Sim Jeayun - Jake
24 سالشه و شغلش عکاسیه.
آدم بشدت درونگراییه، به قدری که دیگه درون خودش گایی- ببخشید خیلی درونگرا.
با سونگهون و نیکی همسایه بوده و از بچگی باهم بزرگ شدن.
وقتی توی یه پروژه دستیار عکاس بود با جیزل آشنا میشه و صمیمی میشن.
آدم مرموزیه و فکرش مثل ساعت بیوقفه کار میکنه، اکثر اوقات نمیتونید حدس بزنید چی توی ذهنش میگذره.
24 سالشه و شغلش عکاسیه.
آدم بشدت درونگراییه، به قدری که دیگه درون خودش گایی- ببخشید خیلی درونگرا.
با سونگهون و نیکی همسایه بوده و از بچگی باهم بزرگ شدن.
وقتی توی یه پروژه دستیار عکاس بود با جیزل آشنا میشه و صمیمی میشن.
آدم مرموزیه و فکرش مثل ساعت بیوقفه کار میکنه، اکثر اوقات نمیتونید حدس بزنید چی توی ذهنش میگذره.
Lee Heeseung - Evan
24 سالشه و به عنوان مدل فعالیت میکنه.
از 17 سالگیش به طور حرفهای کارشو توی حرفه مدلینگ شروع کرد.
ارتباط اجتماعی قویای داره اما توی اینجا صمیمیت؟ متاسفانه بشدت ضعیف.
همه از دور مغرور میبیننش اما برعکس یه شخصیت فوق مهربون داره.
از 17 سالگی به بعد، به خاطر کارش همه دوستهاشو از دست داد و تقریبا هیچ دوستی نداره.
24 سالشه و به عنوان مدل فعالیت میکنه.
از 17 سالگیش به طور حرفهای کارشو توی حرفه مدلینگ شروع کرد.
ارتباط اجتماعی قویای داره اما توی اینجا صمیمیت؟ متاسفانه بشدت ضعیف.
همه از دور مغرور میبیننش اما برعکس یه شخصیت فوق مهربون داره.
از 17 سالگی به بعد، به خاطر کارش همه دوستهاشو از دست داد و تقریبا هیچ دوستی نداره.
Uchinaga aeri - Giselle
26 سالشه و به عنوان مدل فعالیت میکنه.
از نظر اطرافیانش هیچ آدمی روی زمین باقی نمونده که جیزل باهاش دوست نشده باشه.
اطلاعاتش از FBI هم قویتره.
رشته دانشگاهش مهندسی مکانیک بوده اما بیخیالش شده و علاقه اصلیش رو پیش گرفته.
بشدت عاشق قهوهاس و هر زمان بتونه قهوه میخوره.
26 سالشه و به عنوان مدل فعالیت میکنه.
از نظر اطرافیانش هیچ آدمی روی زمین باقی نمونده که جیزل باهاش دوست نشده باشه.
اطلاعاتش از FBI هم قویتره.
رشته دانشگاهش مهندسی مکانیک بوده اما بیخیالش شده و علاقه اصلیش رو پیش گرفته.
بشدت عاشق قهوهاس و هر زمان بتونه قهوه میخوره.
Nishimura Riki - Niki
21 سالشه و آهنگساز.
از خدا که پنهون نیست از شما چه پنهون سه صبح تصمیم گرفت که آهنگساز بشه و فقط یک ماه از تصمیمش میگذره.
در مقابل افرادی که تازه باهاشون ملاقات کرده آدم سرد و خشکی بنظر میاد اما فقط جیک و سونگهون و جیزل از اون دلقک درونش خبر دارن.
هرکاری که فکرش رو بکنید ازش برمیاد، ممکنه سه صبح بهتون زنگ بزنه و بگه "کمک لباسم به یه تیرچراغ برق گیر کرده و ازش آویزونم"
21 سالشه و آهنگساز.
از خدا که پنهون نیست از شما چه پنهون سه صبح تصمیم گرفت که آهنگساز بشه و فقط یک ماه از تصمیمش میگذره.
در مقابل افرادی که تازه باهاشون ملاقات کرده آدم سرد و خشکی بنظر میاد اما فقط جیک و سونگهون و جیزل از اون دلقک درونش خبر دارن.
هرکاری که فکرش رو بکنید ازش برمیاد، ممکنه سه صبح بهتون زنگ بزنه و بگه "کمک لباسم به یه تیرچراغ برق گیر کرده و ازش آویزونم"
Park Sunghoon
24 سالشه و مدیرعامل یه شرکت بازرگانی.
درواقع شرکت پدرشه و به مدت یه ساله که فعالیتشو به دست گرفته.
برخلاف همسنو سالاش رفتارهای بالغانهتری داره و به همین خاطر بابابزرگ صداش میزنن.
رابطه خوبی با بچهها داره و سهماه به عنوان مربی مهدکودک کار میکرده.
به کتاب خوندن علاقه زیادی داره به خاطر همین اکثر وقتای آزادش توی کتابخونهاس.
24 سالشه و مدیرعامل یه شرکت بازرگانی.
درواقع شرکت پدرشه و به مدت یه ساله که فعالیتشو به دست گرفته.
برخلاف همسنو سالاش رفتارهای بالغانهتری داره و به همین خاطر بابابزرگ صداش میزنن.
رابطه خوبی با بچهها داره و سهماه به عنوان مربی مهدکودک کار میکرده.
به کتاب خوندن علاقه زیادی داره به خاطر همین اکثر وقتای آزادش توی کتابخونهاس.