Nishimura Riki - Niki
21 سالشه و آهنگساز.
از خدا که پنهون نیست از شما چه پنهون سه صبح تصمیم گرفت که آهنگساز بشه و فقط یک ماه از تصمیمش میگذره.
در مقابل افرادی که تازه باهاشون ملاقات کرده آدم سرد و خشکی بنظر میاد اما فقط جیک و سونگهون و جیزل از اون دلقک درونش خبر دارن.
هرکاری که فکرش رو بکنید ازش برمیاد، ممکنه سه صبح بهتون زنگ بزنه و بگه "کمک لباسم به یه تیرچراغ برق گیر کرده و ازش آویزونم"
21 سالشه و آهنگساز.
از خدا که پنهون نیست از شما چه پنهون سه صبح تصمیم گرفت که آهنگساز بشه و فقط یک ماه از تصمیمش میگذره.
در مقابل افرادی که تازه باهاشون ملاقات کرده آدم سرد و خشکی بنظر میاد اما فقط جیک و سونگهون و جیزل از اون دلقک درونش خبر دارن.
هرکاری که فکرش رو بکنید ازش برمیاد، ممکنه سه صبح بهتون زنگ بزنه و بگه "کمک لباسم به یه تیرچراغ برق گیر کرده و ازش آویزونم"
Park Sunghoon
24 سالشه و مدیرعامل یه شرکت بازرگانی.
درواقع شرکت پدرشه و به مدت یه ساله که فعالیتشو به دست گرفته.
برخلاف همسنو سالاش رفتارهای بالغانهتری داره و به همین خاطر بابابزرگ صداش میزنن.
رابطه خوبی با بچهها داره و سهماه به عنوان مربی مهدکودک کار میکرده.
به کتاب خوندن علاقه زیادی داره به خاطر همین اکثر وقتای آزادش توی کتابخونهاس.
24 سالشه و مدیرعامل یه شرکت بازرگانی.
درواقع شرکت پدرشه و به مدت یه ساله که فعالیتشو به دست گرفته.
برخلاف همسنو سالاش رفتارهای بالغانهتری داره و به همین خاطر بابابزرگ صداش میزنن.
رابطه خوبی با بچهها داره و سهماه به عنوان مربی مهدکودک کار میکرده.
به کتاب خوندن علاقه زیادی داره به خاطر همین اکثر وقتای آزادش توی کتابخونهاس.