بِه‌تَر.
1.01K subscribers
537 photos
2 videos
8 files
321 links
این‌جا از این‌که چه‌طور برای رشد تلاش می‌کنم، حرف می‌زنم.
هیچ‌کدوم از صحبت‌ها رو بدون تحقیق نپذیرید.
Download Telegram
[Spoiler Alert]
توی انیمیشن Soul (2020) یه جایی ۲۲(اسم‌ یکی از شخصیت‌ها همین‌ه) درباره‌ی این‌که آیا دنیا ارزش‌ش رو داره یا نه از آرایشگرش می‌پرسه.
They say you're born to do something, but how do you figure out what that thing is? What if you pick the wrong thing? Or somebody else's thing?
بعد Dez(آرایشگر داستان) می‌گه که من قصد نداشتم آرایشگر بشم. می‌خواستم دام‌پزشک بشم اما دخترم مریض شد و‌ هزینه‌ها باعث شد به جای خوندن‌ دام‌پزشکی که هزینه‌ی زیادی داره، در فیلد آرایشگری تحصیل کنم(کلی فکر کردم تا متوجه بشم شبیه به زندگی Dario هست که این‌جا نوشته بودم). ۲۲ با ناراحتی می‌گه که الان توی آرایشگری گیر کردی و دیگه خوش‌حال نیستی، اما Dez صحبت‌ش رو قطع می‌کنه و توضیح می‌ده که الان خوش‌حال‌‌ه.
داشتم فکر می‌کردم که ما گاهی مسیری رو می‌ریم که برنامه‌ای براش نداشتیم، حتی این وسط ممکن‌ه فکرمون اون‌قدر‌ درگیر مسیری که نتونستیم بریم باشه که راه فعلی رو فراموش کنیم. این می‌تونه درباره‌ی شغل‌مون باشه، رابطه‌ی عاطفی‌مون باشه، دوستان‌مون باشه، و بقیه‌ی چیزهایی که می‌تونن رخ بدن‌.
انیمیشن Soul قصه‌ی مردی(Joe) هست که کل زندگی‌ش رو بی‌معنا می‌دونه و حس می‌کنه شکست خورده، چرا که نتونسته روی صحنه بره و موسیقی بنوازه. کسی که روز و شب درباره‌ی موسیقی رویاپردازی می‌کنه و حس می‌کنه زندگی‌ش بعد از نوازندگی قراره تحول عجیبی کنه اما بعد از پیدا کردن‌ش و رسیدن به‌ش، دوباره به همون حالت قبلی برمی‌گرده و متوجه می‌شه که زندگی‌ش اون‌قدر‌ که فکر می‌کرد تغییر نمی‌کنه.
گاهی ما اون‌قدر برخی چیزها رو رویایی تصور می‌کنیم که بعد از رسیدن به‌شون و تجربه‌‌ی واقعی اون‌ها، سرخورده می‌شیم چرا که شبیه اون‌چیزی که رویاپردازی کردیم نبودن‌.
Sometimes life and living isn't about finding a BIG purpose and passion. The "regular old living" shouldn't turn into a boring thing because this way, we will become like the story of that fish: she/he swims up to older fishes saying "I'm trying to find this thing they call the ocean." They tell that it's what you're in it but the young fish says "It's water. What I want is the ocean!"

پی‌نوشت: این صحبتی که دنیل کانمان می‌کنه هم قابل تأمل هست. امیدوارم درباره‌اش بیش‌تر بنویسم.
How far we go with ignorance to justify ourselves?
اگر به LOTR و Middle Earth و Tolkien علاقه دارین، کانال Nerd of the Rings ممکن‌ه براتون سرگرم‌کننده باشه.
الان که Rings of Power پخش می‌شه، بعد از هر اپیزود یک Breakdown پخش می‌کنه که دید به‌تری رو هم نسبت به سریال می‌ده(لینک بریک‌داون اپیزود اول).
#Science_says
But no matter the context, learning how to ask relevant, clear and meaningful questions can help you communicate more effectively.

شماره‌ی ۵
#Tips no. 6
یک‌ماه پیش توییتی رو از اکانت Doctor A دیده بودم و یادداشت‌ کردم تا سر فرصت درباره‌اش سرچ کنم و بیش‌تر به‌ش فکر کنم. نوشته بود که میلین‌سازی در لوب فرونتال تا ۲۵سالگی کامل نمی‌شه.

• مسئولیت تصمیمی مثل انتخاب رشته تحصیلی و انتخاب مسیر شغلی روی دوش نوجوانی هست که نه فقط عمدتاً توسط اخبار غیرواقعی و تخیلی از درآمد و آینده‌ی یک پزشک بمباران می‌شه، که هیچ آموزشی برای این انتخاب‌ها نمی‌بینه و در عین حال حتی اون‌قدر‌ها بلوغ فکری کافی برای چنین تصمیم‌ بزرگی نداره.
• [شاید] فهم این موضوع بتونه برای کسی که تصمیم‌های گذشته‌اش رو سرزنش می‌کنه، مفید باشه. در عین حال با درک به‌تری که نسبت به رفتارهای نوجوان‌ها پیدا می‌کنه، رفتار مناسب‌تری هم داشته باشه.
• از طرفی، فردی که در اوایل دهه‌ی سوم زندگی‌ش هست و چنین چیزی رو می‌خونه [شاید] بتونه برای مسائل خیلی مهم زندگی‌ در این شرایط تصمیم‌ نگیره و یا با احتیاط و به کمک تحقیق کافی به تصمیم به‌تری برسه.

اصل مقاله رو از این‌جا می‌تونین بخونین. تصویر رو از این‌جا برداشته‌ام.
شبکه‌های اجتماعی رو دی‌اکتیو کرده‌ام. با این حال، از شنبه تا امروز، تنها یک روزِ «کمی نرمال» داشته‌ام و حال جسمی و روحی‌م زیاد تفاوتی نکرده. نمی‌شه نشنید و ندید و چشم بست.
توانایی نوشتن رو فعلاً ندارم و اگر هم پیدا کنم، خجالت می‌کشم‌ که بنویسم. این‌جا برای کوتاه‌نویسی درست نشده بود، اما چندروزه که در پس‌زمینه‌ی ذهن‌م تنها این صدا هست که آروم نمی‌شه:
«ما حتی اختیار بدیهی‌ترین‌ها رو هم نداریم.»
بالاخره کمی آمادگی پیدا کردم تا مجدداً نوشتن رو شروع کنم.
چندروزی هست که متوجه شده‌ام راه ارتباطی‌ای که قبلاً در توضیحات کانال گذاشته بودم، غیرفعال بوده. لینک رو تغییر دادم و اگر پیش از این پیامی فرستاده بودین، متأسفانه به دست من نرسیده.
اگر صحبت، پیشنهاد، بحث یا توضیحی دارین که تمایل ندارین به شکل مستقیم بیان‌ش کنین از این راه می‌تونین به‌م بگین.
——
آپ‌دیت: با آپدیت جدید تلگرام، لینک ناشناس رو برداشتم و به جاش دایرکت کانال رو اضافه کردم.
زیاد شنیدیم که دنبال‌کردن passion منجر به خوش‌حالی می‌شه و پیدا کردن چنین چیزی شاید دغدغه‌ی شما هم باشه. به دلایل زیادی، این عبارت درست نیست که ۳تا رو این‌جا آورده‌ام:

۱. ما الزاماً یک passion خاص در خودمون نداریم که فقط همون رو دنبال کنیم. ممکن‌ه تعدادشون بیش‌تر باشه که باعث سردرگمی می‌شه.
۲. همه‌ی passionها الزاماً قابلیت این رو ندارن که بتونیم اون‌ها رو دنبال کنیم. برای مثال ممکن‌ه جامعه به اون‌ها بهایی نده و یا درآمدزا نباشه و هم‌چنین امکان‌ش هست که یک passion الزاماً کاری درست/اخلاقی/سالم/سودمند نباشه که این خودش دنبال‌کردن‌ش رو مشکل می‌کنه.
۳. باور عمومی بر این‌ه که passion چیزی‌ه که در وجود ما هست و صرفاً نیاز به کشف‌کردن داره در صورتی که passion چیز ثابتی نیست، ساخته می‌شه و حتی در گذر زمان ممکن‌ه تغییر کنه.

درباره‌ی چرخه‌ی action و inaction صحبت می‌شه و موارد دیگه‌ای هم به شکل خیلی مختصر آورده شده. از این‌جا بیش‌تر ببینید.
چرخه‌ی action
- کاری که ما شروع می‌کنیم، از همون ابتدا به‌ترین کیفیت رو نداره و به مرور زمان، به‌تر می‌شه.
- این یک چرخه‌اس و الزاماً از action شروع نمی‌شه: مثلاً داشتن انگیزه(motivation) می‌تونه منجر به شروع یک کار(action) بشه.
چرخه‌ی inaction
Make music, not noise.
It's not about doing more, it's about doing better.
مدت‌ها پیش یک عزیزی این رو جایی‌ فرستاده بود که من دیدم و خوندم و مستقیم توی ذهن‌م نشست. هر از گاهی می‌رم به‌ش نگاه می‌کنم تا یادآوری بشه‌ و مدام در جهت‌ش تلاش می‌کنم.
(تاریخ رو عامدانه نگه داشتم و از تصویر حذف نکردم.)
توی نهمین سری از «پیام‌ها و پیامک‌ها» می‌گفت که مواجهه‌ی درست با تحسینی که از طرف دیگران می‌شیم هم مثل تحسین‌کردن یه هنره؛ همون‌طور که هدیه‌گرفتن هم مثل هدیه‌دادن یه هنره‌.
تحسین‌شدن شبیه به هدیه‌ای از طرف دیگران‌ه و مهم‌ه که بلد باشیم چه‌طور باهاش برخورد کنیم.
حوادث و فشارهایی که در این مدت متحمل شدم، یه درس ساده ولی مهم رو (in a hard way) به‌م یاد داد: اهمیت استراحت(break).

استراحت یک چیز لوکس نیست که هر وقت همه‌چیز خوب بود، سراغ‌ش بریم. استراحت یک موضوع ضروری (necessity) هست که باید انجام بشه. در غیر این‌صورت، بهای اون رو جسم و روان ماست که می‌پردازه. و این موضوع لابه‌لای همه‌ی شلوغی‌های زندگی به سادگی فراموش می‌شه.
راننده‌ای که برای سرویس‌کردن ماشین‌ش هر از گاهی هزینه (هم از نظر مالی، هم از نظر زمانی) نکنه، در یک جایی دچار مشکل خواهد شد و ماشین‌ش رو (به طور موقت یا برای همیشه) از دست می‌ده.
ما هم زمانی که از انرژی خالی شدیم، فرو می‌ریزیم. در این حالت بهبودی (recovery) ممکن‌ه آهسته‌ و حتی دردناک باشه؛ زمانی که حتی اتفاقات مثبت زندگی و تفریحات هم لذت سابق رو از دست می‌دن.

پایین‌تر، تصویری رو گذاشته‌ام که مدت‌ها ‌پیش در توییتر دیده بودم‌ش اما تا به امروز لمس‌ش نکرده بودم. یک نفر هم زیر همون توییت این کامنت رو گذاشته بود:
Take. The. Break.
And a real one, too. Not an “I’ll check emails a bit less” break — an “I’m unreachable by all mediums for five days and will get back to you then.”
Turn off the noise to fuel your focus.