تایم خوابم
258 subscribers
2 links
فکر میکردم شعر نجاتم میدهد؛ غرقم کرد...
Download Telegram
مرا سرمایه‌ای اندک برای زندگانی بود
قماری کردم و بد باختم، شرطم جوانی بود‌(خواب)
❤9
دل به دل راه ندارد که به عینی دیدم
دل من غرق در آشوب و لبش خندان بود(خواب)
❤10
تدبیر کنم هر ‌شب تا دل ز تو بر‌گیرم
چون روز بر‌آرد سر ، مهرِ تو ز‌ سر گیرم
دل با تو در‌آمیزم کآمیخته‌ای با جان
جانی دگرم باید، تا یار دگر گیرم(خواب)
❤9
گر عهد ببندی که شبی آیی به خوابم
من عهد کنم تا ابد دیده بخوابم
هستی، اگر آن روی تو افتد به خیالـم
از عشق تو دل را به جهان هیچ نتابم
گر عطر نفس‌های تو پیچد به شب من
تا آخر هستی ز غمِ خویش رهایم
ای هستیِ من، گر تو بمانی به کنارم
دیگر نه ز دنیا، نه ز فردا گله دارم
(خواب)
❤11
40min(خواب)
❤9
زندگی میکشد آخر به کجا کارت را
باید از دور تماشا کنی یارت را
روز دیدار ، خودت را به ندیدن بزنی
شب ولی دوره کنی لحظه‌ی دیدارت را(خواب)
❤12
یک نفر پیشِ فَلَک ریش گِرو بگذارد؛
بلکه دست از سرِ آزردنِ ما بردارد(خواب)
❤9
تو شب هامو به بیزاری کشوندی
تو خورشید ی بی‌خواب رو سوزوندی
تو آزاری تو دردی ، ی دیوار بلندی
گذشته جنس کوهی مثل سنگی(خواب)
❤9
در مؤخرهٔ این روایت هیچ کس بر رمز بقایم وقوف نیافت شاید از آن رو که مرارت را با وقاری آیینی بر دوش می کشیدم و تبسم را نه از سر طرب که چونان آخرین حجاب فروپاشی بر سیمای خویش می آویختم هیچ تقدیسی نصیبم نشد و ذکری از من در حافظهٔ روزگار نماند با این همه خرسندم که شرافت خویش را به بهای اندکی التفات در بازار عواطف به حراج ننهادم
اگر از جراحت یار خاموش تر از دیگران می گذشتم نه از آن رو بود که نصیبم از عشق کمتر بود بلکه از آن رو که دریافته بودم عشق آنگاه که به زبان آید از هیبت خویش می کاهد و رنج آنگاه که به نمایش درآید دیگر حرمت سوگواری ندارد که حرمت عشق را والاتر از آن می‌دانستم که آن را به ابتذال شکایت بیالایم

اطاق نیلی / ( خواب)
❤10
به یاد تو هر شب که بخوابم سحر شود گویی که شب فراق به یک عمر می‌رسد(خواب)
❤10
چشمم چو به چشم آن پری چشم افتاد ، از چشم پری به چشم من چشم افتاد ، رفتم که بدزدمش ز چشمش چشمی ، از چهار طرف به چشم من چشم افتاد ، ای چشم تو چشم چشم عالم را چشم ، من چشم ندیده ام چو چشم تو به چشم ، چشمم زن میان چشم چشم تو گزید ، این چشم چه چشمیست ، چه چشمیست ، چه چشم(خواب)
❤9
چو رسی به طور سینا ، ارنی مگو و بگذر
که نی‌ارزد این تمنا به جواب لن ترانی
سعدی(خواب)
❤8
چو رسی به طور سینا ارنی بگو و بگذر
تو صدای دوست بشنو نه جواب لن ترانی حافظ(خواب)
❤8
ارنی کسی بگوید که تورا ندیده باشد
توکه با منی همیشه چه تری ، چه لن ترانی
مولانا(خواب)
❤8
ارنی و لن ترانی همه در سخن عیان است
تو به دل بگو که حرفت همه در دلت نهان است
مهدیار(خواب)
❤8
گویم ارنی و زار گریم
ترسم ز جواب لن ترانی
عطار(خواب)
❤8
دیگران درحد ممنون و سپاس و مرسی‌اند
تو ولی دورت بگردم من فدایت جانمی(خواب)
❤9
کفاره شراب‌خوری‌های بی‌حساب،
هشیار در میانه مستان نشستن است(خواب)
❤8
چه‌ خویشی ‌با قمر داری که پا تا فرق زیبایی؟(خواب)
❤8
من که اصراری ندارم تو خودت مختاری؛
یا بمان یا که نرو یا نگهت میدارم(خواب)
❤7
تو اگر دغدغه‌ات مردم شام و یمن است
من‌‌دلم‌ پیش‌ غریبی‌ است‌که نامش وطن است...(خواب)
❤8