کیم یو جونگ💚
۱۰ سال بود که از اون شب میگذشت. تو این ۱۰ سال عذاب وجدان بیچارم کرده بود اگه فقط چند دیقه زودتر میرسیدم و ماجرا رو براش تعریف میکردم اون اتفاق براش نمیوفتاد. لعنت به من 😞 آخرین باری که دیدمش همون شبی بود خودشو از پشت بوم پرت کرد بود پایین. باورم نمیشد همچین کاری با خودش کرده باشه وقتی رسیدم غرق خون داشتن با آمبولانس میبردنش. آخرین تصویری که ازش به خاطر دارم همونه. خیلی سعی کردم فراموشش کنم و به زندگی عادیم برگردم ولی نشد که نشد. هر وقت میخواستم به فراموشی بسپرمش یه اتفاقی میوفتاد که باعث میشد اون خاطرات توی ذهنم تداعی بشه. یکیش همین امروز صبح اتفاق افتاد. با دوست فرانسویم لارا رفته بودیم پاساژ خرید که سونگ کیونگ و با دخترش دیدم. پرستار دخترش همراهشون بود و یه بادیگارد داشت که خرید هاشو تا ماشین براش میبرد. بعد از خودکشی جونگ وو فکر میکردم خودشو مقصر بدونه و مسئولیتشو بپذیره ولی دیدم با کمال وقاحت با پسر عموی جونگ وو ازدواج کرد و حالا عضوی از اون خانوادس و زندگی خوبی داره. اینکه میدیدم بدون ذرع ای عذاب وجدان داره زندگی عادیش رو میگذرونه اذیتم میکرد. بعضی وقتا به اینکه آدم باشه هم شک میکردم. بگذریم تو این ده سال اتفاقات خیلی زیادی افتاده بود که باعث شده بود دختر سرسخت و محکمی بشم. پدرو مادرم توی تصادف فوت کردن و حالا هیچکس رو توی دنیا نداشتم، صاحبخونه از خونه پرتم کرد بیرون، یه ماه توی خیابون خوابیدم و بی خانمان زندگی کردم، کلی دنبال کار گشتم و تو کلی مغازه و فروشگاه کار نیمه وقت انجام دادم، چند سال کنکور دادم و بلاخره تونستم بعد از ۷ سال پرستاری قبول بشم، با پول کار های نیمه وقتی که انجام دادم تونستم یه خونه کوچیک برای خودم اجاره کنم و خلاصه اتفاقات این ده سال من و به یه دختر مستقل بدل کرد. ولی با همه اینا باز هم به جونگ وو فکر میکردم و دوستش داشتم حتی با وجود کار احمقانه ده سال پیشش بازم دوستش داشتم و جالب این بود که با اینکه آخرین بار ده سال پیش دیده بودمش ولی ذره ای از علاقم نسبت بهش کم نشده بود جونگ وو بهترین پسری بود که تو تمام عمرم دیده بودمو تنها اشتباهش همونی بود که ده سال پیش مرتکب شده بود.
#معجزه_یا_عشق
Part6
@yooxyoo
۱۰ سال بود که از اون شب میگذشت. تو این ۱۰ سال عذاب وجدان بیچارم کرده بود اگه فقط چند دیقه زودتر میرسیدم و ماجرا رو براش تعریف میکردم اون اتفاق براش نمیوفتاد. لعنت به من 😞 آخرین باری که دیدمش همون شبی بود خودشو از پشت بوم پرت کرد بود پایین. باورم نمیشد همچین کاری با خودش کرده باشه وقتی رسیدم غرق خون داشتن با آمبولانس میبردنش. آخرین تصویری که ازش به خاطر دارم همونه. خیلی سعی کردم فراموشش کنم و به زندگی عادیم برگردم ولی نشد که نشد. هر وقت میخواستم به فراموشی بسپرمش یه اتفاقی میوفتاد که باعث میشد اون خاطرات توی ذهنم تداعی بشه. یکیش همین امروز صبح اتفاق افتاد. با دوست فرانسویم لارا رفته بودیم پاساژ خرید که سونگ کیونگ و با دخترش دیدم. پرستار دخترش همراهشون بود و یه بادیگارد داشت که خرید هاشو تا ماشین براش میبرد. بعد از خودکشی جونگ وو فکر میکردم خودشو مقصر بدونه و مسئولیتشو بپذیره ولی دیدم با کمال وقاحت با پسر عموی جونگ وو ازدواج کرد و حالا عضوی از اون خانوادس و زندگی خوبی داره. اینکه میدیدم بدون ذرع ای عذاب وجدان داره زندگی عادیش رو میگذرونه اذیتم میکرد. بعضی وقتا به اینکه آدم باشه هم شک میکردم. بگذریم تو این ده سال اتفاقات خیلی زیادی افتاده بود که باعث شده بود دختر سرسخت و محکمی بشم. پدرو مادرم توی تصادف فوت کردن و حالا هیچکس رو توی دنیا نداشتم، صاحبخونه از خونه پرتم کرد بیرون، یه ماه توی خیابون خوابیدم و بی خانمان زندگی کردم، کلی دنبال کار گشتم و تو کلی مغازه و فروشگاه کار نیمه وقت انجام دادم، چند سال کنکور دادم و بلاخره تونستم بعد از ۷ سال پرستاری قبول بشم، با پول کار های نیمه وقتی که انجام دادم تونستم یه خونه کوچیک برای خودم اجاره کنم و خلاصه اتفاقات این ده سال من و به یه دختر مستقل بدل کرد. ولی با همه اینا باز هم به جونگ وو فکر میکردم و دوستش داشتم حتی با وجود کار احمقانه ده سال پیشش بازم دوستش داشتم و جالب این بود که با اینکه آخرین بار ده سال پیش دیده بودمش ولی ذره ای از علاقم نسبت بهش کم نشده بود جونگ وو بهترین پسری بود که تو تمام عمرم دیده بودمو تنها اشتباهش همونی بود که ده سال پیش مرتکب شده بود.
#معجزه_یا_عشق
Part6
@yooxyoo
🤣6❤1👍1
هیون بین💜
بعد از تماسی که از طرف بیمارستان دریافت کردم فورا خودم رو رسوندم اونجا اولش فکر کردم شاید اتفاق بدی افتاده باشه ولی وقتی رسیدم... باورم نمیشد که جونگ وو بهوش اومده و حالش خوبه. راستش رو بخواید ته دلم فکر میکردم دیگه هیچوقت قرار نیست بهوش بیاد و دور از جونش احتمال مرگش زیاده. 10 سال توی کما بود ،زمان کمی نبود. توی این ده سال مادرم به اندازه 100 سال پیر و شکسته شده بود. تو تموم این ده سال هممون به دلیل خودکشی کردنش فکر کردیم و احتمالات رو بررسی کردیم ولی به هیچ نتیجه ای نرسیدیم.
_جونگ وو
_هیونگ!!
_حالت خوبه؟
_آره فقط یکم سرم درد میکنه
_فقط همین؟؟!!
_آره
_خوشحالم که حالت خوبه بچه جوون
_ اوییییی من دیگه بچه نیستم الان ۲۸ سالمه
_حق با توئه منم الان ۳۸ سالمه
_ ولی اصلا تغییر نکردی. خوشتیپ تر شدی
_جونگ وو. واقعا ناراحت نیستی ۱۰ سال تو کما بودی؟؟؟!!! من همش نگران بودم چجور شرایط رو برات توضیح بدم.
_لازم نیست نگران باشی اتفاقا خیلی هم خوشحالم وقتی دکتر برام تعریف کرد میخواستم بال در بیارم چون همش نگران بودم اون پسری که تو آینه میبینم من نباشم و یکی دیگه باشم. از اونجایی که من خیلی عجیب خوشتیپ شدم یکم عجیب و باحاله😁
فکر کن بخوابی بعد بیدار بشی ببینی حسابی خوشتیپ شدی. عالیه
_ یعنی ناراحت نیستی ۱۰ سال از زندگیت رو از دست دادی؟؟!!
_ به هیچ وجه. اون موقع به خاطر چهره و هیکلم کلی مسخره و اذیت شدم ولی الان میخوام ببینم کسی میتونی چیزی به من بگه😎
_یعنی به خاطر همین خودکشی کردی؟؟
بعد از زدن ابن حرف و دیدن چهره جونگ وو وشکی که بهش وارد شد از زدن حرفم پشیمون شدم چند لحظه مات و مبهوت بهم نگاه کرد خبری از خنده های چند لحظه قبلش نبود بعد سرش و انداخت پایین و دیگه نگام نکرد.
#معجزه_یا_عشق
Part7
@yooxyoo
بعد از تماسی که از طرف بیمارستان دریافت کردم فورا خودم رو رسوندم اونجا اولش فکر کردم شاید اتفاق بدی افتاده باشه ولی وقتی رسیدم... باورم نمیشد که جونگ وو بهوش اومده و حالش خوبه. راستش رو بخواید ته دلم فکر میکردم دیگه هیچوقت قرار نیست بهوش بیاد و دور از جونش احتمال مرگش زیاده. 10 سال توی کما بود ،زمان کمی نبود. توی این ده سال مادرم به اندازه 100 سال پیر و شکسته شده بود. تو تموم این ده سال هممون به دلیل خودکشی کردنش فکر کردیم و احتمالات رو بررسی کردیم ولی به هیچ نتیجه ای نرسیدیم.
_جونگ وو
_هیونگ!!
_حالت خوبه؟
_آره فقط یکم سرم درد میکنه
_فقط همین؟؟!!
_آره
_خوشحالم که حالت خوبه بچه جوون
_ اوییییی من دیگه بچه نیستم الان ۲۸ سالمه
_حق با توئه منم الان ۳۸ سالمه
_ ولی اصلا تغییر نکردی. خوشتیپ تر شدی
_جونگ وو. واقعا ناراحت نیستی ۱۰ سال تو کما بودی؟؟؟!!! من همش نگران بودم چجور شرایط رو برات توضیح بدم.
_لازم نیست نگران باشی اتفاقا خیلی هم خوشحالم وقتی دکتر برام تعریف کرد میخواستم بال در بیارم چون همش نگران بودم اون پسری که تو آینه میبینم من نباشم و یکی دیگه باشم. از اونجایی که من خیلی عجیب خوشتیپ شدم یکم عجیب و باحاله😁
فکر کن بخوابی بعد بیدار بشی ببینی حسابی خوشتیپ شدی. عالیه
_ یعنی ناراحت نیستی ۱۰ سال از زندگیت رو از دست دادی؟؟!!
_ به هیچ وجه. اون موقع به خاطر چهره و هیکلم کلی مسخره و اذیت شدم ولی الان میخوام ببینم کسی میتونی چیزی به من بگه😎
_یعنی به خاطر همین خودکشی کردی؟؟
بعد از زدن ابن حرف و دیدن چهره جونگ وو وشکی که بهش وارد شد از زدن حرفم پشیمون شدم چند لحظه مات و مبهوت بهم نگاه کرد خبری از خنده های چند لحظه قبلش نبود بعد سرش و انداخت پایین و دیگه نگام نکرد.
#معجزه_یا_عشق
Part7
@yooxyoo
❤4🤣2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
دانلود برنامه Ksurvival🪇
✅*کیفیت720*
❗️زیرنویس انگلیسی تا چند روز نداره فارسی هم نداره❗️
#Video
#Ksurvival
💥@yooxyoo💥
✅*کیفیت720*
❗️زیرنویس انگلیسی تا چند روز نداره فارسی هم نداره❗️
#Video
#Ksurvival
💥@yooxyoo💥
❤17🔥4👍1🙏1
❤16🔥2👍1
نمایشنامه ی خیلی معروفیه که ژانرش درامه،دو قسمت داره و جایزه ی بهترین کارگردانی و بهترین بازیگر مرد و...گرفته و کلی غوغا کرده
داستان درمورد یه زوج همجنسگرای مَرده که یکیشون مبتلا یه ایدزه و شخصیتایی مثل فرشته و ارواح داره.
سونگ هو نقش (پریور والتر) بازی میکنه.
#AngelsInAmerica
💥@yooxyoo💥
داستان درمورد یه زوج همجنسگرای مَرده که یکیشون مبتلا یه ایدزه و شخصیتایی مثل فرشته و ارواح داره.
سونگ هو نقش (پریور والتر) بازی میکنه.
#AngelsInAmerica
💥@yooxyoo💥
🔥10❤1🙏1
🔥9