Lighthouse
231 subscribers
104 photos
3 videos
13 links
همه ما در لجنزار زندگی هستیم‌،‌ اما برخی از ما به ستاره ها نگاه میکنیم‌.‌ 💫

🏮 کاوش در شاهکار های فرهنگ‌،‌ هنر و اندیشه

📚 ادبیات
🎬 سینما
🎵 موسیقی

🔸️ معرفی کانال‌ :‌ https://t.me/whereislighthouse/10

@Whereslighthouse : تماس‌ 📩
Download Telegram
هوملندر نماد فردی است که آن قدر قدرت مند شده که دیگر هیچ شخصی توان بازخواستش را ندارد.

وقتی شرایطی پیش می‌آید که کسی قدرت مطلق داشته باشد، اخلاق دیگر یک انتخاب نیست، بلکه محدودیت است.

#The_Boys
انیمیشن بزرگسالان Invincible, نمونه‌ای عمیق‌تر و برجسته‌تر از سبک سریال The Boys می‌باشد.

سریال The Boys بیشتر روی فساد ناشی از قدرت و نقد نهاد های سیاسی و رسانه‌ای تمرکز دارد.
(قدرت و دیکتاتوری و پیامد های سیاسی و اجتماعی آن)

ولی Invincible صرفا یک اثر ابر قهرمانی نیست و پرسش های اساسی تری را مطرح می‌کند و فقط فساد قدرت را نشان نمی‌دهد.
این سریال به لایه های بنیادی تری مثل منشأ قدرت، اخلاق و ایدئولوژی می‌پردازد.

آیا قدرت، مجوز سلطه است؟
چه اندیشه ای به انسان اجازه می‌دهد قدرت و سلطه را حق طبیعی خود بداند؟


#The_Boys
هوملندر، نماد قدرت بی‌مهار است و قدرت را برای پر کردن خلا درونی‌اش می‌خواهد.

اومنی من، نماینده یک ایدئولوژی است.
که این همان منطقی است که بسیاری از نظام های توتالیتر برای توجیه سلطه خود به کار برده‌اند.
که قدرت، حق حکومت می‌دهد.


#The_Boys
ShamRain

گروه راک فنلاندی که مضمون آهنگ‌هایش در مورد کنار آمدن با غم و پذیرفتن آن است.

فرسودگی آرام مانند باران پاییزی است که باید یاد بگیرم زیر آن زندگی کنم.

#ShamRain
Raindrops موزیکدل
ShamRain موزیکدل
گاهی طوفان برای تطهیر آمده، نه برای ویرانی.

#ShamRain
To Leave
Sham Rain
ماندن، طولانی کردن درد است و رفتن، آخرین شکل دوست داشتن.

#ShamRain
The Lives of Others

داستان این فیلم در سال های پایانی حکومت آلمان شرقی و زندگی در یک نظام توتالیتر روایت می‌شود.

ویسلر، نمونه کامل یک مامور ایدئولوژیک است که مسئول شنود و بررسی زندگی یک نمایشنامه نویس و شریک زندگی‌اش می‌شود.

#The_Lives_of_Others
ویسلر از دید مافوقش، یک مامور ایده‌آل است.
او به جای اینکه یک انسان باشد، به ابزاری برای اطاعت کردن تبدیل شده است و از نگاه حکومت، اینجا نقطه کمال است.

🔸️ او احساساتش را سرکوب کرده است و زندگی شخصی ندارد. دوستی ندارد و عشق را تجربه نکرده است.

🔸️ به ایدئولوژی حکومت ایمان دارد و معتقد است که حقیقت همان چیزی است که حکومت تعریف می‌کند.

🔸️ هیچ تفاوتی میان وجدان و وظیفه احساس نمی‌کند.

🔸️ میان قانون و عدالت تفاوتی قائل نیست.

🔸️ هویت خود را با وظیفه اشتباه گرفته است.
اگر دستور را اجرا کنم، انسان خوبی هستم.


#The_Lives_of_Others
🔸️ مطیع بودن، یعنی این کار را انجام می‌دهم چون دستور است.
🔸️ اخلاقی بودن، یعنی حتی اگر دستور هم باشد، آیا این کار درست است؟

انسان از لحظه‌ای آزاد می‌شود که وجدانش را از ایدئولوژی پس بگیرد.
چرا که وقتی حقیقت تابع قدرت شود، اخلاق هم آرام آرام از بین می‌رود.

استبداد ذهن انسان را به سکوت عادت می‌دهد و از ترس تغذیه می‌کند و زمانی به اوجش می‌رسد که دیگر نیازی به زور نداشته باشد.
ترس برای جدا کردن مردم از يکديگر است، چرا که وقتی هیچ کس به دیگری اعتماد نکند، مقاومتی هم شکل نخواهد گرفت.

#The_Lives_of_Others
Depeche Mode

موسیقی این بند همزمان هم حس آزادی و هم حس تنهایی می‌دهد.

حال و هوایش مانند قدم زدن در شهری خالی و بارانی، نیمه شب و زیر نور چراغ‌های خیابان است و زمانی که دیو گاهام از رنج و تنهایی می‌خواند، تصنعی به نظر نمی‌رسد.

احساسات وقتی به کلمات تبدیل می‌شوند، بخشی از حقیقت خود را از دست می‌دهند.
گاهی عشق در آن چیزی است که هرگز گفته نمی‌شود.

#Depeche_Mode
Enjoy the Silence
Depeche Mode
احساسی که به زبان می‌آید، بخشی از شکوهش را از دست می‌دهد.

#Depeche_Mode
The Cure

از آن گروه‌هایی است که به غم، ریتم میدهد و اندوه را میرقصاند.
شبیه به مفهوم happy - sad در فیلم Sing Street.

درست مانند کسی که لبخند می‌زند اما چشمانش چیز دیگری می‌گوید.

#The_Cure
Inbetween Days
The Cure
می‌خواهم آن قدر با غم برقصم تا دیگر دشمنم نباشد.

#The_Cure
ویرجینیا وولف

یکی از مهم‌ترین نویسندگان انگلیسی قرن بیستم در ادبیات نوگرا و از پیشگامان کاربرد جریان سیال ذهن، به عنوان یک ابزار روایی، محسوب می‌شود.
او از شیوه تجربه کردن جهان می‌نوشت و شخصیت های داستان هایش، علاوه بر خود داستان، در ذهن خود نیز سفر می‌کنند. میراث واقعی او در ادبیات، شیوه روایت و نوع نگاهش به زمان و آگاهی انسان است.

از پیشگامان جنبش حقوق زنان و اصلاح آموزش و تحصیلات و کار کردن زنان در مشاغل آکادمیک، حقوق و پزشکی بود و از اینکه برادران و دوستانش به دانشگاه می‌رفتند اما او از این کار محروم بود، ابراز تاسف می‌کرد.
او به همراه برادر و خواهرش، جلسات بحث دوستانه برپا میکرند که در این جلسه ها، سر و وضع و جنسیت افراد مهم نبود بلکه قدرت تفکر و استدلال آن ها بود که اهمیت داشت.

ویرجینیا در ۵۹ سالگی، به زندگی خود پایان داد. او با جیب هایی پر از سنگ، به رودخانه رفت و خود را غرق کرد. جسد او بعدا توسط چند کودک در پایین رودخانه پیدا شد و در حضور همسرش سوزانده شد و خاکسترش در باغچه اش به خاک سپرده شد.

#ویرجینیا_وولف
آخرین نامه ویرجینیا خطاب به همسرش

عزیزترینم
تردیدی ندارم که دوباره دچار جنون شده‌ام.
احساس می‌کنم که نمی‌توانیم یکی دیگر از این دوره‌های وحشتناک را از سر بگذرانیم و این‌بار بهبودی نخواهم یافت.
شروع به شنیدن صداهایی کرده‌ام و نمیتوانم تمرکز کنم،بنابراین کاری را میکنم که به گمانم بهترین کار ممکن است.

تو بهترین شادی ممکن را در اختیارم گذاشته ای. هر آنچه میتوان بود،برایم بوده‌ای.
میدانم که دارم زندگی‌ات را تباه میکنم،میدانم که بدون من هم میتوانی کار کنی و میدانم که خواهی کرد.میدانم...
گمان نمیکنم تا پیش از آغاز این بیماری وحشتناک،هیچ دونفری میتوانستند از این شادتر باشند.

بیش از این توان مبارزه را ندارم.میبینی؟
حتی نمیتوانم این را هم درست بنویسم.نمیتوانم چیزی بخوانم.

میخواهم بگویم همه شادی زندگی ام را مدیون توام.
تو با همه چیز من ساخته ای و به طرزی باورنکردنی نسبت به من مهربان بوده‌ ای.
همه چیز،جز اطمینان به نیکی تو،مرا ترک گفته‌ است.
دیگر نمی‌توانم به تباه کردن زندگی ات ادامه دهم.
گمان نمیکنم هیچ دونفری بتوانند آنقدر که ما شاد بوده‌ ایم،شاد باشند.

ویرجینیا


#ویرجینیا_وولف
ویرجینیا وولف | لایت هاوس 🏮🌊

در این مجموعه، ۳ اثر از مهم‌ترین نوشته‌های او را با هم مرور می‌کنیم که کامل‌ترین تصویر از جهان فکری او را نشان می‌دهند.

📖 به سوی فانوس دریایی
📖 خانم دالوی
📖 اتاقی از آن خود

#ویرجینیا_وولف #به_سوی_فانوس_دریایی #خانم_دالوی #اتاقی_از_آن_خود
آیا باید تمام آثار یک نویسنده را خواند یا فقط مهم‌ترین آن‌ها را‌؟

هر نویسنده‌، شاهکار‌هایی دارد که تمام ایده ها‌، سبک و جهان‌بینی‌اش را در آن‌ها‌، به اوج رسانده است و ستون‌های‌اصلی اندیشه‌اش هستند‌.
آثار دیگر در مقایسه با شاهکار‌هایشان‌، معمولا تمرین و تکرار و دستگرمی اند و از دید متفکران و منتقدان جامعه علمی و ادبی از عمق و کیفیت چندانی برخوردار نیستند‌.

و برای کسی که زمان محدودی هم دارد‌، مطالعه عمیق شاهکار‌های چند نویسنده‌، بهتر از انتخاب تمام کتاب‌های یک نویسنده است‌.

کتاب‌، یک پلتفرم انتقال محتوا است و مقدس نیست‌، همانطور که یک فیلم و موسیقی می‌تواند بی‌محتوا‌، مخرب‌، سطحی و گمراه‌کننده باشد‌.

کتاب نخواندن‌، بهتر از کتاب بد خواندن است‌.
زندگی‌، کوتاه تر از آن است که بخواهیم با ملزم کردن خودمان به خواندن کتاب‌هایی که دوستشان نداریم‌‌، زجر بکشیم‌.

تمرکز لایت هاوس‌، بر ذهن سیال است و عمق ذهن‌، از تنوع شاهکار‌ها می‌آيد نه فقط کامل کردن آثار یک نویسنده‌.‌

#ادبیات #کتاب #نویسنده #اثر #lighthouse
Lighthouse
هنری چارلز بوکوفسکی او شاعر انسان‌های شکست خورده بود. یا تمام کسانی که زندگی آن طور که باید، با آنها مهربان نبوده است. از زشتی‌ها هراسی نداشت. از شکست عشقی، تنهایی، فقر، مستی، حسادت و پوچی می‌نوشت. معتقد بود که هنر نباید زندگی را بزک کند، بلکه باید آن…
چارلز بوکوفسکی | لایت‌هاوس 🏮🌊

در این مجموعه‌، ۳ اثر از مهم‌ترین نوشته‌های او را با هم مرور می‌کنیم که سبک نوشتار و نگاه بی‌پرده او را به انسان‌، نشان می‌دهند‌.

📖 اداره پست
📖 ساندویچ ژامبون
📖 عشق سگی است از جهنم

#ادبیات #کتاب #بوکوفسکی #اثر #اداره_پست #ساندویچ_ژامبون #عشق_سگی_است_از_جهنم #lighthouse
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پدرم همیشه میگفت‌، زود خوابیدن و زود بیدار شدن‌‌، آدم را سالم‌، پولدار و عاقل می‌کند‌.
در خانه ساعت هشت شب‌، چراغ‌ها خاموش بود و سپیده‌دم‌، با بوی قهوه و بیکن و نیمرو‌، از خواب بلند می‌شدیم‌.
پدرم یک عمر این دستور را دنبال کرد‌.
جوان مرد و مفلس و فکر می‌کنم چندان هم عاقل نبود‌.
من نصیحت او را گوش نکردم‌.
دیر خوابیدم‌، دیر بیدار شدم‌.
حالا نمی‌گویم دنیا را فتح کرده ام اما دیگر ترافیک صبح‌ها را ندارم از خیلی دردسر‌های معمولی دورم و با آدم‌های جدید و بی‌نظیری آشنا شدم‌.
یکی از آن‌ها خودم‌، کسی که پدرم هرگز او را نشناخت‌.

_ آویزان از نخ
چارلز بوکوفسکی

#بوکوفسکی #آویزان_از_نخ
Poets of the Fall

بند راک فنلاندی که با خلق اتمسفری احساسی‌، موسیقی را به روایتی سینمایی تبدیل می‌کند‌.
و صدای گرم مارکو سارستو‌، گویا راوی آخرین سفر جاده‌ای است که انسان را دگرگون کرده است‌.‌

#Poets_of_the_Fall