یه جمله توی کـتاب ملت عشـق بود که میگفت :
« نمیدانـم چرا آدمـیزاد تمایل دارد ,وقـتی چیزی را درک نمیکـنند بدیاش را بگـوید! »
« نمیدانـم چرا آدمـیزاد تمایل دارد ,وقـتی چیزی را درک نمیکـنند بدیاش را بگـوید! »
صبور باشید دوستان پاییز میاد بارون میاد هوا خنک میشه مردم خوش تیپ و خوش اخلاق میشن هات چاکلت پیاده روی ، هودی درست میشه این وضع اینجوری نمیمونه:)))))))
با کوچکترین بیمهری در خود فرو میریزم و به غمی تسکینناپذیر دچار میشوم؛ چیزی در من شکسته که تعمیر نخواهد شد...
وسط کوچه ی
هشتم
یه جایی اون وسطا دم در قرمزه
یه نایلون کشیدم زیرم
با همون آلستارای قرمز و پیراهن سبزه
نشستم و زل زدم ب ته این کوچه
چی میشع تش؟
چیه اونور این دیوارا و خونه ها؟
قراره چی ب سر این آدم بیاد؟
کوچه تاریکه
تنگه
خفه اس
ولی باید پاشم.
پاشم و تا تهشو برم ک اگه همینطوری بشینم یه روز یه جا تو یه ساعت
دوباره قراره با اون چشا روبهرو شم
تو همون کوچه ای ک یه روز باهاشون خدافظی کرده بودم::)
و این واسه آدمی ک همیشه از همه چی فرار میکنع مث یه روبه رویی میمونه
واسه ی پسر بچه ک وابسته مامانشِ مث فوت مامانبزرگ میمونه ک حالا باید چند روز و پیش باباش تنها بگذرونه ک مامان بره مراسم مامانبزرگ..
واسه یه دختر بچه بابایی مث فوت بابا تو روز شنبه بعد از برگشتن از مدرسه.
واسه یه مادر مث مریض شدن بچه اش.
واسه یه دوست، مث داشتن یه دوست دیگه برا دوستش.
واسه یه عاشق مث دوراهی عقل و دل...
و واسه من مث حس عاشق شدن ک هیچوقت نمیخواستم گردنش بگیرم.")
هشتم
یه جایی اون وسطا دم در قرمزه
یه نایلون کشیدم زیرم
با همون آلستارای قرمز و پیراهن سبزه
نشستم و زل زدم ب ته این کوچه
چی میشع تش؟
چیه اونور این دیوارا و خونه ها؟
قراره چی ب سر این آدم بیاد؟
کوچه تاریکه
تنگه
خفه اس
ولی باید پاشم.
پاشم و تا تهشو برم ک اگه همینطوری بشینم یه روز یه جا تو یه ساعت
دوباره قراره با اون چشا روبهرو شم
تو همون کوچه ای ک یه روز باهاشون خدافظی کرده بودم::)
و این واسه آدمی ک همیشه از همه چی فرار میکنع مث یه روبه رویی میمونه
واسه ی پسر بچه ک وابسته مامانشِ مث فوت مامانبزرگ میمونه ک حالا باید چند روز و پیش باباش تنها بگذرونه ک مامان بره مراسم مامانبزرگ..
واسه یه دختر بچه بابایی مث فوت بابا تو روز شنبه بعد از برگشتن از مدرسه.
واسه یه مادر مث مریض شدن بچه اش.
واسه یه دوست، مث داشتن یه دوست دیگه برا دوستش.
واسه یه عاشق مث دوراهی عقل و دل...
و واسه من مث حس عاشق شدن ک هیچوقت نمیخواستم گردنش بگیرم.")
💔3
از کسایی که برای خودشون و روابطشون حد و مرز قائلن و تو اضافه کردن آدمای جدید به زندگیشون خساست به خرج میدن خوشم میاد.
اینا متوجه شدن که
ادم کمتر=کیفیت بیشتر=زندگی بهتر
اینا متوجه شدن که
ادم کمتر=کیفیت بیشتر=زندگی بهتر
👍4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📽Don’t Worry Darling
وقتی نابینا درمان میشه، اولین چیزی که میشکنه عصاشه…
بله واقعیت اینه دنیا پر از آدمای کم حافظهایه که یادشون میره تو روزهای سخت کی کنارشون بوده؛
محبتِ زیادی همیشه آدمارو خراب میکنه…
وقتی نابینا درمان میشه، اولین چیزی که میشکنه عصاشه…
بله واقعیت اینه دنیا پر از آدمای کم حافظهایه که یادشون میره تو روزهای سخت کی کنارشون بوده؛
محبتِ زیادی همیشه آدمارو خراب میکنه…
💔3
اونجا که حافظ میگه:
«دیدی که یار جز سر جور و ستم نداشت...»
بخش غمگینش جور و ستم یار نیست، اینه که داره با خودش حرف میزنه، یعنی کسی رو نداره که حرفش رو بگه بهش :)
«دیدی که یار جز سر جور و ستم نداشت...»
بخش غمگینش جور و ستم یار نیست، اینه که داره با خودش حرف میزنه، یعنی کسی رو نداره که حرفش رو بگه بهش :)
💔3
عزیزم، یک روزی باید مسئولیت این زندگی کوفتی رو به عهده بگیری. بابام فلان بوده، مامانم فلان بوده، جامعه فلان بوده، به هیچجای هیچکس نیست، چندسال هستی توی این دنیای کوفتی، پس مسئولیت رو بپذیر، دنبال مقصر نباش و از این لعنتی یک چیزی بساز که کسی باورش نشه از کجا اومدی و به کجا رسیدی.
💔4
تو گوشی قدیمیم دنبال یه شماره میگشتم دیدم آخرین پیامی که بهش دادم این بود که : «انقدر حالم بده دلم که میخواد بمیرم»
جالب اینجا بود هرچی فکر کردم یادم نیومد بابت چی انقد ناراحت بودم.
روزای سخت رو انقد جدی نگیرید.
یه روزی میاد اصلا حتی دلیلشم یادتون نیست…
جالب اینجا بود هرچی فکر کردم یادم نیومد بابت چی انقد ناراحت بودم.
روزای سخت رو انقد جدی نگیرید.
یه روزی میاد اصلا حتی دلیلشم یادتون نیست…
❤3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بذارید یه حقیقتی رو براتون روشن کنم؛
مقصدی وجود نداره همش مسيره!
از مسیر زندگی لذت ببرید...
مقصدی وجود نداره همش مسيره!
از مسیر زندگی لذت ببرید...
❤3👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پسرای زیادی ممکنه برات گل بیارن، ولی یه روزی با پسری آشنا میشی که اسم گل مورد علاقت رو میفهمه، اسم آهنگ مورد علاقت رو میفهمه، اسم شیرینی مورد علاقت رو میفهمه. اونوقت حتی اگر انقدر فقیر باشه که نتونه این چیزا رو برات فراهم کنه، اصلا اهمیتی برات نداره، چون برعکس بقیه واست وقت گذاشته تا این چیزا رو بفهمه. فقط همچین پسری میتونه قلبتو به دست بیاره♥️
❤5