تایم خوابم
257 subscribers
2 links
فکر میکردم شعر نجاتم میدهد؛ غرقم کرد...
Download Telegram
یادم آید تو به من گفتی
از این عشق حذر کن ، کمی چند بر این آب نظر کن آب ، آیینه‌ی عشق گذران است
تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است
باشد که فردا دلت با دگران است(خواب)
1❤9
توصیف تو در شأن کسی نیست بجز من،
تعریف شراب از دهن مست قبول است‌(خواب)
❤9
ما در خلوت به روی خلق ببستیم
از همه بازآمدیم و با تو نشستیم(خواب)
❤10
تو مرا آزردی
که خودم کوچ کنم از شهرت،
تو خیالت راحت
میروم از قلبت،
می‌شوم دورترین خاطره در شب‌هایت
تو به من میخندی
و به خود میگویی: باز می‌آید و میسوزد از این عشق ولی
برنمی‌گردم، نه
میروم آنجا که دلی بهر دلی تب دارد
عشق زیباست و حرمت دارد(خواب)
❤9
اگر از من بگیری خنده های گه گدارم را
کجا پنهان کنم اندوه های بی شمارم را(خواب)
❤9
با آن‌که مرا از دل خود راند، بگویید
ملکی که در آن ظلم شود، دیر نپاید(خواب)
❤9
امروز ما بیچارگان امید فرداییش نیست
این دانی و با ما هنوز امروز و فردا می‌کنی(خواب)
❤9
مادرم
چاقو را در حوض نشُست
ماه زخمی می‌شد(خواب)
❤8
صدف ز دوریِ گوهر، چمن ز رفتنِ گل
چنان به خاک برابر نشد که من بی‌تو.
به مِی گریختم از هجرِ تلخ، زین غافل
که داغ تازه کند، باده‌ی کهن بی‌تو(خواب)
❤9
ما قوّت پرواز نداریم وگرنه
عمری‌ست که صیاد شکسته‌ست قفس را‌(خواب)
❤9
مرا سرمایه‌ای اندک برای زندگانی بود
قماری کردم و بد باختم، شرطم جوانی بود‌(خواب)
❤9
دل به دل راه ندارد که به عینی دیدم
دل من غرق در آشوب و لبش خندان بود(خواب)
❤10
تدبیر کنم هر ‌شب تا دل ز تو بر‌گیرم
چون روز بر‌آرد سر ، مهرِ تو ز‌ سر گیرم
دل با تو در‌آمیزم کآمیخته‌ای با جان
جانی دگرم باید، تا یار دگر گیرم(خواب)
❤9
گر عهد ببندی که شبی آیی به خوابم
من عهد کنم تا ابد دیده بخوابم
هستی، اگر آن روی تو افتد به خیالـم
از عشق تو دل را به جهان هیچ نتابم
گر عطر نفس‌های تو پیچد به شب من
تا آخر هستی ز غمِ خویش رهایم
ای هستیِ من، گر تو بمانی به کنارم
دیگر نه ز دنیا، نه ز فردا گله دارم
(خواب)
❤11
40min(خواب)
❤9
زندگی میکشد آخر به کجا کارت را
باید از دور تماشا کنی یارت را
روز دیدار ، خودت را به ندیدن بزنی
شب ولی دوره کنی لحظه‌ی دیدارت را(خواب)
❤12
یک نفر پیشِ فَلَک ریش گِرو بگذارد؛
بلکه دست از سرِ آزردنِ ما بردارد(خواب)
❤9
تو شب هامو به بیزاری کشوندی
تو خورشید ی بی‌خواب رو سوزوندی
تو آزاری تو دردی ، ی دیوار بلندی
گذشته جنس کوهی مثل سنگی(خواب)
❤9
در مؤخرهٔ این روایت هیچ کس بر رمز بقایم وقوف نیافت شاید از آن رو که مرارت را با وقاری آیینی بر دوش می کشیدم و تبسم را نه از سر طرب که چونان آخرین حجاب فروپاشی بر سیمای خویش می آویختم هیچ تقدیسی نصیبم نشد و ذکری از من در حافظهٔ روزگار نماند با این همه خرسندم که شرافت خویش را به بهای اندکی التفات در بازار عواطف به حراج ننهادم
اگر از جراحت یار خاموش تر از دیگران می گذشتم نه از آن رو بود که نصیبم از عشق کمتر بود بلکه از آن رو که دریافته بودم عشق آنگاه که به زبان آید از هیبت خویش می کاهد و رنج آنگاه که به نمایش درآید دیگر حرمت سوگواری ندارد که حرمت عشق را والاتر از آن می‌دانستم که آن را به ابتذال شکایت بیالایم

اطاق نیلی / ( خواب)
❤10
به یاد تو هر شب که بخوابم سحر شود گویی که شب فراق به یک عمر می‌رسد(خواب)
❤10
چشمم چو به چشم آن پری چشم افتاد ، از چشم پری به چشم من چشم افتاد ، رفتم که بدزدمش ز چشمش چشمی ، از چهار طرف به چشم من چشم افتاد ، ای چشم تو چشم چشم عالم را چشم ، من چشم ندیده ام چو چشم تو به چشم ، چشمم زن میان چشم چشم تو گزید ، این چشم چه چشمیست ، چه چشمیست ، چه چشم(خواب)
❤9