𝟷%
فکر کن انقدر دلتنگ دوست پسرت، کسی که بهت نزدیکترینه باشی که بشینی لایو قبلیش رو ببینی، چون فقط ازت دوره.
قلبم مچاله شده. بذارید بمیرم و اشک بریزم.
😭16❤2
نمیدونم برای شما هم عجیبه یا نه، ولی مدل خانوادهی ما در عین سادگی، کمیابه. مثلاً به خانوادم گفتم تست امبیتیآی بدن و نتیجه واقعاً کیوت شد. چرا؟ چون من و بابام F شدیم و آتی و مادرم T. بعد فکر کردم و دیدم واقعاً همینطوره، برای مثال وقتی چهارنفره فیلم میبینیم و سکانس غمگین میشه، من و بابام داریم تقلا میکنیم اشکمون نریزه و خواهر و مادرم فقط ناراحت میشن. خلاصه که "پسر کو ندارد نشان از پدر."
❤16😭3
من واقعاً زورم زیاد نیست ولی هر چیزی رو میخوام درست کنم میشکنمش. مثلاً قفل دستبند و گردنبند آتی رو اومدم باز کنم، شکست. رفتم طناب ببندم دور یه میله، طنابه پاره شد. با گردو شکن فلزی اومدم گردو بشکنم، دستهی گردوشکن شکست. و الان مادرم اینطوریه که اگه میخواین چیزی سالم بمونه دست مبین ندین؛ منظورت چیه زن؟ مشکل از من نیست، مشکل از اوناست.
😭17❤2🕊2
تو که بیای، خیلی کارها هست که باید انجام بدیم. مثلاً وقتی پاهامون از شدت خستگی درد گرفت، روی لبهی جدول میشینیم و دلستر مینوشیم. وقتی میخوام برم موهام رو کوتاه کنم، باهام میای و از قبل و بعدم فیلم میگیری. وقتی میخوای اسنپ بگیری و سریع برسی خونه تا استراحت کنی، میام دنبالت و بهت میگم بلوتوثت رو روشن کن و آهنگ بذار. وقتی میخوای لباس بخری کمکت میکنم تا بتونی راحتتر انتخاب کنی چون سلیقهام رو قبول داری. وقتی میخوام پروژه جدید بگیرم و استرس دارم، دستت رو میبری لای موهام و توی چشمهام زل میزنی و بهم میگی تو از پسش برمیای، من باورت دارم. وقتی خونهایم برات آشپزی میکنم و تو کنارم میرقصی. وقتی میخوایم کنار هم وقت بگذرونیم، یه فیلم درام انتخاب میکنم تا باهم گریه کنیم بدون اینکه خجالت بکشیم. وقتی با صدای بلند آواز میخونی بدون اینکه قضاوتت کنم، همراهیت میکنم تا همسایهها از دستمون روانی شن. وقتی میخوای طرح ناخنهات رو عوض کنی، برات چندتا مدل میفرستم و بهت میگم اینا هم خوشگلن، عزیزم. وقتی دعوامون میشه، من زودتر کوتاه میام و بهت پیام میدم؛ اما میخندم چون بهمحض ارسالش سین میخوره. وقتی اولین برف بارید، پالتوهای همرنگمون رو میپوشیم و هزارتا عکس از خودمون میگیریم؛ کی میدونه شاید با بقیه هم به اشتراک گذاشتیم؟
😭15❤3
بنوویاج 2016 چرا انقدر مومنت داره؟ هی نگاه میکنم هی بیشتر نمیتونم انتخاب کنم کدوم رو بنویسم.
😭23❤2🕊2
یه نقاشی کشیدم، به آتی که نشونش دادم؛ گفت ولی تو نقاشیت خوب نبود، الان خیلی بهتر شده. دیدم راست میگه، من از سال نهم به بعد که دیگه تو مدرسه نقاشی نداشتیم، نقاشی نکشیدم. با اینکه نقاشیامم اونموقع بد نبود، ولی انگار دیگه دستم به کشیدن نمیرفت. خلاصه حرفش باعث شد به این فکر کنم من توی زندگیم خیلی چیزها رو امتحان کردم، نه اونقدر حرفهای ولی امتحانشون کردم. مثلاً من با آکرلیک روی بوم نقاشی کشیدم، کمربند آبی تکواندو دارم، مسابقات شنای مدرسه شرکت کردم، سه ماه دوندهی دوی سرعت بودم، مدتی پیانو یاد گرفتم، مدتی گیتار رو امتحان کردم، دوسال والیبال کار کردم، موقع انتخاب رشتهی دهم، تست اولویت بندیم اولیش ریاضی شد دومیش فنی حرفهای؛ برای همین، ربات هم ساختم. تیراندازی با تفنگ بادی و تپانچه هم کار کردم و به مسابقات دعوت شدم. به سنگ تراشی و معرق کاری هم علاقه دارم، احتمالاً در آینده یه کارگاه بزنم. مکانیکی رو هم برای علاقهام انجام بدم. همهی اینها درحالیه که من یه مهندس کامپیوترم که نویسندگی هم میکنه. انگار بخشهایی توی وجودم هست که به خیلی چیزها علاقه منده و دوست داره هرکاری رو امتحان کنه. نمیتونم توی زندگیم به یک چیز بسنده کنم، چون روحم فقط به یک چیز متعلق نیست. فکر میکنم اینطوری بودنم رو دوست دارم.
❤28😭3
I miss you @BTS.
😭8❤2
Hidden Chat
پسری که فیکشن مینویسه>>>>> بهترین پسر روی کرهی خاکی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
❤4
مردم نياز دارن كه از طرف يكی ديگه بهشون گفته بشه كه، لياقت زنده بودن رو دارن وگرنه نمیتونن ادامه بدن.
-Bangou stray dogs
-Bangou stray dogs
❤24😭2
از تو فقط یه دونه هست و تو تکرار نمیشی؛ باید بدونی که باارزشی. حتی اگه هیچکاری هم انجام ندی، فقط بودنت کافیه.
🕊21😭2