1.04K subscribers
83 photos
6 videos
18 files
93 links
کانال برنامه ادبیات جهان

ما با دختران افغانستان رمان و داستان می‌خوانیم و نویسندگی آموزش می‌دهیم. تا به حال بیش‌ از ۲۲۰ دختر در چهار ولایت به طور اوسط ۱۵ اثر ادبی را خوانده‌اند و نوشته‌های‌شان را این‌جا و آن‌جا نشر کرده‌اند.

تماس: @adel_beheshta
Download Telegram
نیلوفر
‎⁨متن_سخنرانی_در_جشن_سه_سالگی_برنامه_ادبیات_جهان⁩.pdf
استاد احسان شریفی. بر روی تخته نوشته‌است: «انسان اشرف مخلوقات است.» این انسان شریف، واقعاً اشرف مخلوقات بود.
Audio
چند روز پیش بخش از نتایج اولیهء پژوهش «حلقه‌های بیت‌خوانی در مناطق روستایی افغانستان؛ گفتگو، مشارکت و مقاومت» را در برنامه ادبیات جهان ارایه کردم. فایل صوتی آن برنامه را این‌جا میگذارم. دوست‌داشتید بشنوید. این مقاله در اوایل سال ۲۰۲۷ در قالب یک کتاب چاپ خواهد شد. فارغ از صحبت پیرامون این مقاله گفتگو در آن جمع برای من بسیار الهام‌بخش بود.
از این پس، تمامی اطلاعیه‌ها و اطلاعات مربوط به برنامه ادبیات جهان به مدت یک ماه، صرفاً از طریق صفحات رسمی ما در اینستاگرام و فیسبوک منتشر خواهد شد.

از شما دعوت می‌کنیم با استفاده از لینک‌ها و بارکد های زیر، صفحات ادبیات جهان را در این دو شبکه اجتماعی دنبال کرده و برای آگاهی و همراهی بیشتر، آن‌ها را با دوستان و آشنایان خود نیز به اشتراک بگذارید.

از حمایت و همراهی تان سپاسگزاریم!


https://www.facebook.com/share/1SrS76akJe/?mibextid=wwXIfr

https://www.instagram.com/worldliteratureprogram?igsh=MTlxcjl5MzBneWxibg%3D%3D&utm_source=qr
درخواست‌نامه‌های مزار و کابل را مرور می‌کنیم و حدود ۷۰ درصد درخواست‌دهندگان جواب‌های‌شان را با هوش مصنوعی نوشته‌اند. به دلیل تنوع پرسش‌ها، متن‌های نوشته‌شده توسط هوش مصنوعی در درخواست‌نامه‌ها برای انسان هم قابل تشخیص است اما اپیکلشن‌هایی مثلی Pangram هم کمک‌کننده است. شاید دوای درد هوش مصنوعی هم هوش مصنوعی باشد.
نیلوفر
Photo
دورهٔ ویژهٔ ادبیات زنان منطقه و جهان به‌زودی آغاز می‌شود.

خوانش دوازده رمان از نویسندگان زنِ فارسی‌زبان به پایان رسیده است و اکنون، در ادامهٔ این دوره، به سراغ چهارده کتاب از نویسندگان زن منطقه و جهان می‌رویم؛ آثاری از ادبیات معاصر و کلاسیک، داستان و جستار.

کتاب‌های این دوره:

۱. اعمال انسانی
هان کانگ — ترجمهٔ سارا مقدم ثابت

۲. من پناهنده نیستم
رضوی عاشور — ترجمهٔ اسماء خواجه‌زاده

۳. نقابی به رنگ آسمان
باسم خندقچی — ترجمهٔ محمدرضا مرعشی‌پور

۴. مرگ و دختر جوان
آریل دورفمن — ترجمهٔ حشمت کامرانی

۵. نوشتن و همین تمام
مارگریت دوراس — ترجمهٔ قاسم روبین

۶. شرم
آنی ارنو — ترجمهٔ بهاره مرادی

۷. زنان کوچک
لوئیزا می آلکات — ترجمهٔ کیوان عبیدی آشتیانی

۸. جین ایر
شارلوت برونته — ترجمهٔ رضا رضایی

۹. آیا ستم‌دیدگان می‌توانند سخن بگویند؟
گایاتری چاکراورتی اسپیواک — ترجمهٔ دکتر هادی طوبک

۱۰. بیروت ۷۵
غاده السمان — ترجمهٔ سمیه آقاجانی

۱۱. کابوس‌های بیروت
غاده السمان — ترجمهٔ احسان موسوی خلخالی

۱۲. آزادی
آرونداتی روی — ترجمهٔ سینا بحیرایی

۱۳. ۱۹۸۴
جورج اورول — ترجمهٔ صالح حسینی

۱۴. سرگذشت ندیمه
مارگارت اتوود — ترجمهٔ سهیل شمسی
صنف نقد داستان کوتاه در تاریخ ۱۹ جون این سال آغاز شد و تا پایان دسامبر، در چهارده جلسه ادامه خواهد داشت.

در این صنف، دختران نویسنده گرد هم می‌آیند تا داستان‌هایشان را بخوانند، بشنوند و از نگاه دقیق و نقادانه به آن‌ها بنگرند؛ تا بیاموزند چگونه یک داستان شکل می‌گیرد، چگونه شخصیت جان می‌گیرد، چگونه روایت پیش می‌رود و چه چیزی یک داستان را از یک روایت معمولی به اثری ماندگار بدل می‌کند.

هر دو هفته، یک داستان از میان نوشته‌های دختران خوانده و با همراهی استاد عبدالواحد رفیعی و استاد بتول حیدری بررسی و نقد می‌شود. در جلسه‌ی بعد، به سراغ داستانی از یکی از نویسندگان برجسته‌ی ادبیات می‌رویم؛ داستانی که معیار و چشم‌اندازی برای دیدنِ بهترِ روایت، زبان و عناصر داستانی باشد.

این رفت‌وآمد میان نوشتن و خواندن، آفرینش و نقد، تجربه و ادبیات، سفری‌ست برای ساختن نگاه؛ نگاهی که به دختران کمک می‌کند نه‌تنها داستان‌های خود را بهتر بنویسند، بلکه داستان را عمیق‌تر ببینند.

این صنف هر دو هفته، روزهای جمعه برگزار می‌شود و هر جلسه یک‌ونیم ساعت ادامه دارد.
‎⁨زندگی_در_جنگ_و_زندگی_در_فرار_از_جنگ⁩.pdf
855.5 KB
چهارمین گفتگو از هشت گفتگوی ویژه‌نامه، روایتی زیبا و خواندنی از ز. نبی‌زاده

به فکر فرو رفت، انگار جنگ و خاطرات تلخش را در ذهن مرور می کرد. با یک آه سرد و صدای گرفته از غم پاســخ داد.«ای دخترم! خدا او روز ها را چپ ببره. هفت کوه ســیاه در میانش. اجل نامده بود اگر نه... ما یک ســال تمام در فرار بودیم. از یک منطقه به منطقه ی دیگر. تا که شــوروی شکســت خورد. اولین بار که قوه آمد و جنگ شــد، زمستان بود و برف هم یک قد آدم. طیاره ها از بالا فیر می کردند و تانک ها از سر کوه. مرمی بود که مثلی ستاره در آسمان می بارید. صدای تکبیر و هورا بود که ترس را به دل آدم جا می داد. پدر و برادر های کلانم در سنگر رفتند. پدرم برای مادرم گفت: «تمام خانه و اهل خانه ره اول به خدا و دوم به تو می ســپارم. اگر جنگ شــدت گرفت از اینجه فرار کنین به جای امن». فردایش جنگ زیاد شد و مادرم تصمیم گرفت تا فرار کنیم و به همه گفت «کالا های گرم بپوشین، هر چه قدر کالا دارین سر ده سر بپوشین تا یخ نزنه». 

بیشتر بخوانید…