارت نوزادی رو آورد بیرون
باورت نمیشد
حاصل عشق تو و سئونگ هو
این دختر خوشگل
تو به دنیا آورده بودیش
بغض کردی:اگه به تو بره کشتمت
سئونگ هو با خنده دخترتون رو گذاشت کنارت:من که از خدامه خوشگلیش به مامانش بره...
با لبخند دستی رو موهای کمش کشیدی
سئونگ هو :ازت ممنونم ا/ت و عاشقتم❤️
ا/ت : منم همینطور
#senario
#geon
@yooxyoo
ایمجین✨💞
یواشکی از اتاق زدم بیرونو دِه برو که رفتیم...
پاورچین پاورچین از پله ها پایین رفتمو اطرافو پاییدم...
خوبه فک کنم تو اتاق مطالعشه!
تا خواستم پامو از در بذارم بیرون مثله جنه بو داده جلوم ظاهر شد...
_ جایی تشریف می بردین دوشیزه؟؟
+عام.... سئونگ هو...میخواستم... میخواستم...
_ میخواستی چی؟ هوم؟ بری بیرون؟؟ مگه برات قَده قَن نکرده بودم تا زمانی که کامل خوب نشدی نری بیرون؟؟ اونم تو این هوای سرد؟؟
+عه سئونگ هو... باور کن خوبم... چرا نمیخوای قبول کنی خوب شدم...؟
_من دکترم یا تو؟! معلومه من! پس وقتی میگم بخواب یعنی بخواب...
+ خب... آخه...
_آخه اوخه نداره! یالا برو تو اتاقت! زووود!!!
سر افکنده برگشتم تو خونه و محکم پامو کوبوندم رو زمین...
با حرص پوفی کشیدمو دستی تو موهام بردم...
_ا/ت وایسا ^^
به سئونگ هو توجهی نکردم که مچ دستم رو گرفت...
با حرص برگشتم سمتش
+چیه سئونگ هو؟ دیگه از جونم چی میخوای؟؟
لبخنده مرموزی زدو با یه حرکت دستشو انداخت زیره زانومو بلندم کرد
منم برای اینکه نیوفتم مجبور شدم دستمو دور گردنش حلقه کنم...
تو همون حالت بوسه ی شیرینی رو لبام زد
سئونگ هو : با اینکه سرما خوردی ولی بازم خوشمزس...💋
#senario ✨
#geon 💞
💫 @yooxyoo 💫
یواشکی از اتاق زدم بیرونو دِه برو که رفتیم...
پاورچین پاورچین از پله ها پایین رفتمو اطرافو پاییدم...
خوبه فک کنم تو اتاق مطالعشه!
تا خواستم پامو از در بذارم بیرون مثله جنه بو داده جلوم ظاهر شد...
_ جایی تشریف می بردین دوشیزه؟؟
+عام.... سئونگ هو...میخواستم... میخواستم...
_ میخواستی چی؟ هوم؟ بری بیرون؟؟ مگه برات قَده قَن نکرده بودم تا زمانی که کامل خوب نشدی نری بیرون؟؟ اونم تو این هوای سرد؟؟
+عه سئونگ هو... باور کن خوبم... چرا نمیخوای قبول کنی خوب شدم...؟
_من دکترم یا تو؟! معلومه من! پس وقتی میگم بخواب یعنی بخواب...
+ خب... آخه...
_آخه اوخه نداره! یالا برو تو اتاقت! زووود!!!
سر افکنده برگشتم تو خونه و محکم پامو کوبوندم رو زمین...
با حرص پوفی کشیدمو دستی تو موهام بردم...
_ا/ت وایسا ^^
به سئونگ هو توجهی نکردم که مچ دستم رو گرفت...
با حرص برگشتم سمتش
+چیه سئونگ هو؟ دیگه از جونم چی میخوای؟؟
لبخنده مرموزی زدو با یه حرکت دستشو انداخت زیره زانومو بلندم کرد
منم برای اینکه نیوفتم مجبور شدم دستمو دور گردنش حلقه کنم...
تو همون حالت بوسه ی شیرینی رو لبام زد
سئونگ هو : با اینکه سرما خوردی ولی بازم خوشمزس...💋
#senario ✨
#geon 💞
💫 @yooxyoo 💫
Yoo Seung Ho via @Liike_bot
ایمجین✨💞 یواشکی از اتاق زدم بیرونو دِه برو که رفتیم... پاورچین پاورچین از پله ها پایین رفتمو اطرافو پاییدم... خوبه فک کنم تو اتاق مطالعشه! تا خواستم پامو از در بذارم بیرون مثله جنه بو داده جلوم ظاهر شد... _ جایی تشریف می بردین دوشیزه؟؟ +عام.... سئونگ هو...میخواستم...…
اگه نظری چیزی دارین پیوی بگین
@geon_xiu
@geon_xiu
پنج عکس جدید از سئونگ هو برای مصاحبه ای که تو ژاپن داشته
http://ysh-club1.mihanblog.com/post/1297
🍓 @yooxyoo 🍓
http://ysh-club1.mihanblog.com/post/1297
🍓 @yooxyoo 🍓