ی جمله خوندم که جالب بود، شاید تو هم احتیاج داشته باشی بخونیش؛
تو با این امید واهی که کسانی که ازارت دادن ی روزی متوجه کار بدشون میشن و تغییر میکنن، فقط خوب شدن خودت و زخم هات رو به تاخیر میندازی.
تو با این امید واهی که کسانی که ازارت دادن ی روزی متوجه کار بدشون میشن و تغییر میکنن، فقط خوب شدن خودت و زخم هات رو به تاخیر میندازی.
❤11
دلم میخواد یه شب وقتی کنار پنجره وایستادم و باد میخوره توو صورتم...
یعنی همینجوری که ورق میزنه سرمو
اون خاطرات بد رو با خودش ببره
خوباش که موند، بمیرم.
انگار جوری که بخشیدم و بخشیده شد
.
یعنی همینجوری که ورق میزنه سرمو
اون خاطرات بد رو با خودش ببره
خوباش که موند، بمیرم.
انگار جوری که بخشیدم و بخشیده شد
.
❤10
من میتونم صد تا چیز در موردت بشنوم و بازم باهات حال کنم و تنها کسی که میتونه نظرم رو راجع بهت عوض کنه خودتی :)
❤2
اونی که میدونه از چی ناراحت میشی و تکرارش میکنه، شاید بار اول دوم اشتباهش باشه ولی بار سوم و چهارم انتخابشه.
پس تو هم سعی کن بار اول دوم حرص بخوری، بار سوم چهارم بیخیالش بشی...
پس تو هم سعی کن بار اول دوم حرص بخوری، بار سوم چهارم بیخیالش بشی...
❤8
تو همانی که دلم لک زده لبخندش را
او که هرگز نتوان یافت
همانندش را...
.
او که هرگز نتوان یافت
همانندش را...
.
❤9
همیشه سعی کن خودت رو لایق بهترینها بدونی و برای خودت ارزش قائل بشی چون آدمها دقیقا همونجوری باهات رفتار میکنن که تو با خودت رفتار میکنی .
❤14
تهش هیچی نیست از مسیر لذت ببر قدر آدمهای درست زندگیتو بدون و آدمهای سمی رو حذف کن خودتو سرزنش نکن و اجازه نده کسی بهت انرژی بد بده. حسرت گذشته رو نخور و با نگرانی آینده امروز رو خراب
نکن زندگی یک مسیره نه یک ،مقصد زندگی یک سفره نه یک هدف، تو فرصت داری که تجربه کنی و از بودنت لذت ببری پس زندگیتو زندگی کن !
نکن زندگی یک مسیره نه یک ،مقصد زندگی یک سفره نه یک هدف، تو فرصت داری که تجربه کنی و از بودنت لذت ببری پس زندگیتو زندگی کن !
❤8
من میخوام...
به اندازه ی تموم دوست دارمایی که نشنیدی،
دوست داشته باشم..!
میخوام به اندازه ی همه ی تنهاییات، پیشت باشم
میخوام به اندازه ی هرثانیه ای که...
دلت میخواسته یکی بغلت کنه تو بغلم باشی
میخوام به اندازه ی همه ی گریه هات، بخندونمت!
میخوام به اندازهی تموم روزهای بدت
برات خاطره های خوب بسازم
میخوام زندگیتو قشنگ کنم.
باشه؟:)
به اندازه ی تموم دوست دارمایی که نشنیدی،
دوست داشته باشم..!
میخوام به اندازه ی همه ی تنهاییات، پیشت باشم
میخوام به اندازه ی هرثانیه ای که...
دلت میخواسته یکی بغلت کنه تو بغلم باشی
میخوام به اندازه ی همه ی گریه هات، بخندونمت!
میخوام به اندازهی تموم روزهای بدت
برات خاطره های خوب بسازم
میخوام زندگیتو قشنگ کنم.
باشه؟:)
❤11
دلم خوش است به بودنت
همينجا زير سقف همين شهر
تنها چند خيابان و كوچه و خانه فاصله داريم
دلم خوش است كه هستي
همينجا كنار تپش هاي بيقرار دلم ....
همينجا زير سقف همين شهر
تنها چند خيابان و كوچه و خانه فاصله داريم
دلم خوش است كه هستي
همينجا كنار تپش هاي بيقرار دلم ....
❤9
کتابایی که الان میخونی،عادتایی که الان داری، ادمایی که الان باهاشون در ارتباطی،غذاهای که میخوری و و کارایی که میکنی نقطه ی که پنج ساله دیگه اونجایی!یه روز میشینی فکر میکنی میبینی؛چقدر میتونستی آدمای لایق تری رو واسه دوست داشتن انتخاب کنی، با ادمایی بهتری رفت و امد کنی!غذاهای سالم تری بخوری و چقدر میتونستی بیشتر از ته دل بخندی پس نزار هیچوقت حسرتی تو دلت بمونه!تو فقط یک بار زندگی میکنی!
❤8
امروز حال روحیم خوب نبود، برای همین به هیچ کاری نرسیدم :
و این موضوع اصلا اشکالی نداره ، قرار نیست هر روز مفید باشیم ، قرار نیست هر روز خوشحال باشیم ، باید یاد بگیریم که داشتن روز های بد هیچ اشکالی نداره ، ناراحت بودن و کامل نبودن هم بخشی از زندگیه نباید باهاش مبارزه کنیم،باید به خودمون اجازه بدیم درد هامون رو احساس کنیم.
و این موضوع اصلا اشکالی نداره ، قرار نیست هر روز مفید باشیم ، قرار نیست هر روز خوشحال باشیم ، باید یاد بگیریم که داشتن روز های بد هیچ اشکالی نداره ، ناراحت بودن و کامل نبودن هم بخشی از زندگیه نباید باهاش مبارزه کنیم،باید به خودمون اجازه بدیم درد هامون رو احساس کنیم.
❤1
فلسفه ی ایشالله 120 ساله شی رو میدونستین؟!
در دوران هخامنشیان سال کبیسه وجود نداشت همیشه اسفند ماه 29 روز بوده
در تقویم آن زمان هر چهار سال یک روز ذخیره میشد و طی 120 سال یک ماه ذخیره داشتند که آن سال را بجای 12 ماه 13 ماه اعلام میکردند
در ماه سیزدهم هیچکس کار نمیکرد همه با خرج حکومت جشن میگرفتند
بنابراین مردم در حق هم دعا میکردند که 120 سال عمر کنند تا حداقل یک جشن یک ماهه را ببینند
در دوران هخامنشیان سال کبیسه وجود نداشت همیشه اسفند ماه 29 روز بوده
در تقویم آن زمان هر چهار سال یک روز ذخیره میشد و طی 120 سال یک ماه ذخیره داشتند که آن سال را بجای 12 ماه 13 ماه اعلام میکردند
در ماه سیزدهم هیچکس کار نمیکرد همه با خرج حکومت جشن میگرفتند
بنابراین مردم در حق هم دعا میکردند که 120 سال عمر کنند تا حداقل یک جشن یک ماهه را ببینند
❤16
یه جا خوندم نوشته بود:
”ببینید، از چشم کسی افتادن یک شبه اتفاق نمی افته. شما طی یک پروسه فرساینده آدمهایی که براشون عزیز هستین رو آزار میدین و بالاخره اونها یکجا تصمیم میگیرن که دیگه بهتون آوانس ندن.”
”ببینید، از چشم کسی افتادن یک شبه اتفاق نمی افته. شما طی یک پروسه فرساینده آدمهایی که براشون عزیز هستین رو آزار میدین و بالاخره اونها یکجا تصمیم میگیرن که دیگه بهتون آوانس ندن.”
❤12
یه جوری همه چیو تموم میکنن
انگار نه انگار که خود خودشون بودن که شروع کردن
یه جوری از خودشون بدی به یادگار میزارن، انگار نه انگار که خاطرات شیرین برات ساختن .
یه جوری در اخر حرف میزنن که مات و مبهوت میمونی و میگی
همین ادم بود که فک کردم با بقیه فرق میکنه ... ؟
یه جوری کاخ ارزوهاتو پایین میارن که انگار ، دونه به دونه ، خشت های این قصرو خودت تنهایی چیده بودی
.
انگار نه انگار که خود خودشون بودن که شروع کردن
یه جوری از خودشون بدی به یادگار میزارن، انگار نه انگار که خاطرات شیرین برات ساختن .
یه جوری در اخر حرف میزنن که مات و مبهوت میمونی و میگی
همین ادم بود که فک کردم با بقیه فرق میکنه ... ؟
یه جوری کاخ ارزوهاتو پایین میارن که انگار ، دونه به دونه ، خشت های این قصرو خودت تنهایی چیده بودی
.
❤10