اگر آدمهای نزدیک بهت دغدغهی x رو دارن یا کارِ y رو مرتباً انجام میدن، شانسِ اینکه تو هم درگیر اونها بشی بیشتره. و برعکس، اگر افرادی که بهت نزدیک هستن اهمیتی به موضوع z نمیدن(با وجودی که تو اهمیت میدی)، میزان اهمیت به اون موضوع برای آدم کم میشه.
در حقیقت، آدم میانگینی از آدمهایی هست که بیشتر باهاشون وقت میگذرونه. اگر این صحبت رو با صحبت قبلیِ کانال ترکیب کنیم، نتیجهاش اینه:
- باور به این که محیط و اطرافیان روی شما خیلی موثرن کافی نیست، تلاش در جهت فیلترکردن محیط و تغییرش هست که در نتیجه نهایی تغییر ایجاد میکنه.
در حقیقت، آدم میانگینی از آدمهایی هست که بیشتر باهاشون وقت میگذرونه. اگر این صحبت رو با صحبت قبلیِ کانال ترکیب کنیم، نتیجهاش اینه:
- باور به این که محیط و اطرافیان روی شما خیلی موثرن کافی نیست، تلاش در جهت فیلترکردن محیط و تغییرش هست که در نتیجه نهایی تغییر ایجاد میکنه.
«برای خود بودن، نه برای تصویری که در ذهن بقیه وجود دارد»
گوش دادن اون مهارتیه که باید یاد گرفت. رهاکردنِ این عطشِ بیانتهایِ نصیحتکردن و مشکلگشای یکدقیقهایبودن، فقط گوشدادن. نیازی نیست آدم به خودش تلقین کنه که من خیرشون رو میخوام و صلاحشون رو بهتر از خودشون میدونم و سرم رو توی زندگیشون کنم. باید گذاشت تا حرفشون رو بزنن؛ اگر خودشون بخوان، به موقعش، نظر ما رو میپرسن.
حرفزدن راحتتر از انجامدادنه، خصوصاً در صورتی که برای بقیه باشه. شاید برای همینه که نصیحتکردن به بقیه راحتتر از اینه که آدم برای خودش کاری کنه.
گوش دادن اون مهارتیه که باید یاد گرفت. رهاکردنِ این عطشِ بیانتهایِ نصیحتکردن و مشکلگشای یکدقیقهایبودن، فقط گوشدادن. نیازی نیست آدم به خودش تلقین کنه که من خیرشون رو میخوام و صلاحشون رو بهتر از خودشون میدونم و سرم رو توی زندگیشون کنم. باید گذاشت تا حرفشون رو بزنن؛ اگر خودشون بخوان، به موقعش، نظر ما رو میپرسن.
حرفزدن راحتتر از انجامدادنه، خصوصاً در صورتی که برای بقیه باشه. شاید برای همینه که نصیحتکردن به بقیه راحتتر از اینه که آدم برای خودش کاری کنه.
مطالعهکردن(نه صرفاً کتابخوندن) و اون هم نه فقط در ارتباط با شغل که دربارهی همهی ابعاد زندگی، کار ضروریای هست که نیاز به مداومت داره.
- به این خاطر که ابعاد زندگی زیاد هست و نمیشه در یک بازه کوتاه این کار رو انجام داد.
- در هر برههای به چند موضوع برای رشد نیاز داریم. برای مثال ما در ۶ سالگی نیاز به مطالعه درباره روابط عاطفی نداریم و یا مطالعه دربارهی مدیریت مالی زندگی در ۸۰ سالگی اونقدرها مفید نیست و …
مثل مسواکزدن که باید روزانه انجام بشه و ضروری هست و در صورت عدم انجام عواقبی در پی داره، مطالعه هم همونقدر ضروری هست؛ با این تفاوت که عواقبش رو کمتر میشه به وضوح مشاهده کرد.
همونطور که وقتی کسی بهداشت دهانش رو رعایت میکنه، به شکل مداوم در شبکههای اجتماعی فریاد نمیزنه که من مسواک زدهام، کسی که مطالعهی مداوم داره نیازی به استوریهای همیشگی و نقل قولهای مداوم نداره. مضاف بر این، مطالعهکردن و یادگرفتن یک چیز با نقلقول گذاشتن یکسان نیست و اینکار الزاماً به یادگیری و آگاهی منجر نمیشه.
کسی که برای مطالعهاش منتظر تعطیلات نشسته که با یک فنجون قهوه/چای و میوه/شیرینی توی بالکن خونهاش به شکل تجملاتی مطالعه کنه و عکسش رو به اشتراک بذاره، بیشتر از مطالعه دغدغهی نمایشدادن داره.
- به این خاطر که ابعاد زندگی زیاد هست و نمیشه در یک بازه کوتاه این کار رو انجام داد.
- در هر برههای به چند موضوع برای رشد نیاز داریم. برای مثال ما در ۶ سالگی نیاز به مطالعه درباره روابط عاطفی نداریم و یا مطالعه دربارهی مدیریت مالی زندگی در ۸۰ سالگی اونقدرها مفید نیست و …
مثل مسواکزدن که باید روزانه انجام بشه و ضروری هست و در صورت عدم انجام عواقبی در پی داره، مطالعه هم همونقدر ضروری هست؛ با این تفاوت که عواقبش رو کمتر میشه به وضوح مشاهده کرد.
همونطور که وقتی کسی بهداشت دهانش رو رعایت میکنه، به شکل مداوم در شبکههای اجتماعی فریاد نمیزنه که من مسواک زدهام، کسی که مطالعهی مداوم داره نیازی به استوریهای همیشگی و نقل قولهای مداوم نداره. مضاف بر این، مطالعهکردن و یادگرفتن یک چیز با نقلقول گذاشتن یکسان نیست و اینکار الزاماً به یادگیری و آگاهی منجر نمیشه.
کسی که برای مطالعهاش منتظر تعطیلات نشسته که با یک فنجون قهوه/چای و میوه/شیرینی توی بالکن خونهاش به شکل تجملاتی مطالعه کنه و عکسش رو به اشتراک بذاره، بیشتر از مطالعه دغدغهی نمایشدادن داره.
پیشنوشت اول: توانایی تحلیلکردن مغز انسان یک مقدار محدود هست. وارد کردن اطلاعات زیاد به مغز هم باعث burn out شدنش میشه. اطلاعات زیاد به تنهایی هم ارزش زیادی ندارن. زمانی این اطلاعات ارزشمند میشن که بشه تحلیل و هضمشون کرد.
پیشنوشت دوم: تنها بودن (being alone) با حس تنهایی داشتن (feeling lonely) فرق داره. اگرچه اولی مفیده، اما دومی بسیار مضر هست و البته که ربطی به تعداد آدمهای اطراف شما نداره. شما ممکنه در یک رابطه عاطفی باشین یا در جمع دوستانتون، اما کماکان حس تنهایی داشته باشین. ممکن هم هست که تنها باشید اما اون حس تنهایی رو نداشته باشید.
تنها شدن (به معنای واقعی کلمه، نه تنهایی فیزیکی و در ارتباط بودن با دنیا به وسیلهی تلفن، کامپیوتر، تلویزیون و …) این اجازه رو به مغز میده که افکارش رو نشخوار کنه، تحلیل و بررسیشون کنه و اطلاعاتی که دریافت کرده رو به نتایجی برسونه.
نداشتن مهارت استفاده از اوقات تنهایی و عدم یادگیری اون باعث میشه در دام کارهایی گیر کنیم که در حالت عادی انجام نمیدیم و صرفاً برای فرار از اون شرایط به سراغشون رفتیم؛ scrollکردن مداوم شبکههای اجتماعی، روابط و اطرافیان toxic و …
و البته که واژهی مورد استفاده «مهارت»ه، چرا که یک مهارت قابل کسب هست و در گذر زمان و با تمرین بهتر میشه.
تنهاشدن برای همه ضروریه؛ چه در یک رابطه باشه و یا تنها، چه خانواده شلوغی داشته باشه یا خلوت، چه برونگرا یا درونگرا، چه کسی که اطرافیان کمی داره و یا زیاد. کسی که فرصت تنهایی به خودش نده، فرصت پردازش افکارش و اطلاعات ذهنش رو به خودش نداده و در گذر زمان به محصول دیگران و افکار اونها تبدیل میشه.
پیشنوشت دوم: تنها بودن (being alone) با حس تنهایی داشتن (feeling lonely) فرق داره. اگرچه اولی مفیده، اما دومی بسیار مضر هست و البته که ربطی به تعداد آدمهای اطراف شما نداره. شما ممکنه در یک رابطه عاطفی باشین یا در جمع دوستانتون، اما کماکان حس تنهایی داشته باشین. ممکن هم هست که تنها باشید اما اون حس تنهایی رو نداشته باشید.
تنها شدن (به معنای واقعی کلمه، نه تنهایی فیزیکی و در ارتباط بودن با دنیا به وسیلهی تلفن، کامپیوتر، تلویزیون و …) این اجازه رو به مغز میده که افکارش رو نشخوار کنه، تحلیل و بررسیشون کنه و اطلاعاتی که دریافت کرده رو به نتایجی برسونه.
نداشتن مهارت استفاده از اوقات تنهایی و عدم یادگیری اون باعث میشه در دام کارهایی گیر کنیم که در حالت عادی انجام نمیدیم و صرفاً برای فرار از اون شرایط به سراغشون رفتیم؛ scrollکردن مداوم شبکههای اجتماعی، روابط و اطرافیان toxic و …
و البته که واژهی مورد استفاده «مهارت»ه، چرا که یک مهارت قابل کسب هست و در گذر زمان و با تمرین بهتر میشه.
تنهاشدن برای همه ضروریه؛ چه در یک رابطه باشه و یا تنها، چه خانواده شلوغی داشته باشه یا خلوت، چه برونگرا یا درونگرا، چه کسی که اطرافیان کمی داره و یا زیاد. کسی که فرصت تنهایی به خودش نده، فرصت پردازش افکارش و اطلاعات ذهنش رو به خودش نداده و در گذر زمان به محصول دیگران و افکار اونها تبدیل میشه.
وقتی زندگی رو به شکل نقطهای تعریف میکردم، بخش عمدهای ازش در تلاش زیاد برای رسیدن به مقصدهای از قبل تعریفشده از بین رفت.
چندسالی رو با مقصد کنکور از دست میدی، بعدش هم با دویدن به دنبال فارغالتحصیلی، در ادامه میبینی پنج روز از هفته رو فولتایم کار میکنی تا آخر هفته برسه و نهایتاً انتهای هفتهات در استرسِ «اه! حالا شنبه دوباره باید برم سر کار.» میگذره.
چندسالی رو با مقصد کنکور از دست میدی، بعدش هم با دویدن به دنبال فارغالتحصیلی، در ادامه میبینی پنج روز از هفته رو فولتایم کار میکنی تا آخر هفته برسه و نهایتاً انتهای هفتهات در استرسِ «اه! حالا شنبه دوباره باید برم سر کار.» میگذره.
البته یه چیز پنهان هم وجود داره. از دور به نظر تقصیر ماست که یاد نگرفتیم، اما بخش زیادی از اینها تقصیر ما نیست. ما فقط چندتا بازیکن توی زمینی بودیم که مربی بهمون آموزشی نداده بود و حالا باید خودمون از صفر یاد بگیریم؛ چون در نهایت مسئولیت ادامهی زندگی روی دوش ماست.
و نکتهی ظریف ماجرا:
باید بین «تقصیر»داشتن و «مسئولیت»داشتن تفاوت قائل شد. مواردی در زندگی هستن که رخدادنشون تقصیر ما نیست، اما مسئولیتشون با ماست. تقصیر من نیست که در کودکی به من کار تیمی رو آموزش ندادهان، اما بخشی از مسئولیت یادگیری کار تیمی در شرکتی که الان هستم با منه. مثالهای متعددی در قالب (تقصیر من نیست که «موضوع x» رو در نوجوانی نیاموختهام چون درگیر کنکور و درس بودهام، اما بخشی از مسئولیت یادگیری اونها با من هست.) رو میشه زد.
پینوشت: مسئولیت و تقصیر ۰ یا ۱۰۰ نیستن. به شکل طیف هستن و ممکنه در عین اینکه من فقط ۱۰٪ مقصر باشم، ۶۰٪ مسئولیت رو داشته باشم.
و نکتهی ظریف ماجرا:
باید بین «تقصیر»داشتن و «مسئولیت»داشتن تفاوت قائل شد. مواردی در زندگی هستن که رخدادنشون تقصیر ما نیست، اما مسئولیتشون با ماست. تقصیر من نیست که در کودکی به من کار تیمی رو آموزش ندادهان، اما بخشی از مسئولیت یادگیری کار تیمی در شرکتی که الان هستم با منه. مثالهای متعددی در قالب (تقصیر من نیست که «موضوع x» رو در نوجوانی نیاموختهام چون درگیر کنکور و درس بودهام، اما بخشی از مسئولیت یادگیری اونها با من هست.) رو میشه زد.
پینوشت: مسئولیت و تقصیر ۰ یا ۱۰۰ نیستن. به شکل طیف هستن و ممکنه در عین اینکه من فقط ۱۰٪ مقصر باشم، ۶۰٪ مسئولیت رو داشته باشم.
Disruption.
توجه و تمرکز آدم به همین شکل تکهتکه میشه و attention span کمتر و کمتر.
#visualizevalue no. 2
توجه و تمرکز آدم به همین شکل تکهتکه میشه و attention span کمتر و کمتر.
#visualizevalue no. 2
Don't apologize for prioritizing your mental health.
When it comes to self-care and boundaries, many of us feel like we need to say sorry for not living up to others' expectations—real or imagined.
But you shouldn't feel guilty or apologetic for setting a healthy boundary. And the people who love and support you don't want an apology for that anyway. They want what's best for you.
#Tips no.2
When it comes to self-care and boundaries, many of us feel like we need to say sorry for not living up to others' expectations—real or imagined.
But you shouldn't feel guilty or apologetic for setting a healthy boundary. And the people who love and support you don't want an apology for that anyway. They want what's best for you.
#Tips no.2
Are you protecting your mental health?
In the same way that a fence safeguards a home, a mental health boundary can protect you.
For example, if you have a family member who makes hurtful comments, you might set a boundary to only call them once a month. Or if you run out of energy on the weekends, you might reserve time just for yourself.
A good place to start setting boundaries is around the relationships and responsibilities that take up the majority of your time and energy. Explore what supports your mental health and what challenges it.
In the same way that a fence safeguards a home, a mental health boundary can protect you.
For example, if you have a family member who makes hurtful comments, you might set a boundary to only call them once a month. Or if you run out of energy on the weekends, you might reserve time just for yourself.
A good place to start setting boundaries is around the relationships and responsibilities that take up the majority of your time and energy. Explore what supports your mental health and what challenges it.
قبل از یادگیری یک موضوع، مغز تلاش زیادی برای آموختنش میکنه و این باعث میشه که جریان خون اطراف اون زیاد بشه و برای فهمیدنش متمرکز باشیم.
ایمیل زده و برام توضیح داده که وقتی مغز به یک چیزی عادت کنه و یادش بگیره، خونرسانیش به قسمتهایی که حین یادگیری اون موضوع فعال بودن کمتر میشه و باعث کاهش تمرکز، خیالبافی(daydreaming) و بیتفاوتی(general apathy) خواهد شد.
همه و همه دلایلی برای یادگیری مادامالعمر(lifelong learning).
ایمیل زده و برام توضیح داده که وقتی مغز به یک چیزی عادت کنه و یادش بگیره، خونرسانیش به قسمتهایی که حین یادگیری اون موضوع فعال بودن کمتر میشه و باعث کاهش تمرکز، خیالبافی(daydreaming) و بیتفاوتی(general apathy) خواهد شد.
همه و همه دلایلی برای یادگیری مادامالعمر(lifelong learning).
بعد از این حدوداً ۹ ماهی که روتین پوستی پیدا کردم، مدت زیادی نیست که مفهوم «مراقبت از پوست» برام پررنگتر از صرفاً استفاده از محصولات بهداشت پوست شده. چندتا نکتهای که بعد از این مدت متوجه شدم رو اینجا مینویسم:
۱. مراقبت از پوست یک مجموعه هست و روتین پوستی فقط یک جزء از اون رو شامل میشه.
۲. یکی از یوتوبرهایی که دربارهی مراقبت از پوست حرف میزد، میگفت که اهمیت روبالشیای که روزانه بیشترین تماس رو با پوستتون داره و یا حوله صورتتون کمتر از اهمیت محصولات مراقبت از پوستتون نیست.
۳. البته که اهمیت تغذیه، مصرف آب کافی و یا ورزش رو هم نباید دست کم گرفت. نمیشه که مدام محصولات قندی و مواد افزودنی و … خورد و انتظار معجزه از محصولات پوستی داشت.
۴. واژه «روتین» در روتین پوستی یکی از چیزهایی هست که زیاد فراموش میشه. استفاده منظم از محصولات پوستی اهمیت زیادی داره. یک روتین ساده ولی همیشگی به مراتب بهتر از یک روتین پیچیدهاس که زیاد استفاده نمیشه.
۵. اگر بخوام فلسفهبافی کنم، باید بگم کسی که بخواد از پوستش مراقبت کنه و پوستش رو جزئی از خودش بدونه، self-care رو هم به مرور پیش میبره و جالب اینه که جنبههای مختلفی از مراقبت فردی با مراقبت پوستی اشتراک زیاد دارن.
۱. مراقبت از پوست یک مجموعه هست و روتین پوستی فقط یک جزء از اون رو شامل میشه.
۲. یکی از یوتوبرهایی که دربارهی مراقبت از پوست حرف میزد، میگفت که اهمیت روبالشیای که روزانه بیشترین تماس رو با پوستتون داره و یا حوله صورتتون کمتر از اهمیت محصولات مراقبت از پوستتون نیست.
۳. البته که اهمیت تغذیه، مصرف آب کافی و یا ورزش رو هم نباید دست کم گرفت. نمیشه که مدام محصولات قندی و مواد افزودنی و … خورد و انتظار معجزه از محصولات پوستی داشت.
۴. واژه «روتین» در روتین پوستی یکی از چیزهایی هست که زیاد فراموش میشه. استفاده منظم از محصولات پوستی اهمیت زیادی داره. یک روتین ساده ولی همیشگی به مراتب بهتر از یک روتین پیچیدهاس که زیاد استفاده نمیشه.
۵. اگر بخوام فلسفهبافی کنم، باید بگم کسی که بخواد از پوستش مراقبت کنه و پوستش رو جزئی از خودش بدونه، self-care رو هم به مرور پیش میبره و جالب اینه که جنبههای مختلفی از مراقبت فردی با مراقبت پوستی اشتراک زیاد دارن.
توی این مدتی که مونده تا The Ring of Power منتشر بشه، شبهایی که سرم خلوتتره و برنامهی فردام فشرده نیست، توی Middle Earth غرق میشم و از هنر تالکین در خلق زیبایی اشک میریزم. انگار که با چوب جادو روی حرفها زده و جوری کنار هم مرتب شدهان که با دیدنش مسحور(enchanted) میشی.
چندینبار به Last Homely House نگاه میکنم و برمیگردم و نمیتونم چشم از زیباییش بردارم.
Farewell, and may the blessing of Elves and Men and all Free Folk go with you.
چندینبار به Last Homely House نگاه میکنم و برمیگردم و نمیتونم چشم از زیباییش بردارم.
Farewell, and may the blessing of Elves and Men and all Free Folk go with you.
در کودکی و نوجوانی، آدمها با رفتار و گفتار و شیوهی زندگی شخصیشون، زندگی رو برای من دوی سرعت تعریف کرده بودن: برای موفقیت باید خیلی سریع بدویی و اگر لحظهای توقف کنی و یا دیر شروع کنی، دیگه باختی و تلاشهات اونقدرها ارزشمند نیست.
کمی که بزرگتر شدم، اهمیت پیوستگی و ادامهدادن پررنگ شد. دیگه «کی بیشتر کار کرده؟» و «کی از همه زرنگتره؟» و «من زودتر شروع کردم.» و …ها کنار رفتن.
وقتی ماشینی در مسیر خاصی رانندگی میکنه، کمتر به مسیرهای دیگه فکر میکنه و تمرکزش روی مسیر خودش هست. اگر هم از ماشینی سبقت میگیره یا کسی ازش سبقت میگیره، اونقدرها توجهش رو معطوف به این موضوع نمیکنه که مسیر و رانندگیش رو فراموش کنه.
کمی که بزرگتر شدم، اهمیت پیوستگی و ادامهدادن پررنگ شد. دیگه «کی بیشتر کار کرده؟» و «کی از همه زرنگتره؟» و «من زودتر شروع کردم.» و …ها کنار رفتن.
وقتی ماشینی در مسیر خاصی رانندگی میکنه، کمتر به مسیرهای دیگه فکر میکنه و تمرکزش روی مسیر خودش هست. اگر هم از ماشینی سبقت میگیره یا کسی ازش سبقت میگیره، اونقدرها توجهش رو معطوف به این موضوع نمیکنه که مسیر و رانندگیش رو فراموش کنه.
It ain't about who got here first, it's about who stays.
#visualizevalue no. 4
#visualizevalue no. 4