همه گفتن "پسره چه خجالتیه، اصلاً شیطنت نمیکنه." دختره لبخندش رو پنهون کرد، فقط اون میدونست پسره چقدر دیوونهست.
😭96❤6
میگن کادوی تولدمه، نمیدونن خودشون برگ برندهی این روزهای منن.
😭97❤13
چون امروز واسم تبدیل به روز خاصی شده که قرار نیست فراموشش کنم، یهکم شلوغ میخوام بکنم. اجازه هست؟
❤82😭8
Les Muses: Taylor
Jackson Mullane
چون که گفت این بیکلام، "الهههای الهام" هست؛ و این الههها هرکدوم الهامبخش یک هنر بودن. و برای اون، من یکی از اونها بهنظر میرسم.
❤63😭3
دیشب که نتونستم بخوابم و بلند شدم، با حجمی از پیامها روبرو شدم که برای چند دقیقهی طولانی گیجم کرده بود. انفجار احساسی برای مدتی با من بود. با خودم فکر میکردم که "چه کاری انجام دادم که لایقشم؟"، "چطور میتونم قدردان باشم؟" و "چجوری انقدر خوب منو بلدن؟" نمیدونم از پارسال تا امسال چقدر تغییر کردم؛ اما این رو میدونم که نسبت به دیروزم آدم خوشبختتریام فقط بهخاطر حضور آدمهایی که برام اند مرام، اند معرفت و اند رفاقتن. این جایی بدتر شد که دیدم واسم پلیلیست درست کردن با آهنگهایی که از نظرشون وایب من رو میده، و من اونقدر حسودم که پلیلیست ورژن ایرانیام رو برای خودم نگه میدارم. مقدار زیادی گریه. یادمه تا پارسال سهتا آرزو داشتم و امسال تبدیل شد به یکی، که این رو مدیون شماهام. نمیدونم تا کی کنار همیم؛ ولی میخوام روزهای خوشگلتری کنار هم بسازیم با مقدار زیادی خنده.
😭79❤10
من هنوز هم خودم رو بابت خیلی چیزها سرزنش میکنم. بابت کلماتی که کمتر درموردشون فکر کردم و بعد به زبون آوردم. بابت تصمیمهایی که باید بیشتر درموردشون صبوری میکردم. بابت واکنشهایی که باید سنجیدهتر ابراز میشدن. این احساس برام سنگینه و نمیدونم تا کی با منه؛ اما این رو فهمیدم که میتونم جلوی اشتباهاتم رو بگیرم، میتونم تغییر کنم، میتونم هر روز کمی از نقصهام رو برطرف کنم. من کامل نیستم و نمیتونم باشم؛ امیدوارم یک روز بتونم بپذیرمش.
😭65❤6
دارم یه کاری با بدنم میکنم که مامانم نگرانه غول نشم؛ در صورتی که هدفم همینه. مقدار زیادی خنده.
😭81
وقتی هيچ چيز ديگهای ندارم، سعی میکنم به روياها پناه ببرم؛ مثل بچههای کوچیک.
-The Road
-The Road
😭55❤10