فوبیاهای جالبی که میتونن شخصیتهاتون رو درگیر کنن! Pt.2
در داستاننویسی، فوبیا یا ترسهای غیرمنطقی میتونن به شخصیتها عمق و پیچیدگی خاصی بدن. این ترسها میتونن به عنوان یک عامل محرک در داستان عمل کنن و به تقابلهای درونی و بیرونی شخصیتها دامن بزنن.
آگورافوبیا – ترس از مکانهای عمومی یا شلوغ
اینطوری داستانتون به مشکلات اجتماعی و روانی شخصیت میپردازه و در نوقعیتهای اجتماعی شخصیت رو در تنگنا و حساسیت میذاره.
هیموفوبیا — ترس از خون!
این ترس از رایجترین ترسهای بین مردمه. ازش میتونین توی داستانهای جنایی یا اکشن استفاده کنین که تنش و حساسیت رو توی داستان بالا میبره.
گلوسوفوبیا – ترس از صحبت کردن در جمع!
این فوبیا خوراک داستانهای روانشناختیه! چون شخصیتتون باید توی داستان به رشد شخصی برسه.
آیچموفوبیا – ترس از اشیای نوکتیز!
فکرشو بکنین شخصیتی مثل یک قصاب موقع گرفتن چاقو بترسه! یا حتی به جراح. اصلا چی باعث شده که این شخصیتها چنین شغلهایی رو انتخاب کنن؟!
کتوپتروفوبیا – ترس از آینهها!
این فوبیا هم برای ژانر روانشناختی و حتی ترسناک و جنایی مناسبه!
❤18
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤15
چطور از MBTI برای شخصیتپردازی استفاده کنیم؟ Pt.1
خلق یک شخصیت باورپذیر فقط به ظاهر، گذشته یا اهدافش مربوط نمیشه، بلکه روانشناسی شخصیت نقش اساسیای داره. یکی از ابزارهای قدرتمند برای توسعهی شخصیت، تایپ MBTI عه.
چهار بُعد اصلی MBTI چین؟
1. درونگرایی (I) برونگرایی (E)
برونگراها (E) از تعامل با دیگران و محرکهای بیرونی انرژی میگیرن.
درونگراها (I) با تنهایی و تمرکز روی درونشون، انرژی دوباره میگیرن.
2. حسی بودن (S) شهودی بودن (N)
افراد حسی (S) به واقعیتهای ملموس، جزئیات و زمان حال توجه دارن.
شهودیها (N) به کلیات، نظریهها و امکانات آینده فکر میکنن.
3. منطقی (T) احساسی (F)
افراد منطقی (T) موقع تصمیمگیری منطق و تحلیل عینی رو اولویت قرار میدن.
افراد احساسی (F) تو تصمیمگیری، احساسات و ارزشهای شخصی رو مد نظر دارن.
4. قضاوتگر (J) ادراکی (P)
افراد قضاوتگر (J) ساختار، برنامهریزی و تصمیمگیری قطعی رو ترجیح میدن.
افراد ادراکی (P) انعطافپذیر، خودجوش و اهل باز گذاشتن گزینههان.
ترکیب این چهار ویژگی، یک «کد شخصیتی» میسازه. مثلاً کسی که درونگرا، شهودی، تفکری و ادراکیعه، INTP شناخته میشه. تو داستاننویسی، بعضی تیپها برای شخصیتهای شرورِ تأثیرگذار یا قهرمانهای خاکستری فوقالعادن.
۱۶ تیپ شخصیتی MBTI
هر یک از ۱۶ تیپ شخصیتی، ترکیب منحصربهفردی از چهار ویژگی بالان. شناخت این تیپها میتونه به شخصیتهای داستانی، زندگی درونی، انگیزهها و دینامیکهای بینفردی ویژهای ببخشه.
معرفی کوتاه تایپها:
ISTJ –
بازرس: واقعگرا، دقیق، وفادار. عاشق نظم و قانون.
ISFJ –
محافظ: گرم، مسئول، حامی. نقشهای پشتصحنه را ترجیح میدهد.
INFJ –
حامی: آرمانگرا، عمیقنگر، دلسوز. با هدف پیش میرود.
INTJ –
معمار: راهبردی، مستقل، تحلیلی. آیندهنگر و هدفمند.
ISTP –
هنرمند فنی: عملگرا، منعطف، درونگرا. عاشق ساختن و حل مسئله.
ISFP –
ماجراجو: هنری، حساس، خودجوش. به اصالت وفاداره.
INFP –
میانجی: خیالپرداز، مهربان، مستقل. عاطفی و درونگرا.
INTP –
متفکر: منطقی، کنجکاو، تحلیلگر. عاشق حل مسائل انتزاعی.
ESTP –
کارآفرین: پرانرژی، جسور، عملمحور. در لحظه زندگی میکنه.
ESFP –
اجراکننده: خوشمشرب، بازیگوش، سرزنده. اهل نمایش و لذت.
ENFP –
مبارز: پرشور، خلاق، همدل. عاشق ایدههای بزرگ.
ENTP –
مناظرهگر: شوخ، باهوش، جستجوگر. با چالش رشد میکنه.
ESTJ –
مدیر: منظم، مسئول، قاطع. رهبر ذاتی.
ESFJ –
مشاور: مهربان، اجتماعی، منظم. جامعهمحور.
ENFJ –
قهرمان: کاریزماتیک، الهامبخش، با انگیزه. رهبر به دنیا اومده.
ENTJ –
فرمانده: بااعتمادبهنفس، راهبردی، کارآمد. قدرتطلب و مقتدر.
هر تیپ، رنگ خاصی به شخصیت میده. مثلاً یک شخصیت ENFP ممکنه خیالپرداز، پرانرژی و بیثبات باشد، در حالی که یک ISTJ خشک، منظم و مسئولمحور به نظر برسه.
❤18
چطور از MBTI برای شخصیتپردازی استفاده کنیم؟ Pt.2
اصلا چرا باید موقع خلق شخصیتها از MBTI استفاده کنیم؟
۱. انسجام رفتاری
وقتی برای شخصیتت یک تیپ مشخص میسازی، راحتتر میتونی واکنشها، تصمیمها و دیالوگهاش رو هماهنگ و سازگار نگه داری. مثلاً یک فرد با حرف J معمولاً از برنامهریزی لذت میبره و با تصمیمات ناگهانی راحت نیست.
۲. عمق شخصیت
شناخت تمایلات شناختی شخصیت، به خلق درگیریهای درونی کمک میکنه. مثلاً یک INTJ ممکنه با احساساتش مشکل داشته باشه، در حالی که INFP میان آرمانگرایی و واقعیت درگیره.
۳. تضاد و تعامل
همه شخصیتها دنیا رو یک جور نمیبینن—و این برای ایجاد درام عالیه! اگر ESTP رو کنار INFJ بذاری، تضاد طبیعی بین ارزشهاشون تنش ایجاد میکنه. MBTI چارچوبی برای تعاملات باورپذیر، تعارض، و رشد شخصیت فراهم میکنه.
۱. نقاط قوت و ضعف
هر تیپ شخصیتی نقاط قوت و ضعف خاص خودش رو داره. استفاده از این ویژگیها میتونه به خلق کشمکشهای داخلی و خارجی در داستان کمک کنه.
— نقاط قوت: مثلاً یک ENTJ ممکنه رهبری قوی و استراتژیک باشه، در حالی که یک INFP ممکنه خلاق و همدل باشه.
— نقاط ضعف: همین ENTJ ممکنه در درک احساسات دیگران ضعیف عمل کنه و همان INFP ممکنه در تصمیمگیریهای سخت دچار مشکل شه.
این نقاط ضعف میتونن منبع اصلی درگیریهای شخصیت باشن و به رشدشون در طول داستان کمک کنن.
۴. رشد شخصیت
میتونی مسیر رشد شخصیتت رو با قرار دادنش در موقعیتهایی که با تیپ شخصیتیش در تضادند، طراحی کنی.
برای مثال، وادار کردن یک INTP به گرفتن تصمیمی احساسی، یا پرتاب کردن یک شخصیت J در دلِ بینظمی و آشوب، زمینهای عالی برای تحول شخصیتی به وجود میاره.
۵. سازگاری بین شخصیتها
یکی از کاربردهای جالب MBTI، شناخت روابط بین شخصیتهاس. هر تایپ با بعضب تایپها سازگاری طبیعی داره، و با بعضی در تنشه.
دوستیها
تایپهای سازگار ممکنه به خاطر شباهت در تفکر، با هم ارتباط برقرار کننه:
INFP + ENFP:
هر دو خلاق و احساسیاند، ولی ENFP انرژیای رو وارد رابطه میکنه که INFP گاهی نداره.
INTJ + ISTP:
هر دو منطقی، مستقل و کمحرفن و به فضای شخصی و تواناییهای یکدیگر احترام میذارن.
روابط عاشقانه
گاهی تضادها، اگر با احترام همراه باشن، به جذابیت منجر میشن:
ENFJ + INFP:
یکی با کاریزمای احساسی هدایت میکنه، اونیکی با آرامش و شور درونی؛ مکمل هم هستن.
ESTP + INFJ:
یکی عاشق لحظه و عمله، دیگری در آینده و رؤیاها زندگی میکنه — ترکیبی پُرآتش یا فاجعهبار!
رقابت و تنش
تیپهای متضاد میتونن تعارضهای غنی ایجاد کنن:
ENTP (نوآورِ شلوغکار) در برابر ISFJ (مراقبِ سنتگرا) –
هر دو نیت خوبی دارن، اما روش و طرز فکرشون کاملاً متضاده.
❤22
— شخصیتها نباید به خدمت ایدئولوژی دربیایند. آنها باید آدمهایی واقعی باشند، نه نمایندهی عقاید تو. ٫٫ چخوف
❤38💋1
— اگر وقت ندارین بخونین پس وقت و ابزار نوشتن رو هم ندارین. همه جا یک کتاب همراهتون ببرین. لازم نیست در هر نشست ۱۰ صفحه بخونین. یک صفحه یا پاراگراف هم کافیه. اما با دقت بخونین. موقع خوندن سعی کنین نقاط قوت و ضعف نوشته رو پیدا کنین. ٫٫ استیون کینگ
❤34🍓2
هر حیوان توی داستان نماد چه چیزیه؟! 🕸🐘
🐀 موش: بیماری، فریب، دوز و کلک
🐖 خوک: حرص، طمع، شکمپرستی
🦌 آهو/گوزن: وقار، بیگناهی، لطافت
🐜 مورچهها: کار گروهی، تلاش، پشتکار
🦅 عقاب: قدرت، آزادی، ارتباط با آسمون
🐺 گرگ: غریزه، وفاداری(به گله)، خطر و درندگی
🐦⬛ کلاغ: مرگ، دگرگونی، رازآلودگی
🐎 اسب: آزادی و رهایی؛ اما اگه اسب بارکش باشه نماد زحمت و کار سخته.
🐍 مار: وسوسه، فریب و گاهی شرارت
🦋 پروانه: تغییر، لطافت
🦗 سنجاقک: دگرگونی، نور، توهم
🦇 خفاش: شب، مرگ و تولد دوباره
🐀 موش: بیماری، فریب، دوز و کلک
🐖 خوک: حرص، طمع، شکمپرستی
🦌 آهو/گوزن: وقار، بیگناهی، لطافت
🐜 مورچهها: کار گروهی، تلاش، پشتکار
🦅 عقاب: قدرت، آزادی، ارتباط با آسمون
🐺 گرگ: غریزه، وفاداری(به گله)، خطر و درندگی
🐦⬛ کلاغ: مرگ، دگرگونی، رازآلودگی
🐎 اسب: آزادی و رهایی؛ اما اگه اسب بارکش باشه نماد زحمت و کار سخته.
🐍 مار: وسوسه، فریب و گاهی شرارت
🦋 پروانه: تغییر، لطافت
🦗 سنجاقک: دگرگونی، نور، توهم
🦇 خفاش: شب، مرگ و تولد دوباره
❤34
و او نمیدانست چگونه، قطرهقطره، همدمش را خاموش میکرد،
تا جایی که تنها سیمایی بیگانه از او بر جای مانده بود.
نمیدانست چگونه شور و شوق را کشته است،
چگونه اعتماد را خاموش کرده است،
چگونه آینده را به تباهی سپرده است.
اما در پایان، او یک هنرمند بود،
و از دل جنایتش، اثری سر برآورد.
اثری با هیأت عشق زندگیاش،
اما بیآن خندهی گرم،
بیآن فروغِ پرشور.
اثری به قامت دلدارش،
اما با قلبی از آهن.
— بداهه —
تا جایی که تنها سیمایی بیگانه از او بر جای مانده بود.
نمیدانست چگونه شور و شوق را کشته است،
چگونه اعتماد را خاموش کرده است،
چگونه آینده را به تباهی سپرده است.
اما در پایان، او یک هنرمند بود،
و از دل جنایتش، اثری سر برآورد.
اثری با هیأت عشق زندگیاش،
اما بیآن خندهی گرم،
بیآن فروغِ پرشور.
اثری به قامت دلدارش،
اما با قلبی از آهن.
— بداهه —
❤23
اول اینکه امیدوارم حال همتون عالی باشه! 🫶
میدونید که این مدت یکم ناخوشاحوال بودم و راستش نه وقت درستوحسابی داشتم، نه انرژی اینکه کار خاصی انجام بدم.
اما قبلترش روی یه چیزی کار میکردم که بالاخره وقتشه بهتون بگم!
یه دورهی نویسندگی جامع و کامل ساختم!
نه مثل اون دورههایی که هر کدومشون فقط به یه بخش کوچیک میپردازن؛ مثلا یکی مخصوص شروع نوشتنه، یکی برای شخصیتپردازیه، یکی دیالوگنویسیه... و آخرش میبینی کلی هزینه برای چندین دوره دادی ولی هنوز همهچیز رو یکپارچه نداری.
من اومدم همهی اینا رو کنار هم گذاشتم و یه دورهی کامل طراحی کردم؛ دورهای که از صفر تا صد نویسندگی رو پوشش میده. یعنی هر چیزی که برای تبدیل شدن به یه نویسندهی واقعی نیاز داری، اینجا هست: از ایدهپردازی و ساختن خط داستانی گرفته تا شخصیتپردازی، دیالوگنویسی، توصیف، ریتم، و حتی ساختن سبک شخصی خودت.
این دوره برای کساییه که دیگه نمیخوان تکهتکه یاد بگیرن. میخوان یک بار برای همیشه، مسیر نویسندگی رو شفاف، منظم و کاربردی جلو برن.
میدونید که این مدت یکم ناخوشاحوال بودم و راستش نه وقت درستوحسابی داشتم، نه انرژی اینکه کار خاصی انجام بدم.
اما قبلترش روی یه چیزی کار میکردم که بالاخره وقتشه بهتون بگم!
یه دورهی نویسندگی جامع و کامل ساختم!
نه مثل اون دورههایی که هر کدومشون فقط به یه بخش کوچیک میپردازن؛ مثلا یکی مخصوص شروع نوشتنه، یکی برای شخصیتپردازیه، یکی دیالوگنویسیه... و آخرش میبینی کلی هزینه برای چندین دوره دادی ولی هنوز همهچیز رو یکپارچه نداری.
من اومدم همهی اینا رو کنار هم گذاشتم و یه دورهی کامل طراحی کردم؛ دورهای که از صفر تا صد نویسندگی رو پوشش میده. یعنی هر چیزی که برای تبدیل شدن به یه نویسندهی واقعی نیاز داری، اینجا هست: از ایدهپردازی و ساختن خط داستانی گرفته تا شخصیتپردازی، دیالوگنویسی، توصیف، ریتم، و حتی ساختن سبک شخصی خودت.
این دوره برای کساییه که دیگه نمیخوان تکهتکه یاد بگیرن. میخوان یک بار برای همیشه، مسیر نویسندگی رو شفاف، منظم و کاربردی جلو برن.
❤23
این دوره در ۶ مرحله طراحی شده تا قدمبهقدم شما رو از اولین جرقههای نوشتن تا ورود به دنیای حرفهای نویسندگی همراهی کنه.
مرحله ۱. شروع نویسندگی – پایه و ذهنیت
— چرا مینویسیم؟ (انگیزه و هدف نویسندگی)
— ایجاد عادت نوشتن و غلبه بر ترس از صفحه سفید
— آشنایی با انواع نوشتار (داستانی، غیرداستانی، مقاله، خاطرهنویسی)
— تمرینهای ابتدایی خلاقیت و ایدهپردازی
مرحله ۲. عناصر اصلی داستان
— شخصیتپردازی (خلق شخصیت زنده و چندبعدی)
— صحنه و فضا (چطور مکان و زمان رو واقعی کنیم)
— طرح و پیرنگ (داستان خطی، غیرخطی، کوتاه و بلند)
— زاویه دید و راوی (اولشخص، سومشخص، دانای کل و...)
— دیالوگنویسی (طبیعی، پرکشش و هدفمند)
مرحله ۳. مهارتهای تکمیلی نویسندگی
— توصیف و تصویرسازی (کار با حواس پنجگانه)
— سبک و لحن (پیدا کردن صدای نویسنده)
— شروعهای گیرا و پایانهای ماندگار
— نوشتن داستان کوتاه و فلش فیکشن
مرحله ۴. پیشرفته – ساختار و تکنیکهای پیچیده
— ساختار سهپردهای و دیگر مدلهای روایت
— تم و درونمایه (پیام پنهان داستان)
— تکنیکهای نمادپردازی و استعاره
— چندلایهکردن شخصیتها و روایتها
— مدیریت خردهپیرنگها در داستان بلند یا رمان
مرحله ۵. ویرایش و بازنویسی
— تفاوت نوشتن و بازنویسی
— اصول ویرایش زبانی و سبکی
— حذف، کوتاهسازی و تقویت متن
— دریافت بازخورد و کارگاهنویسی
مرحله ۶. ورود به دنیای حرفهای
— چطور ایده رو به کتاب تبدیل کنیم؟
— نوشتن رمان، مجموعهداستان یا غیرداستان بلند
مرحله ۱. شروع نویسندگی – پایه و ذهنیت
— چرا مینویسیم؟ (انگیزه و هدف نویسندگی)
— ایجاد عادت نوشتن و غلبه بر ترس از صفحه سفید
— آشنایی با انواع نوشتار (داستانی، غیرداستانی، مقاله، خاطرهنویسی)
— تمرینهای ابتدایی خلاقیت و ایدهپردازی
مرحله ۲. عناصر اصلی داستان
— شخصیتپردازی (خلق شخصیت زنده و چندبعدی)
— صحنه و فضا (چطور مکان و زمان رو واقعی کنیم)
— طرح و پیرنگ (داستان خطی، غیرخطی، کوتاه و بلند)
— زاویه دید و راوی (اولشخص، سومشخص، دانای کل و...)
— دیالوگنویسی (طبیعی، پرکشش و هدفمند)
مرحله ۳. مهارتهای تکمیلی نویسندگی
— توصیف و تصویرسازی (کار با حواس پنجگانه)
— سبک و لحن (پیدا کردن صدای نویسنده)
— شروعهای گیرا و پایانهای ماندگار
— نوشتن داستان کوتاه و فلش فیکشن
مرحله ۴. پیشرفته – ساختار و تکنیکهای پیچیده
— ساختار سهپردهای و دیگر مدلهای روایت
— تم و درونمایه (پیام پنهان داستان)
— تکنیکهای نمادپردازی و استعاره
— چندلایهکردن شخصیتها و روایتها
— مدیریت خردهپیرنگها در داستان بلند یا رمان
مرحله ۵. ویرایش و بازنویسی
— تفاوت نوشتن و بازنویسی
— اصول ویرایش زبانی و سبکی
— حذف، کوتاهسازی و تقویت متن
— دریافت بازخورد و کارگاهنویسی
مرحله ۶. ورود به دنیای حرفهای
— چطور ایده رو به کتاب تبدیل کنیم؟
— نوشتن رمان، مجموعهداستان یا غیرداستان بلند
❤23
از نقطهی اول شروع میکنیم و کم کم نقطهچینارو به هم وصل میکنیم!!
اگه همیشه نوشتن تو ذهنت بوده ولی هیچوقت شروع نکردی، این دوره همون نقطهی شروعه.
سرفصلهای دوره رو میتونین از اینجا ببینید.
بهای دوره: ۷۷۷ هزار تومان.
5859831083741255
فاطیما ویسمرادی.
فیش واریزی رو به این آیدی بفرستین: @Viutae
❤17
امروز اومدم کتابخونه درس بخونم و دوستم گفت موقع استراحت بریم کتاب فروشی نزدیک کتابخونه کادو بگیرم
منم همراهش رفتم و اونجا طبق معمول ازشون پرسیدم که آیا این کتاب رو دارن؟ و بلاخره طلسم شکسته شد و خریدمش.
۱۱ ماهی میشه که من هردفعه میرفتم کتاب فروشی به بنبست میخوردم و همیشه میگفتن تازه تموم کردیم اما بلاخره تونستم بخرمش. (به عشق زندگیم رسیدم😂)
منم همراهش رفتم و اونجا طبق معمول ازشون پرسیدم که آیا این کتاب رو دارن؟ و بلاخره طلسم شکسته شد و خریدمش.
۱۱ ماهی میشه که من هردفعه میرفتم کتاب فروشی به بنبست میخوردم و همیشه میگفتن تازه تموم کردیم اما بلاخره تونستم بخرمش.
❤23🍓3
🎭 سه تمرین برای نویسندههای بیقرار ✍️
— دو غریبه توی یه سلول بیدار میشن. هر دو میخوان فرار کنن، ولی یه مشکل کوچیک هست… زبون همو نمیفهمن.
چطور میتونن با هم همکاری کنن؟
— دربارهی یه فصل بنویس، ولی بدون اشاره به نشونههای واضحش.
نه از برف بگو، نه از شکوفه، نه از برگ نارنجی و میوهی تابستونی.
اگه از نشونههای واضح بگذری، اون فصل با چی خودش رو نشون میده؟
— یه نفر ماشین دشمنش رو میدزده، بیخبر از اینکه همدستای خودش توی ماشین بمب کار گذاشتن.
اون لحظهای که میفهمه… چطور توصیفش میکنی؟
❤22🍓3
چرا بعضی وقتها وسط رمان بنگ میزنه و کسل کننده میشه؟!
چند علامت هشداردهنده:
— همه چیز بر وفق مراد شخصیته
— هدف شخصیت اصلی مشخص نیست
— نفس کشیدن و لحظهی آرامش نداره
— کشمکش درونی و تهدید واقعی نیست
— انگیزههاش ضعیف و نامشخصه
— نمیدونی داستان قراره به کجا بره
— دشمن یا مانع معلوم نیست
✨ حتی یه تغییر کوچک توی هدف یا انگیزه میتونه داستانت رو زنده کنه!
چند علامت هشداردهنده:
— همه چیز بر وفق مراد شخصیته
— هدف شخصیت اصلی مشخص نیست
— نفس کشیدن و لحظهی آرامش نداره
— کشمکش درونی و تهدید واقعی نیست
— انگیزههاش ضعیف و نامشخصه
— نمیدونی داستان قراره به کجا بره
— دشمن یا مانع معلوم نیست
✨ حتی یه تغییر کوچک توی هدف یا انگیزه میتونه داستانت رو زنده کنه!
❤27🍓2