چایی تازه دم یه مزهی دیگه داره، آهنگ مورد علاقهام دوباره داره عاشقم میکنه، گرما اذیتم نمیکنه، بیخوابی دیگه روی نروم نیست، چرا؟چون تیکههای گمشدهی پازلم برگشتن سرجاشون.
😭89❤8
خیلی حرفه تو بخوای هم سر به تن خودی نباشه، هم غیر خودی. ایرانی بودن یعنی همین.
❤73😭22
همیشه توی تاریخ خونده بودم، توی فیلمها دیده بودم یا نهایتاً توی اخبار شنیده بودم جنگ چطوریه. همیشه، یهکم ناراحت شدم؛ یهکم برای انسانیت افسوس میخوردم؛ اما ازش رد میشدم که به اتاقم برسم تا بستنیام آب نشده. حالا زندگی ما بخشی از تاریخ میشه، از این روزها فیلم میسازن که اول تیتراژش نوشته "بر اساس داستان واقعی" و مردم کشورهای دیگه توی اخبار از ما میشنون و میرن سراغ بستنیهاشون.
😭98❤12
با اینکه صداهای بلند میشنوم؛ نمیدونم چرا از این کابوس با یه هین بلند نمیپرم.
😭61❤3
𝟷%
اون پسری که توی بالکن با تاپ شلوارک میشینه آهنگ گوش میده، اون پسری که توی زمین بازی با هودی مشکی روی تاب نشسته و سرش پایینه، اونی که توی ماشین نشسته و دستش زیر چونهشه و بیرون رو نگاه میکنه، اونی که خیابونهای بارونی جهانشهر رو با یه دلستر توی دستش متر…
هنوزم میشینم توی بالکن، گلها حالشون خوبه. زنبوره بازم میاد دنبال غذاش، پرندهها هم میخونن؛ اما همسایه روبهرویی داره با سهتا ساک توی دستش از "خونه" میره بیرون. شاید موقت، شاید برای همیشه.
😭78❤4
اسپم کردن گروه با دوستهات، غیبتهای نصف شبی، کنسرتهای خونگی با ویدیو مسیج، خوندن پیامهای ناشناس.
Oh, simple thing, where have you gone?
Oh, simple thing, where have you gone?
😭68
Forwarded from Hidden chat
اون، بغل های نصف شبی، خندیدن به چیزای رندوم و خیلی ساده، خیره شدن به غروب خورشید از تو تراس، ناز کردن یه گربه، گوش دادن به موسیقی ای که خیلی وقته گوش ندادیش...
I'm getting old and I need something to rely on:)
I'm getting old and I need something to rely on:)
😭43