بِه‌تَر.
1.01K subscribers
537 photos
2 videos
8 files
321 links
این‌جا از این‌که چه‌طور برای رشد تلاش می‌کنم، حرف می‌زنم.
هیچ‌کدوم از صحبت‌ها رو بدون تحقیق نپذیرید.
Download Telegram
زندگی هرکدوم از ما با رابطه‌های متعددی همراه هست. از رابطه با دوستان گرفته، تا روابط فامیلی و از رابطه‌های عاطفی و عمیق تا روابط همسایگی و شغلی و سطحی. با این‌حال، هر رابطه‌ای قواعد مربوط به خودش رو داره و تعامل‌های(dynamics) یک رابطه، احتمالاً جوابگوی دیگر روابط نیست.

صحبت‌کردن از نیازها و خواسته‌هامون به جای رفتارهایی با پیام غیرمستقیم، از پیچیدگی‌های روابط جلوگیری می‌کنه. پنهان‌کردن نیازها و عدم پاسخ‌گویی به‌شون می‌تونه یکی از عوامل ایجاد استرس و آسیب به سلامت روان ما باشه.

طبیعتاً، همون‌طور که ما توقع داریم دیگران خواسته‌هامون رو محترم بشمارن، مهم‌ه که ما هم به خواسته‌های دیگران احترام بذاریم.

#Tips no. 8
#Science_says
It’s one thing to read words. But it’s another to comprehend them.

شماره‌ی ۶
بلند خوندن اگرچه منجر به کاهش سرعت می‌شه، اما مزایایی هم داره:
• به علت به کار گرفتن چندین حس،‌ تمرکز ما افزایش پیدا می‌کنه.
• یادآوری مطالب خونده شده آسون‌تر خواهد بود. به این دلیل که هم‌زمان با حافظه‌ی دیداری، حافظه‌ی شنیداری هم به کار گرفته می‌شه.
5 Love Languages

مدت‌ها پیش با یک‌نفر در این‌باره صحبت می‌کردیم که امروز باعث شد این تیتر توجه‌م رو جلب کنه. برخی مطالعات صحت و درستی(validity) چنین چیزی رو تأیید می‌کنن. توجه به این موضوع منجر به افزایش رضایت و ماندگاری روابط می‌شه.
همه‌ی ما به یک شکل عشق و علاقه رو تجربه نمی‌کنیم و نمی‌شه تمام انسان‌ها رو در یک چهارچوب گنجوند.
همون‌طور که پول رایج یک کشور ممکن‌ه در کشورهای دیگه ارزش کم‌تری داشته باشه یا اصلاً مورد قبول نباشه، این درباره‌ی انسان‌ها هم صادق‌ه. زبان عاطفی افراد الزاماً یکسان نیست و یادگیری زبان عاطفی یک فرد برای حفظ اون رابطه ضروری‌ه.

این‌جا درباره‌ی Five Languages of Love کمی حرف می‌زنه.
1. Words of affirmation
2. Acts of service
3. Gifts
4. Quality time
5. Physical touch

پی‌نوشت: شماره‌گذاری به معنی برتری و اولویت نیست. این پنج‌ مورد تنها موارد نیستن و افراد مختلف ممکن‌ه چیزهایی رو به این لیست اضافه یا از اون کم کنن.
مهم‌تر از همه‌‌چیز، چهارچوب نگذاشتن‌ه. الزاماً همه‌ی انسان‌ها «یک» مورد رو به عنوان زبان اصلی انتخاب نمی‌کنن. برخی ممکن‌ه دو مورد رو‌ ارجح بدونن، برخی به سه مورد توجه کنن یا برای عده‌ای همه‌ی موارد ارزش یکسانی داشته باشه. غلط‌ترین کار ممکن‌ه برای این حجمِ زیاد از انسان با شرایط متفاوت و تنوع(diversity) بالا چهارچوب طراحی‌ کردن‌ه که دست کمی از قفس‌ساختن نداره.
از این‌‌جا درباره‌ی استحاله کلمات بخونید.
There's a difference between all you can do and all you think you can do.
C. S. Lewis — The Horse and His Boy

#Qs no. 4
#Science_says

شماره‌ی ۷
بِه‌تَر.
#Science_says شماره‌ی ۷
درست‌کردن to-do list گرچه انگیزه‌ی فرد رو بیش‌تر می‌کنه و [ممکن‌ه] برای افرادی با انگیزه‌ی پایین نقش محرک داشته باشه، اما در عین حال پنج دلیل برای توضیح این‌که to-do listساختن مشکلاتی رو هم داره، بیان شده:

1. The paradox of choice
افزایش گزینه‌های ما برای انتخاب‌کردن می‌تونه منجر به خستگی ذهنی و ایجاد احساسات‌ منفی بشه. انتخاب این‌که چه کاری انجام‌ بدیم زمانی که لیستی طولانی از کارها داشته باشیم، دشوارتر خواهد بود.

2. Heterogeneous complexity
کارهای مختلف سختی‌های متفاوتی دارن، اما چون انجام‌دادن یک کار آسون می‌تونه منجر به خط‌زدن اون مورد از لیست و ترشح دوپامین بشه، احتمال به تأخیر انداختن کارهای سخت و انجام کارهای آسون برای دریافت دوپامین بالاتر می‌ره.
3. Heterogeneous priority
کارهای مختلف اولویت‌های متفاوتی هم دارن. این باعث می‌شه کارهای با اولویت کم‌تر انجام نشن تا زمانی که اولویت بیش‌تری پیدا کنن [و ما مجبور به انجام‌شون بشیم].
انجام برخی کارها زمانی که هنوز مجبور به انجام‌شون نیستیم هزینه و فشار کم‌تری برای ما دارن(درس‌خوندن در طول دوره نه انتهای اون، ورزش‌کردن، تعمیر ماشین پیش از این‌که خراب بشه و مجبور به تعمیر بشیم) که این موضوع با نگاه ساده به to-do list ممکن نیست.

4. Lack of context
یک لیست از کارها به ما پیش‌زمینه(context) کافی مبنی بر این‌که هر کار چه‌ مقدار زمان احتیاج داره یا ما چه‌قدر زمان داریم رو به به‌مون نمی‌ده.

5. Lack of commitment devices
یک لیست برای انجام کارها از رفتن به سراغ کارهای ساده و غیرضروری جلوگیری نمی‌کنه. نرم‌افزارهایی که دسترسی شما رو برای مدتی به یک/چند اپلیکیشن یا اینترنت قطع می‌کنن، نقش commitment device رو بازی می‌کنن. فقدان چنین چیزی در to-do list می‌تونه در انجام‌‌ندادن کارهایی که ضروری هستن اما دوست‌شون نداریم و خوشایند نیستن، موثر باشن(برای اطلاعات بیش‌تر، ویدئوی Willpower is for Losers از کانال What I've Learned ببینید).

اصل مطلب و اطلاعات بیش‌تر رو در Harvard Business School ببینید.
بِه‌تَر.
5 Love Languages مدت‌ها پیش با یک‌نفر در این‌باره صحبت می‌کردیم که امروز باعث شد این تیتر توجه‌م رو جلب کنه. برخی مطالعات صحت و درستی(validity) چنین چیزی رو تأیید می‌کنن. توجه به این موضوع منجر به افزایش رضایت و ماندگاری روابط می‌شه. همه‌ی ما به یک شکل عشق…
A dependable support system can make life’s ups and downs easier to navigate.
Sometimes, you need emotional support in the form of a hug or encouraging text. Other times you may need tangible support, like a home-cooked meal or a ride to the airport. And just knowing you have support can be enough to give you a sense of strength and confidence.
The Butterfly Nebula from Hubble

More information
«امضا نکردن و امضا کردن یک قانون، به یک اندازه مسئولیت دارند. قانون‌گذار صرفاً به خاطر قوانینی که تصویب می‌کند مسئول نیست. او به اندازه‌ی تمام قوانین دیگری که باید تصویب می‌کرده و نکرده و نیز به اندازه‌ی تمام قوانینی که اولویت بالاتر داشته‌اند، اما وقت آنها برای وضع قوانینی که اولویت بالا داشته‌اند صرف شده، باید پاسخ‌گو باشد.»

باز هم درباره‌ی کارت اهدا عضو
با وجود برخورداری از زمان آزاد بیش‌تر نسبت به گذشته، این‌جا کم‌تر می‌نویسم به این علت که مسائلی مهم‌تر در جریان‌ هست و نیازمند توجه.
اگرچه چیزهای زیادی برای نوشتن دارم، اما فکر می‌کنم الان زمان درستی براشون نیست. به وقت مناسب از همه خواهم گفت.
بحث‌کردن با کسی که مخالف شماست (طبیعتاً نه رد کردن خطوط قرمز) اما سواد و شعور داره و مخالفت‌ش به پشتوانه‌ی مطالعه و تفکر قبلی بوده، به مراتب آموزنده‌تر از فرد موافقی هست که شعور و سواد کافی نداره.
از زمانی که برابری حقوق زن و مرد برام اهمیت پیدا کرد، دوست داشتم (و هنوز هم دوست دارم) که تبعیض بین دو جنس رو عمیق‌تر درک کنم. این روزها که دوره‌ی آموزشی سربازی‌م رو می‌گذرونم پوشش‌م، کارهام و به طور کلی زندگی‌م اون چیزی‌ه که دوست ندارم ولی مجبور به انجام‌ش هستم. این وضعیت قسمت اندکی از اون چیزی‌ه که نیمی از جمعیت کشور نه فقط به مدت دو ماه، که سال‌ها مجبور به تحمل‌ش بوده‌ و هستن.
مدتی پیش درباره‌ی این موضوع صحبت می‌کردیم که «سربازی» به حالت فعلی هم زاده‌‌ی تفکر مردسالارانه و تبعیض جنسیتی‌ه.
این‌که ماهانه میلیاردها بودجه در طی هر دوره‌ی سربازی خرج می‌شه و این‌ پول صرفاً به یک جنسیت تخصیص داده شده یک قسمت از مشکل‌ه، این‌که زن‌ها رو ضعیف در نظر بگیرن و بر همین مبنا بگن نباید و نمی‌تونن در سربازی حاضر باشن هم قسمت دیگه‌ای از مشکل.
از هر طرف که نگاه می‌کنی، تبعیض آشکارا و نهان در وضعیت کنونی ریشه‌هاش رو پخش کرده.
دیگه زمان‌ش رسیده که این‌جا رو گردگیری کنم و چی به‌تر از موسیقی برای گردگیری‌کردن.

اگر به شنیدن داستان‌های هنرمندها و گروه‌‌های موسیقی مختلف علاقه دارین، پادکست آلبوم برای خود شماست. شعار پادکست این‌ه:
«هر آلبوم موسیقی قصه‌ای دارد. پشت هر آلبوم ماجرایی پنهان شده و هنرمندش برای ساخت آن شرایط خاص و دلایل ویژه‌ای داشته است. هر آلبوم موسیقی روح و منطق و حس و حال و هوا و پیام و پیغام مختص به خود را دارد.»
از Michael Jackson و پرفروش‌ترین آلبوم دنیا یعنی Thriller تا پینک فلوید و آلبوم شاهکارشون (یعنی The Dark Side of The Moon) که تأثیر شگرفی روی دنیای موسیقی گذاشت، موارد اعجاب‌انگیز و زیبایی در اپیزودهای مختلف این پادکست بررسی می‌شن.
این‌که آلبوم‌های موسیقی چه‌طور شکل گرفتن، گروه‌ها چه‌طور تشکیل شدن و چه اتفاقی افتاد که به این‌جا رسیدن. نکات مختلفی در دل هر آلبوم موسیقی هست که برخی بسیار واضح‌ه و برخی رو باید بسیار موشکافانه نگاه کرد تا متوجه شد؛ «آلبوم» برای همین این‌جاست. داستان مهم‌ترین آلبوم‌های موسیقی رو بشنوید و لذت ببرید.

پی‌نوشت: وب‌لاگ‌ پادکست رو بالاتر گذاشته‌ام و این‌جا هم کانال تلگرام‌ش هست. برای دسترسی‌ به اطلاعات پادکست این لینک رو باز کنین.
#Podcast
بِه‌تَر.
دیگه زمان‌ش رسیده که این‌جا رو گردگیری کنم و چی به‌تر از موسیقی برای گردگیری‌کردن. اگر به شنیدن داستان‌های هنرمندها و گروه‌‌های موسیقی مختلف علاقه دارین، پادکست آلبوم برای خود شماست. شعار پادکست این‌ه: «هر آلبوم موسیقی قصه‌ای دارد. پشت هر آلبوم ماجرایی پنهان…
موارد ریزی لابه‌لای داستان‌های هر اپیزود وجود داره که با کمی دقت می‌شه فهمید و شنیدن اپیزود‌ها رو دل‌نشین‌تر می‌کنه.

- این‌‌که خواننده‌ها الزاماً با کار اول‌شون موفق نشدن. گاها سال‌ها کار کرده‌ان تا بعدش به یه موفقیتی برسن. این موفقیت لحظه‌ای که خیلی‌ها دنبال‌ش هستن بیش‌تر از اون که واقعیت باشه، یه توقع نابه‌جا و غیرمنطقی‌ه.

- این‌که تصادف و در زمان مناسب بودن نکاتی مهم برای رسیدن به موفقیت به شمار می‌آن.
اگر در دوره‌‌ای که یک سبک موسیقی پرطرف‌دار هست، چیزی رو بسازید که از زمان خودش جلوتره ممکن‌ه متوجه ارزش کارتون نشن(همون اتفاقی که در ابتدا برای Led Zeppelin افتاد). یا یک جریان سیاسی اجتماعی می‌تونه به محبوبیت شما کمک کنه(اتفاقی که برای Pink Floyd افتاد).
کشف برخی ایده‌ها برای ساخت یک آلبوم تصادفی رخ می‌ده؛ اعضای یک بند برای تمرین و آماده‌شدن چیزهایی تصادفی می‌نوازن که ناگهان جرقه‌ای برای ساخت یک آهنگ محبوب، معروف و تأثیرگذار می‌شه‌.
یا حتی انتخاب اسم‌ها هم می‌تونه تحت تأثیر همین تصادف باشه.

- مورد بعدی این‌ه که در آثار کامل یک فرد، کارهای بد و با نقد منفی هم وجود داره.‌ حتی ستاره‌ها هم همه‌ی آثارشون خوب نبوده، و این‌که شهامت داشته‌ان تا کارشون رو حتی اگر خیلی موفق نشه بیرون بدن مهم‌ه. چرا در مسیر این کارها تجربه‌هایی کسب می‌کنن که زمینه‌ رو برای موفقیت‌شون فراهم می‌کنه.
مثل آهنگی که سال‌ها قبل ضبط یا نوشته شده، مدت‌ها بعد در آلبومی جدید ارائه می‌شه و نتیجه‌ی خیلی خوبی می‌گیره.

و در نهایت، این‌که تمامی کارهایی که یک‌ خواننده می‌کنه و همه‌ی شکست‌ها و موفقیت‌های کوچیک و بزرگ‌ش، در مقابل بزرگ‌ترین کاری که می‌کنه یک پاورقی(footnote) و چیز کوچک و کم‌اهمیت محسوب می‌شه. به قول پادکست آلبوم، هر هنرمندی اثری داره که از خود اون هنرمند بزرگ‌تره: مثل Stairway to Heaven از گروه Led Zeppelin یا Hotel California از گروه Eagles.
بِه‌تَر.
یکی از کارهایی که تقریبا دو سال در تلاش برای عادت‌سازی و انجام‌دادن‌ش هستم نوشتن و روزمره‌نویسی(journaling) هست و حال‌م رو به مقدار زیادی در جهت مثبت تغییر می‌ده. نوشتن به‌م کمک می‌کنه تا مدت‌ها بعد بتونم رفتارها و دغدغه‌هایی که دارم رو بازنگری کنم، از طرفی…
قبلاً درباره‌ی نوشتن و گزارش‌نویسی روزانه (journaling) گفته بودم. بعد از چندماه اختلال در زندگی روزمره، دوباره فرصت این رو دارم که عادات قبلی رو مجدداً از سر بگیرم و در این بین قصد دارم تا اون‌ها رو مؤثرتر و به شکلی به‌تر دنبال کنم.
درباره‌ی موارد مختلفی که می‌شه در ژورنال‌ها نوشت و ابزارهایی که می‌شه ازشون استفاده کرد، از این‌جا بخونید.

«In the journal I do not just express myself more openly than I could do to any person, I create myself.»
در ۱۶ ژانویه‌ی سال ۲۰۰۳، شاتل فضایی کلمبیا بیست‌و‌هشتمین پروازش رو انجام می‌ده و حدوداً دو هفته بعد یعنی ۱ فوریه‌ی همون سال به زمین برمی‌گرده. متأسفانه به علت نقصی که روز آغاز مأموریت در بال چپ ایجاد شده بود، در طی بازگشت به زمین، شاتل دچار سانحه می‌شه و همه‌ی اعضا این مأموریت از بین می‌رن.
دو سال بعد، گروه موسیقی سوییسی The Evpatoria Report آلبومی در سبک Post-rock با نام Golevka منتشر می‌کنه. این اسم رو هم از روی شهاب 6489 Golevka که در سال ۱۹۹۱ کشف و مورد مطالعه قرار گرفت، برداشته‌ان.

دومین قطعه‌ی این آلبوم با نام Taijin Kyofusho حاوی آخرین مکالمه‌ای هست که بین فرمانده‌ی مأموریت (Rick Husband) و مسئول برقراری ارتباط با شاتل (Capsule Communicator - CAPCOM Charlie Hobaugh) شکل گرفته.

عبارت Taijin kyofusho (در ژاپنی 対人恐怖症) از سه قسمت اختلال (sho)، ترس (kyofu)، و روابط بین فردی (taijin) ساخته شده.
It is a Japanese form of social anxiety, characterized by an intense fear that one's body parts or functions displease, embarrass or are offensive to others (1 2).

از یوتیوب و اسپاتیفای بشنوید.