I’m slowly becoming a stranger to everyone even myself
کم کم دارم برای همه حتی خودم تبدیل به یک غریبه میشم
کم کم دارم برای همه حتی خودم تبدیل به یک غریبه میشم
You became someone I remember instead of someone I can call mine
تبدیل شدی به کسی که فقط به یادش میارم نه کسی که بتونم بگم مال منه
تبدیل شدی به کسی که فقط به یادش میارم نه کسی که بتونم بگم مال منه
I became quiet after you left because silence felt safer than trusting again
بعد از رفتنت ساکت شدم چون سکوت از دوباره اعتماد کردن امن تر بود
بعد از رفتنت ساکت شدم چون سکوت از دوباره اعتماد کردن امن تر بود