ادامه پارت ۵
لوستر کوچیکی بالای سرم بود ، داشت تکون میخورد، چرا نمیتونستم حرکت کنم ، شوکه شده بودم و فقط اشک میریختم ، نگاهم به لوستر افتاد داشت میوفتاد ، کارم تموم بود ، چشمامو بستم ، اما یکدفعه دوتا دست رو روی بدنم حس کردم ، منو کشید کنار ، چشمامو باز کردم اولش چشمام نمیدید، یه نفر بازوهاشو دور بدنم حلقه کرده بود و مستقیم به چشمام خیره شده بود ، ناخوداگاه دستمو روی شونه هاش گذاشتم ، ترسیده بودم ، اینقد نزدیکش بودم که راحت گرمی نفس هاشو حس میکردم ، از بدن ماهیچه ای که داشت میشد حدس زد که یه مرد بود ، تاری دیدم از بین رفت، بالاخره تونستم ناجیمو ببینم ، باورم نمیشد ،
اون سونگهو بود…❤️
#آخرین_حامی_من
#رمان
✨@yooxyoo✨
😍6
برای احترام به فندوم Day6 فعلا موزیک ویدیورو نمیذاریم برای بازدید یوتیوب
❗️شمام بازدید بزنین حتما
🔗Link YouTube
#Pic
💥@yooxyoo💥
❗️شمام بازدید بزنین حتما
🔗Link YouTube
#Pic
💥@yooxyoo💥
❤24🕊2🔥1🥰1😍1