من خسته و پاره نمیرسم خونه که برای تو چایی و میوه بذارم فامیل عزیز، پس خودت رو بیدعوت مهمون نکن.
😭32❤2
یه افسانه هست که میگه: "اگه کسی به دلت نشست، حتما در باطنش یه چیزی هست که صدات کرده یا صداش کردی. اون چیز از جنس توئه و تو انگار سال هاست که میشناسیش." فکر میکنم سالهاست میشناسمت.
❤20😭2
Bemoon Ba Man (Ft Koorosh)
Arta
0:50 بیا پس بمون با من. بزن حرف خوب بازم در گوشامم. دارم من به بوت عادت. بیا پس بمون با من.
❤14😭1
POV:
یه نفر: شنیدم خیلی ساکت و آرومی.
من: اون یکی سایدم رو دیدی؟
یه نفر: شنیدم خیلی ساکت و آرومی.
من: اون یکی سایدم رو دیدی؟
😭27❤3
جات خالیه. نه جات خالیهی تعارفی. اینکه دور و برم رو نگاه میکنم و میخوام باهات حرف بزنم ولی نیستی، جات خالیه.
😭27❤2
یه (J): پاشو اتاق رو تمیز کن، عصابم بهم میریزه وقتی شلوغه.
یه (P): بهتره عصابت رو تمیز کنی.
یه (P): بهتره عصابت رو تمیز کنی.
😭86❤2
"من و جونگکوکی همیشه با هم سرزنش شدیم اما هیچوقت با هم دعوا نکردیم."
😭24❤1
شهر شلوغه، گوشه و کنار خیابونها ماهی قرمز و تخممرغهای رنگی چیده شدن. آدمها با لبخند از فروشگاه خارج میشن و به خریدهاشون نگاه میکنن. جلوی بانکها برای خرید اسکناس نو صف تشکیل شده. ربان قرمز دور سبزهها میزنه توی چشمم. نقاشی کردن روی تخم مرغ منو یاد بچگیهام میندازه. شکوفهها کمکم دارن باز میشن. هوای بهاری داره نزدیک میشه و حس میکنم این روزها بیشتر خوابم میاد. اسفند عزیزم، امسال هم تو رو از همهی ماهها بیشتر دوست داشتم. چهار صد و سه، زودتر از راه برس خیلی وقته منتظرتم.
❤13😭2
این فکر رو بریز دور که هیچ کاری نکردی.
تو کار خیلی مهمی انجام دادی، تو زندگی
کردی! صدبار افتادی، صدبار بلند شدی.
صدبار شکست خوردی، صدبار ترمیم
کردی. صدبار اشک ریختی، صدبار اشک
خودت رو پاک کردی. تو سختترین کار
دنیا رو کردی و میکنی؛ تو داری زندگی
میکنی.
تو کار خیلی مهمی انجام دادی، تو زندگی
کردی! صدبار افتادی، صدبار بلند شدی.
صدبار شکست خوردی، صدبار ترمیم
کردی. صدبار اشک ریختی، صدبار اشک
خودت رو پاک کردی. تو سختترین کار
دنیا رو کردی و میکنی؛ تو داری زندگی
میکنی.
😭18❤7
زیاد دوست ندارم گوینده باشم ولی تو حرف بزن. تو به جای همه حرف بزن. من میخوام ساعتها پای حرفهات حتی عجیبترینهاشون بشینم و خسته نشم. میخوام وقتی باهام حرف میزنی احساس راحتی داشته باشی. میخوام وقتی کنارمی از حرف زدن نترسی. میخوام به شلوغیهای توی سرت گوش بدم و با لبخند نگاهت کنم. میخوام وقتی به خودت میای نفس عمیق بکشی و بگی "چقدر حرف زدم!". میخوام وقتی کنارمی گذر ساعت رو حس نکنی و برعکس، میخوام وقتی پیشم نیستی با خودت بگی "دلم برای حرف زدن باهاش تنگ شده."
😭27❤2
شادی شکستن قلک پول، وحشت کم شدن سکه عیدی از شمردن زیاد، بوی اسکناس تا نخورده لای کتاب، شوق یک خیز بلند از روی بتههای نور، برق کفش جفت شده تو گنجهها، ترس ناتموم گذاشتن جریمههای عید مدرسه، با اینا، زمستونو سر میکنم؛ با اینا، خستگیمو در میکنم.
😭13❤3