ꫂ᭪𝒫𝗎𝗆𝗉𝗄𝗂𝗇 𝖦𝗅𝗈𝗐 ⋆⟡
Once upon a broken hart/روزگار یک دل شکسته💘✨ اوانجلین فاکس همیشه به پایانخوشابدی باور داشت. اما وقتی لوک به او خیانت کرد و با ناخواهریش ازدواج نمود، قلبش در هم شکست. اوانجلین نمیتوانست باور کند؛ با خود میگفت شاید لوک طلسم شده و ناخواسته چنین کرده است.…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💘1
۵ ماه پیش در این روز و در این موقع؛ هنوز چهل هزار عزیز ما در کنارمان بودند.
پنج ماه پیش ما نام هایی که الان از ذهنمان پاک نمیشوند را هنوز حتی نشنیده بودیم. نام هایی که پشتشان یک زندگی بود. فرزند کسی بودند، همسر کسی بودند، پدر یا مادر بودند! هر زمانی که میشنوم آقای "مراد ویسی" مجری شبکه ی اینترنشنال بعد از تحلیل هایش از جنگ و شرایط، شروع میکند به گفتن «فرزند ایران و جان فدای میهن» و نام هموطن های من را میگوید که پنج ماه پیش با من در این خاک نفس میکشیدند و حالا دیگر نیستند جگرم میسوزد. شاید از چند قدمی یکی از آنها گذشته باشم. شاید در آن شب با آنها همزمان یک جا بوده باشم و من سالم ماندم اما آنها هرگز به خانه برنگشته باشند. احساس شرم میکنم که من زنده ام اما آنها نه.
چرا باید چنین باشد؟ آزادی مهم ترین حق انسان است. ما دیگر نمیخواهیم جمهوری اسلامی جنایتکار به ایرانمان حکم فرمایی کند. نه فقط ۱۸ و ۱۹ دی ماه، بلکه تاریخ های متفاوتی بوده که ایرانی ها شجاعت خود را جمع کردند و به دل خطر رفتند بلکه صدایشان شنیده شود. اما هر بار بعضی از آنها هرگز برنگشتند، و بعضی صحنه هایی را به چشم دیدند که یک جوان آمریکایی یا سوئدی فقط در فیلم ها میبیند. این تصاویر از ذهن آدم نمیروند. جنازه ی یک هموطن، صورت خونین یک کودک و…
نباید فراموش کنیم چه بر سر این خاک و فرزندانش گذشته. خون ریخته شده در این خاک را نباید از یاد ببریم.
پاینده ایران، جاوید ایران، زنده باد ایران.
پنج ماه پیش ما نام هایی که الان از ذهنمان پاک نمیشوند را هنوز حتی نشنیده بودیم. نام هایی که پشتشان یک زندگی بود. فرزند کسی بودند، همسر کسی بودند، پدر یا مادر بودند! هر زمانی که میشنوم آقای "مراد ویسی" مجری شبکه ی اینترنشنال بعد از تحلیل هایش از جنگ و شرایط، شروع میکند به گفتن «فرزند ایران و جان فدای میهن» و نام هموطن های من را میگوید که پنج ماه پیش با من در این خاک نفس میکشیدند و حالا دیگر نیستند جگرم میسوزد. شاید از چند قدمی یکی از آنها گذشته باشم. شاید در آن شب با آنها همزمان یک جا بوده باشم و من سالم ماندم اما آنها هرگز به خانه برنگشته باشند. احساس شرم میکنم که من زنده ام اما آنها نه.
چرا باید چنین باشد؟ آزادی مهم ترین حق انسان است. ما دیگر نمیخواهیم جمهوری اسلامی جنایتکار به ایرانمان حکم فرمایی کند. نه فقط ۱۸ و ۱۹ دی ماه، بلکه تاریخ های متفاوتی بوده که ایرانی ها شجاعت خود را جمع کردند و به دل خطر رفتند بلکه صدایشان شنیده شود. اما هر بار بعضی از آنها هرگز برنگشتند، و بعضی صحنه هایی را به چشم دیدند که یک جوان آمریکایی یا سوئدی فقط در فیلم ها میبیند. این تصاویر از ذهن آدم نمیروند. جنازه ی یک هموطن، صورت خونین یک کودک و…
نباید فراموش کنیم چه بر سر این خاک و فرزندانش گذشته. خون ریخته شده در این خاک را نباید از یاد ببریم.
پاینده ایران، جاوید ایران، زنده باد ایران.
🕊8🍾1
از وقتی اینا رو واسه سما کشیدید قول داد نقاشی من رو بکشه هنوز نکشیده
🐳1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM