بِه‌تَر.
1.01K subscribers
537 photos
2 videos
8 files
321 links
این‌جا از این‌که چه‌طور برای رشد تلاش می‌کنم، حرف می‌زنم.
هیچ‌کدوم از صحبت‌ها رو بدون تحقیق نپذیرید.
Download Telegram
#Science_says
But no matter the context, learning how to ask relevant, clear and meaningful questions can help you communicate more effectively.

شماره‌ی ۵
#Tips no. 6
یک‌ماه پیش توییتی رو از اکانت Doctor A دیده بودم و یادداشت‌ کردم تا سر فرصت درباره‌اش سرچ کنم و بیش‌تر به‌ش فکر کنم. نوشته بود که میلین‌سازی در لوب فرونتال تا ۲۵سالگی کامل نمی‌شه.

• مسئولیت تصمیمی مثل انتخاب رشته تحصیلی و انتخاب مسیر شغلی روی دوش نوجوانی هست که نه فقط عمدتاً توسط اخبار غیرواقعی و تخیلی از درآمد و آینده‌ی یک پزشک بمباران می‌شه، که هیچ آموزشی برای این انتخاب‌ها نمی‌بینه و در عین حال حتی اون‌قدر‌ها بلوغ فکری کافی برای چنین تصمیم‌ بزرگی نداره.
• [شاید] فهم این موضوع بتونه برای کسی که تصمیم‌های گذشته‌اش رو سرزنش می‌کنه، مفید باشه. در عین حال با درک به‌تری که نسبت به رفتارهای نوجوان‌ها پیدا می‌کنه، رفتار مناسب‌تری هم داشته باشه.
• از طرفی، فردی که در اوایل دهه‌ی سوم زندگی‌ش هست و چنین چیزی رو می‌خونه [شاید] بتونه برای مسائل خیلی مهم زندگی‌ در این شرایط تصمیم‌ نگیره و یا با احتیاط و به کمک تحقیق کافی به تصمیم به‌تری برسه.

اصل مقاله رو از این‌جا می‌تونین بخونین. تصویر رو از این‌جا برداشته‌ام.
شبکه‌های اجتماعی رو دی‌اکتیو کرده‌ام. با این حال، از شنبه تا امروز، تنها یک روزِ «کمی نرمال» داشته‌ام و حال جسمی و روحی‌م زیاد تفاوتی نکرده. نمی‌شه نشنید و ندید و چشم بست.
توانایی نوشتن رو فعلاً ندارم و اگر هم پیدا کنم، خجالت می‌کشم‌ که بنویسم. این‌جا برای کوتاه‌نویسی درست نشده بود، اما چندروزه که در پس‌زمینه‌ی ذهن‌م تنها این صدا هست که آروم نمی‌شه:
«ما حتی اختیار بدیهی‌ترین‌ها رو هم نداریم.»
بالاخره کمی آمادگی پیدا کردم تا مجدداً نوشتن رو شروع کنم.
چندروزی هست که متوجه شده‌ام راه ارتباطی‌ای که قبلاً در توضیحات کانال گذاشته بودم، غیرفعال بوده. لینک رو تغییر دادم و اگر پیش از این پیامی فرستاده بودین، متأسفانه به دست من نرسیده.
اگر صحبت، پیشنهاد، بحث یا توضیحی دارین که تمایل ندارین به شکل مستقیم بیان‌ش کنین از این راه می‌تونین به‌م بگین.
——
آپ‌دیت: با آپدیت جدید تلگرام، لینک ناشناس رو برداشتم و به جاش دایرکت کانال رو اضافه کردم.
زیاد شنیدیم که دنبال‌کردن passion منجر به خوش‌حالی می‌شه و پیدا کردن چنین چیزی شاید دغدغه‌ی شما هم باشه. به دلایل زیادی، این عبارت درست نیست که ۳تا رو این‌جا آورده‌ام:

۱. ما الزاماً یک passion خاص در خودمون نداریم که فقط همون رو دنبال کنیم. ممکن‌ه تعدادشون بیش‌تر باشه که باعث سردرگمی می‌شه.
۲. همه‌ی passionها الزاماً قابلیت این رو ندارن که بتونیم اون‌ها رو دنبال کنیم. برای مثال ممکن‌ه جامعه به اون‌ها بهایی نده و یا درآمدزا نباشه و هم‌چنین امکان‌ش هست که یک passion الزاماً کاری درست/اخلاقی/سالم/سودمند نباشه که این خودش دنبال‌کردن‌ش رو مشکل می‌کنه.
۳. باور عمومی بر این‌ه که passion چیزی‌ه که در وجود ما هست و صرفاً نیاز به کشف‌کردن داره در صورتی که passion چیز ثابتی نیست، ساخته می‌شه و حتی در گذر زمان ممکن‌ه تغییر کنه.

درباره‌ی چرخه‌ی action و inaction صحبت می‌شه و موارد دیگه‌ای هم به شکل خیلی مختصر آورده شده. از این‌جا بیش‌تر ببینید.
چرخه‌ی action
- کاری که ما شروع می‌کنیم، از همون ابتدا به‌ترین کیفیت رو نداره و به مرور زمان، به‌تر می‌شه.
- این یک چرخه‌اس و الزاماً از action شروع نمی‌شه: مثلاً داشتن انگیزه(motivation) می‌تونه منجر به شروع یک کار(action) بشه.
چرخه‌ی inaction
Make music, not noise.
It's not about doing more, it's about doing better.
مدت‌ها پیش یک عزیزی این رو جایی‌ فرستاده بود که من دیدم و خوندم و مستقیم توی ذهن‌م نشست. هر از گاهی می‌رم به‌ش نگاه می‌کنم تا یادآوری بشه‌ و مدام در جهت‌ش تلاش می‌کنم.
(تاریخ رو عامدانه نگه داشتم و از تصویر حذف نکردم.)
توی نهمین سری از «پیام‌ها و پیامک‌ها» می‌گفت که مواجهه‌ی درست با تحسینی که از طرف دیگران می‌شیم هم مثل تحسین‌کردن یه هنره؛ همون‌طور که هدیه‌گرفتن هم مثل هدیه‌دادن یه هنره‌.
تحسین‌شدن شبیه به هدیه‌ای از طرف دیگران‌ه و مهم‌ه که بلد باشیم چه‌طور باهاش برخورد کنیم.
حوادث و فشارهایی که در این مدت متحمل شدم، یه درس ساده ولی مهم رو (in a hard way) به‌م یاد داد: اهمیت استراحت(break).

استراحت یک چیز لوکس نیست که هر وقت همه‌چیز خوب بود، سراغ‌ش بریم. استراحت یک موضوع ضروری (necessity) هست که باید انجام بشه. در غیر این‌صورت، بهای اون رو جسم و روان ماست که می‌پردازه. و این موضوع لابه‌لای همه‌ی شلوغی‌های زندگی به سادگی فراموش می‌شه.
راننده‌ای که برای سرویس‌کردن ماشین‌ش هر از گاهی هزینه (هم از نظر مالی، هم از نظر زمانی) نکنه، در یک جایی دچار مشکل خواهد شد و ماشین‌ش رو (به طور موقت یا برای همیشه) از دست می‌ده.
ما هم زمانی که از انرژی خالی شدیم، فرو می‌ریزیم. در این حالت بهبودی (recovery) ممکن‌ه آهسته‌ و حتی دردناک باشه؛ زمانی که حتی اتفاقات مثبت زندگی و تفریحات هم لذت سابق رو از دست می‌دن.

پایین‌تر، تصویری رو گذاشته‌ام که مدت‌ها ‌پیش در توییتر دیده بودم‌ش اما تا به امروز لمس‌ش نکرده بودم. یک نفر هم زیر همون توییت این کامنت رو گذاشته بود:
Take. The. Break.
And a real one, too. Not an “I’ll check emails a bit less” break — an “I’m unreachable by all mediums for five days and will get back to you then.”
Turn off the noise to fuel your focus.
Whatever happens is exactly what your body and mind need in that moment. In fact, it’s how they naturally release stress and tension.
The goal of meditation isn’t to not think. Instead, it’s to observe your thoughts and feelings without judgment.
And remember: The most important part of meditation is simply showing up.

#Tips no. 7
نسبت به گذشته، کم‌تر توصیه و نصیحت می‌کنم. این موضوع جاش رو به گوش‌دادن به آدم‌ها و یادگرفتن از لابه‌لای صحبت‌های بقیه داده.

یکی از دلایل این اتفاق کم‌شدنِ غرورِ جوانی‌ه. منی که ابتدای یک مسیری بودم، چنان از چیزهایی که یاد گرفته بودم هیجان‌زده می‌شدم که می‌خواستم با همه به اشتراک بگذارم و برای این کار بدترین راه رو انتخاب کرده بودم: توصیه‌‌کردن.

اما وقتی کمی در اون مسیر پیش‌ می‌ری، متوجه می‌شی که چه‌قدر چیزها هست که نمی‌دونی و شرایط آدم‌ها با هم متفاوت‌ه و تو چه‌قدر در اشتباهی. در این‌باره نمودار Dunning-Kruger بسیار ملموس‌تر از من موضوع رو توضیح می‌ده‌(دو عکس از نمودار رو در انتهای مطلب آورده‌ام).

علت دومی هم برای توصیه‌نکردن وجود داره. گاهی اوقات انجام‌دادن یک کار به تنهایی اهمیت نداره و فرایند(process) فکری‌ای که وجود داره هم اهمیت پیدا می‌کنه؛ جایی که فقط نتیجه مورد توجه نیست و مسیری که طی می‌شه هم مهم‌ه. در این‌جور مواقع، دوتا کار با نتیجه‌ی یکسان الزاماً ارزش یکسانی ندارن.
برای مثال، دو نفر رو در نظر بگیرید که ورزش می‌کنن و باشگاه می‌رن. یکی برای پف‌کردن عضلات و خودنمایی و دیگری برای سلامت جسم و روان این کار رو انجام‌ می‌ده.

توصیه‌کردن معمولاً مسیر فکری نمی‌سازه و نهایتاً به انجام‌ یک کار ختم می‌شه و فرد [حتی اگر به اون توصیه عمل کنه] مثل رباتی می‌مونه که کاری رو انجام‌ داده، بدون این‌که دلیل کارش رو بدونه. وقتی صرفاً به کسی گفته بشه «ورزش کن»، درباره‌ی علت و چرایی اون حرف زده نمی‌شه. حتی اگر بخوایم در این مورد صحبت کنیم، اون‌قدر پیچیده می‌شه که در چند دقیقه خلاصه نخواهد شد. مضاف بر این‌ها، این‌که ورزش به منِ نوعی کمک می‌کنه به معنی این نیست که مشکلات همه با ورزش حل‌ می‌شه. فارغ از این، اولویت همه‌ی انسان‌ها و هم‌چنین شرایط‌شون یکسان نیست.
در نهایت، عمده‌ی توصیه‌هایی که در ذهن من هست هم نیاز به پیوستگی و تداوم داره. و بدون دونستن علت، امکان‌ انجام مداوم یک کار کاهش پیدا می‌کنه.


یک‌ فلش‌بک بزنم به این صحبتی که در تصاویر reply کرده‌ام، چیزی‌ که مدت‌ها قبل در وب‌لاگ‌م بود و از فردی دور نقل‌قول کرده بودم.
این‌همه نوشتم که «توصیه کنم» که توصیه نکنید. شاید هنوز یاد نگرفته‌ام و صرفاً خیال می‌کنم که یاد گرفته‌ام!
The irony! Dunning-Kruger effect!
زندگی هرکدوم از ما با رابطه‌های متعددی همراه هست. از رابطه با دوستان گرفته، تا روابط فامیلی و از رابطه‌های عاطفی و عمیق تا روابط همسایگی و شغلی و سطحی. با این‌حال، هر رابطه‌ای قواعد مربوط به خودش رو داره و تعامل‌های(dynamics) یک رابطه، احتمالاً جوابگوی دیگر روابط نیست.

صحبت‌کردن از نیازها و خواسته‌هامون به جای رفتارهایی با پیام غیرمستقیم، از پیچیدگی‌های روابط جلوگیری می‌کنه. پنهان‌کردن نیازها و عدم پاسخ‌گویی به‌شون می‌تونه یکی از عوامل ایجاد استرس و آسیب به سلامت روان ما باشه.

طبیعتاً، همون‌طور که ما توقع داریم دیگران خواسته‌هامون رو محترم بشمارن، مهم‌ه که ما هم به خواسته‌های دیگران احترام بذاریم.

#Tips no. 8