خونهی مادربزرگمم؛ همینطوری خیاری دراز کشیدیم.
همهجا ساکت بود، یهو خیلی جدی برگشتم گفتم:
خنده بر لب میزنم تا کس نداند راز من
ورنه این دنیا که ما دیدیم، خندیدن نداشت.
چندثانیه بعد مادربزرگم در حالی که چشمهاش بسته بود، با لحن خنثیای گفت:
-مرسی.
در اون لحظه بود که هممون از خنده پاره شدیم. درسته من به خوبی قهوهای شدم؛ اما همون یه کلمه تونست برای چند دقیقه خوشحالمون کنه.
پس پند امروز؛ بیدلیل خل و دیوونه باشید.
همهجا ساکت بود، یهو خیلی جدی برگشتم گفتم:
خنده بر لب میزنم تا کس نداند راز من
ورنه این دنیا که ما دیدیم، خندیدن نداشت.
چندثانیه بعد مادربزرگم در حالی که چشمهاش بسته بود، با لحن خنثیای گفت:
-مرسی.
در اون لحظه بود که هممون از خنده پاره شدیم. درسته من به خوبی قهوهای شدم؛ اما همون یه کلمه تونست برای چند دقیقه خوشحالمون کنه.
پس پند امروز؛ بیدلیل خل و دیوونه باشید.
🍾21🤣6❤1
رانندههای اسنپ عجیب شدن. داشتم با یکیشون میومدم، تم ماشینش بهکل قرمز بود و خب پرسپولیسی تیر. عصبی و مشوش بود، ناخونهاشو هی میجویید. کار یکی دو روز نبود انگار چندسالی میشد که این عادت رو داشته. زیر ناخونهاش سیاه بود شاید یه کار فنی هم میکنه. ماشینش زیادی تمیز بود، دست فرمونش خوب بود؛ پس شاید مکانیکی داره.
با اعتماد به نفس به همهچیز نگاه میکرد، به عابرها خیره میشد و دقیقاً نوک پاشون ترمز میزد، انگار برای کشتنشون هیچ عبایی نداشت و فقط محض رحمکردن بهشون نمیکشتشون.
با خودش حرف میزد، روی دستهاش جای زخمهای ریز مثل نیشگونگرفتنِ محکم بود.
بهش نگاه میکردم، پشت چراغ قرمز چندتا تار موی دستش رو کند و از پنجره انداخت بیرون.
درونگرا بود، انگار حرفهاش رو حفظ کرده باشه، فقط تکرار میکرد. هیچ حسی پشت حرفهاش نبود. انگار اسنپ براش یه تراپی بود؛ یه تراپی کثیف.
با اعتماد به نفس به همهچیز نگاه میکرد، به عابرها خیره میشد و دقیقاً نوک پاشون ترمز میزد، انگار برای کشتنشون هیچ عبایی نداشت و فقط محض رحمکردن بهشون نمیکشتشون.
با خودش حرف میزد، روی دستهاش جای زخمهای ریز مثل نیشگونگرفتنِ محکم بود.
بهش نگاه میکردم، پشت چراغ قرمز چندتا تار موی دستش رو کند و از پنجره انداخت بیرون.
درونگرا بود، انگار حرفهاش رو حفظ کرده باشه، فقط تکرار میکرد. هیچ حسی پشت حرفهاش نبود. انگار اسنپ براش یه تراپی بود؛ یه تراپی کثیف.
🌚18❤1
از آدمها بت نسازید! این خیانت است.
هم به خودتان، هم به خودشان. خدایی میشوند که؛ خداییکردن نمیدانند!
و شما در آخر میشوید، سر تا پا کافر خدای خود ساخته.
-نیچه
هم به خودتان، هم به خودشان. خدایی میشوند که؛ خداییکردن نمیدانند!
و شما در آخر میشوید، سر تا پا کافر خدای خود ساخته.
-نیچه
❤11
داشتم فکر میکردم اگه این ایمجینهایی که از تهکوک میبینیم واقعی بشه چی؟ جدی زندگیم تا ابد خوشگل میشه.
😭16
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
_تو باز هم تموم زندگیت رو به مهربونیت باختی جئون!
_تو دست روی قلبم گذاشتی، این بخشش نداره!
#Lovemeifyoudare
_تو دست روی قلبم گذاشتی، این بخشش نداره!
#Lovemeifyoudare
🔥12
دارم فکر میکنم عکاس چهجوری طاقت آورده، پانشده صورتش رو بچلونه بعدش کولش کنه بندازتش تو آب؟
🔥13😭3❤1🕊1