اصرار واسه چیزی که نیستین،یا برعکس تظاهر واسه مخفی کردن واقعیتتون از شما آدم قشنگی نمیسازه ساری نات ساری
🤣10💘4
وای کاش اسنپیه رو امروز خفه میکردم-
من یه آدرسی رو توی مپ زده بودم و توی راه که بودیم متوجه شدم که این داره راه اشتباهی رو میره
وقتی برگشتم بهش گفتم که داربد راه اشتباهی رو میرید؛ برگشت گفتش که من خودم چشم بسته آدرس جایی که میخوایید رو میدونم نیازی به مپ ندارم
خلاصه گفتم باشه و این آدم با اطمینان کامل راهش رو ادامه داد
توی ماشین با ولوم ۱۰۰ درصد آهنگ فانک گوش میداد وای اصلا دوست داشتم تصادف کنیم❤️
خلاصه منو توی یه پاساژ پیاده کرد که اصلا جایی که میخواستم برم اونجا نبود
گفتم وایسا همینجا من برم سوال کنم بیام
خلاصه همینجوری که حدسشو میزدم اونجایی که میخواستم برم اصلا از اون پاساژ جمع کرده رفته بوده
رفتم شوار ماشین شدم گفتم آقای محترم کاش به حرفم گوش میدادید همینجوری که بهتون گفتم اصلا همچین جایی نیست توی این پاساژ
خلاصه این حرکت کرد
داشت دنده عقب میومد که ماشین رو زد به داربست هایی که وصل به یه ساختمون نیمه ساز بود😭وای اصلا لحظه به لحظه اش داشتم فشار میخوردم
خلاصه جایی که میخوام ماشین رو پارک کرد
گقتم مرسی و خواستم پیاده شم
که برگشت گفت "فلان مبلغ باید بیشتر برام واریز کنید"
یه لحظه برگشتم نگاش کردم گفتم ببخشید؟کسی که اشتباهی من رو یجا دیگه پیاده کرد شما بودین الان من باید هزینه اضافه پرداخت کنم؟به چه مناسبتی؟
گفتش که آره به من مربوط نیست و اینا یکم باهاش جر و بحث کردم و اینا خلاصه وقتی دیدم متوجه حرفم نمیشه و شیزوفرنی داره همینو از ماشین پیاده شدم در رو کوبیدم اسلی کردم رفتم سمت مقصدم و جوری رفتار کردم که انگار نه انگار تا ۵ دقیقه پیش بزرگ ترین عذاب الهی نصیبم شده بود🥰🙏🏼
من یه آدرسی رو توی مپ زده بودم و توی راه که بودیم متوجه شدم که این داره راه اشتباهی رو میره
وقتی برگشتم بهش گفتم که داربد راه اشتباهی رو میرید؛ برگشت گفتش که من خودم چشم بسته آدرس جایی که میخوایید رو میدونم نیازی به مپ ندارم
خلاصه گفتم باشه و این آدم با اطمینان کامل راهش رو ادامه داد
توی ماشین با ولوم ۱۰۰ درصد آهنگ فانک گوش میداد وای اصلا دوست داشتم تصادف کنیم❤️
خلاصه منو توی یه پاساژ پیاده کرد که اصلا جایی که میخواستم برم اونجا نبود
گفتم وایسا همینجا من برم سوال کنم بیام
خلاصه همینجوری که حدسشو میزدم اونجایی که میخواستم برم اصلا از اون پاساژ جمع کرده رفته بوده
رفتم شوار ماشین شدم گفتم آقای محترم کاش به حرفم گوش میدادید همینجوری که بهتون گفتم اصلا همچین جایی نیست توی این پاساژ
خلاصه این حرکت کرد
داشت دنده عقب میومد که ماشین رو زد به داربست هایی که وصل به یه ساختمون نیمه ساز بود😭وای اصلا لحظه به لحظه اش داشتم فشار میخوردم
خلاصه جایی که میخوام ماشین رو پارک کرد
گقتم مرسی و خواستم پیاده شم
که برگشت گفت "فلان مبلغ باید بیشتر برام واریز کنید"
یه لحظه برگشتم نگاش کردم گفتم ببخشید؟کسی که اشتباهی من رو یجا دیگه پیاده کرد شما بودین الان من باید هزینه اضافه پرداخت کنم؟به چه مناسبتی؟
گفتش که آره به من مربوط نیست و اینا یکم باهاش جر و بحث کردم و اینا خلاصه وقتی دیدم متوجه حرفم نمیشه و شیزوفرنی داره همینو از ماشین پیاده شدم در رو کوبیدم اسلی کردم رفتم سمت مقصدم و جوری رفتار کردم که انگار نه انگار تا ۵ دقیقه پیش بزرگ ترین عذاب الهی نصیبم شده بود🥰🙏🏼
🤣12🥰2😭2
مراسم پاک کردن سبزی با epah
وای کاش اسنپیه رو امروز خفه میکردم- من یه آدرسی رو توی مپ زده بودم و توی راه که بودیم متوجه شدم که این داره راه اشتباهی رو میره وقتی برگشتم بهش گفتم که داربد راه اشتباهی رو میرید؛ برگشت گفتش که من خودم چشم بسته آدرس جایی که میخوایید رو میدونم نیازی به مپ…
وای رمان عاشقانه نوشتم
ولی خب خیلی جالبه حتما بخونید😞
ولی خب خیلی جالبه حتما بخونید😞
💅12🤣1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
❤9
گنبد تنها شهریه که وسط مرداد تو دمای ۴۵ درجه شدیدترین بارون قرن میباره جدی
🤣10🍓1😨1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💘9❤1🌚1
مراسم پاک کردن سبزی با epah
سوفیا هم با یه بهونهایی از کتسای جدا شده💀
لیترالی منو هم با بهونه اینکه پاش اسیب دیده و... از بند رفت و هفته بعدش تو کوچلا داشت قر میداد و تو سوپر بول بد بانی داشت شیک میزد و هنوزم که هنوزه هیچ خبری از این نیست که قرار برگرده -
💔7👍1
قرار بود تابستون رو بترکونم یهو تابستون مارو ترکوند با گرما
🤣12😭1
اگر کسی به ایران گفت جهان سوم
قطعا بلد نبوده بیشتره از ۳ بشماره
قطعا بلد نبوده بیشتره از ۳ بشماره
😘9👍3
امروز یه سال دیگه از زندگی من هم گذشت؛
یه سال پر از اتفاقای خوب و بد
خندههایی که از ته دل بودن
اشکایی که شاید هیچکس ندید و آدمایی که اومدن و رفتن و کلی چیز که باعث شد بیشتر خودمو بشناسم
امسال رو با همهی بالا و پاییناش پشت سر گذاشتم و وقتی نگاه میکنم، بیشتر از هر چیزی به خودم افتخار میکنم
به خودم افتخار میکنم که با وجود روزای سخت، بازم ادامه دادم و تسلیم نشدم
شاید همیشه قوی نبودم، شاید خسته شدم
گریه کردم و حتی دلم خواست همهچی رو ول کنم، ولی بازم ادامه دادم همین که هنوز اینجام، خودش یه دلیل بزرگ برای افتخار کردنه
برای سال جدید میخوام
بیشتر خودمو دوست داشته باشم، بیشتر بخندم، بیشتر زندگی کنم و کار کنم و برای چیزایی که واقعاً خوشحالم میکنن بجنگم؛امیدوارم امسال پر باشه از آدمای واقعی، لحظههای قشنگ و اتفاقایی که خوشحالم میکنن،امیدوارم آرزوهایی که مدتهاست توی دلم دارم، یکییکی به نازترین حالتش رقم بخورن
امیدوارم این سال، سالِ من باشه؛ سالی پر از آرامش، عشق، خنده، موفقیت های کاری و روزای قشنگی که هنوز نرسیدن
تولدم مبارک؛ به منی که با وجود همهچی دام ادامه میدم💕
یه سال پر از اتفاقای خوب و بد
خندههایی که از ته دل بودن
اشکایی که شاید هیچکس ندید و آدمایی که اومدن و رفتن و کلی چیز که باعث شد بیشتر خودمو بشناسم
امسال رو با همهی بالا و پاییناش پشت سر گذاشتم و وقتی نگاه میکنم، بیشتر از هر چیزی به خودم افتخار میکنم
به خودم افتخار میکنم که با وجود روزای سخت، بازم ادامه دادم و تسلیم نشدم
شاید همیشه قوی نبودم، شاید خسته شدم
گریه کردم و حتی دلم خواست همهچی رو ول کنم، ولی بازم ادامه دادم همین که هنوز اینجام، خودش یه دلیل بزرگ برای افتخار کردنه
برای سال جدید میخوام
بیشتر خودمو دوست داشته باشم، بیشتر بخندم، بیشتر زندگی کنم و کار کنم و برای چیزایی که واقعاً خوشحالم میکنن بجنگم؛امیدوارم امسال پر باشه از آدمای واقعی، لحظههای قشنگ و اتفاقایی که خوشحالم میکنن،امیدوارم آرزوهایی که مدتهاست توی دلم دارم، یکییکی به نازترین حالتش رقم بخورن
امیدوارم این سال، سالِ من باشه؛ سالی پر از آرامش، عشق، خنده، موفقیت های کاری و روزای قشنگی که هنوز نرسیدن
تولدم مبارک؛ به منی که با وجود همهچی دام ادامه میدم💕
۱۹ مرداد سالِ ۱۴۰۵
🍓11❤2💘2😭1🦄1😘1