سرگردان بر فراز دریای مه
کاسپار داوید فردریش
مردی تنها و متفکر بر فراز صخره ها ایستاده و به منظره ای بی نهایت در دوردست مینگرد.
او نه صرفا ناظر طبیعت، بلکه نمادی از خوداندیشی و تامل انسان در مسیر زندگی است.
انسان در برابر طبیعت کوچک و ناتوان به نظر میرسد و جهان حول اون نمیچرخد اما حضورش بی معنا هم نیست.
این نقاشی، نگاه بیننده را از سطح طبیعت فراتر برده و به بعد ماورایی هدایت میکند.
جایی میان تردید، امید و معنا.
#lighthouse
کاسپار داوید فردریش
مردی تنها و متفکر بر فراز صخره ها ایستاده و به منظره ای بی نهایت در دوردست مینگرد.
او نه صرفا ناظر طبیعت، بلکه نمادی از خوداندیشی و تامل انسان در مسیر زندگی است.
انسان در برابر طبیعت کوچک و ناتوان به نظر میرسد و جهان حول اون نمیچرخد اما حضورش بی معنا هم نیست.
این نقاشی، نگاه بیننده را از سطح طبیعت فراتر برده و به بعد ماورایی هدایت میکند.
جایی میان تردید، امید و معنا.
#lighthouse
کاسپار داوید فردریش
نقاش سکوت، تنهایی و تأمل
در آثار او، انسان ها اغلب کوچک، خاموش و دور از مرکز تصویرند.
این نسبت نابرابر میان انسان و طبیعت، جوهرهی نگاه فلسفی فردریش را آشکار میکند.
فردیش باور داشت که:
#lighthouse
نقاش سکوت، تنهایی و تأمل
در آثار او، انسان ها اغلب کوچک، خاموش و دور از مرکز تصویرند.
این نسبت نابرابر میان انسان و طبیعت، جوهرهی نگاه فلسفی فردریش را آشکار میکند.
فردیش باور داشت که:
چشم انسان باید ابتدا آنچه را با چشم روحانی دیده است، ببیند، سپس آنچه را که در تاریکی درون دیده، به روشنایی روز بیاورد تا بتواند از بیرون، بر درون دیگران اثر بگذارد.از نگاه او، هنرمند نباید صرفا بازنمای واقعیت بیرونی باشد. نقاشی زمانی معنا مییابد که بازتاب جهان درونی هنرمند باشد.
#lighthouse
The Lighthouse
در این فیلم مرزی بین واقعیت و توهم و اسطوره و جنون وجود نداره و تماشایش تجربه لذت بخشی نیست و حس خفه کننده ای داره.
کم کم متوجه میشیم که در وضعیت روانی شخصیت ها زندانی و شاهد فروپاشی ذهنیشون هستیم و راه فراری هم نیست.
#فیلم_سریال #The_Lighthouse
در این فیلم مرزی بین واقعیت و توهم و اسطوره و جنون وجود نداره و تماشایش تجربه لذت بخشی نیست و حس خفه کننده ای داره.
کم کم متوجه میشیم که در وضعیت روانی شخصیت ها زندانی و شاهد فروپاشی ذهنیشون هستیم و راه فراری هم نیست.
#فیلم_سریال #The_Lighthouse
هرچه فیلم جلوتر میرود انگار شخصیت ها بیشتر در ذهن خودشان غرق میشوند.
ما چند ساعت شاهد گیر افتادن دو مرد خسته و سرکوب شده در جزیره ای دور افتاده هستیم که در چرخه کار، تنهایی، الکل، نفرت و جنون و انزوا رها شده اند و کم کم مرز بین خیال و واقعیت برایشان از بین میرود.
#فیلم_سریال #The_Lighthouse
ما چند ساعت شاهد گیر افتادن دو مرد خسته و سرکوب شده در جزیره ای دور افتاده هستیم که در چرخه کار، تنهایی، الکل، نفرت و جنون و انزوا رها شده اند و کم کم مرز بین خیال و واقعیت برایشان از بین میرود.
#فیلم_سریال #The_Lighthouse
Every stolen fire carries the seed of it's punishment.
نماد اصلی فیلم، پرومته است که آتش خدایان را میدزدد و به انسان ها میدهد و مجازاتش بسته شدن به صخره و خورده شدن جگرش توسط پرندگان است.
آتش نیز نماد به دست آوردن چیزی است که همه آرزویش را دارند ولی هیچکس نمیتواند مالکش شود و انسان توانایی بازپرداختش را ندارد.
#فیلم_سریال #The_Lighthouse
ماریو بارگاس یوسا
او نه از قهرمانان نوشت و نه از قدیسان، بلکه از انسان هایی نوشت که میان قدرت، آزادی، عشق و شکست سرگردان اند.
#ادبیات #کتاب #ماریو_بارگاس_یوسا #چرا_ادبیات
او نه از قهرمانان نوشت و نه از قدیسان، بلکه از انسان هایی نوشت که میان قدرت، آزادی، عشق و شکست سرگردان اند.
خواندن زندگی را طولانی تر نمیکند بلکه عمیق ترش میکند و بهترین دروغی است که مارا به حقیقت نزدیک میکند.
#ادبیات #کتاب #ماریو_بارگاس_یوسا #چرا_ادبیات
از آن میترسم که این دنیای سایبرنیتیک، به رغم رفاه و قدرت و سطح بالای زندگی و دستاورد های علمی، یکسره، نامتمدن و بی بهره از روح باشد، جامعه ای از آدمک های کوکی که آزادی را فراموش کرده اند.
_ چرا ادبیات؟
ماریو بارگاس یوسا
#ادبیات #کتاب #ماریو_بارگاس_یوسا #چرا_ادبیات
_ چرا ادبیات؟
ماریو بارگاس یوسا
#ادبیات #کتاب #ماریو_بارگاس_یوسا #چرا_ادبیات
بورخس همیشه از این پرسش که(فایدهی ادبیات چیست؟) برآشفته میشد.
او این پرسش را ابلهانه میشمرد و در پاسخ آن میگفت:(هیچکس نمیپرسد فایده ی آواز قناری و غروب زیبا چیست؟)
اگر این چیزهای زیبا وجود دارند و اگر به یمن وجود آنها، زندگی حتی در یک لحظه کمتر زشت و کمتر اندوهزا میشود، آیا جستجوی توجیه عملی برای آنها کوته فکری نیست؟
_ چرا ادبیات؟
ماریا بارگاس یوسا
#ادبیات #کتاب #ماریو_بارگاس_یوسا #چرا_ادبیات
او این پرسش را ابلهانه میشمرد و در پاسخ آن میگفت:(هیچکس نمیپرسد فایده ی آواز قناری و غروب زیبا چیست؟)
اگر این چیزهای زیبا وجود دارند و اگر به یمن وجود آنها، زندگی حتی در یک لحظه کمتر زشت و کمتر اندوهزا میشود، آیا جستجوی توجیه عملی برای آنها کوته فکری نیست؟
_ چرا ادبیات؟
ماریا بارگاس یوسا
#ادبیات #کتاب #ماریو_بارگاس_یوسا #چرا_ادبیات
ادبیات، عشق و تمنا و رابطهی جنسی را عرصهای برای آفرینش هنری کرده است.
در غیاب ادبیات، اروتیسم وجود نمیداشت. عشق و لذت و سرخوشی بیمایه میشد و از ظرافت و ژرفا و از آن گرمی و شوری که حاصل خیالپردازی ادبی است بیبهره میماند.
_ چرا ادبیات؟
ماریو بارگاس یوسا
#ادبیات #کتاب #ماریو_بارگاس_یوسا #چرا_ادبیات
در غیاب ادبیات، اروتیسم وجود نمیداشت. عشق و لذت و سرخوشی بیمایه میشد و از ظرافت و ژرفا و از آن گرمی و شوری که حاصل خیالپردازی ادبی است بیبهره میماند.
_ چرا ادبیات؟
ماریو بارگاس یوسا
#ادبیات #کتاب #ماریو_بارگاس_یوسا #چرا_ادبیات
براستی گزافه نیست اگر بگوییم آن زوجی که آثار گارسیلاسو، پترارک، گونگورا یا بودلر را خواندهاند، در قیاس با آدمهای بی سوادی که سریالهای بیمایهی تلویزیونی آنان را بدل به موجوداتی ابله کرده، قدر لذت را بیشتر میدانند و بیشتر لذت میبرند.
در دنیایی بی سواد و بی بهره از ادبیات، عشق و تمنا چیزی متفاوت با آنچه مایهی ارضای حیوانات میشود نخواهد بود و هرگز نمیتواند از حد ارضای غرایز بدوی فراتر برود.
_ چرا ادبیات؟
ماریا بارگاس یوسا
#ادبیات #کتاب #ماریو_بارگاس_یوسا #چرا_ادبیات
در دنیایی بی سواد و بی بهره از ادبیات، عشق و تمنا چیزی متفاوت با آنچه مایهی ارضای حیوانات میشود نخواهد بود و هرگز نمیتواند از حد ارضای غرایز بدوی فراتر برود.
_ چرا ادبیات؟
ماریا بارگاس یوسا
#ادبیات #کتاب #ماریو_بارگاس_یوسا #چرا_ادبیات
GHOST
وقتی مقدسات ات رو از معنا تهی کنی چی ازت میمونه؟
چیزایی که دوستشون داری رو مقدسشون میکنی و خودت به صلیب میکشی ...
#GHOST
وقتی مقدسات ات رو از معنا تهی کنی چی ازت میمونه؟
چیزایی که دوستشون داری رو مقدسشون میکنی و خودت به صلیب میکشی ...
#GHOST
Virgin Black
این بند سوگواری فلسفی را به موسیقی تبدیل میکند و گفتگوی دردناک انسان با خدا از دل زخم هاییست که دیگر آرام شده اند.
و امید آخرین بازمانده ویرانیست...
#Virgin_Black
این بند سوگواری فلسفی را به موسیقی تبدیل میکند و گفتگوی دردناک انسان با خدا از دل زخم هاییست که دیگر آرام شده اند.
و امید آخرین بازمانده ویرانیست...
#Virgin_Black
Mad Season
فصلی از زندگی است که انسان نمیتواند از تاریکی هایش فرار کند.
او غم را زمزمه میکند چون دیگر انرژی فریاد زدن ندارد و درمیان ویرانه های خودش به دنبال راه نجات میگردد.
#Mad_Season
فصلی از زندگی است که انسان نمیتواند از تاریکی هایش فرار کند.
او غم را زمزمه میکند چون دیگر انرژی فریاد زدن ندارد و درمیان ویرانه های خودش به دنبال راه نجات میگردد.
#Mad_Season
River Of Deceit
Mad Season
بخشی از تاریکی ای که از آن فرار میکردم درون خودم زندگی میکند.
شاید بجای شکست دادن تاریکی باید آن را میدیدم...
My pain is self chosen
#Mad_Season
شاید بجای شکست دادن تاریکی باید آن را میدیدم...
My pain is self chosen
#Mad_Season
Temper City
قلبم نشکسته است، فقط ذهنی دارم که بیش از حد بیدار است.
چیزی که مانع سقوطم میشود، همان چیزی است که اجازه پرواز کردن را هم از من میگیرد.
#Temper_City
قلبم نشکسته است، فقط ذهنی دارم که بیش از حد بیدار است.
چیزی که مانع سقوطم میشود، همان چیزی است که اجازه پرواز کردن را هم از من میگیرد.
#Temper_City
Deep Purple
Soldier of Fortune
در چرخه ی بی پایانی گرفتار شده ام، در حرکتم، ولی درجا میزنم...
روحم بی خانمان است و سرنوشتم را به تقدیر سپرده ام.
به دنبال چیزی هستم که حتی اسمش را هم نمیدانم.
#Deep_Purple #Soldier_of_Fortune
Soldier of Fortune
در چرخه ی بی پایانی گرفتار شده ام، در حرکتم، ولی درجا میزنم...
روحم بی خانمان است و سرنوشتم را به تقدیر سپرده ام.
به دنبال چیزی هستم که حتی اسمش را هم نمیدانم.
#Deep_Purple #Soldier_of_Fortune