صحنه از روایت هرودوت دربارهٔ دو برادر آرگوسی، کلوئوبیس و بیتون گرفته شده است. مادر آنها که کاهنهٔ هرا بود، متوجه شد گاوهایش بهموقع برای جشنواره نرسیدهاند؛ بنابراین پسرانش خودشان ارابهٔ او را بهمدت چهلوپنج اَستاد (واحد مسافت یونانی) تا معبد کشیدند. او از الهه خواست بزرگترین نعمتی را که میتوان به یک انسانِ فانی داد، به پسرانش عطا کند. هرا نیز دعايش را اینگونه برآورده کرد که دو برادر در همان معبد آرام و بیدرد در خواب بمیرند.(سنگ تموم گذاشتی بی بی هرا) بعدها برای آنان مجسمههایی در دلفی برپا شد.
کلوئوبیس و بیتون، ۱۸۸۴
نقاش: کارل ارنست فون شتتن (آلمانی، ۱۸۵۷–۱۹۴۲)
رنگروغن روی بوم، ۱۵۷٫۴ × ۲۲۳٫۵ سانتیمتر
کلوئوبیس و بیتون، ۱۸۸۴
نقاش: کارل ارنست فون شتتن (آلمانی، ۱۸۵۷–۱۹۴۲)
رنگروغن روی بوم، ۱۵۷٫۴ × ۲۲۳٫۵ سانتیمتر
👍4❤🔥1
سیرسِ حسود – ۱۸۹۲
جان ویلیام واترهاوس (۱۸۴۹–۱۹۱۷)
رنگروغن روی بوم، ۱۸۰۷ × ۸۷۴ میلیمتر
📍 گالری هنر استرالیای جنوبی
«سیرسِ حسود» (Circe Invidiosa) اثری از جان ویلیام واترهاوس است که در سال ۱۸۹۲ کامل شد. این نقاشی دومین بازنمایی او از جادوگر اسطورهای سیرسه است؛ پس از سیرسه جام را به اولیس میسپارد (۱۸۹۱). الهام اثر از دگردیسیهای اووید است؛ جایی که سیرسه از سر حسادت، اسکایلا را به غول دریایی تبدیل میکند، چون گلاوکس عشق او را نمیپذیرد و دلبستهٔ اسکایلا میشود. واترهاوس سالها بعد دوباره به این موضوع بازگشت و اثر جادوگر (۱۹۱۱) را آفرید. «سیرسِ حسود» اکنون در گالری هنر استرالیای جنوبی نگهداری میشود.
اسطورهٔ سیرسه، گلاوکس و اسکایلا در کتاب چهاردهم دگردیسیها آمده است. صحنهای که واترهاوس انتخاب کرده، مطابق با ابیات ۵۲ تا ۶۵ است:
جان ویلیام واترهاوس (۱۸۴۹–۱۹۱۷)
رنگروغن روی بوم، ۱۸۰۷ × ۸۷۴ میلیمتر
📍 گالری هنر استرالیای جنوبی
«سیرسِ حسود» (Circe Invidiosa) اثری از جان ویلیام واترهاوس است که در سال ۱۸۹۲ کامل شد. این نقاشی دومین بازنمایی او از جادوگر اسطورهای سیرسه است؛ پس از سیرسه جام را به اولیس میسپارد (۱۸۹۱). الهام اثر از دگردیسیهای اووید است؛ جایی که سیرسه از سر حسادت، اسکایلا را به غول دریایی تبدیل میکند، چون گلاوکس عشق او را نمیپذیرد و دلبستهٔ اسکایلا میشود. واترهاوس سالها بعد دوباره به این موضوع بازگشت و اثر جادوگر (۱۹۱۱) را آفرید. «سیرسِ حسود» اکنون در گالری هنر استرالیای جنوبی نگهداری میشود.
اسطورهٔ سیرسه، گلاوکس و اسکایلا در کتاب چهاردهم دگردیسیها آمده است. صحنهای که واترهاوس انتخاب کرده، مطابق با ابیات ۵۲ تا ۶۵ است:
🍓3👍2
Saeedੈ࿐
Photo
خلیجی آرام، مانند کمانی خمیده،
جایی که اسکایلا در گرمای نیمروز پناه میگرفت.
وقتی خورشید در میانهٔ آسمان بیرحمانه میتابید
و سایهها را به باریکی یک خط فرو میکاست.
در همین هنگام، سیرسه آن خلیج را آلوده میکند،
با زهرهای هولناک و ریشههای جادویی،
و وردهای مبهم و گرهخورده زیر لب زمزمه میکند.
اسکایلا وارد آب میشود—تا کمر—
و ناگهان شکلهای هولناکِ پارسکننده را
دورِ کمر خود میبیند.
واترهاوس دقیقاً همین لحظه را نقاشی کرده است. سیرسه در خلیجی پنهان بر فراز آب ایستاده و زهر سبز درخشان را در آب میریزد. زیر پای او، شکلهای اولیهٔ موجودات «پارسکننده» که بخشی از دگردیسی اسکایلا هستند، در آب در حال چرخشاند. تمرکز نقاشی بر سیرسه است: چهرهٔ جدی و حسادتبار او، و رنگهای متلاطم و درخشانی که صحنه را احاطه کردهاند—نه بر دگردیسی کامل اسکایلا
جایی که اسکایلا در گرمای نیمروز پناه میگرفت.
وقتی خورشید در میانهٔ آسمان بیرحمانه میتابید
و سایهها را به باریکی یک خط فرو میکاست.
در همین هنگام، سیرسه آن خلیج را آلوده میکند،
با زهرهای هولناک و ریشههای جادویی،
و وردهای مبهم و گرهخورده زیر لب زمزمه میکند.
اسکایلا وارد آب میشود—تا کمر—
و ناگهان شکلهای هولناکِ پارسکننده را
دورِ کمر خود میبیند.
واترهاوس دقیقاً همین لحظه را نقاشی کرده است. سیرسه در خلیجی پنهان بر فراز آب ایستاده و زهر سبز درخشان را در آب میریزد. زیر پای او، شکلهای اولیهٔ موجودات «پارسکننده» که بخشی از دگردیسی اسکایلا هستند، در آب در حال چرخشاند. تمرکز نقاشی بر سیرسه است: چهرهٔ جدی و حسادتبار او، و رنگهای متلاطم و درخشانی که صحنه را احاطه کردهاند—نه بر دگردیسی کامل اسکایلا
❤🔥3
سالُنهای قلعهٔ بزرگ. تصویری از گوستاو دوره (فرانسوی، ۱۸۳۲–۱۸۸۳)
این تصویرِ پرجزئیات، تالار بزرگ و مجلل یک قلعه را نشان میدهد؛ فضایی که با مهارت و دقت نمایشیِ ویژهٔ دوره ترسیم شده است. طاقهای باشکوه، نقشبرجستههای حجیم، و تزیینات پیچیده، صحنهٔ گردهمایی پرجنبوجوش اشرافی را زیر چلچراغی آویخته قاب میگیرند و بازی چشمگیری از نور، فضا و حرکت روایی ایجاد میکنند.
این تصویر برای اورلاندو فوریوزو ساخته شده و نمونهای روشن از توانایی دوره در نمایش شکوه معماری و دمیدن واقعگرایی باشکوه در خیالپردازیهای ادبی است.
این تصویرِ پرجزئیات، تالار بزرگ و مجلل یک قلعه را نشان میدهد؛ فضایی که با مهارت و دقت نمایشیِ ویژهٔ دوره ترسیم شده است. طاقهای باشکوه، نقشبرجستههای حجیم، و تزیینات پیچیده، صحنهٔ گردهمایی پرجنبوجوش اشرافی را زیر چلچراغی آویخته قاب میگیرند و بازی چشمگیری از نور، فضا و حرکت روایی ایجاد میکنند.
این تصویر برای اورلاندو فوریوزو ساخته شده و نمونهای روشن از توانایی دوره در نمایش شکوه معماری و دمیدن واقعگرایی باشکوه در خیالپردازیهای ادبی است.
👍3
Forwarded from 𝐖𝐢𝐧𝐠𝐬 𝐎𝐟 𝐇𝐞𝐚𝐫𝐭
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Heaven Rock
•' @WingsOfHeart
•' @WingsOfHeart
❤🔥2
مِدِئا جادوگری نیرومند بود که برای کمک به پهلوان جیسون در بهدستآوردن پشم زرین، حتی به خانوادهٔ خودش خیانت کرد. او همراه جیسون گریخت، برایش فرزند آورد و همهچیزش را فدای او کرد. اما پس از سالها زندگی مشترک، جیسون او را ترک کرد و به سراغ زنی دیگر رفت—گلاوکه، دختر کِرِئون، پادشاه کورینت. این خیانت مِدِئا را بهطور کامل درهم شکست. بیخانواده، بیسرزمین و بیپشتیبان، زنِ بیگانهای تبدیل شد که تحقیر شده و کنار گذاشته شده است.
جیسون ادعا میکرد که او را ترک کرده تا «آیندهٔ بهتری» برای فرزندانشان فراهم کند، اما برای مِدِئا این ادعا نهایت دورویی بود. خشم، اندوه و غرور جریحهدارشدهاش سراسر وجودش را گرفت. او تصمیم گرفت جیسون را دقیقاً از همان جایی بزند که بیشترین درد را ایجاد حس کنه. نخست، ردایی زهرآلود بهعنوان «هدیه» برای گلاوکه فرستاد و باعث مرگ گلاوکه و پدرش کرئون شد. اما تصمیم عمیقتر و هولناکتر همچنان پیشِ رو بود: اینکه آیا باید فرزندانش را بکشد تا جیسون همهٔ عزیزانش را از دست بدهد و نیز تا هیچکس نتواند از کودکان علیه او استفاده کند.
مدئا در اندیشهٔ کشتن فرزندانش (۱۸۲۰)، اثر جوزپه بَتسّوولی.
جیسون ادعا میکرد که او را ترک کرده تا «آیندهٔ بهتری» برای فرزندانشان فراهم کند، اما برای مِدِئا این ادعا نهایت دورویی بود. خشم، اندوه و غرور جریحهدارشدهاش سراسر وجودش را گرفت. او تصمیم گرفت جیسون را دقیقاً از همان جایی بزند که بیشترین درد را ایجاد حس کنه. نخست، ردایی زهرآلود بهعنوان «هدیه» برای گلاوکه فرستاد و باعث مرگ گلاوکه و پدرش کرئون شد. اما تصمیم عمیقتر و هولناکتر همچنان پیشِ رو بود: اینکه آیا باید فرزندانش را بکشد تا جیسون همهٔ عزیزانش را از دست بدهد و نیز تا هیچکس نتواند از کودکان علیه او استفاده کند.
مدئا در اندیشهٔ کشتن فرزندانش (۱۸۲۰)، اثر جوزپه بَتسّوولی.
💔5
Giovanni Boldini (1842-1931)
بولدینی هنرمندی ایتالیایی بود که به «استاد قلمموی سریع» مشهور شد. اگر به آثارش نگاه کنید دلیل این لقب را میبینید: او برای برخی بخشها از ضربهقلمهای روان، روشن و سریع استفاده میکرد و همین باعث میشد نقاشیهایش زنده و پرتحرک به نظر برسند. مثلاً اغلب شالِ بانویی را با این تکنیک میکشید تا حرکت آن را القا کند. برای چندین دهه، بسیاری از بانوان اشرافزادهٔ پاریس مشتاق بودند پرترهشان را او بکشد، چون آثارش نوآورانه، جسورانه و متفاوت از جریان رایج آن دوران بود.
1) Pianist in Eighteenth-Century Dress (1877)
2) Portrait of the Actress Marthe de Florian (c. 1900-1910)
3) Elegant Lady in Blue Dress (date unknown)
4) Consuelo Vanderbilt, Duchess of Marlborough, and Her Son, Lord Ivor Spencer-Churchill (1906)
5) Portrait of Rita de Acosta Lydig (1911)
6) Walk through the Bois de Boulogne
7) Portrait of Madame X (c. 1879)
8) Luisa Casati with a Greyhound (1908)
9) Portrait of the Count Robert de Montesquiou (1897)
10) Gondolas in front of Saint Mark’s Square (c. 1895)
بولدینی هنرمندی ایتالیایی بود که به «استاد قلمموی سریع» مشهور شد. اگر به آثارش نگاه کنید دلیل این لقب را میبینید: او برای برخی بخشها از ضربهقلمهای روان، روشن و سریع استفاده میکرد و همین باعث میشد نقاشیهایش زنده و پرتحرک به نظر برسند. مثلاً اغلب شالِ بانویی را با این تکنیک میکشید تا حرکت آن را القا کند. برای چندین دهه، بسیاری از بانوان اشرافزادهٔ پاریس مشتاق بودند پرترهشان را او بکشد، چون آثارش نوآورانه، جسورانه و متفاوت از جریان رایج آن دوران بود.
🍓4