بِه‌تَر.
1.01K subscribers
537 photos
2 videos
8 files
321 links
این‌جا از این‌که چه‌طور برای رشد تلاش می‌کنم، حرف می‌زنم.
هیچ‌کدوم از صحبت‌ها رو بدون تحقیق نپذیرید.
Download Telegram
از دیالوگ‌های دوست‌داشتنی، ویدئوش رو می‌تونید از این‌جا ببینید.
For better or worse, your behavior can directly affect how you feel. So it’s important to prioritize activities that make you feel good, especially when you’re experiencing difficult emotions.

#Tips no. 5
“You can't pour from an empty cup.”
از اون‌جایی که من آدمی نبودم که زیاد با دیگران به اشتراک بذارم،‌ سال‌ها قبل کانالی به اسم The Last Room ساختم که توی اون اطلاعاتی که می‌خواستم باقی بمونن و حرف‌هایی که دوست نداشتم جایی بیان کنم(یا دوست داشتم اما بلد نبودم و نمی‌تونستم) رو می‌نوشتم. یکی از عادت‌های بدم هم حذف خاطرات‌ دیجیتال‌م بود و نتیجه این شده که متأسفانه وب‌لاگ قبلی و کانالی که گفتم و چندین اکانت رو در اون دوره پاک کرده‌ام.
با این حال، از اون کانال چندتا فایل با فرمت PDF برام باقی مونده که یکی‌شون صحبتی منتسب به محمدرضا شعبانعلی بود. سه‌تای دیگه هم شامل جملاتی بودن که از انیمه‌ی Fullmetal Alchemist: Brotherhood و سریال Arrow نوشته‌ام؛ عادتِ باز کردن یک فایل و نوشتن جملاتی که برام‌ الهام‌بخش هستن و به یادگار می‌مونن.
بر خلاف منِ چندین‌سال قبل، فایل‌ها رو این‌جا می‌ذارم تا گم نشه.

پی‌نوشت: عبارت Al - Sah Him اسم یکی از اپیزودهای سریال Arrow و انگلیسی‌شده‌ی (السهم) هست که همون معنای Arrow رو در زبان عربی داره.
– به بهانه‌ی فایلِ آخر در کانال و اهمیت محیط اطراف
[Spoiler Alert]
توی انیمیشن Soul (2020) یه جایی ۲۲(اسم‌ یکی از شخصیت‌ها همین‌ه) درباره‌ی این‌که آیا دنیا ارزش‌ش رو داره یا نه از آرایشگرش می‌پرسه.
They say you're born to do something, but how do you figure out what that thing is? What if you pick the wrong thing? Or somebody else's thing?
بعد Dez(آرایشگر داستان) می‌گه که من قصد نداشتم آرایشگر بشم. می‌خواستم دام‌پزشک بشم اما دخترم مریض شد و‌ هزینه‌ها باعث شد به جای خوندن‌ دام‌پزشکی که هزینه‌ی زیادی داره، در فیلد آرایشگری تحصیل کنم(کلی فکر کردم تا متوجه بشم شبیه به زندگی Dario هست که این‌جا نوشته بودم). ۲۲ با ناراحتی می‌گه که الان توی آرایشگری گیر کردی و دیگه خوش‌حال نیستی، اما Dez صحبت‌ش رو قطع می‌کنه و توضیح می‌ده که الان خوش‌حال‌‌ه.
داشتم فکر می‌کردم که ما گاهی مسیری رو می‌ریم که برنامه‌ای براش نداشتیم، حتی این وسط ممکن‌ه فکرمون اون‌قدر‌ درگیر مسیری که نتونستیم بریم باشه که راه فعلی رو فراموش کنیم. این می‌تونه درباره‌ی شغل‌مون باشه، رابطه‌ی عاطفی‌مون باشه، دوستان‌مون باشه، و بقیه‌ی چیزهایی که می‌تونن رخ بدن‌.
انیمیشن Soul قصه‌ی مردی(Joe) هست که کل زندگی‌ش رو بی‌معنا می‌دونه و حس می‌کنه شکست خورده، چرا که نتونسته روی صحنه بره و موسیقی بنوازه. کسی که روز و شب درباره‌ی موسیقی رویاپردازی می‌کنه و حس می‌کنه زندگی‌ش بعد از نوازندگی قراره تحول عجیبی کنه اما بعد از پیدا کردن‌ش و رسیدن به‌ش، دوباره به همون حالت قبلی برمی‌گرده و متوجه می‌شه که زندگی‌ش اون‌قدر‌ که فکر می‌کرد تغییر نمی‌کنه.
گاهی ما اون‌قدر برخی چیزها رو رویایی تصور می‌کنیم که بعد از رسیدن به‌شون و تجربه‌‌ی واقعی اون‌ها، سرخورده می‌شیم چرا که شبیه اون‌چیزی که رویاپردازی کردیم نبودن‌.
Sometimes life and living isn't about finding a BIG purpose and passion. The "regular old living" shouldn't turn into a boring thing because this way, we will become like the story of that fish: she/he swims up to older fishes saying "I'm trying to find this thing they call the ocean." They tell that it's what you're in it but the young fish says "It's water. What I want is the ocean!"

پی‌نوشت: این صحبتی که دنیل کانمان می‌کنه هم قابل تأمل هست. امیدوارم درباره‌اش بیش‌تر بنویسم.
How far we go with ignorance to justify ourselves?
اگر به LOTR و Middle Earth و Tolkien علاقه دارین، کانال Nerd of the Rings ممکن‌ه براتون سرگرم‌کننده باشه.
الان که Rings of Power پخش می‌شه، بعد از هر اپیزود یک Breakdown پخش می‌کنه که دید به‌تری رو هم نسبت به سریال می‌ده(لینک بریک‌داون اپیزود اول).
#Science_says
But no matter the context, learning how to ask relevant, clear and meaningful questions can help you communicate more effectively.

شماره‌ی ۵
#Tips no. 6
یک‌ماه پیش توییتی رو از اکانت Doctor A دیده بودم و یادداشت‌ کردم تا سر فرصت درباره‌اش سرچ کنم و بیش‌تر به‌ش فکر کنم. نوشته بود که میلین‌سازی در لوب فرونتال تا ۲۵سالگی کامل نمی‌شه.

• مسئولیت تصمیمی مثل انتخاب رشته تحصیلی و انتخاب مسیر شغلی روی دوش نوجوانی هست که نه فقط عمدتاً توسط اخبار غیرواقعی و تخیلی از درآمد و آینده‌ی یک پزشک بمباران می‌شه، که هیچ آموزشی برای این انتخاب‌ها نمی‌بینه و در عین حال حتی اون‌قدر‌ها بلوغ فکری کافی برای چنین تصمیم‌ بزرگی نداره.
• [شاید] فهم این موضوع بتونه برای کسی که تصمیم‌های گذشته‌اش رو سرزنش می‌کنه، مفید باشه. در عین حال با درک به‌تری که نسبت به رفتارهای نوجوان‌ها پیدا می‌کنه، رفتار مناسب‌تری هم داشته باشه.
• از طرفی، فردی که در اوایل دهه‌ی سوم زندگی‌ش هست و چنین چیزی رو می‌خونه [شاید] بتونه برای مسائل خیلی مهم زندگی‌ در این شرایط تصمیم‌ نگیره و یا با احتیاط و به کمک تحقیق کافی به تصمیم به‌تری برسه.

اصل مقاله رو از این‌جا می‌تونین بخونین. تصویر رو از این‌جا برداشته‌ام.
شبکه‌های اجتماعی رو دی‌اکتیو کرده‌ام. با این حال، از شنبه تا امروز، تنها یک روزِ «کمی نرمال» داشته‌ام و حال جسمی و روحی‌م زیاد تفاوتی نکرده. نمی‌شه نشنید و ندید و چشم بست.
توانایی نوشتن رو فعلاً ندارم و اگر هم پیدا کنم، خجالت می‌کشم‌ که بنویسم. این‌جا برای کوتاه‌نویسی درست نشده بود، اما چندروزه که در پس‌زمینه‌ی ذهن‌م تنها این صدا هست که آروم نمی‌شه:
«ما حتی اختیار بدیهی‌ترین‌ها رو هم نداریم.»