Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
باشد ک رستگار شوند🌟
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
G😀 😀 D MORNING
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
از قانع کردن دیگران دست بردارید، کص ننهی هرکی که نمیخواد بفهمه.
𝐇𝐄𝐋𝐋𝐆𝐀𝐓𝐄
girl in red – we fell in love in october
اکتبر، فصل خلسهی طبیعت است؛ زمانی که زمین، ردای سبز تابستان را زمین میاندازد تا در جادوی رنگهای آتشین، غرق شود. در این ماه، باد پاییزی چون نوازندهی ماهری، گیتاری از برگهای خشک را مینوازد و هر رقص سقوط، حکایتی است از تسلیم شیرین؛ تسلیمی که میداند برای شکوفه دادن دوباره، باید ابتدا تمام تعلقات را رها کرد.
در این تقویم زرین، اکتبر نام “عشق” است. عشقی که دیگر بوی گلهای بهاری نمیدهد، بلکه عطر خاک نمزده و گرمای تنور را دارد. عشق در اکتبر، شبیه به شعلهای کوچک در دل سرمای شب است؛ آرام، اما نافذ. همان لحظهای که دو دست، در هم گره میخورند تا لرزهی باد را فراموش کنند و نگاهها، در میان مه غلیظ صبحگاهی، تنها راهنمای یکدیگر باشند. ماهی که در آن آسمان، آبیِ غمگین اما شفافی میپوشد تا شاهد پیوند دلهایی باشد که در خلوت پاییزی، به هم پناه میبرند. در این ماه، هر قدم روی فرش نارنجی زمین، ضربآهنگی است برای قلبی که میتپد و زمزمه میکند: بمان که جهان سرد است و من تنها با گرمای تو، به بهار میرسم.
عشق در اکتبر، نه در کلمات، که در سکوتهای طولانی و نگاههای عمیق جاری است. مانند قطرهای باران که روی شیشهی پنجره میلغزد، عشق در این ماه، آرام و بیصدا، تمام وجود آدم را میگیرد و او را به دنیایی میبرد که در آن، تنها حقیقت، گرمای یک آغوش در میانهی رقص برگهای پاییزی است.
در این تقویم زرین، اکتبر نام “عشق” است. عشقی که دیگر بوی گلهای بهاری نمیدهد، بلکه عطر خاک نمزده و گرمای تنور را دارد. عشق در اکتبر، شبیه به شعلهای کوچک در دل سرمای شب است؛ آرام، اما نافذ. همان لحظهای که دو دست، در هم گره میخورند تا لرزهی باد را فراموش کنند و نگاهها، در میان مه غلیظ صبحگاهی، تنها راهنمای یکدیگر باشند. ماهی که در آن آسمان، آبیِ غمگین اما شفافی میپوشد تا شاهد پیوند دلهایی باشد که در خلوت پاییزی، به هم پناه میبرند. در این ماه، هر قدم روی فرش نارنجی زمین، ضربآهنگی است برای قلبی که میتپد و زمزمه میکند: بمان که جهان سرد است و من تنها با گرمای تو، به بهار میرسم.
عشق در اکتبر، نه در کلمات، که در سکوتهای طولانی و نگاههای عمیق جاری است. مانند قطرهای باران که روی شیشهی پنجره میلغزد، عشق در این ماه، آرام و بیصدا، تمام وجود آدم را میگیرد و او را به دنیایی میبرد که در آن، تنها حقیقت، گرمای یک آغوش در میانهی رقص برگهای پاییزی است.
من کردارم نیکه، پندارم نیکه، فقط این گفتار کصکشم رو هم درست کنم دیگه پکیجم کامل میشه.
واقعا نمیدونم چجوری حوصله دارید تو زندگی دیگران دخالت کنی و تو زندگی خودمم اکثرا دخالت نمیکنم ..💋
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM