WorldScope - گستره جهانی
171 subscribers
3.2K photos
14.7K videos
12 files
13.3K links
"Bridging communities worldwide through engaging discussions and global insights."

"ارتباط دادن جوامع مختلف در سراسر جهان از طریق بحث های جذاب، موسیقی، هنر، فیلم و بینش های جهانشمول."
Download Telegram
Forwarded from شفای درون (M. Mehran)
آورده‌‌‌اند ؛ چنگیزخان، پس از ویرانی نیشابور، چون به همدان رسید، مردم را گرد آورد و گفت:
پاسخم دهید؛
من از جانب خدا آمده‌ام یا از جانب خویش؟
پرسشی ساده اما سهمگین؛
پرسشی که هنوز نیز بر فراز هر جامعه‌ای در انتظار پاسخ ایستاده است.
سکوتی سنگین بر جمع سایه افکند؛
سکوتی آشنا که همواره در بزنگاه‌های بزرگ تاریخ تکرار می‌شود.
در این میان چوپانی بی‌نام و نشان، اما دلیر و روشن‌ضمیر قدم پیش نهاد و گفت:
تو نه فرستاده خدایی و نه زاده اراده خویش؛

تو برآیند اعمال مایی.

چوپان ادامه داد:
آنگاه که دانایان را به حاشیه راندیم و نادانان را بر صدر نشاندیم؛
وقتی اندیشه را مزاحم شمردیم و تملق را فضیلت؛
وقتی مقام، نه پاداش شایستگی که سهم وفاداری شد؛
آن‌گاه راه تو بی‌هیچ نبردی هموار شد.
این سخن نه خطاب به چنگیز، که خطاب به تاریخ بود؛
تاریخی که همواره با زبان نتیجه‌ها سخن می‌گوید.

سیاستِ خودویرانگری چنگیز حادثه نبود؛
نشانه بود.
نشانه جامعه‌ای که در آن خرد منزوی شد،
عدالت تضعیف گشت،
و قدرت از پاسخ‌گویی فاصله گرفت.
هیچ سرزمینی به دست بیگانه فرو نمی‌ریزد مگر آن‌که پیش‌تر در مدیریت،
در اخلاق،
و در اولویت‌ها فروپاشیده باشد.
فاتحان آخرین حلقه زنجیرند؛
زنجیری که سال‌ها پیش در ذهن‌ها و تصمیم‌ها بسته شده است.

چنگیز رفت، اما قاعده ماند.
هرگاه شایستگی قربانی مصلحت شود،
پرسش جرم گردد،
و سکوت، امن‌ترین راه بقا؛
تاریخ چهره‌ای تازه از همان فاجعه کهن به خود خواهد گرفت.
این برگ
نه روایت گذشته، که هشدار آینده است:
مبادا چنگیز را در آینه بنگریم و خود را نبینیم.

📕 کتاب : چنگیزخان
✍️ نویسنده : واسیلی یان


https://t.me/Shafaye_Daroon
👍1
Forwarded from شفای درون (M. Mehran)
❤️
تا عهدِ تو دربستم،
عهدِ همه بشکستم
بعد از تو روا باشد،
نقض همه پیمان‌ها

تا خارِ غمِ عشقت،
آویخته در دامن
کوته‌نظری باشد،
رفتن به گلستان‌ها

سعدی


https://t.me/Shafaye_Daroon
مثنوی معنوی - دفتر اول (بیت شماره ۳۴۰۷ تا بیت ۳۴۲۵)

چون صفیری بشنوی از مرغِ حق
ظاهرش را یاد گیری چون سَبَق

وانگهی از خود قیاساتی کُنی
مر خیالِ محض را ذاتی کنی

اصطلاحاتی‌ست مر اَبدال را
که نباشد زان خبر، اَقوال را

مَنطِقُ‌الطَّیری به صوت آموختی
صد قیاس و صد هَوَس افروختی

همچو آن رنجور دلها از تو خَست
کر به پندارِ اصابت گشته مست

کاتبِ آن وحی، زان آوازِ مرغ
برده ظَنّی کو بُوَد همبازِ مرغ

مرغ پرّی زد، مَر او را کور کرد
نَکْ فرو بُردش به قَعرِ مرگ و درد

هین به عکسی یا به ظَنّی هم شما
در میفتید از مقاماتِ سَما

گرچه هاروتید و ماروت و فزون
از همه، بر بامِ نَحنُ الصّافون

بر بدی‌های بَدان رحمت کنید
بر منی و خویش‌بینی کم تَنید

هین مبادا غیرت آید از کمین
سرنگون افتید در قعر زمین

هر دو گفتند ای خدا فرمان توراست
بی امانِ تو امانی خود کجاست؟

این همی گفتند و دلْشان می‌طپید
بد کجا آید ز ما؟ نِعمَ‌العَبید

خارخارِ دو فرشته هم نَهِشت
تا که تخمِ خویش‌بینی را نکشت

پس همی گفتند کِای ارکانیان
بی خبر از پاکیِ روحانیان

ما برین گردون تُتُق‌ها می‌تنیم
بر زمین آییم و شادُروان زنیم

عدل ورزیم و عبادت آوریم
باز هر شب سوی گردون بر پَریم

تا شویم اعجوبهٔ دَورِ زمان
تا نهیم اندر زمین، امن و امان

آن قیاس حال گردون بر زمین
راست ناید فرق دارد در کمین

🔥🔥🔥🔥🔥🔥🔥🔥

بایگانی فایل‌های صوتی مثنوی:
@Masnavi_shamsspirit



☀️ @ShamsSpirit
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from شبهای پاتایا
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اجرای کیهان کلهر در مراسم بزرگداشت بهرام بیضایی

دانشگاه استنفورد - اسفند ۱۴۰۴


🆔 @Shabhaypataya 💯
❤1
Forwarded from قلم بیداری
♻️حیات وحش و نفس های نفیس ؛

فرصتی دست داد تا آدینه روز به یاری محیط بانی و همراهی دوستان به تفرج و صعود همت کنیم.
سحرگاه آدینه راه افتادیم. آهسته آهسته گام بر می داشتیم سکوت مطلق، حاکم بود مهتاب درخشان تر از همیشه می تابید و می رفت تا خود را به غرب برساند ستارگان نیز چشمک زنان گویی که ماه را به نظاره نشسته باشند پهنه آسمان را پر کرده بودند.
پس از ساعتی بالای یک سنگ بزرگ رسیدیم نیم ساعتی نشستیم تا هم آسمان را خوب تماشا کنیم و هم با مهتاب عکسی بگیریم به یادگار ؛
و هم فرصت بدهیم اشعه های خورشید وحوش را از خواب بیدار کند تا ما از فیض دیدنشان بی نصیب نشویم.
ساعت ۵/۳۰ دقیقه راه افتادیم در کمینگاه گله میش و بز ها را دیدیم ...به وجد آمده بودیم اما از ترس آنکه فرار نکنند در سکوت دیدیم و حظ بردیم یک گله حدود بیست و دو بز کوهی...
آنها دور شدند و ما هم به مسیر ادامه دادیم در خط راس کوه چند تا کل و بز دیگر را هم دیدیم.
پس از ساعتی پیمایش به ارتفاع ۲۶۰۰ متری رسیدیم محیط بانی که سوار بر قاطر جلو‌ می رفت اشاره می کرد که بیایید... رفتیم... یک گله قوچ و کل دیدیم با شاخ های بلند منحنی که دو تا از آنها در حال جنگ بودند.
ایستادیم و با دوربین دیدیم و با اشاره به همدیگر نشان می دادیم...
خدای را بسیار شکر کردیم که به واسطه موقعیت جغرافیایی منطقه و همت و تلاش محیط بانان عزیز تعداد قابل توجه و زیادی وحوش در حال زندگی بدور از خطرات بشری بودند.
امنیت وحوش با نظارت و کنترل محیط بانی تامین بود. حتی به ما اجازه نمی دادند بیش از این نزدیک شویم که نکند ترک بردارد چینی دلهای نازک آنها ؛

امید هست و امید...و وجود آدمهایی که شغلشان عشق ورزی است و عشقی را که با خدمت به موجودات دیگر معنا بخشیده اند.
آسمان آبی ، خورشید درخشان ، سکوت مطلق و گاهی صدای پرندگان و پرواز عقاب های سیاه در بلندای صخره های تیغه ای ...همه و همه با آدمی حرف می زدند نه آلاینده ای بود نفس گیر و نه مزاحمی بود دل آزار؛
چشم اندازی بود خاطره انگیز و جانورانی که آزادانه و بدون مزاحمت به این سوی و آن سوی می رفتند و گاهی در افق گم می شدند.
و دشتی که در بالای کوه ،جمعیتی از میش ها را در خود جای داده بود.
دشتی که موقعیت ویژه اش شرایط یک پناه‌گاه امن برای وحوش را فراهم کرده بود.

آزادی چرا ، امنیت حاصل از فداکاری محیط بانان و خواست عمومی در فراهم کردن شرایط حفظ گونه های جانوری امید را می دمد و جامعه به مسیر پر تلاطم خود ادامه می دهد.
می رویم که بهتر بشویم اگر چه سدهای بسیاری برای بهتر شدن ایجاد کرده اند اما امیدوارانه ادامه می دهیم ...
جا دارد از همه محیط بانانی که نه تنها عاشقانه بلکه پدرانه شش دانگ حواسشان را به حفظ و نگهبانی از حیات وحش معطوف داشته اند تشکر و قدردانی کنم.
دست حق یارتان، گامهای تان استوار ، نفس هایتان گرم

#ح_درویشی ۱۴۰۵/۰۶/۰۶
#قلمـبیداری
https://t.me/darvishane49
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بعضی آدم‌ها از کنارمون میرن، اما جای خالیشون هیچ‌وقت پر نمی‌شه.

اگر پدرت هنوز کنارت هست، همین امروز بغلش کن و قدرش رو بدون… و اگر مثل من دلتنگ پدرتی، امیدوارم روح همه پدرهای آسمونی در آرامش باشه. 🤍🕊️

Worldscope Subscribe
گستره جهانی - عضو شوید