Breaking Benjamin
موسیقی بنجامین برنلی تضادی دائمی میان نجوا و فریاد، امید و ناامیدی و جنگ یا تسلیم شدن است.
دردی درونش جریان دارد که زیبا و باشکوه نیست و از او قهرمان نمیسازد.
ناتوانیاش به خشم تبدیل میشود.
#Breaking_Benjamin
موسیقی بنجامین برنلی تضادی دائمی میان نجوا و فریاد، امید و ناامیدی و جنگ یا تسلیم شدن است.
دردی درونش جریان دارد که زیبا و باشکوه نیست و از او قهرمان نمیسازد.
ناتوانیاش به خشم تبدیل میشود.
#Breaking_Benjamin
Billy Mackenzie
ترانههای او احساسات بدون نقاب بودند.
عشق منبع رنج است و رنج تنها زبان مشترک بشر
این قطعه مانند وداع با جهان است و از آخرین ضبط های او بود و کمی پس از مرگش منتشر شد.
#Billy_Mackenzie
ترانههای او احساسات بدون نقاب بودند.
عشق منبع رنج است و رنج تنها زبان مشترک بشر
این قطعه مانند وداع با جهان است و از آخرین ضبط های او بود و کمی پس از مرگش منتشر شد.
#Billy_Mackenzie
The Boys
این سریال مانند دیگر مجموعههای ابر قهرمانی دیگر، کلیشهای نیست.
وقتی شخصی با تمامی ضعفها و عقدههایش، به ابر قدرت دست مییابد و به ورای قانون، رسانه، سیاست و حتی افکار عمومی میرسد، دیگر چه چیزی او را محدود میکند؟
تقریبا هیچ چیز.
ظاهر داستان، در مورد نبرد میان انسان و ابر قهرمان است ولی هسته داستان، نبرد میان انسان و قدرت غیر پاسخگو است.
و تلاش انسان برای نابودی اتوریته
#The_Boys
این سریال مانند دیگر مجموعههای ابر قهرمانی دیگر، کلیشهای نیست.
وقتی شخصی با تمامی ضعفها و عقدههایش، به ابر قدرت دست مییابد و به ورای قانون، رسانه، سیاست و حتی افکار عمومی میرسد، دیگر چه چیزی او را محدود میکند؟
تقریبا هیچ چیز.
ظاهر داستان، در مورد نبرد میان انسان و ابر قهرمان است ولی هسته داستان، نبرد میان انسان و قدرت غیر پاسخگو است.
و تلاش انسان برای نابودی اتوریته
#The_Boys
هوملندر نماد فردی است که آن قدر قدرت مند شده که دیگر هیچ شخصی توان بازخواستش را ندارد.
وقتی شرایطی پیش میآید که کسی قدرت مطلق داشته باشد، اخلاق دیگر یک انتخاب نیست، بلکه محدودیت است.
#The_Boys
وقتی شرایطی پیش میآید که کسی قدرت مطلق داشته باشد، اخلاق دیگر یک انتخاب نیست، بلکه محدودیت است.
#The_Boys
انیمیشن بزرگسالان Invincible, نمونهای عمیقتر و برجستهتر از سبک سریال The Boys میباشد.
سریال The Boys بیشتر روی فساد ناشی از قدرت و نقد نهاد های سیاسی و رسانهای تمرکز دارد.
(قدرت و دیکتاتوری و پیامد های سیاسی و اجتماعی آن)
ولی Invincible صرفا یک اثر ابر قهرمانی نیست و پرسش های اساسی تری را مطرح میکند و فقط فساد قدرت را نشان نمیدهد.
این سریال به لایه های بنیادی تری مثل منشأ قدرت، اخلاق و ایدئولوژی میپردازد.
#The_Boys
سریال The Boys بیشتر روی فساد ناشی از قدرت و نقد نهاد های سیاسی و رسانهای تمرکز دارد.
(قدرت و دیکتاتوری و پیامد های سیاسی و اجتماعی آن)
ولی Invincible صرفا یک اثر ابر قهرمانی نیست و پرسش های اساسی تری را مطرح میکند و فقط فساد قدرت را نشان نمیدهد.
این سریال به لایه های بنیادی تری مثل منشأ قدرت، اخلاق و ایدئولوژی میپردازد.
آیا قدرت، مجوز سلطه است؟
چه اندیشه ای به انسان اجازه میدهد قدرت و سلطه را حق طبیعی خود بداند؟
#The_Boys
هوملندر، نماد قدرت بیمهار است و قدرت را برای پر کردن خلا درونیاش میخواهد.
اومنی من، نماینده یک ایدئولوژی است.
که این همان منطقی است که بسیاری از نظام های توتالیتر برای توجیه سلطه خود به کار بردهاند.
#The_Boys
اومنی من، نماینده یک ایدئولوژی است.
که این همان منطقی است که بسیاری از نظام های توتالیتر برای توجیه سلطه خود به کار بردهاند.
که قدرت، حق حکومت میدهد.
#The_Boys
ShamRain
گروه راک فنلاندی که مضمون آهنگهایش در مورد کنار آمدن با غم و پذیرفتن آن است.
فرسودگی آرام مانند باران پاییزی است که باید یاد بگیرم زیر آن زندگی کنم.
#ShamRain
گروه راک فنلاندی که مضمون آهنگهایش در مورد کنار آمدن با غم و پذیرفتن آن است.
فرسودگی آرام مانند باران پاییزی است که باید یاد بگیرم زیر آن زندگی کنم.
#ShamRain
The Lives of Others
داستان این فیلم در سال های پایانی حکومت آلمان شرقی و زندگی در یک نظام توتالیتر روایت میشود.
ویسلر، نمونه کامل یک مامور ایدئولوژیک است که مسئول شنود و بررسی زندگی یک نمایشنامه نویس و شریک زندگیاش میشود.
#The_Lives_of_Others
داستان این فیلم در سال های پایانی حکومت آلمان شرقی و زندگی در یک نظام توتالیتر روایت میشود.
ویسلر، نمونه کامل یک مامور ایدئولوژیک است که مسئول شنود و بررسی زندگی یک نمایشنامه نویس و شریک زندگیاش میشود.
#The_Lives_of_Others
ویسلر از دید مافوقش، یک مامور ایدهآل است.
او به جای اینکه یک انسان باشد، به ابزاری برای اطاعت کردن تبدیل شده است و از نگاه حکومت، اینجا نقطه کمال است.
🔸️ او احساساتش را سرکوب کرده است و زندگی شخصی ندارد. دوستی ندارد و عشق را تجربه نکرده است.
🔸️ به ایدئولوژی حکومت ایمان دارد و معتقد است که حقیقت همان چیزی است که حکومت تعریف میکند.
🔸️ هیچ تفاوتی میان وجدان و وظیفه احساس نمیکند.
🔸️ میان قانون و عدالت تفاوتی قائل نیست.
🔸️ هویت خود را با وظیفه اشتباه گرفته است.
#The_Lives_of_Others
او به جای اینکه یک انسان باشد، به ابزاری برای اطاعت کردن تبدیل شده است و از نگاه حکومت، اینجا نقطه کمال است.
🔸️ او احساساتش را سرکوب کرده است و زندگی شخصی ندارد. دوستی ندارد و عشق را تجربه نکرده است.
🔸️ به ایدئولوژی حکومت ایمان دارد و معتقد است که حقیقت همان چیزی است که حکومت تعریف میکند.
🔸️ هیچ تفاوتی میان وجدان و وظیفه احساس نمیکند.
🔸️ میان قانون و عدالت تفاوتی قائل نیست.
🔸️ هویت خود را با وظیفه اشتباه گرفته است.
اگر دستور را اجرا کنم، انسان خوبی هستم.
#The_Lives_of_Others
🔸️ مطیع بودن، یعنی این کار را انجام میدهم چون دستور است.
🔸️ اخلاقی بودن، یعنی حتی اگر دستور هم باشد، آیا این کار درست است؟
انسان از لحظهای آزاد میشود که وجدانش را از ایدئولوژی پس بگیرد.
چرا که وقتی حقیقت تابع قدرت شود، اخلاق هم آرام آرام از بین میرود.
استبداد ذهن انسان را به سکوت عادت میدهد و از ترس تغذیه میکند و زمانی به اوجش میرسد که دیگر نیازی به زور نداشته باشد.
ترس برای جدا کردن مردم از يکديگر است، چرا که وقتی هیچ کس به دیگری اعتماد نکند، مقاومتی هم شکل نخواهد گرفت.
#The_Lives_of_Others
🔸️ اخلاقی بودن، یعنی حتی اگر دستور هم باشد، آیا این کار درست است؟
انسان از لحظهای آزاد میشود که وجدانش را از ایدئولوژی پس بگیرد.
چرا که وقتی حقیقت تابع قدرت شود، اخلاق هم آرام آرام از بین میرود.
استبداد ذهن انسان را به سکوت عادت میدهد و از ترس تغذیه میکند و زمانی به اوجش میرسد که دیگر نیازی به زور نداشته باشد.
ترس برای جدا کردن مردم از يکديگر است، چرا که وقتی هیچ کس به دیگری اعتماد نکند، مقاومتی هم شکل نخواهد گرفت.
#The_Lives_of_Others
Depeche Mode
موسیقی این بند همزمان هم حس آزادی و هم حس تنهایی میدهد.
حال و هوایش مانند قدم زدن در شهری خالی و بارانی، نیمه شب و زیر نور چراغهای خیابان است و زمانی که دیو گاهام از رنج و تنهایی میخواند، تصنعی به نظر نمیرسد.
احساسات وقتی به کلمات تبدیل میشوند، بخشی از حقیقت خود را از دست میدهند.
گاهی عشق در آن چیزی است که هرگز گفته نمیشود.
#Depeche_Mode
موسیقی این بند همزمان هم حس آزادی و هم حس تنهایی میدهد.
حال و هوایش مانند قدم زدن در شهری خالی و بارانی، نیمه شب و زیر نور چراغهای خیابان است و زمانی که دیو گاهام از رنج و تنهایی میخواند، تصنعی به نظر نمیرسد.
احساسات وقتی به کلمات تبدیل میشوند، بخشی از حقیقت خود را از دست میدهند.
گاهی عشق در آن چیزی است که هرگز گفته نمیشود.
#Depeche_Mode
The Cure
از آن گروههایی است که به غم، ریتم میدهد و اندوه را میرقصاند.
شبیه به مفهوم happy - sad در فیلم Sing Street.
درست مانند کسی که لبخند میزند اما چشمانش چیز دیگری میگوید.
#The_Cure
از آن گروههایی است که به غم، ریتم میدهد و اندوه را میرقصاند.
شبیه به مفهوم happy - sad در فیلم Sing Street.
درست مانند کسی که لبخند میزند اما چشمانش چیز دیگری میگوید.
#The_Cure
ویرجینیا وولف
یکی از مهمترین نویسندگان انگلیسی قرن بیستم در ادبیات نوگرا و از پیشگامان کاربرد جریان سیال ذهن، به عنوان یک ابزار روایی، محسوب میشود.
او از شیوه تجربه کردن جهان مینوشت و شخصیت های داستان هایش، علاوه بر خود داستان، در ذهن خود نیز سفر میکنند. میراث واقعی او در ادبیات، شیوه روایت و نوع نگاهش به زمان و آگاهی انسان است.
از پیشگامان جنبش حقوق زنان و اصلاح آموزش و تحصیلات و کار کردن زنان در مشاغل آکادمیک، حقوق و پزشکی بود و از اینکه برادران و دوستانش به دانشگاه میرفتند اما او از این کار محروم بود، ابراز تاسف میکرد.
او به همراه برادر و خواهرش، جلسات بحث دوستانه برپا میکرند که در این جلسه ها، سر و وضع و جنسیت افراد مهم نبود بلکه قدرت تفکر و استدلال آن ها بود که اهمیت داشت.
ویرجینیا در ۵۹ سالگی، به زندگی خود پایان داد. او با جیب هایی پر از سنگ، به رودخانه رفت و خود را غرق کرد. جسد او بعدا توسط چند کودک در پایین رودخانه پیدا شد و در حضور همسرش سوزانده شد و خاکسترش در باغچه اش به خاک سپرده شد.
#ویرجینیا_وولف
یکی از مهمترین نویسندگان انگلیسی قرن بیستم در ادبیات نوگرا و از پیشگامان کاربرد جریان سیال ذهن، به عنوان یک ابزار روایی، محسوب میشود.
او از شیوه تجربه کردن جهان مینوشت و شخصیت های داستان هایش، علاوه بر خود داستان، در ذهن خود نیز سفر میکنند. میراث واقعی او در ادبیات، شیوه روایت و نوع نگاهش به زمان و آگاهی انسان است.
از پیشگامان جنبش حقوق زنان و اصلاح آموزش و تحصیلات و کار کردن زنان در مشاغل آکادمیک، حقوق و پزشکی بود و از اینکه برادران و دوستانش به دانشگاه میرفتند اما او از این کار محروم بود، ابراز تاسف میکرد.
او به همراه برادر و خواهرش، جلسات بحث دوستانه برپا میکرند که در این جلسه ها، سر و وضع و جنسیت افراد مهم نبود بلکه قدرت تفکر و استدلال آن ها بود که اهمیت داشت.
ویرجینیا در ۵۹ سالگی، به زندگی خود پایان داد. او با جیب هایی پر از سنگ، به رودخانه رفت و خود را غرق کرد. جسد او بعدا توسط چند کودک در پایین رودخانه پیدا شد و در حضور همسرش سوزانده شد و خاکسترش در باغچه اش به خاک سپرده شد.
#ویرجینیا_وولف
آخرین نامه ویرجینیا خطاب به همسرش
عزیزترینم
تردیدی ندارم که دوباره دچار جنون شدهام.
احساس میکنم که نمیتوانیم یکی دیگر از این دورههای وحشتناک را از سر بگذرانیم و اینبار بهبودی نخواهم یافت.
شروع به شنیدن صداهایی کردهام و نمیتوانم تمرکز کنم،بنابراین کاری را میکنم که به گمانم بهترین کار ممکن است.
تو بهترین شادی ممکن را در اختیارم گذاشته ای. هر آنچه میتوان بود،برایم بودهای.
میدانم که دارم زندگیات را تباه میکنم،میدانم که بدون من هم میتوانی کار کنی و میدانم که خواهی کرد.میدانم...
گمان نمیکنم تا پیش از آغاز این بیماری وحشتناک،هیچ دونفری میتوانستند از این شادتر باشند.
بیش از این توان مبارزه را ندارم.میبینی؟
حتی نمیتوانم این را هم درست بنویسم.نمیتوانم چیزی بخوانم.
میخواهم بگویم همه شادی زندگی ام را مدیون توام.
تو با همه چیز من ساخته ای و به طرزی باورنکردنی نسبت به من مهربان بوده ای.
همه چیز،جز اطمینان به نیکی تو،مرا ترک گفته است.
دیگر نمیتوانم به تباه کردن زندگی ات ادامه دهم.
گمان نمیکنم هیچ دونفری بتوانند آنقدر که ما شاد بوده ایم،شاد باشند.
ویرجینیا
#ویرجینیا_وولف
عزیزترینم
تردیدی ندارم که دوباره دچار جنون شدهام.
احساس میکنم که نمیتوانیم یکی دیگر از این دورههای وحشتناک را از سر بگذرانیم و اینبار بهبودی نخواهم یافت.
شروع به شنیدن صداهایی کردهام و نمیتوانم تمرکز کنم،بنابراین کاری را میکنم که به گمانم بهترین کار ممکن است.
تو بهترین شادی ممکن را در اختیارم گذاشته ای. هر آنچه میتوان بود،برایم بودهای.
میدانم که دارم زندگیات را تباه میکنم،میدانم که بدون من هم میتوانی کار کنی و میدانم که خواهی کرد.میدانم...
گمان نمیکنم تا پیش از آغاز این بیماری وحشتناک،هیچ دونفری میتوانستند از این شادتر باشند.
بیش از این توان مبارزه را ندارم.میبینی؟
حتی نمیتوانم این را هم درست بنویسم.نمیتوانم چیزی بخوانم.
میخواهم بگویم همه شادی زندگی ام را مدیون توام.
تو با همه چیز من ساخته ای و به طرزی باورنکردنی نسبت به من مهربان بوده ای.
همه چیز،جز اطمینان به نیکی تو،مرا ترک گفته است.
دیگر نمیتوانم به تباه کردن زندگی ات ادامه دهم.
گمان نمیکنم هیچ دونفری بتوانند آنقدر که ما شاد بوده ایم،شاد باشند.
ویرجینیا
#ویرجینیا_وولف
ویرجینیا وولف | لایت هاوس 🏮🌊
در این مجموعه، ۳ اثر از مهمترین نوشتههای او را با هم مرور میکنیم که کاملترین تصویر از جهان فکری او را نشان میدهند.
📖 به سوی فانوس دریایی
📖 خانم دالوی
📖 اتاقی از آن خود
#ویرجینیا_وولف #به_سوی_فانوس_دریایی #خانم_دالوی #اتاقی_از_آن_خود
در این مجموعه، ۳ اثر از مهمترین نوشتههای او را با هم مرور میکنیم که کاملترین تصویر از جهان فکری او را نشان میدهند.
📖 به سوی فانوس دریایی
📖 خانم دالوی
📖 اتاقی از آن خود
#ویرجینیا_وولف #به_سوی_فانوس_دریایی #خانم_دالوی #اتاقی_از_آن_خود