چشمهات جنگلیه که میخوام توش زندگی کنم، همون کلبهی چوبی که توش نور میتابه. شبیه گربهی داخل کلبه که روی دستهام چنگ میکشه، شبیه آهویی که نور خورشید روش میتابه درحالی که از دریاچه آب میخوره. چشمهات همون کامواهای قهوهای پلیورمه که توی پاییز گرم نگهم میداره، همون کاپوچینوی اول صبح، همون ویالون قدیمی لکهدار. حتی پاکت کاهی همین نامه و مهر سبز تیرهاش هم منو یادت میندازه. درست نمیدونم؛ اما فکر کنم چشمهات منو عاشق میکنه.
😭41❤9
یه سری احساسات اسم ندارن. غریب نیستی؛ اما به اینجا هم تعلق نداری. دلشوره نداری؛ اما آروم هم نیستی. دلت میخواد اینجا نباشی؛ اما جای دیگه هم نباشی. میدونی؛ اما نمیدونی. توام همینطور؟
😭78❤11
روی من "این فیلم/سریال خوب بود ببینش" جواب نمیده. درمورد من اینطوریه که "شخصیت این فیلم/سریال وایبت رو میداد ببینش".
❤42😭10
مسئلهی آدم درست در همه نوع روابطی واقعاً یه موهبته. اگه خوششانس باشی و جهان تو رو کنار آدمهایی قرار بده که انگار "هم روحین"، اونوقته که حتی جهنم هم برات حکم بهشت داره.
😭50❤7
My team, My pack.
😭39❤4
𝟷%
همه گفتن "پسره درونگراست، زیاد حرف نمیزنه." دختره لبخندش رو پنهون کرد، فقط اون میدونست که پسره هیچوقت خفه نمیشه.
همه گفتن "پسره خیلی غمگینه، افسردگی داره." دختره لبخندش رو پنهون کرد، فقط اون میدونست که پسره موقع خندیدن سرش به عقب پرت میشه.
😭80❤6