Forwarded from zerose (iconik)
🦌: قبل از اینکه سگ داشته باشم، نمیفهمیدم چرا بعضیا بعد از مرگ حیوان خونگیشون از روال عادی زندگیشون خارج میشن. ولی بعد از ده سال زندگی باهاش، الان حس میکنم یکی از اعضای خانوادهم رو از دست دادم. از خداحافظی متنفرم، مخصوصاً وقتی ناگهانی باشه و فرصت کنار اومدن باهاش رو نداشته باشی. اگه میشد، هیچوقت دوباره چنین چیزی رو تجربه نمیکردم.
امروز دربارهش حرف زدم چون موقع اجراها نمیتونستم از پسش بربیام. خیلی بیشتر از چیزی که فکر میکردم درد داشت. این هفته تقریباً نخوابیدم و خودمو با چیزهایی که یاد اومپاپا میندازنم احاطه کردم. واقعاً خیلی دلم براش تنگ شده.
وانمود کردن به اینکه ناراحت نیستم خیلی سخته. بزرگسال بودن واقعاً سختتر از چیزیه که فکر میکردم. فقط خوشحالم که دبیوی منو دید و اینکه شما هم به خاطر پاپای ما خوشحال بودین.
امروز دربارهش حرف زدم چون موقع اجراها نمیتونستم از پسش بربیام. خیلی بیشتر از چیزی که فکر میکردم درد داشت. این هفته تقریباً نخوابیدم و خودمو با چیزهایی که یاد اومپاپا میندازنم احاطه کردم. واقعاً خیلی دلم براش تنگ شده.
وانمود کردن به اینکه ناراحت نیستم خیلی سخته. بزرگسال بودن واقعاً سختتر از چیزیه که فکر میکردم. فقط خوشحالم که دبیوی منو دید و اینکه شما هم به خاطر پاپای ما خوشحال بودین.