چون در او هستی به بینی گویی آن من نیستم دعوی او چون نبینی گوییش آنی چرا؟(خواب)
❤6
خشمِ یاران فرع باشد اصلشان عشقِ نوست از برای خشم فرعی اصل را رانی چرا ؟(خواب)
❤6
چه ها با جان خود ، دور از رخ جانان خود کردم ، مگر دشمن کند ، اینها که من با جان خود کردم(خواب)
❤4
طبیبم گفت درمانی ندارد درد مهجوری ، غلط میگفت خود را کشتم و درمان خودم کردم(خواب)
❤6
نوشیدنی یارو رسید. لاجرعه سر کشید.
گفت یه برادر داشتم توی گلندیل خودکشی کرد.
پرسیدم شبیه تو بود؟
آها، آره
پس حق داشته.(خواب)
گفت یه برادر داشتم توی گلندیل خودکشی کرد.
پرسیدم شبیه تو بود؟
آها، آره
پس حق داشته.(خواب)
❤5
روی فرش دل من ، جوهری از عشق تو ریخت.
امدم پاک کنم عشق تو را....
بد تر شد.(خواب)
امدم پاک کنم عشق تو را....
بد تر شد.(خواب)
❤7
من ندانستم از اول تو بی مهر و وفایی
عهد نابستن از آن به که ببندی و نپایی(خواب)
عهد نابستن از آن به که ببندی و نپایی(خواب)
❤21
دوستان عیب کنندم ک چرا دل به تو دادم
گرچه باید ز تو پرسند که چنین خوب چرایی(خواب)
گرچه باید ز تو پرسند که چنین خوب چرایی(خواب)
❤9
گفتند که از لبان او غافل شو
ماه رمضان است کمی عاقل شو
می بوسم و از کسی ندارم ترسی
ای روزه اگر معترضی ، باطل شو(خواب)
ماه رمضان است کمی عاقل شو
می بوسم و از کسی ندارم ترسی
ای روزه اگر معترضی ، باطل شو(خواب)
❤8