تایم خوابم
259 subscribers
2 links
فکر میکردم شعر نجاتم میدهد؛ غرقم کرد...
Download Telegram
گویم ارنی و زار گریم
ترسم ز جواب لن ترانی
عطار(خواب)
❤8
دیگران درحد ممنون و سپاس و مرسی‌اند
تو ولی دورت بگردم من فدایت جانمی(خواب)
❤9
کفاره شراب‌خوری‌های بی‌حساب،
هشیار در میانه مستان نشستن است(خواب)
❤8
چه‌ خویشی ‌با قمر داری که پا تا فرق زیبایی؟(خواب)
❤8
من که اصراری ندارم تو خودت مختاری؛
یا بمان یا که نرو یا نگهت میدارم(خواب)
❤7
تو اگر دغدغه‌ات مردم شام و یمن است
من‌‌دلم‌ پیش‌ غریبی‌ است‌که نامش وطن است...(خواب)
❤8
اینجه جا سی شسه هسی(خواب)
❤7
عهد کردم که بدهکار نباشم به کسی
آمدم پس بدهم بوسه دیروزت را(خواب)
❤7
زندگی رسم خوشایندی ست
زندگی بال و پری دارد با وسعت مرگ
پرشی دارد اندازه عشق
زندگی چیزی نیست
که لب طاقچه عادت از یاد من و تو برود(خواب)
❤8
دور از تو شبیهم به یتیمی که به رویش
در جمع، کسی سیلی محکم زده باشد(خواب)
❤8
از صدای گذر آب چنان فهمیدم
تند تر از آب روان ، عمر گران میگذرد(خواب)
❤8
به کجا برم شکایت به که گویم این حکایت
که لبت حیات ما بود و نداشتی دوامی(خواب)
❤7
دل به دلدار سپاردن کار هر دلدار نیست
من به تو جان میسپارم ، دل که قابل‌دار نیست... (خواب)
❤12
یارب به خدایی خداییت
وانگه به کمال پادشاهیت
از عمر من آنچه مانده بر جای
بستان و به عمر لیلی افزای(خواب)
❤12
معلومه که احمق بود ، خودش که می‌گفت سوی چشاش از بالا درس زیاده ، نه ای که کنکوری بود ، ولی ما می‌گفتیم پسر جان تو جوونی ناکامی مارو دیگه رنگوم نکو ، معلومه با اون چشات لبه چهارپایه وایسی چهارپایه از زیر پات میوفته ، حالا اینم از شانس بدش یه طنابی پیچید دور گردنش مرد(خواب)
❤10
عشق یعنی که خیابان به خیابان همه را رد کنی،
ناگهان بر سر یک‌ کوچه کمی مکث کنی(خواب)
❤11
سر آن ندارد امشب که برآید آفتابی
چه خیال‌ها گذر کرد و گذر نکرد خوابی(خواب)
❤10
گر نرفتی خانه‌اش تا زنده بود
خانه‌‌ی صاحب‌عزا تا صبح خوابیدن چه سود ؟(خواب)
❤11
تا که یکروز تو رسیدی توی قلبم پا گذاشتی
غصه های عاشقی رو تو وجودم جا گذاشتی
زیر رگبار نگاهت دلم انگار زیرو رو شد
برای داشتن عشقت همه جونم آرزو شد
تا نفس کشیدی انگار نفسم برید تو سینه
ابر و باد و دریا گفتن حس عاشقی همینه(خواب)
❤10
چشمان تو زیباتر از آن است که روزی
چشم دگری خیره کند دیده ما را(خواب)
❤11
یک روز بهاری دیگر ، حس میکنم زندگی ام مانند دوناتللو بود دختری گردنم را بوسید و پس از آن دیگر پاسخم نداد تنها بختی که آوردم و هنوز زنده ام این است که در همدان دریاچه ی بوادوبولونی نداریم
گویند لب یار کند رفع عطش را
من هر چه مکیدم لب او، تشنه‌ ترم کرد

اطاق نیلی / (خواب)
❤10