خیلی جالبه
من...
من هیچوقت برای آدمایی که برام توی زندگیم مهم بودن، غرور نداشتم حتی یه کوچولو!
تو عصبانیت اگه سرم داد میزدن یا فحشم میدادن یا بد حرف میزدن ناراحت میشدم، ولی نه اینکه به دل بگیرم کینه کنم بخوام هی بزنم تو سرشون تیکه بندازم.
فقط درکشون میکردم و بازم این من بودم که پیشقدم میشدم و به روی خودم نمیآوردم توی حرف زدن باهاشون.
اون قسمت ناراحتیمم یه چیزیه که دست خودم نیست.
بحث انتظاره، وقتی از یه نفر انتظارشو نداشته باشی و بخواد ناراحتت کنه اونجا دیگه منطق حالیت نیست.
من...
من هیچوقت برای آدمایی که برام توی زندگیم مهم بودن، غرور نداشتم حتی یه کوچولو!
تو عصبانیت اگه سرم داد میزدن یا فحشم میدادن یا بد حرف میزدن ناراحت میشدم، ولی نه اینکه به دل بگیرم کینه کنم بخوام هی بزنم تو سرشون تیکه بندازم.
فقط درکشون میکردم و بازم این من بودم که پیشقدم میشدم و به روی خودم نمیآوردم توی حرف زدن باهاشون.
اون قسمت ناراحتیمم یه چیزیه که دست خودم نیست.
بحث انتظاره، وقتی از یه نفر انتظارشو نداشته باشی و بخواد ناراحتت کنه اونجا دیگه منطق حالیت نیست.
بعضی وقتها متوجه نمیشی که چقدر یه نفر داشته باهات بد رفتار میکرده، تا اینکه ماجرا رو برای یه نفر دیگه تعریف میکنی.
💔2
انگار باید قبول کرد که زندگی یعنی دو ساعت حالت خوب باشه ، ده ساعت اشک بریزی ، پنج ساعت بخندی ، سه ساعت ناراحت باشی و چهار ساعت خنثی باشی .
داشتم فکر میکردم بعضیهامون خیلی بیرحمانه داریم یه دردهایی رو تحمل میکنیم، دردهایی که خیلی بزرگتر از قد و قواره ماست، هیچوقت حق انتخابی براشون نداشتیم، زورشون خیلی بیشتر از لبخندهامونه، دردهایی که هر بار از خودت میپرسی چرا من؟ و هر بار جوابی که هیچوقت پیداش نکردی غمگین و غمگینترت میکنه.
💔2