1.06K subscribers
83 photos
6 videos
18 files
94 links
کانال برنامه ادبیات جهان

ما با دختران افغانستان رمان و داستان می‌خوانیم و نویسندگی آموزش می‌دهیم. تا به حال بیش‌ از ۲۲۰ دختر در چهار ولایت به طور اوسط ۱۵ اثر ادبی را خوانده‌اند و نوشته‌های‌شان را این‌جا و آن‌جا نشر کرده‌اند.

تماس: @adel_beheshta
Download Telegram
…بابا! ته به یاد لرې چې تا تل ماته د "بابا داکتره" ویل؟ همیشه دې هڅه کوله چې زه زده کړې وکړم او پرمختګ وکړم. منګر، زه اوس پوهیږم، زه داکتره نه یم... زه مور شوم، د … د کور شایست شوم، او اوس درې کاله کېږي د زوی می په غیږ کې اخلم، د دې شایسته بارخوګانو څخه چې پخپل ځان کار کوم. پوهیږم، بابا، هر وخت چې زه امی زړۀ مې توریږي. د نارینه زوی او ستا د لنګوټې څخه لا کرکه لرم. تل فکر کوم چې نارینه شاید په خپل ذات کې طالب وي. د بازار، د شفاخانه، او حتی د مسجد ملاګانو څخه ډیر وېرېږم.

از قندهار
Forwarded from Aasoo - آسو
وقتی زنانِ ادبیات بازمی‌گردند
آندرئا آگوئیلار

«اما امروز شاهد نوعی بازگشت‌ایم. نام‌هایی فراموش‌شده دوباره مطرح شده‌اند و نوشته‌هایشام بازنشر می‌شود. اقبال زیادی به آثارشان می‌بینیم که نوعی بازآراییِ حافظه‌ی ادبی و بازخوانیِ یک قرن ادبیات آمریکای لاتین با نگاهی تازه است. 
اما نویسندگان حذف‌شده چه کسانی بودند؟ چرا روایت‌ها و تجربه‌های ادبیِ آن‌ها را نادیده می‌گرفتند؟ ادبیات زنان آمریکای لاتین چگونه، در سکوت یا تبعید، زبان‌ و روایتی دیگر برای ثبت تاریخ، حافظه، خشونت و جهان فردی و خصوصی خلق کرده است؟ »

@NashrAasoo 💭
نیلوفر
Photo
یادآوری: این برنامه امشب برگزار می‌شود.
این کتاب را به عنوان یک رسالت زنانه بخوانید.
برای سومین بار دارم «قلعه حیوانات» را می‌خوانم؛ اولین رمان زندگی‌ام. اولین کتابی که کتاب‌خوانم کرد، اولین کتابی که هدیه گرفتم و اولین مواجهه‌ام با کتاب خوب. سال‌ها پیش برای نخستین بار خواندمش، یک سال پیش بازخوانی‌اش کردم و حالا دوباره به سراغش آمده‌ام.
سرگردانی او روزا .pdf
375.1 KB
هشت گفتگو هزار زندگی

گفتگوهایی که از این به بعد اینجا نشر خواهد شد، ستون اول ویژه‌نامه‌ی است و تصویر زنده‌ای از زن و زندگی در جنگ به دست می‌دهد. این گفتگو‌ها گرچه در عدد، هشت استند ولی در عمل، شمایل زندگی هزاران زنی اند که طعمه‌ی توحش جنگ شدند ولی سرگذشت‌شان نه در تاریخ مذکر افغانستان و نه در ادبیات جنگ جایی نیافتند. این گفتگوها در واقع حکم صدای نحیف ولی ماندگار آن زن از میدان وردک و امثال او را دارد که باری گفته‌بود می‌خواهد صلح را تجربه کند تا ببیند که صلح اصلاً چه چیزیست، چرا که «او بیست‌ویک سال عمر داشت و همه‌ی این بیست‌ویک سال در جنگ سپری شده‌بود» که «ما تمام زندگی‌مان را در غم می‌گذرانیم» که «جنگ تمام هستی ما را نابود کرده‌ است».