ای همیشگی ترین عشق
در حضور حضرت تو
ای که میسوزم سر و پا
تا ابد در حسرت تو
به تو نامه مینویسم
نامه ای نوشته بر باد
که به اسمت چو رسیدم
قلمم به گریه افتاد(خواب)
در حضور حضرت تو
ای که میسوزم سر و پا
تا ابد در حسرت تو
به تو نامه مینویسم
نامه ای نوشته بر باد
که به اسمت چو رسیدم
قلمم به گریه افتاد(خواب)
❤10
اگر روزی صبح از خواب برخیزم و ببینم سوسک شدهام
از مسخ شدنم تعجب نخواهم کرد
آدمی برای رسیدن به هیئت حقیقی خویش
گاهی تنها به یک صبح دیرهنگام نیاز دارد
شاید کافکا فقط نام این بیداری را مسخ گذاشته بود
وگرنه بیگانگی بسیار پیشتر از آن آغاز میشود
در لحظهای که انسان میان هزاران انتخاب
زندگیای را انتخاب میکند که هرگز انتخاب خودش نبوده است
شاید داستایفسکی حق داشت که جهنم را
پیش از آنکه جایی پس از مرگ باشد
در اعماق انسان بجوید
جایی که آدمی هم قاضی خویش است
هم محکوم
و هم تنها شاهد جنایتی که علیه خودش مرتکب شده
کامو در پوچی جهان ایستاده بود
سارتر آزادی را به دوش انسان انداخت
شوپنهاور رنج را از سایه زندگی بیرون کشید
و سیوران آنقدر به بیهودگی خیره ماند
که حتی امید نیز در برابرش
شبیه یک سوءتفاهم به نظر میرسید
هدایت اما چیزی نگفت
فقط چراغ را خاموش کرد
تا ببینیم بدون آن
چقدر از چهره خودمان باقی میماند
نیچه شاید خدا را دفن نکرده بود
شاید فقط میخواست بفهمد
وقتی آخرین معنای آماده را از انسان بگیری
آیا چیزی جز میل کور او برای ادامه دادن باقی میماند
کتابها را میبندم
صبح آمده است
آدمها به خیابان ریختهاند
هرکدام با نامی
مقصدی
گذشتهای
و دلیلی برای ادامه دادن
من به آینه نگاه میکنم
چیزی آنجا ایستاده
که هنوز به زبان من فکر میکند
و با نام من میترسد
نمیدانم انسان است
حشره است
یا صرفا خاطره موجودی
که زمانی خیال میکرد آزاد است
و ناگهان میفهمم
وحشتناکترین شکل مسخ
آن نیست که صبح با بدن دیگری بیدار شوی
این است که یک روز بفهمی
تمام عمرت را با همان بدن خودت زیستهای
اما هیچوقت صاحب زندگیات نبودهای
اطاق نیلی / ( خواب)
از مسخ شدنم تعجب نخواهم کرد
آدمی برای رسیدن به هیئت حقیقی خویش
گاهی تنها به یک صبح دیرهنگام نیاز دارد
شاید کافکا فقط نام این بیداری را مسخ گذاشته بود
وگرنه بیگانگی بسیار پیشتر از آن آغاز میشود
در لحظهای که انسان میان هزاران انتخاب
زندگیای را انتخاب میکند که هرگز انتخاب خودش نبوده است
شاید داستایفسکی حق داشت که جهنم را
پیش از آنکه جایی پس از مرگ باشد
در اعماق انسان بجوید
جایی که آدمی هم قاضی خویش است
هم محکوم
و هم تنها شاهد جنایتی که علیه خودش مرتکب شده
کامو در پوچی جهان ایستاده بود
سارتر آزادی را به دوش انسان انداخت
شوپنهاور رنج را از سایه زندگی بیرون کشید
و سیوران آنقدر به بیهودگی خیره ماند
که حتی امید نیز در برابرش
شبیه یک سوءتفاهم به نظر میرسید
هدایت اما چیزی نگفت
فقط چراغ را خاموش کرد
تا ببینیم بدون آن
چقدر از چهره خودمان باقی میماند
نیچه شاید خدا را دفن نکرده بود
شاید فقط میخواست بفهمد
وقتی آخرین معنای آماده را از انسان بگیری
آیا چیزی جز میل کور او برای ادامه دادن باقی میماند
کتابها را میبندم
صبح آمده است
آدمها به خیابان ریختهاند
هرکدام با نامی
مقصدی
گذشتهای
و دلیلی برای ادامه دادن
من به آینه نگاه میکنم
چیزی آنجا ایستاده
که هنوز به زبان من فکر میکند
و با نام من میترسد
نمیدانم انسان است
حشره است
یا صرفا خاطره موجودی
که زمانی خیال میکرد آزاد است
و ناگهان میفهمم
وحشتناکترین شکل مسخ
آن نیست که صبح با بدن دیگری بیدار شوی
این است که یک روز بفهمی
تمام عمرت را با همان بدن خودت زیستهای
اما هیچوقت صاحب زندگیات نبودهای
اطاق نیلی / ( خواب)
2❤10
بس که دارم دوستت خود را به بیماری زدم
چون که از آداب زیبای عیادت بوسه است(خواب)
چون که از آداب زیبای عیادت بوسه است(خواب)
❤10
هم گلستان خیالم ز تو پر نقش و نگار
هم مشام دلم از زلف سمن سای تو خوش
در ره عشق که از سیل بلا نیست گذار
کردهام خاطر خود را به تمنای تو خوش(خواب)
هم مشام دلم از زلف سمن سای تو خوش
در ره عشق که از سیل بلا نیست گذار
کردهام خاطر خود را به تمنای تو خوش(خواب)
❤9
تلو بده به خنده ات
مستم کن منو گِرو بده به ترس اما
دست از بوسه بر ندار توو جمع حضار
این شومی تفاوت هامو لو بده به وحدت
به نام محرومان به نام دل شکستگان
به نام تن فروشان به نام خستگان
به نام بی دستگان به نام هرویین
به نام اعتیاد و زخم، صدای تروریسم
تصویر قاصدک های خاور میانه
سرخی خبر
به نام دست بستگان و خشکی خطر رو پوست نازک زمین
و خون و خون که سمت قبله میرفت و
غیر از شمشیر هیج حادثه ای نیست
به نام زنجیر شکستگان و زخم هر جهش
که مثل سینه ام تنتون یه قِصه بی مقصده
به نام تو که تشنه می بندنت
توو استعمار و استبداد و ظلم
هزار صلیب هزار شعر بی اسلحه
و حذف شدگان که پوچی رو نمی پذیرن
اتفاقاً هر روز میمیرن زنده میشن تهش(خواب)
مستم کن منو گِرو بده به ترس اما
دست از بوسه بر ندار توو جمع حضار
این شومی تفاوت هامو لو بده به وحدت
به نام محرومان به نام دل شکستگان
به نام تن فروشان به نام خستگان
به نام بی دستگان به نام هرویین
به نام اعتیاد و زخم، صدای تروریسم
تصویر قاصدک های خاور میانه
سرخی خبر
به نام دست بستگان و خشکی خطر رو پوست نازک زمین
و خون و خون که سمت قبله میرفت و
غیر از شمشیر هیج حادثه ای نیست
به نام زنجیر شکستگان و زخم هر جهش
که مثل سینه ام تنتون یه قِصه بی مقصده
به نام تو که تشنه می بندنت
توو استعمار و استبداد و ظلم
هزار صلیب هزار شعر بی اسلحه
و حذف شدگان که پوچی رو نمی پذیرن
اتفاقاً هر روز میمیرن زنده میشن تهش(خواب)
❤8
شاخههایم را
که دیشب میبریدم یک به یک
در کنارم تا سحر گاهی تبر هم گریه کرد . . .(خواب)
که دیشب میبریدم یک به یک
در کنارم تا سحر گاهی تبر هم گریه کرد . . .(خواب)
❤9
کاش میشد زندگی یک دکمهی تکرار داشت
یا هزاران بار دیگر فرصت دیدار داشت
کاش میشد هر زمان میخواستم میآمدی
کاش این جمله به جای التماس اجبار داشت
کاش میشد عشق را فریاد زد کتمان نکرد
یا اقلاً تکیهگاهی جز درو دیوار داشت
کاش مجنون میشدی، من لیلیات بودم مدام
کاش پایان خوشی این عشق مجنونوار داشت
چون یکی از کاشها را هم ندارد زندگی
کاش این دکان همسایه یه نخ سیگار داشت(خواب)
یا هزاران بار دیگر فرصت دیدار داشت
کاش میشد هر زمان میخواستم میآمدی
کاش این جمله به جای التماس اجبار داشت
کاش میشد عشق را فریاد زد کتمان نکرد
یا اقلاً تکیهگاهی جز درو دیوار داشت
کاش مجنون میشدی، من لیلیات بودم مدام
کاش پایان خوشی این عشق مجنونوار داشت
چون یکی از کاشها را هم ندارد زندگی
کاش این دکان همسایه یه نخ سیگار داشت(خواب)
❤9
خانم دکتره انگار درس خونده سوربن
ولی من دکتر شدم به عشق دکتر دره
کارم تامینه فسفر سروتونین
دوپامین هارت ریت تند تند
با گروهمون میپریم تو کلاب
نیبر هود حس شد زلزله
صبح نشده میشینه تو حساب
میریم ایرپورت با مرسدسه
های بودم فرودگاه توپ
چون ناهارو زدم پچ کروز دانوب
سرگرم میشم تو روز با بوب
چون بوتیش فرق داره تو روم با نود
اجرا تموم من هنوز هایپر
با بچه مزه میخریم از هایپر
اینجا از دیلر اونجا از تو گرین هوس
اینجا اف ایکس اونجا تو مینی ماینر هات باکس
(خواب)
ولی من دکتر شدم به عشق دکتر دره
کارم تامینه فسفر سروتونین
دوپامین هارت ریت تند تند
با گروهمون میپریم تو کلاب
نیبر هود حس شد زلزله
صبح نشده میشینه تو حساب
میریم ایرپورت با مرسدسه
های بودم فرودگاه توپ
چون ناهارو زدم پچ کروز دانوب
سرگرم میشم تو روز با بوب
چون بوتیش فرق داره تو روم با نود
اجرا تموم من هنوز هایپر
با بچه مزه میخریم از هایپر
اینجا از دیلر اونجا از تو گرین هوس
اینجا اف ایکس اونجا تو مینی ماینر هات باکس
(خواب)
❤9
ﺧﺎﻧﻪ ﺩﻝ ﺟﺎﯼ ﻫﺮ ﺑﯿﮕﺎﻧﻪ ﻧﯿﺴﺖ
ﮐﻮﯼ ﻣﺠﻨﻮﻥ ﺟﺎﯼﻫﺮ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﻧﯿﺴﺖ
ﻗﻠﺐ ﻟﯿﻠﯽ ﺑﻪ ﻣﺠﻨﻮﻥ ﺧﻮﺷﺘﺮ اﺳﺖ
ﻏﯿﺮ ﻟﯿﻠﯽ ﮐﺲ ﻻﯾﻖ ﺍﯾﻦ ﺧﺎﻧﻪ ﻧﯿﺴﺖ(خواب)
ﮐﻮﯼ ﻣﺠﻨﻮﻥ ﺟﺎﯼﻫﺮ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﻧﯿﺴﺖ
ﻗﻠﺐ ﻟﯿﻠﯽ ﺑﻪ ﻣﺠﻨﻮﻥ ﺧﻮﺷﺘﺮ اﺳﺖ
ﻏﯿﺮ ﻟﯿﻠﯽ ﮐﺲ ﻻﯾﻖ ﺍﯾﻦ ﺧﺎﻧﻪ ﻧﯿﺴﺖ(خواب)
❤6