Yoo Seung Ho
892 subscribers
12.1K photos
2.49K videos
363 files
1.54K links
♦️𝒯ℎℯ 𝒻𝒾𝓇𝓈𝓉 𝒸ℎ𝒶𝓃𝓃ℯℓ ℴ𝒻 𝓉ℎℯ 𝒶𝒸𝓉ℴ𝓇 𝒴ℴℴ 𝒮ℯ𝓊𝓃ℊ ℋℴ

•𝟹𝟷𝒟ℯ𝒸ℯ𝓂𝒷ℯ𝓇𝟸𝟶𝟷𝟼•

♦️𝒜𝒹𝓂𝒾𝓃: 𝒩𝒾ℓ 𝒮ℴℴ


💬 @YooxYooBot
Download Telegram
Time Spent
Deaf Center
Gn🌃
music_time
🍃 @yooxyoo 🍃
+سونگ هو تصميم گرفت به عنوان يك سرباز معمولى به ارتش بره كه براى افراد عاديه
و نه به عنوان "سرباز هنرمند"
برای همین برای اژانس رسانه ای وزارت دفاع درخواستی نفرستاده بود

#Fact
#Photo

🐣 @yooxyoo 🐣
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آپدیت استوری جی با این ویدیو از سونگ هو با عنوان Yoo-List 😍 احتمالا چیزی تو روز تولدش در انتظارمونه😭🤔
#Update
#Video

💚 @yooxyoo 💚
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
صحنه اکشن فقط این🤩
#FanMv
#video

💥 @yooxyoo 💥
🔥1
عکس نوشته🌀
^•این منم که زندگی میکنم چون این زندگیه منه من خیلی بدم، ترجیح میدم خودخواه باشم صد برابر بهتر از اینه که صدمه ببینم و وانمود کنم خوبم.😏•^
_
#photo_text
#edit
_
💥 @YooxYoo 💥
눈누난나 (NUNU NANA)
제시 (Jessi)
Gn🌃
music_time
🍃 @yooxyoo 🍃
عکس ببینیم
#Pic

💥 @yooxyoo 💥
فن ادیت😊
#Remember
#fanedit
#Pic

💥 @yooxyoo 💥
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فنمید اونم از نوع کاپل ووک هو👬
#FanMv
#video

💥 @yooxyoo 💥
+وقتی فقط سه چهار سالش بوده :)

#Fact
#Photo

🐣 @yooxyoo 🐣
💙سئونگ هو💙
اون فیلمنامه نظرم رو بدجور جلب کرده بود با اینکه کاستی داشت اما بازم آدم رو به خودش جذاب میکرد اولین بار بود یه شخصیت انقدر برام جذاب بود اگه فیلمنامه ای که جینگو بهم داده بود رو قبول میکردم نقش شخصی رو بازی میکردم که با اینکه نقش منفی و آدم بد داستان رو داره اما چهره آروم و سردی داره و آرامشش رو به دیگران منتقل می‌کنه خیلی کم پیش میاد که نقش اصلی داستان شخصیت منفی اون داستان باشه.وقتی فیلمبرداریم تموم شد به سمت دفتر جین گو رفتم واقعا دلم می خواست اون نقش رو بازی کنم وارد دفتر که شدم منشی با تعجب زل زد بهم البته حق داشت یادم رفته بود قبلش زنگ بزنم خبر بدم میام
من:کسی داخله؟
منشی:میدونن شما میاین؟
من:نه
منشی:پس صبر کنین بهشون بگم
جلوی در وایساده بودم و مشغول تفکر به مشکلات روزانه زندگی بودم که یه نفر از دفتر خارج شد سرم و بلند کردم راستش مغزم ارور داده بود.باورم نمیشد کسی که جلوم وایساده سو هیون،اما اون خیلی ریلکس بهم نگاه میکرد انگار نه انگار که ما همدیگرو میشناسیم. خودم رو جمع و جور کردمو بهش سلام دادم
سو هیون:خیلی وقته میگذره
من:درسته چهرت تغییر نکرده
سوهیون:ولی تو یکمی عوض شدی
من:سو هیون..
سو هیون:جینگو داخل منتظره بهتره بری تو
و ازم دور شد.دلم می خواست نگهش دارم و ازش بپرسم چرا اون کارو باهام کرد اما خب توی شرایطی نبودم که بتونم این کارو بکنم.رفتم داخل دفتر جین گو....
♥️⁩سو هیون⁦♥️
رفته بودم پیش جین گو که درباره بازیگری که انتخاب کرده باهاش حرف بزنم وقتی اسم سئونگ هو اومد یخ کردم سعی کردم خیلی خودم رو شکه جلوه ندم اما واقعا دلیل این کار جین گو رو نمی‌دونستم برای همینم ازش پرسیدم
من:چرا سئونگ هو؟؟
جین گو:باهاش مشکلی داری!
من:معلومه که دارم مثل اینکه تو از رابطه ای که ما داشتیم بی خبری؟؟
جین گو:خودت داری میگی داشتیم چرا چیزی که مال چند سال پیش بوده رو وسط می‌کشی
من:اگه اون باشه من نیستم
جین گو:تو با من قرارداد داری بهتره خودت رو باهاش وفق بدی
کیفم رو برداشتم و از در رفتم بیرون که سئونگ هو رو جلوی در دیدم لحظه ای که من رو دید مبهوت شده بود. با اینکه چند سال گذشته بود اما دیدنش بازم از درون خوشحالم میکرد و حس خاصی بهم میداد. بعد از مکالمه ی کوتاهی که با هم داشتیم به سمت در خروجی حرکت کردم خیلی دلم می خواست بمونم و ازش بپرسم که چرا باهام این کارو کرد اما دلم نمی‌خواست فکر کنه که هنوزم بهش حس دارم برای همینم ترجیح دادم فقط ازش دور شم.کاش چهار سال پیش اون اتفاقی نیفتاد اون وقت زندگی ما دو نفر الان خیلی فرق میکرد

Part12

🖤#رمان_آوارگی⁦⁦♥️

🎆#ادمین_هانیه🎇

🌒@yooxyoo🌙
💙سئونگ هو💙
امروز روز اول فیلمبرداریمون بود و مثل همیشه شخصی که مقابل من قرار گرفته بود مین سو بود. بقیه ی عوامل پشت صحنه طوری با ما برخورد میکردن انگار واقعا چیزی بینمونه و این مسئله واقعا عذابم میداد مخصوصا اینکه سو هیون هم اونجا بود و شاهد تمام این جریانات بود بعد فیلمبرداری چند تا سکانس اکشن وقت ناهار شد، پدر مین سو براش کامیون غذا فرستاده بود همیشه همین کارو میکرد تا جایی که من در جریان بودم اسپانسر مین سو پدرش بود که البته اونم یه غول تجاری تو کره بود برای همینم تو این حرفه هیچکس نمیتونست با مین سو در بیوفته چون جاپاش خیلی محکم بود و دست بر قضا اسپانسر منم آقای پارک همین پدر مین سو بود🤦🏻‍♂ به همین دلیل هم نمی‌تونستم اعلام کنم که چیزی بین ما دو تا نیست یا من اصلا علاقه ای به این خانوم ندارم یا از بودنش در مقابلم شکایت کنم😔نه کمپانیم اجازه میداد نه اسپانسرم چون خیلی این حرفه رو دوست داشتم و قادر به ترکش نبودم نمیتونستم هیچ کدوم از این مسائل رو اعلام کنم.موقع ناهار سوهیون و جین دقیقا مقابل من پشت میز نشسته بودن می خواستم با سو هیون حرف بزنم که مین سو اومد و سرش رو گذاشت رو شونم
مین سو:اوپا نمیگی انقدر جذاب بازی می‌کنی قلبم میگیره
من:😐
سو هیون:من دیگه نمی‌خورم سیر شدم
من:منم سیر شدم بهتره برم
مین سو:وایسا منم میام
دستش رو محکم توی دستم قفل کرده بود خیلی سعی کردم طوری که لطیف به نظر برسه و بقیه متوجه نشن دستش رو از دستم جدا کنم اما واقعا امکان پذیر نبود حقیقتش جدا از اینکه دلم نمی خواست سو هیون من رو تو این موقعیت ببینه بودن در کنار مین سو به شدت اذیتم میکرد و از لحاظ روانی تحت فشار میذاشتم یکی از دلایلی که به اندازه بقیه فیلمنامه قبول نمی‌کردم این بود که دلم نمی‌خواست مین سو رو ببینم هر چقدر بیشتر خودش رو بهم میچسبوند بیشتر ازش بدم میومد.
Part13

🖤#رمان_آوارگی⁦⁦♥️

🎆#ادمین_هانیه🎇

🌒@yooxyoo🌙