𝖼𝗈𝗅𝖽 𝖾𝖼𝗁𝗈 !!
Photo
نامه ای از دفتر شخصی چان به مینهو
بعضی شبها آدم دلش میخواهد تمام چراغهای خانه را خاموش کند و فقط به صدای ساعت گوش بدهد؛ به همان تیکتاک بیرحمی که یادآوری میکند هیچ لحظهای آنقدرها هم که ما آرزو داریم، ماندنی نیست.#chanho
من امشب به زمان فکر میکنم...به تمام دقیقههایی که بیآنکه اجازه بگیرند از کنارم گذشتهاند و تنها چیزی که از خودشان باقی گذاشتهاند، خاطرهای محو در گوشهای از ذهن من است. میان همین فکرها، دوباره به او رسیدم؛ به کسی که نمیدانم از چه روزی، بیآنکه متوجه باشم، جای خودش را میان تمام چیزهایی که برایم مهماند باز کرده است.
عجیبترین قسمت ماجرا این است که هیچ حادثهی بزرگی اتفاق نیفتاده...هیچ داستان باشکوهی ندارم که تعریفش کنم.
فقط چند دیدار کوتاه، چند جملهی معمولی، چند سکوت طولانی و لبخندی که ظاهراً برای او هیچ اهمیتی نداشت، اما من آن را تا ساعتها بعد با خودم حمل کردم.
شاید آدم همیشه با اتفاقات بزرگ تغییر نمیکند.
گاهی یک نفر کافیست که وارد روزهای معمولیات شود و ناگهان همان روزهای معمولی، دیگر معمولی نباشند.
امروز وقتی از کنار پنجره رد شدم، هوا خاکستری بود. روی شیشه بخار نشسته بود و با انگشت، بیاختیار خطی روی آن کشیدم. بیرون، ماشینها از خیابان خیس عبور میکردند و نور چراغهایشان روی آسفالت کش میآمد.
برای چند لحظه فکر کردم اگر میتوانستم خاطرهها را هم مثل بخار شیشه پاک کنم، آیا باز هم دستم به سمت پاک کردن میرفت؟
نه.
فکر نمیکنم.
بعضی خاطرهها حتی اگر آدم را بیقرار کنند، باز هم عزیزند.
چون متعلق به زمانی هستند که دیگر برنمیگردد.
امشب فهمیدم چیزی که مرا میترساند، نبودنش نیست؛ آیندهایست که ممکن است در آن، دیگر جایی برای این همه فکر باقی نمانده باشد.
شاید روزی برسد که اسمش را بشنوم و هیچ چیزی درونم تکان نخورد.
شاید یک روز این صفحه را بخوانم و به خودم بخندم که چگونه یک نگاه، یک صدا و چند دقیقه از یک عصر معمولی را اینهمه جدی گرفته بودم.
اما اگر آن روز رسید، امیدوارم این صفحه را دور نیندازم.
بگذار بماند.
برای اینکه یادم بیندازد من هم زمانی چیزی را با تمام وجود احساس میکردم؛ بدون اینکه بدانم پایانش چیست، بدون اینکه مطمئن باشم سهم من از آن چقدر است.
خودکارم رو به اتمام است.
صدای باران هم کم شده.
فکر میکنم امشب دیگر چیزی برای نوشتن ندارم.
جز یک جمله.
جملهای که شاید هیچوقت جرئت نکنم آن را به خودش بگویم:
تو از آن اتفاقهایی بودی که قرار نبود برایم مهم شوی؛ و دقیقاً به همین دلیل، مهمترین اتفاق روزهای من شدی.
— کریستوفر بنگچان
⚡1
Forwarded from 𝖼𝗋ı𝗆𝗌𝗈𝗇 𝗆𝗈𝗈𝖽 ( 𝗇𝗈𝖺)
فور کنید+ایدی بدید برای یک نفر 100استارز بخرم🍡
لیمیت:1k
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from چک کن خیر سرت
IMG_20260911_210441_563.jpg
188.8 KB
وقتتون بخیر، بچهها
متاسفانه، از اونجایی که توانایی نگهداری این کوچولوی بامزه رو نداریم،، میخوایم بدیمش به کسی که واقعا حوصله و علاقهاش رو داشته باشه.
بازیگوش ولی حرفگوشکنه و عاشق بازی با عروسکه.
اگر شرایطش رو دارین و تهران هستین؛ به خودم پیام بدین
=> @hiirds
متاسفانه، از اونجایی که توانایی نگهداری این کوچولوی بامزه رو نداریم،، میخوایم بدیمش به کسی که واقعا حوصله و علاقهاش رو داشته باشه.
بازیگوش ولی حرفگوشکنه و عاشق بازی با عروسکه.
اگر شرایطش رو دارین و تهران هستین؛ به خودم پیام بدین
=> @hiirds
وسایلش: پد، قلاده، پاپوش، مسواک و خمیردندون، شامپو و نرمکننده، شونه و تشویقی.
مادهست، اسمش لوسیعه و 9 ماهشه.
شناسنامهاش گم شده ولی عکسش موجوده؛ براتون میفرستم تا خودتون موقع مراجعه به دامپزشکی جدیدش رو تهیه کنین.
قیمت: توافقی
Forwarded from 𝖼𝗋ı𝗆𝗌𝗈𝗇 𝗆𝗈𝗈𝖽 ( 𝗇𝗈𝖺)
فور کنید+ایدی بدید برای یک نفر 100استارز بخرم🍡
لیمیت:1k
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from 𝖲︎𝗍𝖺𝗋𝗅︎𝗂𝗀︎𝗁︎𝗍 𝖣︎𝗎𝗈
اگر هنوزم اینجارو دوست دارید فور کنید .
پاکسازی نیست میخام فقط بدونم❤️
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM