#فکت:
قو پرنده زیباییست که به سبب تک همسری در طول عمر خود، به سمبل عشق و وفاداری در بسیاری از فرهنگها تبدیل شده است.
نکته متمایز کننده این دسته از غازیان این است که آنها، در مورد مرگ خود آگاهی دارند!
قوها در طول عمر خود هیچ صدایی تولید نمیکنند، و تنها در نزدیکی لحظات مرگشان، به محل اولین جفتگیری، در گوشهای دنج پناه برده و آوازی زیبا را به عنوان اختتامیه عمرشان، عاشقانه میخوانند، و با اتمام آواز جانشان را از دست میدهند.
این "آواز قو" به معنای آخرین دقایق عمرشان است.
قو پرنده زیباییست که به سبب تک همسری در طول عمر خود، به سمبل عشق و وفاداری در بسیاری از فرهنگها تبدیل شده است.
نکته متمایز کننده این دسته از غازیان این است که آنها، در مورد مرگ خود آگاهی دارند!
قوها در طول عمر خود هیچ صدایی تولید نمیکنند، و تنها در نزدیکی لحظات مرگشان، به محل اولین جفتگیری، در گوشهای دنج پناه برده و آوازی زیبا را به عنوان اختتامیه عمرشان، عاشقانه میخوانند، و با اتمام آواز جانشان را از دست میدهند.
این "آواز قو" به معنای آخرین دقایق عمرشان است.
❤12😭2
Habib-Marge Ghoo-
Telegram : @Nostalzhikmusic
شب مرگ تنها نشیند به موجی
رود گوشهای دور و تنها بمیرد
در آن گوشه چندان غزل خواند آن شب
که خود در میان غزلها بمیرد
چو روزی ز آغوش دریا برآمد
شبی هم در آغوش دریا بمیرد
تو دریای من بودی آغوش وا کن
که میخواهد این قوی زیبا بمیرد
رود گوشهای دور و تنها بمیرد
در آن گوشه چندان غزل خواند آن شب
که خود در میان غزلها بمیرد
چو روزی ز آغوش دریا برآمد
شبی هم در آغوش دریا بمیرد
تو دریای من بودی آغوش وا کن
که میخواهد این قوی زیبا بمیرد
❤7😭1
#نیاز_دارم:
ساعت سه صبح، موتور رو روشن کنم
تو تاریکی هوا بزنم به دل جاده
باد خنک بزنه تو صورتم
گاز بدم گاز بدم گاز بدم
تا جایی که چشمهام
جز یه تصویر تار هیچی نبینه
تا جایی که دیگه
چیزی حس نکنم، نکنم، نکنم.
ساعت سه صبح، موتور رو روشن کنم
تو تاریکی هوا بزنم به دل جاده
باد خنک بزنه تو صورتم
گاز بدم گاز بدم گاز بدم
تا جایی که چشمهام
جز یه تصویر تار هیچی نبینه
تا جایی که دیگه
چیزی حس نکنم، نکنم، نکنم.
❤7😭1
[MV] (미스터미스터) _ Do you feel me
@moozikestan_bot
•🖤✨•
I want the girl that’s you
You’re the last piece of the puzzle
I’m not your typical guy
you know what?
I can make youtop top top girl !!
I want the girl that’s you
You’re the last piece of the puzzle
I’m not your typical guy
you know what?
I can make you
❤3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#فکت:
از مومنتهای تهکوک سیر نمیشم، حتی اگر برای بار هزارم ببینمشون.
از مومنتهای تهکوک سیر نمیشم، حتی اگر برای بار هزارم ببینمشون.
❤15😭2
یه قطعهای ساخته شده، که برای من حکم زندگی داره، و این روزها به شدت منو دچار خودش کرده، فقط وقتهایی به این قطعه گوش میدم که انگار روحم تسلیم شده.
در سراسر این قطعه عواطف، به شکل موسیقی نواخته شدند.
"غم" اولین حسی هست که در ابتدا بهش پرداخته شده، شروعی حماسه انگیز که در عرض چندثانیه به خاک میشینه و درد تنهایی و بیپناهی یک نفر رو به تصویر میکشه.
"عشق" دومین حسی هست که نواخته میشه، شروعی آروم اما با اوجی که به تدریج اتفاق میافته که از گله و شکایت یک فرد از زندگیش، برای تنها پناهگاه امنش روایت میکنه. حس آغوش گرمی که بهت یادآوری میکنه حداقل یک نفر در این جهان، قلبش برای تو میتپه، حس دستهای گرمی که لابهلای موهات حرکت میکنه و برای آرامشِ هر چه بیشترِ تو، بوسههای شفابخشی به روش مینشونه و در آخر با چشمهایی که برای تو بارونی شدن بهت میگه «چیزی نیست، من اینجام... برای تو.»
"آمیختگی" آخرین حسی هست که قطعه با نواختنش به پایان میرسه. این لحظه بیشتر شبیه به آرامش، بعد از پیدا کردن یک گمشدهست. انگار بعد از سالهای طولانی جنگ، حالا به خونه برگشته. حس آمیختگی دو روح، و در نهایت یکی شدنشون و پایانی که تا ابد موندگاره...
در سراسر این قطعه عواطف، به شکل موسیقی نواخته شدند.
"غم" اولین حسی هست که در ابتدا بهش پرداخته شده، شروعی حماسه انگیز که در عرض چندثانیه به خاک میشینه و درد تنهایی و بیپناهی یک نفر رو به تصویر میکشه.
"عشق" دومین حسی هست که نواخته میشه، شروعی آروم اما با اوجی که به تدریج اتفاق میافته که از گله و شکایت یک فرد از زندگیش، برای تنها پناهگاه امنش روایت میکنه. حس آغوش گرمی که بهت یادآوری میکنه حداقل یک نفر در این جهان، قلبش برای تو میتپه، حس دستهای گرمی که لابهلای موهات حرکت میکنه و برای آرامشِ هر چه بیشترِ تو، بوسههای شفابخشی به روش مینشونه و در آخر با چشمهایی که برای تو بارونی شدن بهت میگه «چیزی نیست، من اینجام... برای تو.»
"آمیختگی" آخرین حسی هست که قطعه با نواختنش به پایان میرسه. این لحظه بیشتر شبیه به آرامش، بعد از پیدا کردن یک گمشدهست. انگار بعد از سالهای طولانی جنگ، حالا به خونه برگشته. حس آمیختگی دو روح، و در نهایت یکی شدنشون و پایانی که تا ابد موندگاره...
❤5😭1